^ خلاصه درس
اقتضاى فطرت آدمى اين است كه حاصل دسترنج خويش را از تجاوز و دستبرد ديگران محفوظ بدارد اسلام نيز براين خواست فطرت صحه گذارده وبر احترام اموال ديگران تأكيد كرده است.
در اسلام، ثروت مؤمن مانند جانش محترم است و هيچ كس حق ندارد بدون اجازه يا بدون حق به ثروت كسى دست بزند و در پى تضمين چنين اصلى قوانين و مقررات ويژهاى تصويب كرده از جمله:
- هرگونه تصرف عدوانى را ممنوع وحرام اعلام كرده است وحتى دوست، همسر و وكيل هم حق ندارند بيش از حد قانونى خود دراموال مؤمن تصرف كنند.
- بر حفظ و حراست بيت المال تأكيد فراوان كرده است و حيف و ميل يك درهم آن را هم مجاز نمىداند.
- امانتدارى را يك اصل مسلّم اسلامى دانسته است و خيانت را بشدت محكوم وممنوع مىداند.
- نگهدارى از مال يتيم و افراد قاصر را هم فرض و لازم دانسته است.
- قواعد متعددى از جمله قاعده يد و قاعده لاضرر را نيز براى تحكيم امنيت مالى وضع كرده است.
^ پرسش
1- رسول گرامى (ص) درايام حج در سرزمين منا چه فرمود؟
2- امام رضا (ع) درباره غصب چه فرمود؟
3- برخورد اميرمؤمنان (ع) با مسؤول بيت المال چگونه بود؟
4- قرآن مجيد از خوردن مال يتيم، چه تعبير كرده است؟
5- قاعده لاضرر را توضيح دهيد.
درس چهل و پنجم: امانتدارى
از خصلتهاى بسيار زيبا و پسنديده، امانتدارى و بازگرداندن بموقع وهمراه با حفظ سلامت امانت است. معمولًا انسان در زندگى به انسانهاى امين نيازمند مىشود، تا مال، وسيله، راز يا مطلب مهمى را نزد آنها به امانت بسپارد. امانت گذارى ناشى از اعتماد به امانت گيرنده است. حفظ امانت ديگران، مراعات اعتماد آنها و احترام به احساسات پاك انسانى است.
امانتدارى در اسلام
همه اديان مقدس الهى، خصوصاً اسلام در تقويت اين صفت نيك توصيههاى فراوان كردهاند. قرآن مجيد مىفرمايد:
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها»[1]
[1]- نساء، آيه 58
همانا خداوند به شما فرمان ميدهد كه امانتها را به اهل آن بدهيد.
حضرت امام صادق عليهالسلام فرمود:
«انَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً الَّا بِصِدْقِ الحديثِ وَاداءِ الْامانَةِ الَى الْبِرِّ وَالْفاجِرِ»[1]
خداوند هيچ پيامبرى را بر نيانگيخته، جز براستگويى و اداى امانت به نيكوكار و بدكار.
حضرت باقر عليهالسلام فرمود:
«ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ لِاحَدٍ فيهِنَّ رُخْصَةً: اداءُ الْامانَةِ الَى الْبِرِّ وَالْفاجِرِ ...»[2]
خداوند اجازه ترك سه چيز را به هيچ كس نداده: يكى رد امانت (به صاحبش) مىباشد چه نيكوكار باشد چه بدكار ....
پيامبر اسلام، قبل و بعد از بعثت به «محمّد امين» معروف بود و مردم اشياى گرانبهاى خود را نزد آن حضرت به امانت مىسپردند. حتى در شب هجرت (ليلةالمبيت) كه رسول خدا مخفيانه از مكه خارج شد، امانتهاى مردم را كه اغلب از كفّار بودند، نزد «امّ ايمن» نهاد و به اميرمؤمنان (ع) فرمود كه در موقع مناسب به صاحبانش برگرداند.[3]
اميرمؤمنان (ع) فرمود: سوگند مىخورم كه لحظهاى قبل از وفات پيامبر (ص) سه بار از او شنيدم كه فرمود:
«يا ابَاالْحَسَنِ ادِّ الْامانَةَ الَى الْبَرِّوَالْفاجِرِ فيما قَلَّ وَجَلَّ حَتَّى فِى الْخَيْطِ
[1]- اصول كافى، ج 2، ص 85
[2]- بحارالانوار، ج 74، ص 56، اسلاميه
[3]- مستدرك الوسايل، ج 2، ص 504
وَالْمَخيطِ»[1]
اى على! امانت را به نيكوكار وبدكار پس بده، كم باشد يا زياد، حتّى نخ و سوزن.
همچنين آن حضرت در يكى از وصيتهايش فرمود:
«ادُّوا الْاماناتِ وَلَوْ الى قَتَلَةِ الْانْبِياءِ»[2]
امانتها را رد كنيد، گر چه به قاتلان پيامبران باشد.
مطالبى كه بيان شد، اهميت بسيار زياد امانتدارى را مىرساند كه ضامن قوام و بقاى روابط اجتماعى بر پايه اعتماد عمومى است.
ابوحمزه ثمالى مىگويد: از امام سجاد عليهالسلام شنيدم كه به شيعيان مىفرمود:
بر شما باد به اداى امانت، به خدا سوگند اگر قاتل پدرم حسين بن على عليهالسلام شمشيرى را كه با آن پدرم را به قتل رسانده، نزد من امانت گذارد به او بر مىگردانم.[3]
امانتدارى يك نشان مسلمانى
خداوند سبحان در قرآن رعايت امانت را يكى ازصفات مؤمنان دانسته و مىفرمايد:
«وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»[4]
مؤمنان كسانى هستند كه امانتها و پيمان خويش را رعايت مىكنند.
اميرمؤمنان (ع) فرمود:
[1]- بحارالانوار، ج 77، ص 275، اسلاميه
[2]- تحف العقول، ص 74
[3]- بحارالانوار، ج 75، ص 114
[4]- مؤمنون، آيه 8
«رَاْسُ الْاسْلامِ الْامانَةُ»[1]
سراسلام، امانتدارى است.
ونيز فرمود:
«اذا احَبَّ اللَّهُ عَبْداً حَبَّبَ الَيْهِ الْامانَةَ»[2]
وقتى خدابندهاى را دوست بدارد، امانتدارى را محبوب اومىگرداند.
امانتدارى، رحمت اجتماعى
امانتدارى اگر درجامعه گسترش يابد، سايه رحمت «ديگر دوستىرا» بر سر مردم مىگستراند و پيوند ميان افراد اجتماع را محكمتر مىكند.
پيامبراكرم (ص) فرمود:
«لا تَزالُ أُمَّتى بِخَيْرٍ مالَمْ يَتَخاوَنُوا وَادُّوا الْامانَةَ»[3]
امّت من هميشه در خير و سلامت است تا زمانى كه به يكديگر خيانت نورزند و اداى امانت كنند.
امام كاظم عليهالسلام فرمود:
«انَّ اهْلَ الْارْضِ لَمَرْحُومُونَ ما تَحابُّوا وَادُّوا الْاماناتِ وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ»[4]
تا وقتى كه زمينيان به يكديگر محبت كنند وامانت دار باشند و به حق عمل نمايند مورد رحمتند.
[1]- شرح غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 47
[2]- همان مدرك، ج 3، ص 140
[3]- بحارالانوار، ج 75، ص 172
[4]- همان مدرك، ص 117
اميرمؤمنان على عليهالسلام فرمود:
«اسْتِعْمالُ الْامانَةِ يُزيدُ فِى الرِّزْقِ»[1]
به كارگيرى امانت، روزى را زياد مىكند.
خيانت در امانت
در اسلام به همان اندازه كه امانتدارى، شريف وارجمند است، خيانت درامانت، نكوهيده و زشت است و در رديف گناهان كبيره جا گرفته است.[2]
پيامبر اكرم (ص) فرموده است:
«لَيْسَ مِنَّا مَنْ خانَ مُسْلِماً فى اهْلِهِ وَمالِهِ»[3]
آنكه به ناموس و مال مسلمانى خيانت كند، از ما نيست.
اميرمؤمنان على عليهالسلام فرمود:
«شَرُّ النَّاسِ مَنْ لا يَعْتَقِدُ الْامانَةَ وَلا يَجْتَنِبُ الْخِيانَةَ»[4]
بدترين مردم كسى است كه به امانت معتقد نباشد واز خيانت پرهيز نكند.
اقسام خيانت
اينك زشتى و حرمت خيانت بيان شد، به اقسام آن اشاره مىكنيم:
الف و ب- خيانت به خدا و پيامبر:
قرآن مجيد مىفرمايد:
[1]- بحارالانوار، ج 75، ص 172
[2]- وسايل الشيعه، ج 11، ص 261
[3]- بحارالانوار، ج 75، ص 172
[4]- شرر غررالحكم، آمدى، ج 4، ص 175
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ ...»[1]
اى مؤمنان! به خدا و پيامبر خيانت نورزيد و به امانتهاى خود نيز.
امام باقر عليهالسلام در تفسير اين آيه شريفه مىفرمايد:
«واجبات الهى نزد هر انسانى به امانت سپرده شده است و عمل نكردن بدان، خيانت محسوب مىشود.»[2]
بنابراين، بى اعتنايى به قوانين و دستورات شرعى كه مجموعهاى از دستورات الهى و سيره و روش پيامبر و ائمه معصومين است، به منزله خيانت به آنان محسوب مىشود كه مؤمن بايد از آن اجتناب ورزد.
همچنين كليه اموال مؤسسات دولتى، جزء داراييهاى عمومى يا بيتالمال است كه در دست كارمندان به امانت سپرده شده است و هر فردى به تنهايى موظّف به حفظ و نگهدارى واستفاده صحيح و قانونى از آنها است. حيف و ميل بيت المال و استفاده شخصى و ناصحيح از آن، خيانت به اموال مسلمانان بوده و گناهى نابخشودنى است و درواقع، خيانت به خود نيز محسوب مىشود.
كم كارى، گران فروشى، كم فروشى، حقوق گرفتن وكار نكردن و ... همه از موارد خيانت به مردم است.
ج- خيانت به اسرار نظامى، سياسى:
آنان كه در مشاغل نظامى و سياسى اشتغال دارند، در حقيقت امانتدار مردمند و اسرار تشكيلاتى بطور امانت، دراختيارشان قرار گرفته است.
آنان بايد دقت كافى به خرج دهند و آگاه باشند كه حيات و نابودى يك ملت بسته به حفظ و افشاى اسرار سياسى، نظامى واقتصادى آن كشور است، گاهى ممكن است افشاى يك مسأله سياسى يا نظامى، بخصوص اسرار جنگ، چنان ضربهاى به كشور وارد
[1]- انفال، آيه 27
[2]- تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 144
كند كه هرگز جبران نشود.
د- خيانت به ناموس، اموال و اسرار شخصى:
ناموس و اسرار مردم همچون اموالشان محترم است و اگر به شكلى دراختيار ديگران قرار گيرد، به منزله امانت است كه بايد به بهترين صورت از آن نگهدارى شود. نگاههاى هوس آلود به ناموس مردم و دست درازى به آنها خيانت است. همچنين افشاى راز مردم، نوعى خيانت به آنهاست.
نيز افشاى محتواى پروندهها و نامههاى مردم، خبردادن از وضع داخلى افراد.
اطلاع و آگاهى از عيوب و نقاط ضعف آنان و بر ملاكردن آن، خيانت محسوب مىشود.