بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 119

آنهاست، و بهترين شما كسى است كه با همسرش بهترين رفتار را داشته باشد.

36-[1]امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه رسول خدا6فرمود: در روز قيامت اوّلين چيزى كه در ميزان اعمال بنده گذاشته مى‌شود حسن خلق است.

105- باب استحباب انس و الفت با مردم‌

1-[2]امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است برترين شما خوشخوترين و بخشنده‌ترين شماست و آنان كه با مردم انس مى‌گيرند، و ديگران با آنان مأنوس مى‌شوند و با مردم رفت و آمد دارند (كنايه از مردم دارى و خوشرويى با مردم است).

2-[3]امام صادق (ع) فرمود: مؤمن انس پذير است. كسى كه با ديگران انس نگيرد، و ديگران با او مأنوس نشوند خيرى ندارد.

3-[4]على (ع) فرمود: دلهاى مردم رمنده است هر كه به آنها محبّت كند، به او رو آورند.

106- باب استحباب خوشرفتارى با مردم‌

1-[5]امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است آيا خبر ندهم شما را از كسى كه فردا (روز قيامت) آتش دوزخ بر او حرام مى‌شود؟ گفتند چرا يا

[1]قرب الاسناد، ص 22.

[2]-( باب 105:) اصول كافى، ص 359( باب حسن الخلق).

[3]- اصول كافى، ص 359( باب حسن الخلق).

[4]- نهج البلاغه ص 155، قسم دوم.

[5]-( باب 106:) ثواب الاعمال، ص 94؛ مجالس، ص 192.


صفحه 120

رسول الله، فرمود: كسى كه خوشخو و خوشرفتار باشد.

2-[1]ابو البخترى در حديث مرفوعه‌اى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: مؤمنان خوشرفتار، و نرمخويند. همچون شتر رام، اگر مهار شود فرمان بردار است، و اگر بر روى سنگ خوابانده شود مى‌خوابد.

3-[2]امام صادق (ع) فرمود: از نشانه‌هاى ايمان آگاهى در دين است، و از علايم آگاهى در دين بردبارى، و از نشانه‌هاى بردبارى مدارا نمودن با مردم است، و از نشانه‌هاى مردم داراى نرمخويى، و از نشانه‌هاى نرمخويى آسان‌گيرى و ملايمت است.

4-[3]امام رضا (ع) از پدرانش نقل مى‌كند، كه على (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است: مؤمن نرمخو، خوشرفتار، با سخاوت، و خوش اخلاق است. و كافر خشن، تندخو، بد اخلاق و متكبّر است.

107- باب استحباب خوشرويى و خوش برخوردى‌

1-[4]امام صادق (ع) فرمود: نيكى به ديگران، و خوشرويى محبت مى‌آورد و آدمى را به بهشت داخل مى‌كند بخل و ترشرويى انسان را از خدا دور وارد دوزخ مى‌نمايد.

2-[5]امام باقر (ع) فرمود: شخصى نزد پيغمبر6آمد و عرض كرد يا رسول‌

[1]- اصول كافى، ص 425( باب المؤمن و علاماته).

[2]- مجالس، پسر شيخ طوسى؛ ص 118.

[3]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 233 و صدوق در الفقيه ج 2، ص 349 مانند آن را ذكر كرده است.

[4]-( باب 107:) اصول كافى، ص 359( حسن البشر).

[5]- اصول كافى، ص 359( حسن البشر).


صفحه 121

الله مرا سفارشى فرماييد. از جمله سفارشات حضرت به آن شخص اين بود:

برادرت را با چهره باز ديدار و ملاقات كن.

3-[1]يكى از ياران امام صادق (ع) نقل مى‌كند كه به آن حضرت عرض كردم:

ميزان و معيار خوش اخلاقى چيست؟ فرمود: اين كه فروتنى نشان دهى، خوش سخن باشى، و با برادرت با چهره باز برخورد كنى.

4-[2]حسن بن حسين گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود:

پيغمبر6خطاب به فرزندان عبد المطلب فرمود: اى فرزندان عبد المطلب، شما هرگز نمى‌توانيد يا اموالتان در زندگى مردم گشايشى حاصل كنيد. پس با چهره باز و خوشرويى با آنها برخورد كنيد (حديث 5 مانند حديث 4 است).

5-[3]امام صادق (ع) فرمود: سه چيز است كه اگر كسى براى خدا يكى از آنها را انجام دهد خداوند بهشت را بر او واجب گرداند:

1- انفاق در حال فقر و تنگدستى، 2- خوشرويى با همه مردم، 3- رعايت انصاف نسبت به ديگران.

6-[4]موسى بن جعفر (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: خوشرويى كينه را از بين مى‌برد.

7-[5]امام جواد (ع) از پدرانش نقل مى‌كند: كه حضرت على (ع) فرمود: شما كه نمى‌توانيد با مالتان به مردم كمك كنيد پس با چهره باز و ديدار خوش آنان را خشنود سازيد، زيرا از پيغمبر6شنيدم كه مى‌فرمود: شما كه هرگز نمى‌توانيد در زندگى مردم با اموالتان گشايشى حاصل كنيد، پس با اخلاقتان آنان را خوشنود سازيد.

[1]- اصول كافى، ص 359، الفقيه ... معانى الاخبار، ص 74.

[2]- اصول كافى، ص 359.

[3]- اصول كافى، ص 359.

[4]- اصول كافى، ص 359.

[5]- اصول كافى.


صفحه 122

108- باب وجوب راستگويى‌

1-[1]امام صادق (ع) فرمود: مردم را به نيكى دعوت كنيد به غير زبانتان (يعنى با عمل و كردارتان) تا اين كه آنان كوشش در عبادت، و راستگويى و پرهيزكارى را از شما ببينند.

2-[2]امام صادق (ع) فرمود: هر كه زبانش راست باشد عملش پاك است.

3-[3]ابو بصير گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: بنده خدا راست مى‌گويد تا اين كه نزد خداوند جزء راستگويان محسوب گردد، و دروغ مى‌گويد تا اين كه نزد خدا از دروغگويان نوشته شود، پس هر گاه راست گويد خداى عزّ و جلّ فرمايد: اين بنده راست گفت و نيكوكار است، و هنگامى كه دروغ بگويد خداوند مى‌فرمايد: اين بنده دروغ گفت، و بدكار است.

4-[4]امام صادق (ع) فرمود: هر كه زبانش راست باشد عملش پاك است، و هر كه نيّتش خوب باشد روزى‌اش زياد شود، و هر كه به خانواده‌اش نيكى كند عمرش طولانى گردد.

5-[5]عمرو بن ابى مقدام گويد: نخستين بار كه خدمت امام باقر (ع) رسيدم آن حضرت فرمود: پيش از سخن گفتن راستگويى بياموزيد.

6-[6]امام صادق (ع) فرمود: اى فضيل نخستين كسى كه راستگو را تصديق‌

[1]-( باب 108:) اصول كافى، ص 360 به طرز ديگرى در جهاد نفس گفته است.

[2]- اصول كافى، ص 360.

[3]- اصول كافى، ص 360 ذيل حديث را از محاسن نقل كرده 10/ 138.

[4]- اصول كافى، ص 360؛ كلينى در روضة، ص 219، ط 2.

[5]- اصول كافى، ص 360( باب الصدق).

[6]- اصول كافى، ص 360( باب الصدق).


صفحه 123

مى‌كند خداى عزّ و جلّ است، كه مى‌داند او راستگو است. و خود شخص نيز خويشتن را تصديق مى‌كند، زيرا مى‌داند كه صادق است.

7-[1]ربيع بن سعد گويد: كه امام باقر (ع) به من فرمود: اى ربيع شخص راست مى‌گويد، تا آن جا كه خداوند او را صدّيق (بسيار راستگو) مى‌نويسد 8-[2]پيغمبر6فرمود: فرداى قيامت آن كه از همه شما به من نزديكتر، و شفاعتش بر من واجبتر است، كسى است كه در سخنانش راستگوتر و در ردّ امانت درستكارتر و خوش اخلاق‌تر، و به مردم نزديكتر باشد.

9-[3]در حديث مرفوعه‌اى امام صادق (ع): از پيغمبر6روايت كرده كه فرمود: اى على تو را به چند خصلت سفارش مى‌كنم، خداوندا على را در داشتن اين خصال يارى ده، نخستين آنها راستگويى است، هرگز از دهانت دروغى خارج نشود.

109- باب استحباب صدق وعده، گرچه يك سال طول بكشد

1-[4]امام صادق (ع) فرمود: اسماعيل (ع) را صادق الوعد گفتند براى اين كه به شخصى در محلّى وعده داد، و يك سال برايش منتظر ماند، در نتيجه خداوند او را صادق الوعد ناميد، و پس از يك سال آن شخص پيش اسماعيل آمد، اسماعيل به او گفت من پيوسته منتظر تو بودم.

2-[5]امام صادق (ع) فرمود پيغمبر6فرموده است كه كسى كه به خدا و روز جزا ايمان دارد بايد به وعده‌اى كه مى‌دهد وفا كند.

[1]- اصول كافى، ص 360( باب الصدق).

[2]- مجالس شيخ صدوق، ص 304،( م 76) و در آنجا

ُ( اصدقكم لسانا)

است.

[3]- محاسن.

[4]-( باب 109:) اصول كافى، ص 360( باب الصدق).

[5]- اصول كافى، ص 360( باب الصدق).


صفحه 124

3-[1]هشام بن سالم گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: وعده دادن مؤمن به برادر دينى نذرى است كه كفّاره ندارد. كسى كه خلف وعده كند خلف وعده با خدا را شروع كرده و خود را مورد خشم او قرار داده است. و همين است معناى آيه شريفه، كه مى‌فرمايد: «اى كسانى كه به زبان ايمان آورده‌ايد، چرا به زبان چيزى مى‌گوييد كه عمل نمى‌كنيد، دشمنى بزرگى است در نزد خدا اين كه بگوييد آنچه را عمل نكنيد[2].

4-[3]سليمان جعفرى گويد: امام رضا (ع) فرمود: آيا مى‌دانى كه چرا اسماعيل (ع) صادق الوعد ناميده شد عرض كردم نه، حضرت فرمود: اسماعيل به شخصى وعده داد. و يك سال به انتظارش نشست.

5-[4]عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود:

پيغمبر6كنار تخته سنگى به مردى وعده داد، فرمود: من اين جا منتظر تو هستم تا برگردى، امام مى‌فرمود تابش آفتاب بر حضرت رسول شديد شد، يارانش عرض كردند: يا رسول اللَّه چه خوب است كه به مكانى سايه‌دار تشريف ببريد، فرمود:

من در همين جا به آن شخص وعده داده‌ام و اگر نيايد در روز رستاخيز بايد پاسخگو باشد.

110- باب مستحب بودن حيا

1-[5]امام صادق (ع) يا امام باقر (ع) فرمود: حيا و ايمان هر دو به يك رشته‌

[1]- اصول كافى، ص 474.

[2]-يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ، كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ‌. الصف- 2 و 3.

[3]- علل الشرائع، ص 37؛ عيون اخبار الرضا، ص 233.

[4]- علل الشرائع، ص 37.

[5]-( باب 110:) اصول كافى، ص 360،( باب الحياء).


صفحه 125

بسته شده‌اند، هر گاه يكى از آنها برود ديگرى نيز در پى آن مى‌رود.

2-[1]امام صادق (ع) فرمود: حيا بخشى از ايمان، و ايمان وسيله رفتن به بهشت است.

3-[2]امام صادق (ع) فرمود: كسى كه حيا ندارد، ايمان ندارد.

4-[3]امام صادق (ع) فرمود: حيا، و پاكدامنى، و كند زبانى (كم گويى) نه كند دلى، از نشانه‌هاى ايمان است.

5-[4]پيغمبر6فرمود: هر كه چهار خصلت داشته باشد، اگر از سر تا پا غرق گناه باشد، خداوند گناهانش را مبدّل به حسنات گرداند. 1- راستگويى، 2- داشتن حيا، 3- خوش خلقى، 4- سپاسگزارى.

6-[5]علىّ (ع) فرمود: جامه حيا هر كه را بپوشاند مردم عيب او را نمى‌بينند.

7-[6]پيغمبر6فرمود: فخر در هر چيزى كه باشد از مقام و منزلت صاحبش مى‌كاهد، و حيا در هر چيزى كه باشد زينت بخش صاحبش است.

8-[7]از كلمات قصار پيغمبر6است: حيا همه‌اش خير و نيكى است.

9-[8]از جمله سفارشهاى على (ع) به فرزندش محمّد حنفيّه است:

جامه حيا هر كه را بپوشاند، عيبش از نظرها پنهان مى‌ماند.

10-[9]پيغمبر6فرمود: حيا و شرم همه‌اش خير و نيكى است. يعنى حيا

[1]- اصول كافى، ص 359.

[2]- اصول كافى، ص 360 و مانند اين در حديث ديگرى قبلا ذكر شده ج 2/ 29 از ملابس.

[3]-. اصول كافى، ص 360.

[4]-. اصول كافى، ص 360.

[5]- نهج البلاغه، ج 2، ص 194.

[6]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 119.

[7]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 343.

[8]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 347.

[9]- معانى الاخبار، ص 116.


صفحه 126

ديندار و بى‌دين را از كارهاى زشت باز مى‌دارد، شرم و حيا جامع همه زيباييها است.

11-[1]پيغمبر6فرمود: حيا و ايمان هر دو بسته به يك رشته‌اند، اگر يكى از بين برود، ديگرى نيز از بين خواهد رفت.

12-[2]پيغمبر6فرمود: اگر خداوند حيا را از بنده‌اش بگيرد در آن صورت بنده دشمن خدا و مورد نفرت قرار مى‌گيرد، پس كسى كه حيا از او برداشته شود، رحمت خدا از او سلب و رشته اسلام نيز از او گسسته مى‌شود، و چنين بنده مبدّل به شيطانى مى‌گردد كه دور از رحمت خداست.

111- باب جايز نبودن شرم و حيا داشتن از پرسش كردن در باره احكام دين‌

1-[3]امام صادق (ع) فرمود: هر كه در پرسيدن از چيزى خجالت كشد، در علمش سستى پديد آيد.

2-[4]در حديث مرفوعه‌اى هست كه پيغمبر6فرمود:

حيا دو گونه است، 1. حياى عقل 2. حياى حماقت، حياى عقل دانش و حياى حماقت نادانى است.

[1]معانى الاخبار، ص 116.

[2]معانى الاخبار، ص 116، در ذيل هر دو روايت جملاتى اضافه شده در صورت نياز به معانى الاخبار مراجعه شود.

[3]-( باب 111:) اصول كافى، ص 362،( باب العفو).

[4]- اصول كافى، ص 362،( باب العفو).