بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 381

از وقوف با رفتن به آنجا خروج از مكه صدق نمي كند؟جواب :سابقا جزو شهر مكه نبوده ; و اما اينكه فعلا جزو آن محسوب مي‌شود يا خير، بايد از اهل اطلاع تحقيق شود. و در هر حال اين مقدار خروج از مكه ظاهرا مانعي ندارد.

چند مسأله متفرقه

(سؤال 218)آيا در وجوب كوچ كردن بعد از ظهر روز دوازدهم، زنها هم حكم مردان را دارند يا نه ؟ بنابراين اگر از رمي كردن در روز معذور باشند و شب دوازدهم رمي كنند، آيا مي‌توانند قبل از ظهر از مني كوچ نمايند؟جواب :اگر تا صبح در مني مانده باشند، بنابر احتياط واجب بايد بمانند و بعد از ظهر از مني خارج شوند.(سؤال 219)اگر ديگران از رفع عذر شخص معذور مأيوس باشند، آيا لازم است براي انجام اعمال از او اذن بگيرند؟ و اگر نتواند اذن بدهد، آيا اذن معتبر است يا نه ؟جواب :نيابت بدون استنابه معذور در صورت تمكن معذور از استنابه صحيح نيست ; و در صورت عدم تمكن نيز مشكل است .(سؤال 220)كسي كه وظيفه او وضوي جبيره اي و تيمم است و از روي جهل بدون تيمم اعمال عمره را انجام داده است وظيفه اش چيست ؟جواب :بنابر احتياط اعاده نمايد.(سؤال 221)فرموده ايد: "اگر از طرف قاضي مكه حكم شد كه فلان روز عيد است و ما يقين به خلاف نداشتيم، متابعت آنان جايز است ." اگر در همين فرض بتوان احتياط كرد و وقوف به عرفات و مشعر و اعمال مني را بدون مانعي انجام داد تا يقين


صفحه 382

به متابعت قطعي با واقع پيدا شود، آيا اين كار لازم است يا نه ؟جواب :لازم نيست، ولي خوب است .(سؤال 222)در عرفات و مني و مشعر و بعد از مراجعت از اماكن مزبور در صورتي كه مسافت شرعي محقق نشود، وظيفه حجاجي كه قبلا در مكه معظمه قصد اقامت كرده اند از نظر قصر و اتمام چيست ؟جواب :احتياط واجب در جمع بين قصر و اتمام است .(سؤال 223)مقدار شب براي كسي كه در مكه به جاي بيتوته در مني به عبادت مشغول مي‌شود چقدر است ؟ از مغرب تا طلوع فجر است يا طلوع آفتاب ؟جواب :بيتوته و عبادت تا طلوع فجر كافي است .(سؤال 224)آيا قرائت قرآن يا دعا يا نگاه كردن به كعبه و يا نماز خواندن در مسجدالحرام جزو عباداتي محسوب مي‌شود كه به واسطه آنها حاجي مي‌تواند در خارج مني بيتوته نمايد يا اينكه مقصود از عبادت اين است كه او بايد طواف كعبه نمايد؟جواب :شكي نيست كه قرائت قرآن و ذكر خدا و دعا و نيز خواندن نماز كفايت مي‌كند و لازم نيست كه منحصرا طواف نمايد. اما بعيد نيست گفته شود كه عبادت در خصوص مورد سؤال از مجرد نگاه كردن به كعبه - بدون گفتن ذكر و دعا در آن حال - انصراف داشته باشد; هر چند نگاه كردن به كعبه في نفسه از جمله عبادات شمرده شده است .(سؤال 225)شخصي غسل مس ميت بر گردنش بوده ولي بعد از اعمال حج متذكر مي‌شود; وظيفه او چيست ؟جواب :اگر غسل جنابت كرده باشد، غسل مس ميت ساقط مي‌شود و اعمالش صحيح است ; و اگر غسل جنابت نكرده باشد در صورتي كه غسل جمعه يا غسل احرام انجام داده باشد، سقوط


صفحه 383

غسل مس ميت با انجام آنها به نظر اينجانب محل اشكال است .(سؤال 226)اينجانب مدير گروه حج مي‌باشم و اعمال حجي كه انجام مي‌دهم مستحبي است، آيا مي‌شود به جاي حج تمتع نيت حج افراد كرده و به جاي عمره تمتع عمره مفرده انجام دهم ؟ همچنين ساير خدمه كه واجب الحج نيستند آيا مي‌توانند چنين كنند؟جواب :مانعي ندارد.(سؤال 227)كسي كه قصد كرده تا پايان روز هشتم ذيحجه در مكه بماند و به تصور اينكه از آغاز ورودش تا آن روز ده روز مي‌شود نمازهايش را تمام خوانده ولي بعدا معلوم شده كمتر از ده روز بوده وظيفه اش چيست ؟جواب :در فرض سؤال وظيفه او قصر است و نمازهايي را كه در غير مسجدالحرام اصلي تمام خوانده است بنابر احتياط واجب قضا نمايد.(سؤال 228)آيا مقداري از سنگ صفا و مروه يا مشعر را مي‌شود با خود آورد يا نه ؟جواب :با توجه به فتواي بعضي از علما به منع، احوط ترك است ; اگر چه به دليل معتبري تاكنون برخورد نشده است .(سؤال 229)مريض با احرام عمره تمتع يا عمره مفرده وارد مكه شده ولي از انجام طواف و سعي عاجز است، آيا وظيفه او استنابه است يا احكام محصور را دارد؟ و بالجمله احكام محصور براي مريضي است كه قبل از ورود به مكه مريض شده، يا در مورد مرض بعد از ورود به مكه و امكان استنابه هم باز احكام محصور جاري مي‌شود؟جواب :در فرض سؤال احكام محصور را ندارد، بلكه در صورت امكان او را به دوش گيرند يا بر تخت روان و مانند آن


صفحه 384

بخوابانند و طواف و سعي دهند; و اگر به هيچ نحو ممكن نيست كه او را طواف و سعي دهند، به نيابت او طواف و سعي را بجا آورند و پس از آن خودش تقصير كند و از احرام خارج شود.(سؤال 230)آيا در مسافرخانه ها يا هتلهاي مكه و مدينه مي‌توان نماز جماعت برپا نمود; و آيا مي‌توان در جماعت مسلمين در مساجد شركت نمود يا نه ؟جواب :از اقامه جماعت در مسافرخانه ها و هتلها اگر در معرض اعتراض مخالفين باشد خودداري شود. و حكم حضور و شركت در جماعت آنها نيز در مسأله «716» مناسك ذكر شده است ; ولي حمد و سوره را هر چند به نحو حديث نفس بخوانند.(سؤال 231)با توجه به سنگفرش بودن مسجدالحرام و مسجد النبي6بيشتر نمازگزاران براي سجده مشكلي ندارند; مگر كساني كه بخواهند در مسجد اصلي و مكانهاي نزديك به آن كه با قالي فرش شده است نماز بخوانند. سؤال اين است كه : آيا لازم است نماز را در مكانهاي سنگفرش بجا آورند تا علاوه بر عمل به وظيفه از اتهامات وارده كاسته شود يا جايز است بر فرش و امثال آن سجده كنند و به مسأله تقيه عمل نمايند؟جواب :اگر سجده كردن بر روي سنگها بر خلاف تقيه نباشد، بايد بر روي سنگها سجده شود.(سؤال 232)آيا در نماز جماعت اهل سنت، ساير شروط جماعت - مانند اتصال صفوف و عدم تقدم بر امام - بايد رعايت شود؟ لازم به توضيح است گاهي امام جماعت مسجدالحرام در صحن مي‌ايستد و بين صحن و سالنها فاصله مي‌شود; و گاهي امام در سالنها مي‌ايستد و مردم در صحن و حول كعبه اقتدا مي‌كنند.جواب :در فرض سؤال در صورت حضور در جماعت آنها


صفحه 385

اعاده نماز لازم است .(سؤال 233)در نماز جماعت مسجدالحرام و مسجد النبي6معمولا قنوت را در ركعت آخر و پس از ركوع انجام مي‌دهند; آيا اين قنوت كفايت از قنوت مستحب قبل از ركوع ركعت دوم مي‌كند؟جواب :در صورت حضور در جماعت آنان بايد از باب متابعت از ايشان پيروي شود. و تكليف استحبابي بر خواندن قنوت در محل خود ساقط است ; نه از باب اينكه قنوت در غير محل كافي از قنوت باشد.(سؤال 234)با توجه به اينكه تقيه در اين زمان به خاطر ترس از قتل و ضرب و جرح نيست و تنها براي ترس از اتهام به شرك و بت پرستي است، آيا تقيه اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبي6دارد يا در مساجد بين راه هم تقيه لازم است ؟جواب :هر جايي كه ترك حضور در جماعت آنها در معرض وهن مذهب باشد مورد تقيه است ; و اختصاص به مسجدين ندارد.(سؤال 235)بردن حصير به مسجدين براي سجده، و سجده بر بادبزن و كاغذ و امثال اينها چه حكمي دارد؟ با توجه به اينكه امكان انگشت نما شدن و اتهام به شيعه و وهن آنان موجود است .جواب :وهم و احتمال ضعيف ملاك نيست ; بلكه همان گونه كه در سؤال قبل گفته شد "معرضيت" ملاك است .(سؤال 236)در نماز جماعت با اهل سنت كه قرائت حمد و سوره را هر چند به نحو حديث نفس واجب مي‌دانيد، آيا گوش كردن به قرائت حمد امام در نماز صبح و مغرب و عشا كفايت از حديث نفس مي‌كند؟


صفحه 386

جواب :گوش كردن به قرائت امام كافي از حديث نفس نيست .(سؤال 237)هنگام همراهي با جماعت اهل سنت و خواندن حمد و سوره، در نماز ظهر و عصر دچار اشكال نمي شويم ; زيرا صداي امام به گوش نمي رسد و آنها هم حمد را مي‌خوانند. ولي در نمازهاي جهريه اولا: آيا استماع قرائت امام واجب است يا نه ؟ ثانيا: با توجه به "انصتوا" آيا قرائت - هر چند آهسته و به نحو حديث نفس - هنگام قرائت آنان مجزي است ؟جواب :حديث نفس به معناي گذراندن از ذهن است و در نمازهاي جهريه نيز لازم است و منافاتي با انصات ندارد.(سؤال 238)اگر انسان در جماعت اهل سنت شركت كرد و از روي غفلت يا جهالت و يا فراموشي حمد و سوره را نخواند نماز او چه حكمي دارد؟ آيا فهميدن قبل از وقت و بعد از وقت در حكم تأثيري دارد؟ اگر پس از ركوع امام و قبل از اينكه خودش به ركوع رود متذكر شود چه حكمي دارد؟جواب :در صورت نسيان نمازش صحيح است ; و در صورت جهل احوط اعاده است . همچنين است اگر بعد از ركوع امام و قبل از ركوع خودش متذكر شود و نتواند حمد و سوره را بخواند.


صفحه 387

فهرست اصطلاحات و اماكن

"الف"1 - "ابطح":نام يكي از واديهاي شن زار و مسيل گونه اطراف شهر سابق مكه است كه اكنون جزو شهر شده و در خيابان مسجدالحرام پس از پل حجون و نرسيده به ميدان معابده قرار دارد.2 - "استلام حجرالاسود":دست كشيدن به حجرالاسود.3 - "احتياط واجب":اصطلاح فقهي است و در جايي گفته مي‌شود كه مرجع، فتواي قطعي ارائه نمي دهد ولي به نظر او مسأله مربوطه داراي شبهه قوي وجوب يا حرمت مي‌باشد: و در چنين موارد مقلد هم مي‌تواند به مرجع ديگري با مراعات شرايطش مراجعه نمايد و هم به احتياط مرجع خود عمل نمايد.4 - "احتياط":مرتبه ضعيف احتياط واجب است و در حكم مانند آن مي‌باشد.5 - "احوط...":يعني احتياط چنين است ; اگر چنين تعبيري همراه با فتواي مرجع برخلاف مضمون و مفاد احتياط باشد، خواه فتوا پيش از كلمه "احوط" باشد يا بعد از آن، در اين گونه موارد احتياط كردن مستحب است و مقلد نمي تواند به فتواي غير مرجع خود مراجعه نمايد; ولي اگر بدون فتواي


صفحه 388

قبل يا بعد از آن باشد نظير مورد چهارم مي‌باشد.6 - "اقوي چنين است":جايي گفته مي‌شود كه حكم مسأله، نزد مرجع، روشن و قوي است و مقلد بايد به آن عمل نمايد و مراجعه به فتواي ديگران جايز نيست .7 - "اصل تركه":مجموعه دارايي ميت است، در مقابل ثلث آن يعني يك سوم دارايي .8 - "اعتبار" و "امر اعتباري" و "اعتبارا":تقريبا به يك معناست و در جايي گفته مي‌شود كه چيزهايي وجود حقيقي در خارج ذهن ندارند ولي به دليل اهداف عقلايي، يك نوع وجود حقوقي و قراردادي و فرضي بين مردم و يا بين عده اي و يا نزد خود انسان، براي آنها تصور مي‌شود مانند: مفاد معاملات و عقدها و قراردادها و اوامر و نواهي بين افراد و نيز كليه شخصيتهاي حقوقي رايج .9 - "اركان كعبه":كعبه معظمه داراي چهار ركن مي‌باشد كه مقصود همان چهار گوشه آن است :اول :"ركن حجر" كه حجرالاسود در آن گوشه قرار دارد.دوم :"ركن عراقي" است كه از حجرالاسود گذشته و نرسيده به حجر اسماعيل (ع) مي‌باشد.سوم :"ركن شامي" كه در شمال غربي كعبه است و بعد از حجر اسماعيل قرار دارد.چهارم :"ركن يماني" است كه نرسيده به ركن حجر مي‌باشد.10 - "استنكاف":شانه خالي كردن از انجام كار واجب يا ترك كار حرام .11 - "احراز":كسب اطمينان نسبت به كاري .12 -اصل سلامت :اصطلاح فقهي است و مقصود آن است كه هر گاه پس از انجام معامله اي، نسبت به سلامت و معيوب