بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 208

باب سيزدهم مؤمن در زير پرده است و كارش تقدير نشود

گويم: ان شاء اللَّه تعالى شماره‌اى از اخبار را در اين باره ضمن دو باب از ابواب كتاب العشره بياوريم چنانچه خواهى دانست و بايد در اينجا پاره‌اى از آن را يادآور شويم.

1- در علل الشرائع (ج 2 ص 247) بسندش تا امام صادق7كه مؤمن مكفر است و زير پرده براى آنكه نيكى او بالا رود بسوى خدا عز و جل و در ميان مردم منتشر نگردد، و كافر مشهور شود زيرا نيكى او در ميان مردم منتشر گردد و بآسمان بالا نرود.

2- علل الشرائع بسندش از على7كه رسول خدا6زير پرده بود و نيكوئى او تقدير ميشد و نيكى و احسانش بر قرشى و عربى و عجمى همه شايان بود و احسان كى بزرگتر است از رسول خدا6بر اين مردم و هم‌چنين باشيم ما خاندان زير پرده نهان و احسان ما قدردانى نشود و خوبان مؤمنان هم زير پرده باشند و احسانشان قدردانى نشود.

3- كافى (ج 2 ص 251) بسندش از امام صادق7كه مؤمن مكفر است و زير پرده، و در روايت ديگر است كه آن براى اينست كه نيكى او بآسمان برآيد، و در


صفحه 209

ميان مردم منتشر نگردد، و كافر قدردانى شود.

بيان: گويا مقصود از علت اينست كه چون نيكى او خالص براى خدا است و پسند او نميخواهد خدا پاداش در دنيا داشته باشد و نعمت او زير پرده ميماند تا ثواب ديگر سرايش كامل باشد، و كافر چون شايسته ثواب ديگر سرا نيست پاداش دنيا دارد چون عبادتهاى شيطان.

و بقولى اين براى آنست كه مؤمن نيكيش را از مردم نهان كند، و خود نمائى و شهرت‌طلبى ندارد و بسوى خدا بالا رود و در مردم منتشر نشود، و كافر آشكارا براى خودنمائى و شهرت‌طلبى كار كند و در مردم منتشر گردد، و خدايش نپذيرد و بدرگاه او بالا نرود.

و بقولى كارهاى نيك بسيار دارد كه جز خدا و آموخته‌هاى وحى او ندانند زيرا نيكى او همان دادن پول و كالا نيست بلكه مانند زنده بودن مردم است بوجود او، و مانند آنها از نعمتهاى بزرگ نهانى.

و بسا گفتند: براى اينست كه مؤمن نيكى به ناتوانان و مستمندان كند كه نزد مردم آبروئى ندارند و نامور نيستند و از اين رو نيكى او زبانزد مردم نشود، و كافر به معروفترين و شاعران و مردان نامور نيكى كند و پر آوازه شود.

اگر گويد: برخى اين توجيهات منافى است با آنچه در باب ريا خواهد آمد كه خدا تعالى كردار خالص را پديدار كند، و در چشم مردم بيش نمايد، و هر كس براى مردم كارى كند خدايش در ديد مردم اندك سازد.

گوئيم: مى‌شود اين اخبار را حمل بغالب كرد و آن ديگر را بكمياب و نادر، يا اين را بمؤمن خالص و آن را بديگران، يا اين را بر عبادت مالى و آن را بر عبادت بدنى.


صفحه 210

باب چهاردهم نشانه‌هاى مؤمن و صفات او

آيات قرآن مجيد:

1- الانفال آيه 2- همانا مؤمنان آنانند كه چون ذكر خدا شود دلشان بترسد و چون آيات خدا بر آنها خوانده شود ايمانشان بيافزايد و بر پروردگار خود توكل دارد.

3- آنان كه برپا دارند نماز را و از آنچه روزيشان كرديم انفاق ميكنند (در راه خدا) 4- آنانند همان مؤمنان درست داراى درجه‌هاى بلند نزد پروردگارشان و روزى ارجمند.

2- التوبه آيه 71 مردهاى مؤمن و زنهاى مؤمنه دوستان يك ديگرند وادارند به نيكى و باز دارند از زشتى و برپا دارند نماز و بپردازند زكات و فرمان برند خدا و رسولش را آنانند كه رحمت خواهد كرد خداشان زيرا خدا عزيز است و حكمتدار.

3- يوسف آيه 106 و بيشترشان نگروند بخدا جز كه همان مشركانند.

4- المؤمنون آيه 1 البته رستگارانند مؤمنان 2- آنان كه در نمازشان خاشعند 3- و آنان كه از بيهوده روگردانند، 4- و آنان كه زكات پردازند، 5- و آنان كه خود- دارند از بيگانه، 6- جز با همسران و كنيزان خود كه سرزنشى ندارند 7- و هر كه بجويد از پس آن بيگانه را همانهايند تجاوزكاران 8- و آنان كه سپرده‌ها و پيمان خود


صفحه 211

را رعايت‌كننده‌اند 9- و آنان كه بر نمازها مواظبند كه در وقت بخوانند 10- آنانند همان ارث بران 11- آنان كه ارث برند بهشت فردوس را هم آنان در آن جاويدانند.

5- القصص آيه 25 آنان كه كتابشان داديم پيش از آن قرآن همانها بدان گرونده‌اند.

53- و چون خوانده شود بر آنها گويند باورش داريم راستى كه آن درست است از سوى پروردگار ما راستى ما از اين پيش مسلمان بوديم 54- آنانند كه دو بار مزد دارند بدان چه شكيبا بودند و بخوشى بدى را جلو گرفتند و از آنچه روزيشان كرديم انفاق كنند 55- و چون بشنوند سخن ناهنجار از آن روگردانند و گويند كردارهاى ما از خود ما و كردارهاى شما از خود شما سلام بر شما نادانها را نخواهيم.

6- الم سجده آيه 15- همانا بگروند بآيات ما آنان كه چون يادآورى شوند بدانها پيشانى بر خاك نهند براى سجده و تسبيح كنند بسپاس پروردگارشان و آنان بزرگى نورزند 16- دورى كند پهلوشان از بسترهاشان بخوانند پروردگارشان را از ترس و طمع و از آنچه روزيشان داديم انفاق كنند 17- نداند كسى آنچه نهان شده براشان از چشم روشنى به پاداش آنچه ميكردند 18- آيا آنكه مؤمن است چون آن باشد كه نافرمانست برابر نباشند 19- اما آنان كه گرويدند و كارهاى خوب كردند بهشتهائى جايگاه دارند براى پذيرائى بپاداش آنچه ميكردند.

7- حمعسق آيه 36 و آنچه نزد خدا است بهتر است و پاينده‌تر براى آنان كه گرويدند و بپروردگارشان توكل كنند 37- و آنان كه كناره كنند از گناهان بزرگ و هرزگيها و چون خشم گيرند درگذرند 38- و آنان كه پذيرا شدند پروردگار خود را و برپا داشتند نماز و كارشان بمشورت با هم است و از آنچه روزيشان داديم انفاق كنند 39- و آنان كه چون ستم شوند كين كشند و يارى شوند 40- سزاى بدى بدى است مانند آن و هر كه بگذرد و اصلاح كند مزدش بر خدا است راستى او ستمكاران را دوست ندارد.


صفحه 212

8- الفتح آيه 29 محمد رسول خدا است و آنان كه با اويند سخت گيرند بر كفار و مهربانند بهم دگر بينى آنها را ركوع كن و سجده كن ميجويند فضل خدا و رضاى او را، نمود آنها در چهره‌شان از اثر سجده كردنست، اين نمونه آنها است در تورات و نمونه‌شان در انجيل زراعتى است كه جوانه زده و كلفت شده و بر ساق خود برپا است پسند زراعتكارانست تا بخشم آرد بدانها كافران را، نويد داده خدا بآنان كه گرويدند و كارهاى خوب كردند از آنها آمرزش و مزد بزرگى را.

9- البينه آيه 5 و فرمان ندارند جز كه بپرستند خدا را با اخلاص در دين او او به يكتاپرستى و راستى و برپا دارند نماز را و بپردازند زكات را و اينست دين استوار تا فرمايد- راستى آنان كه گرويدند و كارهاى خوب كردند آنان همان بهتر مردمند 8- پاداششان نزد پروردگارشان بهشتهاى پابرجا و جاويد است كه روان باشد از فرود آنها جويها در آن باشند جاويد تا هميشه، خشنود باشد از آنها خدا و خشنودند از او، آن براى هر كس است كه بترسد از پروردگارش.

تفسير آيات: مؤمنان در (2- الانفال) مؤمن كاملند بقولى و توكل آنان واگذارى هر كارشانست بخدا در بيم و اميد و حق ايمانشان اينست كه داراى مكارم اخلاق و كردار نيك و پايه‌هاشان نزد خدا ارجمندى و والائى و آمرزش گناهان گذشته آنها است و روزى ارجمندى دارند در بهشت، و بقول على بن ابراهيم در باره امير مؤمنان و ابى ذر و سلمان و مقداد فرو شده.

دوستان يك ديگرند (71- برائت) و ياران و يا سرپرست كارهاى هم.

جز اينكه مشركانند (106- يوسف) بقولى در پرستيدن جز خدا يا باينكه دانشمندان خود را ارباب گيرند، يا براى خدا پسر سازند، يا نور و ظلمت را دو مبدء جدا دانند يا از نظر تأثير اسباب در امور و مانند آن، و تفسير آن در اخبار خواهد آمد كه منظور شرك در طاعت است از شيطان و يا يارى خواستن و توسل بجز خدا و مانند آنها رستگارند مؤمنان (در مؤمنون) از امام باقر (ع) كه مؤمنان مسلمند و نجيب باشند كه خاشعند در


صفحه 213

نماز خود، و بقول على بن ابراهيم ديده فرو گيرند و دل بدان دهند، و بروايتى ديده بزمين دوزند، و تفسيرش در كتاب صلاة آيد.

و در برخى اخبار لغو به سرود و ملاهى تفسير شده، و در برخى بهر گفتارى كه ذكر خدا در آن نيست، و در برخى بگوش گرفتن داستانها و در برخى اينست كه كسى بتو سخنى بندد بناحق، يا وصفى از تو كند كه ندارى و بايد از آن رو گردانى.

رعايت امانت و عهد با خدا و يا مردم وفاء بدانست و اصلاح آن و محافظت بر نماز مواظبت بر اوقات و احكام آن و از امير مؤمنانست كه اين آيه در باره من فرو شده آنان كه كتابشان داديم (در قصص) بقولى در باره مؤمنان اهل كتاب فرو شده كه گفتند ما قرآن را كلام خدا دانيم و از اين پيش مسلمان بوديم چون در كتابهاى پيشين يادآور بوده در برابر صبر آنها از امام صادق7كه مقصود صبر بر تقيه است، و حسنه تقيه و سيئه فاش كردن راز ائمه، و بقول على بن ابراهيم خود امامانند:كه جلو بدى مخالفان را بآنان به نيكيهاى خود ميبندند و در راه خير هزينه مينهند و چون سخن بيهوده شنوند و از آن رو گردانند، و بقول على بن ابراهيم لغو دروغ است و لهو و سرود و گفته همان امامانند:كه از همه اينها روگردانند، و گفتند لغو گويان سلام بر شما خدا حافظ براى بدرود آنها.

چون يادآور شوند بدانها (15- السجده) و پند داده شوند بسجده افتند از خوف عذاب خدا ... در مجمع البيان (ج 8 ص 331) از امام باقر و صادق8كه نماز شب‌خوانانند كه از بستر برخيزند براى نماز- و از امام صادق7كه كردار خوبى از بنده خدا نباشد جز كه در قرآن ثوابى براى آن آمده مگر نماز شب كه خدا از كلانى آن بيانش نكرده.

و كارهاشان بمشورت ميان آنها است (38- الشورى) بقول على بن ابراهيم در هر كار دينى با امام مشورت كنند كه نياز دارند آنان كين كشند از كسى كه بدانها ستم كند بى‌تجاوز از حد، و بقولى يك ديگر را يارى كنند، و بقولى مؤمنان را دو دسته كرده‌


صفحه 214

يكى گذشت كن (و يكى كين‌ستان) و بقولى آنها را بدليرى ستوده پس از ستودن به فضائل مهم و آن منافات ندارد با ستودن آنها بگذشت زيرا گذشت دليل ناتوانى كسى است كه از او گذشت شده، و كين خواهى اشعار دارد بايستادگى در برابر دشمن و بردبارى برابر درمانده پسند است و برابر زورگو ناپسند زيرا او را گستاخ كند و بستم وادارد هر كه بگذرد سازش كند با مخالف مزدش با خدا است وعده‌ايست مبهم كه دليل بزرگى موعود است.

در مجمع البيان (ج 9 ص 34) از پيغمبر6آورده كه روز رستاخيز جارچى جار كشد هر كه مزدش با خدا است ببهشت رود، گويند كيست كه مزدش با خدا است پاسخ دهند گذشت‌كننده‌هاى از مردم بى‌حساب به بهشت روند.

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ‌(29- الفتح) بيان مورد گواهى است كه فرموده خدا براى گواه بس است يا آغاز سخن است مى‌بينى آنها در ركوع و سجودند زيرا در كار نمازند بيشتر اوقات و ثواب و رضوان خدا را جويند، سيماى چهره‌شان كه نشانه‌ايست بر پيشانى آنها از بسيارى نماز خواندن، و از امام صادق7كه آن اثر بيخوابى براى نماز خواندنست.

اين نمونه آنها است در تورات كه ستايش شگفت آور نامبرده در آنست و خدا گزارش آن را در تورات داده و در انجيل است كه نمونه‌شان چون زرعى است كه نهال برآورده و نيرو داده شده و كلفت شده و بر ساقش استوار گرديده كه پسند زراعتكارانست از پرى و نيرو و كلفتى و خوش نمائى.

بقولى اين مثل صحابه پيغمبر است كه در آغاز اسلام كم بودند وانگه بسيار شدند و استوار و كارشان پيشرفت كه مردم در شگفت شدند تا كفار بخشم آيد از آنها.

در مجالس صدوق است كه در باره على7فرو شده و آنان كه در رستاخيز زير پرچم اويند كه جار زنند راستى پروردگار شما ميفرمايد براى شما نزد من آمرزش و مزد بزرگى است كه بهشت است.


صفحه 215

اخلاص دارنده در دينندى براى او (5- البينه) كه شرك نياورند بدو و از هر كيش باطل رو آرند به يكتاپرستى او آنست كيش پايدار، آنانند بهترين آفريده‌ها، در اخبار است كه آنان على7و شيعه اويند (رجوع كن به سعد السعود: 108) اخبار باب:

1- كافى (ج 2 ص 47) بسندش از امام صادق7كه شايسته است در مؤمن هشت خصلت باشد: سنگين و آرام باشد در برابر پيشامدهاى لرزاننده، شكيبا باشد در بلا ديدن، شكرگزار باشد در آسايش و خوشى، قانع باشد بدان چه خدا روزيش كرده، بدشمنانش ستم روا ندارد، و براى دوستانش ناروا نكند، تن خود را در رنج اندازد، و مردم از او در آسايش باشند. راستى دانش دوست مؤمن است، بردبارى وزير او و خرد فرمانده لشكر او، و نرمش برادرش، و نيكى كردن پدرش.

در كافى (ص 230) بسندش مانندش آمده.

و در خصال (ج 2 ص 38) بدو سند و در تمحيص از آن حضرت مانندش آمده.

بيان: نزد پيشامدهاى لرزاننده و فتنه‌ها كه مردم را ربايند و در دين شك كنند و بسا كافر شوند.

شكيبا باشد نزد بلا كه آزمايش شود بدان خوب باشد يا بد و بيشتر در بد بكار رود و در اينجا هم همان است.

شكيبائى خود دارى است بر كارهاى دشوار و رخ دادهاى ناهموار، و بى‌اعتراض بر آنها كه مقدرند، و شكوه نكردن و بيتابى نداشتن و آن بزرگترين خصلت ايمانست.

شاكر باشد در فراوانى از نعمت و فراوانى وسعت عيش، و شكر اعتراف بنعمت است از برون و درون با شناخت بخشنده آن و بكار بردنش در آنچه فرموده، و شكور بسيار شكركننده است و قناعت كن بدان چه خدايش روزى كرده و آز او را بدنبال مال حرام نكشاند و بلكه شبهه‌ناك و عمر را در باره گرد آوردن آنچه بدان نياز ندارد نگذراند.