بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

سايه آن از نظام فكرى و اخلاقى درستى برخوردار شود، خويشتن و جايگاه خود را در جهان بشناسد. درباره نعمتهايى كه به او ارزانى شده بينديشد، اعمال و رفتار خود را محاسبه كند، خود را به فضيلتها و اوصاف الهى و پسنديده بيارايد و از زشتيها و كژيها دورى جويد و از اين راه، روح خود را آماده دريافت انوار رحمت الهى گرداند و هرچه بيشتر به بارگاه خداوند تقرّب جويد.

اخلاق اسلامى، مجموعه‌اى از فضيلتهاى انسانى- اسلامى در ارتباط با خدا، انسان و ديگران است كه پايبندى به آنها شرط لازم حاكميت اخلاق اسلامى در جامعه است و حيات معنوى جامعه اسلامى در گرو آن فضيلتها و پاسدارى از حريم آنهاست.

كتاب حاضر اخلاق اسلامى كد 2/ 101 نظام آموزشى سپاه با هدف كمك به سازندگى معنوى و اخلاقى برادران پاسدار، تدوين شده و در آن مجموعه‌اى از فضيلتهاى اخلاقى براى يك دوره آموزشى (51 ساعت) مورد بحث قرار گرفته است.

معاوتت تدوين متون آموزشى مركز تحقيقات اسلامى‌


صفحه 11

درس سى و پنجم: عيبجويى (2)

پيامدهاى عيبجويى‌

عيبجويى، صفت زشتى است كه نتايج شومى رادر پى دارد. در اينجا به چند نمونه ازپيامدهاى آن اشاره مى‌كنيم:

الف- تفرقه وجدايى:

با رواج عيبجويى، روح اخوت واتحاد، جاى خود را به تفرقه وجدايى مى‌دهد، در اين صورت، اساس اجتماع متزلزل شده و شيرازه آن از هم مى‌پاشد.

حضرت على عليه‌السلام فرمود:

«مَنْ تَتَبَّعَ خَفِيَّاتِ الْعُيُوبِ حَرَّمَهُ اللَّهُ سُبْحانَهُ مَوَدَّاتِ الْقُلُوبِ»[1]

هر كس عيبهاى پنهان ديگران را جستجو كند، خدا او را از دوستى دلها، محروم مى‌گرداند.

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 371


صفحه 12

ب- اشاعه فساد:

ترويج فساد و تبهكارى از ديگر پيامدهاى شوم عيبجويى است زيرا وقتى عيب و فساد هر كس ظاهر شود، عيوب و مفاسد، حالت عادى پيدا مى‌كند و زشتى آن از بين مى‌رود در نتيجه شيوع وافزايش مى‌يابد.

در قرآن مجيد به كسانى كه درجامعه اسلامى اشاعه فحشا مى‌كنند نويد عذاب دنياو دوزخ داده شده:

«إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ»[1]

براى كسانى كه دوست دارند در ميان مؤمنان، فساد و فحشا شيوع يابد، در دنيا و آخرت، عذابى دردناك است.

حضرت صادق عليه‌السلام، عيبجويان را داخل اين آيه دانسته و فرموده است:

«مَنْ قالَ فى‌ مُؤْمِنٍ ما رَأَتْهُ عَيْناهُ وَ سَمِعَتْهُ اذُناهُ فَهُوَ مِنَ الَّذينَ قالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ انَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ ...»[2]

هر كس آنچه ا زمؤمنى ديده وشنيده بگويد، (وعيبش را بر ملا سازد) از زمره كسانى است كه خداوند درباره آنها فرمود: انَّ الَّذين ...

ج- بى‌آبرويى عيبجو:

عيبجويان بايد بدانند كه خداوند به تلافى اين عمل زشتشان، آبرويشان را خواهد برد.

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

«يا مَعْشَرَ مَنْ آمَنَ بِلِسانِهِ و لَمْ يُخْلِصِ الْايمانَ الى قَلْبِهِ لا تَتَبَّعُوا عَوْراتِ الْمُؤْمِنينَ فَانَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْراتِ الْمُؤْمِنينَ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ وَمَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ‌

[1]- نور، آيه 19

[2]- تفسير برهان، ج 3، ص 128


صفحه 13

عَوْرَتَهُ فَضْحَهُ، وَلَوْ فى‌ جَوْفِ بَيْتِهِ»[1]

اى گروهى كه به زبان اسلام آورده ولى ايمان خالص را به دل نرسانده ايد عيوب مؤمنان را جستجو نكنيد؛ زيرا هر كه در پى عيبجويى آنان باشد، خداوند عيبش را دنبال كند و هر كه خداوند عيبش را دنبال كند، رسوايش سازد، گرچه در خانه‌اش باشد.

اميرمؤمنان على عليه‌السّلام فرمود:

«مَنْ بَحَثَ عَنْ اسْرارِ غَيْرِهِ اظْهَرَ اللَّهُ اسْرارَهُ»[2]

هركه اسرار و عيوب ديگران را فاش كند، خدا اسرار او را فاش مى‌كند.

د- رسوايى در قيامت:

پيامبر اكرم‌صلى‌الله عليه‌وآله در اين باره مى‌فرمايد:

«مَنْ مَشى فى‌ عَيْبِ اخيهِ وَكَشْفِ عَوْرَتِهِ كانَتْ اوَّلُ خُطْوَةٍ خُطاها وَضَعَها فى‌ جَهَنَّمَ وَ كَشَفَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ عَلى رُؤُسِ الْخَلايِقِ»[3]

كسى كه در عيبجويى و پرده درى برادر (مؤمن) ش بكوشد. نخستين گامى كه بر دارد، در دوزخ مى نهد وخداوند او را در پيش مردم رسوا مى‌سازد.

روش برخورد با عيبجويان‌

كليد موفقيت در برابر مشكلاتى كه عيبجويان به وجود مى‌آورند، بى اعتنايى به خورده بگيران و بردبارى در برابر عيبجويان است.

اصلاح عيبجو با برخورد منطقى‌

امام باقر عليه‌السلام بامردى مسيحى روبه روشد. او براى تحقيرآن حضرت گفت:

[1]- بحارالانوار، ج 75، ص 214

[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 371

[3]- سفينة البحار، ج 2، ص 295


صفحه 14

«انتَ بَقَرٌ يعنى تو گاو هستى! حضرت با خويشتندارى فرمود: من باقر هستم نه بقر. مردگفت:

تو فرزند زنى هستى كه آشپز بود. امام فرمود: اين كار براى او ننگ و عار نيست. گفت: مادرت سياه، بى‌شرم و بد زبان بود. حضرت فرمود: اگر اين نسبتها كه به مادرم مى‌دهى راست است، خداوند او را بيامرزد و از گناهش در گذرد و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد كه به او نسبت ناروا دادى.»

گذشت و بردبارى امام باقر (ع)، او را دگرگون ساخت و آن مرد به اسلام روى آورده، به يگانگى خدا و بعثت رسول خدا (ص) اقرار كرد.[1]

عيبجويى ونهى از منكر

دورى از سرزنش و عيبجويى ديگران به معناى ترك امر به معروف ونهى از منكر نيست ولى بايد دانست كه ميان اين دو تفاوتهايى وجود دارد:

1- عيبجو در پى كشف عيب ديگران است ولى ناهى ازمنكر نبايد در صدد پى‌جويى و كشف منكر ديگران باشد.

2- فرد عيبجو به منظور توهين و تحقير و رسوا سازى طرف مقابل به عيبجويى مى‌پردازد ولى نهى از منكر به دليل اصلاح مرتكب آن و زدودن منكر انجام مى‌گيرد.

3- زبان عيبجو، گزنده و خرد كننده است امّا زبان ناهى از منكر، دلسوزانه و مشفقانه.

4- عيبجويى در برابر چشم ديگران صورت مى‌گيرد ولى نهى ازمنكر در حد امكان دور از چشم ديگران.

بنابراين، اگر كسى در صدد اصلاح فرد و جامعه است و عيوب ديگران را از روى خيرخواهى به آنها تذكّر مى‌دهد تا برطرف نمايند، كار زشتى مرتكب نشده است، بلكه اسلام از آن ستايش نموده است.

انتقاد سالم، آرى، عيبجويى، نه‌

پاره‌اى از مردم گمان مى‌كنند، انتقاد همان عيبجويى است، درحالى كه انتقاد با

[1]- داستان راستان، ج 1، ص 28


صفحه 15

عيبجويى تفاوت دارد. انتقاد، آگاه ساختن فرد به نقصها و لغزشهاى اوست، در حالى كه عيبجويى باز گو كردن عيبهاى شخص نزد ديگران است. انتقاد بجا و سالم، افراد را ساخته و واقع بين بار مى‌آورد و راه رشد و ترقى را به روى جامعه مى‌گشايد، از اين رو، اسلام انتقاد سالم را ستايش نموده است.

حضرت على عليه‌السّلام فرمود:

«لِيَكُنْ اثَرَ النَّاسِ عِنْدَكَ مَنْ اهْدى الَيْكَ عَيْبَكَ وَ اعانَكَ عَلى نَفْسِكَ»[1]

همواره بر گزيده‌ترين مردمان نزد تو آن كس باشد كه راهنماى عيب و يارى دهنده بر نفس اماره‌ات است.

درجاى ديگر فرمود:

«لِيَكُنْ احَبَّ النَّاسِ الَيْكَ مَنْ هَداكَ الى مَراشِدِكَ وَكَشَفَ لَكَ عَنْ مَعايِبِكَ»[2]

كسى كه تو را به خير و رشد هدايت كند و تو را از عيبهايت مطلع نمايد، مى‌بايست محبوبترين خلق نزد تو باشد.

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

«احَبُّ اخْوانى الَىَّ مَنْ اهْدى عُيُوبى‌ الَىَّ»[3]

بهترين دوستانم كسانى هستند كه عيوبم را به من هديه كنند.

[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 48

[2]- همان مدرك، ص 49

[3]- بحارالانوار، ج 74، ص 282


صفحه 16

^ خلاصه درس‌

عيبجويى پيامدهاى شومى دارد كه تفرقه و جدايى و هتك حرمت ديگران، بى‌آبرويى عيبجو، خروج از ولايت خداوند و عذاب اخروى در زمره آنها محسوب مى‌شود.

يكى از راههاى مبارزه منافقان با اسلام، عيبجويى ازمسلمانان بوده است. دين مقدس اسلام، پيروان خود را به بردبارى در مقابل عيبجويان دعوت كرده است.

اسلام با اينكه دستور به پرهيز از عيبجويى داده، نهى ازمنكر را واجب دانسته است.

اگر كسى عيب افراد را به خاطر اصلاح و خيرخواهى به آنها بگويد، نه تنها كار بدى انجام نداده، بلكه اين كار قابل ستايش است.

ائمه اطهار (ع) بهترين دوستان را كسانى مى‌دانند كه عيوب را به انسان تذكر دهند و عيوب انسان را براى انسان آشكار سازند تا انسان به اصلاح آنها بپردازد.

^ پرسش‌

1- دو پيامد از پيامدهاى عيبجويى را با ذكر حديث بنويسيد.

2- منافقان در جنگ تبوك چگونه از مسلمانان عيبجويى مى‌كردند؟

3- عيبجويى و نهى از منكر چه تفاوتى دارند؟

4- دو روايت در مورد انتقاد سالم ذكر كنيد.


صفحه 17

درس سى و ششم: مردم دارى‌

مردم‌دارى به معناى خوشرفتارى، ملايمت، مماشات و مهربانى با مردم است.[1]

مردم‌دارى يكى از خلقهاى نيكوى انسانى و كليد سعادت زندگى اجتماعى است و با گسترش و تقويت آن جامعه انسانى چهره‌اى زيبا به خود مى گيرد و زندگى شيرين مى‌شود.

انسانها در واقع، برترين آفريدگان خدا هستند كه بايد با برترينها بهترين رفتار را داشت به گونه اى كه هر برخوردى نفع رساننده باشد نه نفع طلبانه، به گفته امير مؤمنان صلوات الله عليه:

«خَيْرُ النَّاسِ مَنْ نَفَعَ النَّاسَ»[2]

بهترين مردم كسى است كه به آنان سود رساند.

مردمدارى ناشى از يك نحوه تفكر درباره مردم است؛ يك تفكر درباره مردم اين‌

[1]- لغت نامه دهخدا، حرف م، ص 144

[2]- شرح غرر الحكم، آمدى، ج 3، ص 430