بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 87

داده و قوانين آن رادر متن برنامه‌هاى فرهنگى، اقتصادى واجرايى خود گنجانده است و براى حفظ امنيت مالى شهروندان خويش از هيچ گونه، مساعدتى دريغ نورزيده است.

در اينجا به تعدادى از آن قوانين اشاره مى‌كنيم:

1- هرگونه تصرف عدوانى ممنوع‌

اسلام هرگونه تصرف درمال مردم را بدون مجوّز قانونى با رضايت صاحب مال، «غصب» و حرام شمرده است و چنين كارى را سبب فساد و هرج و مرج اقتصادى مى‌داند؛ امام رضا (ع) مى‌فرمايد:

«... وَحَرَّمَ غَصْبَ الْامْوالِ وَاخْذَها مِنْ غَيْرِ حِلِّها لِمافيهِ مِنْ انْواعِ الْفَسادِ ...»[1]

خداوند، غصب اموال وتصرف نامشروع آنها را حرام كرده چون منشأ انواع تباهيهاست.

و درباره علت تحريم سرقت نيز مى‌فرمايد:

«... وَحَرَّمَ السِّرْقَةَ لِمافيهِ مِنْ فَسادِ الْامْوالِ وَقَتْلِ الْانْفُسِ لَوْكانَتْ مُباحَةً»[2]

خداوند، دزدى را نيز به اين خاطر حرام كرد كه اگر جايز بود سبب تباهى ثروتها و كشتن نفوس مى‌شد.

در همين راستا؛

- دوست، حق ندارد دراموال واشيايى كه متعلق به دوستش است، بدون رضايت واجازه او تصرف كند يا به عبارتى؛ تك بزند.

- همسر، حق ندارد دراموال همسرش بدون اجازه و رضايت او دخل وتصرف كند و زن حق ندارد بدون اجازه شوهرش اموال او را به كسى ببخشد يا نذر كند.

- وكيل، درچارچوب وكالت، مجاز به تصرف دراموال موكل خود مى‌باشد و فراتر از آن حق ندارد. و ...

[1]- وسائل الشيعه، ج 28، ص 241

[2]- همان مدرك


صفحه 88

2- ضرورت حفظ بيت المال‌

دقّت فراوان رهبران اسلام و تأكيد بر حفظ و حراست از بيت المال مسلمانان و خوددارى و جلوگيرى از حيف و ميل آن نيز، فرآيند مهمّى دراحترام و امنيت مالى مردم به حساب مى‌آيد چرا كه هر تومانى از بيت المال متعلق به عموم مردم است كه حفظ آن خدمت به همه محسوب مى‌شود و در صورت كوتاهى نيز، فرد در برابر همه مسؤول‌است.

درتاريخ آمده است كه پس از جنگ «حنين» رزمندگان، گرداگرد پيامبر صلى الله عليه و آله جمع شدند و گفتند: اى پيامبر خدا غنايم جنگى را ميان ما تقسيم كن. آن حضرت، كنار شترى ايستاد و مقدارى از كرك كوهانش راكند و به هوا افكند و فرمود:

«اى مردم! به خدا سوگند، من از غنايم- حتى مثل اين كرك- جز خمس آن را نمى‌برم و آن هم به شما خواهد رسيد. بنابراين، هر كس هر چه برده، حتى نخ و سوزن راهم برگرداند زيرا خيانت (به بيت‌المال) در قيامت، براى خائن، بدترين‌ننگ و سبب ورود به دوزخ خواهدبود.»[1]

در زمان خلافت ظاهرى اميرمؤمنان عليه‌السلام نيز، يكى از دختران آن حضرت، گردن بندى را به صورت «امانت تضمينى» از بيت المال دريافت كرد تا در مراسم عيد قربان از آن به عنوان زينت استفاده كند. امام با آگاه شدن از اين موضوع، مسؤول بيت‌المال را به حضور طلبيد و بشدت مورد سرزنش قرار داد و از تكرار چنين كارى بر حذر داشت و به دخترش نيز فرمود:

«اگر گردن بند را به صورت عاريه و با ضمانت دريافت نكرده بودى، نخستين بانوى هاشمى بودى كه انگشتان دستت به جرم دستبرد به بيت المال قطع مى‌شد!»[2]

رفتار حكيمانه و عادلانه رهبران معصوم اسلام، ضمن هشدار به همه دست اندركاران بيت المال، دليل روشنى بر احترام فوق العاده اسلام به اموال عمومى است كه بايد فراگير و مستمر درجامعه اسلامى، ادامه يابد.

[1]- سيره ابن هشام، ج 4، ص 135، داراحياء التراث العربى

[2]- بحارالانوار، ج 40، ص 338


صفحه 89

3- تأكيد بر امانت دارى‌

بازگردان امانت، خوى نيكوى انسانى است كه از فطرتهاى پاك، سرچشمه مى‌گيرد و عامل مؤثّرى در برقرارى نظم و امنيت مالى جامعه به حساب مى‌آيد و اسلام نيز بر آن، تأكيد فراوان دارد و خداوند به هيچ كس اجازه كمترين خيانتى رانداده است؛ امام باقر عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ لِاحَدٍ فيهِنَّ رُخْصَةً: اداءُالْامانَةِ الَى الْبَرِّ وَالْفاجِرِ»[1]

در سه چيز خداوند، براى هيچ كس رخصت تخلف نداده است؛ اداى امانت به نيكوكار و بدكار ...

همچنين به شدّت، خيانت رانكوهش كرده، مؤمنان را از آلوده شدن به آن بر حذر داشته‌اند؛ اميرمؤمنان صلوات الله عليه مى‌فرمايد:

«مِنْ افْحَشِ الْخِيانَةِ الْخِيانَةُ بِالْوَدائِعِ»[2]

از زشت ترين خيانتها، خيانت به امانتهاست.

در اين راستا، هرگونه كوتاهى در پرداخت حقوق مردم، مذموم و ممنوع اعلام شده و تحت عنوان «حبس الحقوق» از گناهان كبيره شمرده شده است.^[3]

حضرت صادق عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«ايُّما مُؤْمِنٍ حَبِسَ مُؤْمِناً عَنْ مالِهِ وَهُوَ يَحْتاجُ الَيْهِ لَمْ يَذُقْ وَاللَّهِ مِنْ طَعامِ الْجَنَّةِ وَلا يَشْرَبُ مِنَ الرُّصيقِ الْمَخْتُومِ»[4]

[1]- همان مدرك، ج 74، ص 176

[2]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 6، ص 20

[3]^- ر. ك. گناهان كبيره. شهيد دستغيب، ج 2، ص 1

[4]- بحارالانوار، ج 75، ص 214


صفحه 90

هر مؤمنى كه مؤمنى را از مال خودش باز دارد، در حالى كه به آن مال نياز دارد، به خدا سوگند، غذاى بهشت را نمى‌چشد و از شراب سربسته بهشت نمى‌نوشد.

4- نگهدارى از مال يتيم:

كودكانى كه گرد يتيمى بر چهره دارند و به سبب بى سرپرستى، اموالشان درمعرض تهديد قرار مى‌گيرد، از سوى اسلام، مورد حمايت ويژه قرار گرفته‌اند؛ قرآن مجيد به كسانى كه به عنوان قيّم يا ولىّ اين كودكان، دراموالشان تصرف مى كنند، گوشزد مى‌كند كه:

«وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ...»[1]

به ثروت يتيم- جز به نيكوترين وجه- نزديك نشويد تا به سن رشد برسد.

واز سويى، كسانى كه مال يتيم را به ناحق مصرف كنند به آتش دوزخ تهديد كرده مى‌فرمايد:

«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‌ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً»[2]

كسانى كه ثروت يتيمان را به ستم مى‌خورند، همانا شكم خويش را از آتش آكنده‌اند.

و حضرت كاظم عليه‌السلام با استناد به همين آيه، خوردن مال يتيم را از گناهان كبيره شمرده است.[3]

5- حفظ مال قاصر

اموال افراد نابالغ يا سفيه و مجنون نيز بايستى به نحو احسن محافظت شود و تا وقتى كه صاحبانش از رشد عقلى كامل برخوردار نيستند بايد با تعيين قيّم از حيف و ميل‌

[1]- انعام، آيه 152

[2]- نساء، آيه 10

[3]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 318، آل البيت


صفحه 91

اموالشان جلوگيرى كرد.

6- قواعد فقهى‌

در فقه اسلامى اصول و قواعد متعددى بر امنيت مالى دلالت دارد و پايه‌هاى آن را تحكيم مى‌كند مانند:

الف- قاعده يد:

به اين معنا كه هر كس هر مالى را در اختيار دارد از آن اوست مگر اينكه دليل و شاهد خلافش را ثابت كند.[1]

ب- قاعده لاضرر و لاضرار:

يعنى هيچ كس حق ندارد براى نفع شخصى به ديگران زيان برساند. پيرامون اين قاعده آورده‌اند كه: شخصى به نام سمرة بن جندب درخت خرمايى درخانه يكى از انصار داشت و سرزده و گاه وبى گاه داخل خانه مى‌شد و هرگاه مورد اعتراض قرار مى‌گرفت، مى‌گفت: اينجا راهِ درخت من است و هر وقت دلم بخواهد بى اجازه وارد مى‌شوم! مرد انصارى از او نزد پيامبر (ص) شكايت كرد. رسول خدا (ص) به سمره پيشنهاد كرد يا ده درخت در دنيا به جاى درختش بگيرد يا يك درخت در بهشت و از درخت خودش صرف نظر كند يا اينكه هنگام آمد و شد اجازه بگيرد و سرزده وارد خانه انصارى نشود. او هيچ يك از پيشنهادهاى پيامبر را نپذيرفت، آن حضرت نيز فرمود: تو مردى زيان رسانى «ولاضرر و لاضرار على مؤمن» سپس دستور داد درخت را از ريشه در آوردند و جلوى سمره انداخت و فرمود: آن را ببر و هرجا دوست دارى بكار![2]

اصول وقواعد متعدد ديگرى نيز وجود دارد كه اين درس گنجايش آنها را ندارد.

[1]- القواعد الفقيه، بجنوردى، ج 1، ص 108

[2]- فروع كافى، ج 5، ص 294


صفحه 92

^ خلاصه درس‌

اقتضاى فطرت آدمى اين است كه حاصل دسترنج خويش را از تجاوز و دستبرد ديگران محفوظ بدارد اسلام نيز براين خواست فطرت صحه گذارده وبر احترام اموال ديگران تأكيد كرده است.

در اسلام، ثروت مؤمن مانند جانش محترم است و هيچ كس حق ندارد بدون اجازه يا بدون حق به ثروت كسى دست بزند و در پى تضمين چنين اصلى قوانين و مقررات ويژه‌اى تصويب كرده از جمله:

- هرگونه تصرف عدوانى را ممنوع وحرام اعلام كرده است وحتى دوست، همسر و وكيل هم حق ندارند بيش از حد قانونى خود دراموال مؤمن تصرف كنند.

- بر حفظ و حراست بيت المال تأكيد فراوان كرده است و حيف و ميل يك درهم آن را هم مجاز نمى‌داند.

- امانتدارى را يك اصل مسلّم اسلامى دانسته است و خيانت را بشدت محكوم وممنوع مى‌داند.

- نگهدارى از مال يتيم و افراد قاصر را هم فرض و لازم دانسته است.

- قواعد متعددى از جمله قاعده يد و قاعده لاضرر را نيز براى تحكيم امنيت مالى وضع كرده است.

^ پرسش‌

1- رسول گرامى (ص) درايام حج در سرزمين منا چه فرمود؟

2- امام رضا (ع) درباره غصب چه فرمود؟

3- برخورد اميرمؤمنان (ع) با مسؤول بيت المال چگونه بود؟

4- قرآن مجيد از خوردن مال يتيم، چه تعبير كرده است؟

5- قاعده لاضرر را توضيح دهيد.


صفحه 93

درس چهل و پنجم: امانتدارى‌

از خصلتهاى بسيار زيبا و پسنديده، امانتدارى و بازگرداندن بموقع وهمراه با حفظ سلامت امانت است. معمولًا انسان در زندگى به انسان‌هاى امين نيازمند مى‌شود، تا مال، وسيله، راز يا مطلب مهمى را نزد آنها به امانت بسپارد. امانت گذارى ناشى از اعتماد به امانت گيرنده است. حفظ امانت ديگران، مراعات اعتماد آنها و احترام به احساسات پاك انسانى است.

امانتدارى در اسلام‌

همه اديان مقدس الهى، خصوصاً اسلام در تقويت اين صفت نيك توصيه‌هاى فراوان كرده‌اند. قرآن مجيد مى‌فرمايد:

«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‌ أَهْلِها»[1]

[1]- نساء، آيه 58


صفحه 94

همانا خداوند به شما فرمان ميدهد كه امانت‌ها را به اهل آن بدهيد.

حضرت امام صادق عليه‌السلام فرمود:

«انَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً الَّا بِصِدْقِ الحديثِ وَاداءِ الْامانَةِ الَى الْبِرِّ وَالْفاجِرِ»[1]

خداوند هيچ پيامبرى را بر نيانگيخته، جز براستگويى و اداى امانت به نيكوكار و بدكار.

حضرت باقر عليه‌السلام فرمود:

«ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ لِاحَدٍ فيهِنَّ رُخْصَةً: اداءُ الْامانَةِ الَى الْبِرِّ وَالْفاجِرِ ...»[2]

خداوند اجازه ترك سه چيز را به هيچ كس نداده: يكى رد امانت (به صاحبش) مى‌باشد چه نيكوكار باشد چه بدكار ....

پيامبر اسلام، قبل و بعد از بعثت به «محمّد امين» معروف بود و مردم اشياى گرانبهاى خود را نزد آن حضرت به امانت مى‌سپردند. حتى در شب هجرت (ليلةالمبيت) كه رسول خدا مخفيانه از مكه خارج شد، امانتهاى مردم را كه اغلب از كفّار بودند، نزد «امّ ايمن» نهاد و به اميرمؤمنان (ع) فرمود كه در موقع مناسب به صاحبانش برگرداند.[3]

اميرمؤمنان (ع) فرمود: سوگند مى‌خورم كه لحظه‌اى قبل از وفات پيامبر (ص) سه بار از او شنيدم كه فرمود:

«يا ابَاالْحَسَنِ ادِّ الْامانَةَ الَى الْبَرِّوَالْفاجِرِ فيما قَلَّ وَجَلَّ حَتَّى فِى الْخَيْطِ

[1]- اصول كافى، ج 2، ص 85

[2]- بحارالانوار، ج 74، ص 56، اسلاميه

[3]- مستدرك الوسايل، ج 2، ص 504