بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 24

تجحف به او مرض لا يطيق فيه الحج او سلطان يمنعه فليمت يهوديا او نصرانيا"[1]يعني : "هر كس از دنيا برود، در حالي كه حجة الاسلام را به جا نياورده بدون اينكه حاجتي مانع او شده باشد يا به جهت بيماري از آن بازمانده باشد يا پادشاهي از رفتن او جلوگيري كرده باشد، چنين كس در حال مردن به كيش يهوديت يا نصرانيت خواهد مرد." پس هر مكلفي كه مستطيع باشد بايد دست كم در عمر خود يك بار به مكه مكرمه برود و عمره و حج بجا آورد و آن را "حجة الاسلام" مي‌نامند. خداوند مهربان و بخشنده به همه ما حالت تنبه و بيداري عنايت كند و عمره و حج حجاج محترم را قبول فرمايد; و اين بنده محتاج خود را نيز مورد لطف قرار دهد. و چون مستحبات حج بيش از آن است كه در اين رساله بيان شود، لذا به بيان مقداري از آنها اكتفا كرده و باقيمانده را به كتابهاي مفصل ارجاع مي‌دهيم . و بجا آوردن مستحباتي كه در آن كتابها ذكر شده به اميد ثواب اشكالي ندارد بلكه ثواب هم دارد. و نظر به اينكه اين كتاب مناسك براي فارسي زبانان نوشته شده و تكليف آنان معمولا عمره و حج تمتع است، به بيان آنها اكتفا مي‌شود و از بقيه به نحو اجمال نامي برده مي‌شود.
[1]وسائل الشيعة، كتاب الحج، باب «7» از ابواب وجوب الحج و شرائطه، حديث 1.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :24

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 25

بخش دوم : مشتمل بر بيان وجوب حج و عمره

و شرايط، احكام، واجبات و آداب و سنن عمره و حج

باب اول : مشتمل بر دوازده فصل


صفحه 26

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 27

فصل اول - وجوب فوري حجة الاسلام

(مسأله 1)حجة الاسلام بر شخص مكلف مستطيع واجب است ; و در تمام عمر بيش از يك مرتبه واجب نمي شود.(مسأله 2)وجوب حج بر شخص مستطيع فوري است ; يعني واجب است در سال اول استطاعت آن را بجا آورد و تأخير آن جايز نيست . و در صورت تأخير، واجب است در سال بعد انجام دهد; و همچنين در سالهاي بعد.(مسأله 3)اگر رسيدن به حج بعد از حصول استطاعت، توقف بر مقدماتي - مانند تهيه اسباب مسافرت داشته باشد - به دست آوردن آن مقدمات لازم است ; به طوري كه در همان سال به حج برسد. و در صورتي كه شخص، كوتاهي كند و در آن سال به حج نرسد حج بر عهده او ثابت شده و پس از آن بايد در هر شرايطي به حج برود; هر چند استطاعت او از بين رفته باشد.

فصل دوم - شرايط وجوب حجة الاسلام

حج با چند شرط واجب مي‌شود; و بدون آن شرايط حج واجب نيست :شرط اول و دوم :"بلوغ" و "عقل"; پس حج بر كودك و ديوانه واجب نيست .(مسأله 4)اگر غير بالغ حج بجا آورد حج او صحيح است ; هر چند از ججة الاسلام كفايت نمي كند.


صفحه 28

(مسأله 5)اگر بچه مميز براي حج محرم شود و در وقت وقوف به مشعرالحرام بالغ گردد، در صورتي كه مستطيع باشد حج او از حجة الاسلام كفايت مي‌كند; همچنين است ديوانه اگر پيش از رسيدن به مشعر عاقل شود. و بنابر احتياط واجب، احرام را تجديد كند; هر چند اعاده كردن حج در سال بعد براي اين دو احوط است، بويژه در ديوانه .(مسأله 6)كسي كه گمان مي‌كرد بالغ نشده و قصد حج استحبابي كرد و پس از حج معلوم شد بالغ بوده، كافي بودن حج او از حجة الاسلام محل اشكال است ; مگر در صورتي كه در وقت نيت، قصد وظيفه فعلي يا مافي الذمه را نموده و آن را از روي اشتباه بر حج استحبابي تطبيق كرده باشد.(مسأله 7)حج براي بچه مميز مستحب مي‌باشد و حج او صحيح است ; هر چند ولي او اجازه نداده باشد. لكن پس از بالغ شدن اگر استطاعت داشت بايد دوباره به حج برود و حج زمان كودكي كافي نيست .(مسأله 8)مستحب است ولي بچه غير مميز، او را محرم كند و لباس احرام به او بپوشاند و نيت كند كه اين بچه را براي عمره تمتع يا حج تمتع محرم مي‌كنم . و اگر مي‌شود "تلبيه" يعني گفتن لبيك[1]را به او تلقين كند; وگرنه خودش به جاي او بگويد. و هزينه سفر و حج بچه، آنچه علاوه بر مخارج متعارف اوست به عهده ولي او مي‌باشد; مگر اينكه سفر به مصلحت بچه باشد، مثل اينكه حفظ بچه توقف داشته باشد بر اينكه او را با خود به سفر ببرد.(مسأله 9)مقصود از "ولي" در اين مقام ظاهرا ولي شرعي بچه است ; مانند پدر و جد پدري، و هر كس از ناحيه آنان يا
[1]جمله : "لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك" را "تلبيه" مي‌گويند.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :28

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 29

حاكم شرع با اختيارات تام اجازه داشته باشد.(مسأله 10)پس از آنكه بچه محرم شد يا او را محرم كردند بايد ولي ، او را از محرمات احرام باز دارد; و اگر بچه مميز نيست خود ولي ، او را از محرمات احرام حفظ كند.(مسأله 11)اگر پس از احرام بچه، ولي او را از محرمات احرام باز نداشت و در نتيجه يكي از محرمات را بجا آورد، در صيد، ولي او بايد كفاره آن را از مال خودش بدهد نه از مال بچه ; و در غير صيد وجوب كفاره ثابت نيست، هر چند در صورت عمد احتياط خوب است .(مسأله 12)گوسفند قرباني حج كودك به عهده ولي اوست كه او را به حج آورده است .(مسأله 13)ولي بچه پس از احرام بچه بايد او را وادار كند كه تمام اعمال عمره و حج را بجا آورد. و هر چه را نمي تواند خود ولي به نيابت بچه بجا آورد.(مسأله 14)اگر ولي بچه او را محرم كرد و بچه را وادار كرد اعمال را مطابق دستور انجام دهد، و آنچه را نتوانست به نيابت او انجام داد، بچه از احرام خارج مي‌شود و پس از بزرگ شدن مي‌تواند ازدواج كند.(مسأله 15)اگر بچه نابالغ پيش از آنكه در ميقات محرم شود بالغ گردد و از همانجا مستطيع باشد حج بر او واجب است و از حجة الاسلام كفايت مي‌كند.شرط سوم :"حريت و آزاد بودن" است ; پس بر غلام و كنيز زر خريد كه سابقا وجود داشته حج و عمره واجب نيست ; هر چند مال و توانايي داشته باشند.شرط چهارم :اينكه انسان "مستطيع" باشد، يعني :1 -از نظر مالي هزينه رفت و برگشت و هزينه عائله خود را تا وقت


صفحه 30

برگشتن داشته باشد.2 -توانايي بدني براي سفر و انجام اعمال حج را داشته باشد.3 -راه باز باشد; و اگر موانعي در كار هست بتواند آنها را برطرف نمايد.4 -زمان لازم براي رسيدن به مكه و انجام اعمال در ايام حج را داشته باشد.5 -از ناحيه حج زندگي كنوني و آينده او و عائله اش مختل نشود. و از آيه شريفه قرآن و احاديث در تفسير استطاعت همين معنا استفاده مي‌شود. و در استطاعت بذلي[1]نيز همين ملاك موجود است ; چنانكه روشن خواهد شد.

استطاعت مالي

(مسأله 16)"استطاعت مالي" يعني داشتن توشه راه و وسيله رفت و برگشت و توان اداره عائله خود و لوازم زندگي به گونه اي كه ناچار نباشد لوازم زندگي خود و عائله اش را به مصرف حج برساند و از ناحيه حج زندگي مادي او مختل نشود. و كافي است پول يا سرمايه يا ملكي داشته باشد كه بتواند به وسيله آن مخارج خود و حج و عائله اش را تهيه نمايد.(مسأله 17)معتبر است در استطاعت مالي علاوه بر مخارج رفتن و انجام حج، مخارج برگشتن را نيز داشته باشد; مگر اينكه نخواهد برگردد و بنا داشته باشد در آنجا بماند. همچنين معتبر است مخارج عائله خود را نيز داشته باشد; مگر اينكه كسي يا ارگاني آنان را بدون منت به خوبي اداره كند و رفتن به حج در زندگي آنان خللي ايجاد نكند.
[1]معناي استطاعت بذلي در مسأله «44» ذكر شده است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :30

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 31

ولي در استطاعت معتبر نيست كه پول سوغاتها و تشريفات اضافي را نيز داشته باشد.(مسأله 18)معتبر است در استطاعت مالي علاوه بر مخارج رفت و برگشت و مصارف حج و عائله، ضروريات زندگي از قبيل لباس و فرش و محل سكونت - هر چند وقفي يا اجاره اي كه مناسب با نياز و شأن او باشد - و ساير لوازم زندگي را داشته باشد و يا پول يا ملكي داشته باشد كه بتواند آنها را در وقت نياز تهيه نمايد.(مسأله 19)اگر كسي مخارج حج را نداشته باشد و ضروريات زندگي خود و عائله يا پول آنها را در حج خرج كند، مستطيع نيست و حج او از حجة الاسلام كفايت نمي كند.(مسأله 20)كسي كه فعلا به ازدواج نياز شديد دارد و به اندازه مخارج متعارف آن پول تهيه كرده است، واجب نيست پول را به مصرف حج برساند; و از ناحيه اين پول مستطيع نيست .(مسأله 21)كسي كه پول نقد يا مال موجود به مقدار استطاعت ندارد ولي از ديگري به همين مقدار طلب دارد و باقي شرايط استطاعت را نيز داراست، پس اگر طلب او مدت ندارد يا وقت آن رسيده و مي‌تواند - هر چند با شكايت و بدون مشقت - آن را بگيرد، واجب است مطالبه كند و آن را بگيرد و به حج برود; ولي اگر بدهكار نمي تواند آن را بدهد مطالبه جايز نيست و استطاعت حاصل نمي شود. و اگر وقت طلب او نرسيده ولي بدهكار مي‌خواهد بدون منت بدهد بايد آن رابگيرد و مستطيع مي‌باشد. بلكه اگر بدهكار به فكر دادن آن نيست ولي طلبكار مي‌داند به مجرد اظهار به او مي‌پردازد و هيچ گونه اهانت و منت هم در اظهار و گرفتن آن نيست، در اين صورت نيز بنابر احتياط واجب به او