درس سى و هفتم: يارى مظلوم
معمولًا در روابط انسانها با هم، افرادى كه داراى امتيازى هستند و در موقعيتهاى ويژه اجتماعى قرار مىگيرند به حق خود قانع نمىشوند و به حقوق ديگران تجاوز مىكنند. دين اسلام براى برقرارى عدالت ميان انسانها برنامههاى اساسى دارد، قوانين الهى براى تعيين حدود و حقوق انسانها، توسط انبياء و از جمله خاتم انبياء (ص) نازل شده است. انبياء و اولياء خدا مأمور شدهاند، قانون خدا را در ميان مردم پياده و عدالت را بر قرار سازند. برنامههاى تربيتى و انسان سازى پيامبران در راستاى جلوگيرى از ستم و بر قرارى قسط و عدل ارائه شده است. امّا همواره و در هر جامعهاى كم و بيش افراد زور گو و ستم پيشه يافت مىشوند.
صاحبان قدرت و ثروت با داشتن اين امتيازات به حقوق افراد جامعه خود يا جوامع ديگر تجاوز مىكنند كه بايد با ارشاد و هدايت، آنان را از اين كار باز داشت و در صورتى كه دست از ستم گرى برندارند بايد با قدرت جلو آنان را گرفت.
اسلام بى تفاوتى در برابر ظالمان را روا ندانسته و بر فردفرد مسلمانان واجب كرده كه با ستم گرى به نبرد بر خيزند و ستم پيشگان را سرجاى خود
بنشانند و ستم ديدگان محروم را از هر رنگ و نژادى كه هستند، يارى رسانند.
يكى از اهداف جهاد در اسلام، دفاع از ستمديدگان و حمايت از مردان و زنان و كودكان محروم و ناتوان است.
چنانچه قرآن مجيد مىفرمايد:
«وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً»[1]
چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعيف شده اند پيكار نمىكنيد؟ همان افراد (ستمديدهاى) كه مىگويند پروردگارا! ما را از اين شهر كه اهلش ستمگرند بيرون ببر و براى ما از طرف خود سرپرستى تعيين كن و براى ما از جانب خود ياورى بفرست.
روايات و يارى مظلوم
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«مَنْ اخَذَ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ كانَ مَعى فِى الْجَنَّةِ مُصاحِباً»[2]
آن كس كه حق ستمديده را از ستمگر بستاند، در بهشت همراه من است.
اميرمؤمنان (ع) دربسترشهادت به امام حسن و امام حسين عليهماالسلام چنين سفارش كرد:
«كُونا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَلِلْمَظْلُومِ عَوْناً»[3]
همواره دشمن ستمگر و ياور مظلوم باشيد.
[1]- نساء، آيه 75
[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 359
[3]- نهج البلاغه، فيض، نامه 47، ص 977
روايات اسلامى در مورد اين كار خدا پسندانه وانسانى تأكيدكرده و براى آن اهميت ويژهاى قائل است. اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«هركس به فرياد برادر مسلمانش برسد و او را از غم و گرفتارى نجات دهد، خداوند ثواب ده كار نيك براى او مىنويسد، ده درجه بر درجاتش (در بهشت) مىافزايد، ثواب آزاد كردن ده بنده به او عطا مىكند، ده بلا را از او دور مىگرداند و روز قيامت ده شفاعت براى او آماده مىكند.»[1]
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«ما مِنْ مُؤْمِنٍ يُعينُ مُؤْمِناً مَظْلُوماً الَّا كانَ افْضَلُ مِنْ صِيامِ شَهْرٍ وَاعْتِكافِهِ فىِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ... وَ نَصَرَهُ اللَّهُ فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ»[2]
هيچ مومنى، مومن مظلومى را يارى نمىكند، مگر اينكه اين كارش بهتر از يك ماه روزه (مستحبى) و اعتكاف در مسجدالحرام است. خداوند نيزاو را در دو جهان يارى مىكند.
پيمانى براى يارى ستمديدگان
بيست سال پيش از بعثت، مردى- درماه ذى قعده وارد مكه شد و متاعى در دست داشت. اتفاقاً عاص بن وائل آن را خريد، ولى مبلغى را كه متعهد شده بود، در عوض آن بپردازد، نپرداخت. مشاجره ميان آنان در گرفت. چشم فروشنده كالا به قريش افتاد كه در كنار كعبه نشسته بودند، ناله او بلند شد، اشعارى چند سرود، قلوب مردانى را كه در عروق آنان، خون غيرت مىجوشيد، تكان داد. از آن ميان زبير بن عبدالمطلب برخاست و عدهاى نيز با وى همصدا شده، درخانه عبدالله بن جَدعان انجمن نمودند و با
[1]- ثواب الاعمال، ص 178
[2]- همان مدرك، ص 177
هم پيمان بستند و هم قسم شدند كه دست به اتحاد و اتفاق بزنند و تا آنجا كه امكانات موجود، اجازه مىدهد، حقوق مظلوم را از ستمگر بگيرند. اين پيمان را «حلف الفضول» ناميدند. مراسم پيمان تمام شد، از آنجا برخاستند و به سوى عاص بن وائل آمدند ومتاعى را كه خريده و عوض آن را نپرداخته بود، از وى گرفته و به صاحبش رد كردند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين پيمان كه حيات مظلومان را بيمه مىكرد، شركت داشت و خود در باره عظمت اين پيمان فرمود:
«... در خانه عبدالله بن جدعان شاهد پيمانى شدم كه اگر حالا نيز (پس از بعثت) مرا به آن پيمان بخواهند، اجابت مىكنم (يعنى اكنون نيز به عهد و پيمان خود وفا دارم).»[1]
يارى مظلومان درحكومت على (ع)
اميرمؤمنان (ع) عدالت اجتماعى و دادخواهى مظلومان را سرلوحه برنامه حكومت خويش قرار داد و تا آخرين نفس بدان پايبند بود او هرگز از ياد ستمديدگان محروم، غافل نشد، لحظهاى با ستمگر سازش نكرد و قسمت عمده پنج سال حكومتش را در ميدان نبرد به سر برد تا خواب خوش ستمگران را بگيرد و محرومان در آسايش زندگى كنند.
آن روز كه مردم به صورت دسته جمعى به دَرِخانهاش ريختند و او را به عنوان رهبر انتخاب كردند، فرمود:
«لَوْلا حُضُورُ الْحاضِرِ، وَقِيامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ، وَما اخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَماءِ انْ لا يُقارُّوا عَلى كِظَّةِ ظالِمٍ وَلا سَغَبِ مَظْلُومٍلَالْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها»[2]
اگر آن جمعيت انبوه، هواخواه نبود و بر وجود ياور اتمام حجّت نمىشدو اگر اين نبود كه خداوند از دانشمندان پيمان گرفته است كه در برابرشكم بارگى
[1]- فروغ ابديت، ج 1، ص 18، بااندكى تصرّف
[2]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 3، ص 52
ستمگر و گرسنگى ستمديده، آرام ننشينند، من ريسمان شتر خلافت را بر كوهانش مىانداختم (تا هر كس مىخواهد زمام آنرا به دست گيرد).
پس يكى از علل عمده قبول مسؤوليت از طرف آن حضرت «ستم ستيزى» و «يارى مظلوم» بوده است. در خطبه ديگرى براى انجام اين وظيفه خطير، ازمردم يارى طلبيده، چنين مىفرمايد:
«اعينُونى عَلى انْفُسِكُمْ وَايْمُ اللَّهِ لَانْصِفَنَّ الْمَظْلُومَ مِنْ ظالِمِهِ وَلَاقُودَنَّ الظَّالِمَ بِخَزامَتِهِ حَتَّى اورِدَهُ مَنْهَلَ الْحَقِّ وَانْ كانَ كارِهاً»[1]
مرا در مورد پشتيبانى از خودتان يارى كنيد، به خدا سوگند من حق مظلوم را منصفانه از ستمگرش خواهم ستاند و بينى ستمگر را به خاك مىمالم، تا به راه حق در آيد، هر چند خودش نخواهد.
همچنين فرمود:
«احْسَنُ الْعَدْلِ نُصْرَةُ الْمَظْلُومِ»[2]
بهترين عدالت، يارى ستمديده است.
نكوهش ترك يارى مظلوم
فرهنگ اسلامى به ما مىآموزد كه هرگاه و هر جامظلومى يافتيم به كمكش بشتابيم واو را از چنگ ستم رهايى بخشيم، اگر جز اين كرديم، مسلمان واقعى نيستيم.
رسول خدا (ص) فرمود:
«مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنادى يا لَلْمُسْلِمينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ»[3]
[1]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 136، ص 417
[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 2، ص 394
[3]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 108
هر كس فرياد مردى كه مسلمانان را به يارى مىطلبد بشنود و او را اجابت و يارى نكند، مسلمان نيست.
در عصر حاضر فرياد مظلومانه مستضعفان مسلمان و غير مسلمان از هر جا به گوش مىرسد و اين وظيفه بر دوش ماست كه در حد توان، آنان را يارى كنيم و عدالت و آزادى در سايه اسلام را براى آنان به ارمغان آوريم.
پيامدهاى يارى نكردن مظلوم
انسان جوانمرد و باعاطفه نمىتواند شاهدستم قلدران و مظلوميت بيچارگان باشد و واكنشى نشان ندهد. شكيبايى و سكوت در برابر ستمگران مهر تأييدى برستم آنها و نشان مرگِ ارزشهاى والايى چون غيرت و مردانگى و عاطفه و بروز ناهنجاريهايى چون بىرگى، ناجوانمردى و بىعرضگى درتماشاچيان است.
تو كز محنت ديگران بىغمى
نشايد كه نامت نهند آدمى
آن كس كه همنوع خويش را زير بار ستم، خوار و درمانده رها كند، خداوند او را خوار خواهد ساخت و مسلمانى كه فرياد كمك خواهى محرومان را نشنيده بگيرد، خدا نيز صداى دعا و مناجات او را نخواهد شنيد.
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«ما مِنْ مُؤْمِنٍ يَخْذُلُ اخاهُ وَهُوَ يَقْدِرُ عَلى نُصْرَتِهِ الَّا خَذَلَهُ اللَّهُ فِى الدُنْيا وَالْاخِرَةِ»[1]
هر مؤمنى كه با داشتن توان، برادرش را يارى نكند خداوند او را در دنيا و آخرت وامىگذارد.
امير مؤمنان (ع) فرمود:
[1]- ثواب الاعمال، ص 177
«مَنْ لَمْ يُنْصِفِ الْمَظْلُومَ مِنَ الظَّالِمِ عَظُمَتْ اثامُهُ»[1]
هر كس حق مظلوم را از ظالم به انصاف نگيرد، گناهانش بزرگ شده است.
از امام صادق عليهالسلام نقل شده است كه فرمود:
«قبر مرد نيكوكارى را پر از آتش كردند به خاطر اينكه نماز بى وضو خوانده بود و ضعيفى را يارى نكرده بود.»[2]
وحضرت امام زين العابدين (ع) درمقام دعا چنين عرض مىكند:
«اللَّهُمَّ انى اعْتَذِرُ الَيْكَ مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتى فَلَمْ انْصُرْهُ»[3]
خدايا من از اينكه به مظلومى در پيش چشمم ستم شود و من او را يارى نكنم، عذر مىخواهم.
به اميد روزى كه جمهورى اسلامى انتقام ستمديدگان را از بيداد گران گرفته و حقوقشان را استيفا كند. انشاءاللّه.
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 5، ص 358
[2]- ثواب الاعمال، ص 267
[3]- صحيفه سجاديه، دعاى 38
^ خلاصه درس
اسلام در مورد يارى مظلوم، تأكيد كرده و نمىپسندد كه مسلمانان نسبت به افراد ستمديده ومظلوم، بى تفاوت باشند. پيشوايان معصوم نيز پيروان خود را ترغيب كردهاند كه دشمن ستمگران و ياور مظلومان باشند و مسلمانانى را كه در اين امر خطير سستى كرده، يا بى تفاوت هستند از جرگه مسلمانان خارج مىداند.
اولياى گرامى اسلام همواره ياور مظلومان و ستمديدگان بودند. يارى نكردن مظلوم، پيامدهاى نامطلوبى به دنبال دارد كه خوارى در دنيا و آخرت از جمله آنهاست.
^ پرسش
1- اهميت يارى مظلوم را ازديدگاه اسلام بنويسيد.
2- اميرمؤمنان در بستر شهادت، درباره يارى مظلوم چه فرمود؟
3- يك روايت درباره يارى مظلوم بنويسيد.
4- على (ع) چگونه ياور مظلومان بود؟
5- پيامدهاى يارى نكردن مظلومان را توضيح دهيد.