108- باب وجوب راستگويى
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: مردم را به نيكى دعوت كنيد به غير زبانتان (يعنى با عمل و كردارتان) تا اين كه آنان كوشش در عبادت، و راستگويى و پرهيزكارى را از شما ببينند.
2-[2]امام صادق (ع) فرمود: هر كه زبانش راست باشد عملش پاك است.
3-[3]ابو بصير گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: بنده خدا راست مىگويد تا اين كه نزد خداوند جزء راستگويان محسوب گردد، و دروغ مىگويد تا اين كه نزد خدا از دروغگويان نوشته شود، پس هر گاه راست گويد خداى عزّ و جلّ فرمايد: اين بنده راست گفت و نيكوكار است، و هنگامى كه دروغ بگويد خداوند مىفرمايد: اين بنده دروغ گفت، و بدكار است.
4-[4]امام صادق (ع) فرمود: هر كه زبانش راست باشد عملش پاك است، و هر كه نيّتش خوب باشد روزىاش زياد شود، و هر كه به خانوادهاش نيكى كند عمرش طولانى گردد.
5-[5]عمرو بن ابى مقدام گويد: نخستين بار كه خدمت امام باقر (ع) رسيدم آن حضرت فرمود: پيش از سخن گفتن راستگويى بياموزيد.
6-[6]امام صادق (ع) فرمود: اى فضيل نخستين كسى كه راستگو را تصديق
[1]-( باب 108:) اصول كافى، ص 360 به طرز ديگرى در جهاد نفس گفته است.
[2]- اصول كافى، ص 360.
[3]- اصول كافى، ص 360 ذيل حديث را از محاسن نقل كرده 10/ 138.
[4]- اصول كافى، ص 360؛ كلينى در روضة، ص 219، ط 2.
[5]- اصول كافى، ص 360( باب الصدق).
[6]- اصول كافى، ص 360( باب الصدق).
مىكند خداى عزّ و جلّ است، كه مىداند او راستگو است. و خود شخص نيز خويشتن را تصديق مىكند، زيرا مىداند كه صادق است.
7-[1]ربيع بن سعد گويد: كه امام باقر (ع) به من فرمود: اى ربيع شخص راست مىگويد، تا آن جا كه خداوند او را صدّيق (بسيار راستگو) مىنويسد 8-[2]پيغمبر6فرمود: فرداى قيامت آن كه از همه شما به من نزديكتر، و شفاعتش بر من واجبتر است، كسى است كه در سخنانش راستگوتر و در ردّ امانت درستكارتر و خوش اخلاقتر، و به مردم نزديكتر باشد.
9-[3]در حديث مرفوعهاى امام صادق (ع): از پيغمبر6روايت كرده كه فرمود: اى على تو را به چند خصلت سفارش مىكنم، خداوندا على را در داشتن اين خصال يارى ده، نخستين آنها راستگويى است، هرگز از دهانت دروغى خارج نشود.
109- باب استحباب صدق وعده، گرچه يك سال طول بكشد
1-[4]امام صادق (ع) فرمود: اسماعيل (ع) را صادق الوعد گفتند براى اين كه به شخصى در محلّى وعده داد، و يك سال برايش منتظر ماند، در نتيجه خداوند او را صادق الوعد ناميد، و پس از يك سال آن شخص پيش اسماعيل آمد، اسماعيل به او گفت من پيوسته منتظر تو بودم.
2-[5]امام صادق (ع) فرمود پيغمبر6فرموده است كه كسى كه به خدا و روز جزا ايمان دارد بايد به وعدهاى كه مىدهد وفا كند.
[1]- اصول كافى، ص 360( باب الصدق).
[2]- مجالس شيخ صدوق، ص 304،( م 76) و در آنجا
ُ( اصدقكم لسانا)
است.
[3]- محاسن.
[4]-( باب 109:) اصول كافى، ص 360( باب الصدق).
[5]- اصول كافى، ص 360( باب الصدق).
3-[1]هشام بن سالم گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: وعده دادن مؤمن به برادر دينى نذرى است كه كفّاره ندارد. كسى كه خلف وعده كند خلف وعده با خدا را شروع كرده و خود را مورد خشم او قرار داده است. و همين است معناى آيه شريفه، كه مىفرمايد: «اى كسانى كه به زبان ايمان آوردهايد، چرا به زبان چيزى مىگوييد كه عمل نمىكنيد، دشمنى بزرگى است در نزد خدا اين كه بگوييد آنچه را عمل نكنيد[2].
4-[3]سليمان جعفرى گويد: امام رضا (ع) فرمود: آيا مىدانى كه چرا اسماعيل (ع) صادق الوعد ناميده شد عرض كردم نه، حضرت فرمود: اسماعيل به شخصى وعده داد. و يك سال به انتظارش نشست.
5-[4]عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
پيغمبر6كنار تخته سنگى به مردى وعده داد، فرمود: من اين جا منتظر تو هستم تا برگردى، امام مىفرمود تابش آفتاب بر حضرت رسول شديد شد، يارانش عرض كردند: يا رسول اللَّه چه خوب است كه به مكانى سايهدار تشريف ببريد، فرمود:
من در همين جا به آن شخص وعده دادهام و اگر نيايد در روز رستاخيز بايد پاسخگو باشد.
110- باب مستحب بودن حيا
1-[5]امام صادق (ع) يا امام باقر (ع) فرمود: حيا و ايمان هر دو به يك رشته
[1]- اصول كافى، ص 474.
[2]-يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ، كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ. الصف- 2 و 3.
[3]- علل الشرائع، ص 37؛ عيون اخبار الرضا، ص 233.
[4]- علل الشرائع، ص 37.
[5]-( باب 110:) اصول كافى، ص 360،( باب الحياء).
بسته شدهاند، هر گاه يكى از آنها برود ديگرى نيز در پى آن مىرود.
2-[1]امام صادق (ع) فرمود: حيا بخشى از ايمان، و ايمان وسيله رفتن به بهشت است.
3-[2]امام صادق (ع) فرمود: كسى كه حيا ندارد، ايمان ندارد.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: حيا، و پاكدامنى، و كند زبانى (كم گويى) نه كند دلى، از نشانههاى ايمان است.
5-[4]پيغمبر6فرمود: هر كه چهار خصلت داشته باشد، اگر از سر تا پا غرق گناه باشد، خداوند گناهانش را مبدّل به حسنات گرداند. 1- راستگويى، 2- داشتن حيا، 3- خوش خلقى، 4- سپاسگزارى.
6-[5]علىّ (ع) فرمود: جامه حيا هر كه را بپوشاند مردم عيب او را نمىبينند.
7-[6]پيغمبر6فرمود: فخر در هر چيزى كه باشد از مقام و منزلت صاحبش مىكاهد، و حيا در هر چيزى كه باشد زينت بخش صاحبش است.
8-[7]از كلمات قصار پيغمبر6است: حيا همهاش خير و نيكى است.
9-[8]از جمله سفارشهاى على (ع) به فرزندش محمّد حنفيّه است:
جامه حيا هر كه را بپوشاند، عيبش از نظرها پنهان مىماند.
10-[9]پيغمبر6فرمود: حيا و شرم همهاش خير و نيكى است. يعنى حيا
[1]- اصول كافى، ص 359.
[2]- اصول كافى، ص 360 و مانند اين در حديث ديگرى قبلا ذكر شده ج 2/ 29 از ملابس.
[3]-. اصول كافى، ص 360.
[4]-. اصول كافى، ص 360.
[5]- نهج البلاغه، ج 2، ص 194.
[6]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 119.
[7]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 343.
[8]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 347.
[9]- معانى الاخبار، ص 116.
ديندار و بىدين را از كارهاى زشت باز مىدارد، شرم و حيا جامع همه زيباييها است.
11-[1]پيغمبر6فرمود: حيا و ايمان هر دو بسته به يك رشتهاند، اگر يكى از بين برود، ديگرى نيز از بين خواهد رفت.
12-[2]پيغمبر6فرمود: اگر خداوند حيا را از بندهاش بگيرد در آن صورت بنده دشمن خدا و مورد نفرت قرار مىگيرد، پس كسى كه حيا از او برداشته شود، رحمت خدا از او سلب و رشته اسلام نيز از او گسسته مىشود، و چنين بنده مبدّل به شيطانى مىگردد كه دور از رحمت خداست.
111- باب جايز نبودن شرم و حيا داشتن از پرسش كردن در باره احكام دين
1-[3]امام صادق (ع) فرمود: هر كه در پرسيدن از چيزى خجالت كشد، در علمش سستى پديد آيد.
2-[4]در حديث مرفوعهاى هست كه پيغمبر6فرمود:
حيا دو گونه است، 1. حياى عقل 2. حياى حماقت، حياى عقل دانش و حياى حماقت نادانى است.
[1]معانى الاخبار، ص 116.
[2]معانى الاخبار، ص 116، در ذيل هر دو روايت جملاتى اضافه شده در صورت نياز به معانى الاخبار مراجعه شود.
[3]-( باب 111:) اصول كافى، ص 362،( باب العفو).
[4]- اصول كافى، ص 362،( باب العفو).
112- باب استحباب عفو و گذشت
1-[1]ابن فضال گويد: از امام موسى بن جعفر (ع) شنيدم كه مىفرمود:
هيچ گاه دو گروه با هم ملاقات نكردند (به جنگ يك ديگر برنخاستند)، مگر اين كه هر كدام گذشتش بيشتر بود، پيروز شد.
2-[2]پيغمبر6فرمود:
بر شما باد به گذشت و عفو، زيرا گذشت بر عزّت بنده مىافزايد، پس همديگر را عفو كنيد. تا خداوند شما را عزيز گرداند.
3-[3]امام باقر (ع) فرمود: آن زن يهودى را كه گوشت گوسفندى زهر آلود كرده بود تا پيامبر بخورد به نزد آن حضرت آوردند، فرمود: انگيزه تو از اين كار چه بود؟ زن پاسخ داد با خود گفتم اگر پيغمبر باشد زهر به او ضررى نمىرساند و اگر پادشاه باشد مردم را از دستش راحت مىكنم- راوى گويد: پيغمبر6او را بخشيد.
4-[4]امام باقر (ع) فرمود: پشيمانى بعد از عفو برتر و آسانتر است از پشيمانى بعد از كيفر.
5-[5]از كلمات قصار رسول اللَّه6است: گذشت سلطان حكومت او را بيشتر دوام مىبخشد.
[1]-( باب 112:) اصول كافى، ص 362،( باب العفو).
[2]- اصول كافى، ص 361.
[3]- اصول كافى، ص 362،( باب العفو).
[4]- اصول كافى، ص 361.
[5]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 343.
6-[1]امام رضا (ع) در توضيح آيهفَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ[2]«با خوى خوش آنان را به حقّ دعوت كن» فرمود: عفو كردن بدون نكوهش و سرزنش.
(حديث 7 مانند حديث 6 مىباشد).[3]8-[4]على (ع) فرمود: چون بر دشمنت پيروز شدى گذشت از او را شكرانه پيروزىات قرار بده.
9-[5]على (ع) فرمود: سزاوارترين مردم به گذشت كسى است كه بر كيفر توانمندتر باشد.
10-[6]امام باقر (ع) در حديثى از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر6فرمود چون روز رستاخيز شود منادى اعلان مىكند طورى كه همه مردم مىشنوند، وى مىگويد: صاحبان فضيلت كجايند؟ گروهى از مردم برمىخيزند، آنگاه فرشتگان از آنان استقبال مىكنند و مىپرسند، فضيلت و برترى شما چيست كه به سبب آن شما را خواستند؟ آنان مىگويند، در دنيا ما را نادان خواندند تحمّل كرديم، به ما بدى نمودند عفو كرديم، آنگاه از طرف خدا خطاب شود بندگانم راست گويند، راهشان را باز كنيد تا بدون حساب به بهشت درآيند.
[1]- معانى الاخبار، ص 106.
[2]- سوره الحجر آيه 85فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَالآية.
[3]- مجالس صدوق
[4]- نهج البلاغه، 2، ص 145.
[5]- نهج البلاغه، 2، ص 155.
[6]مجالس پسر شيخ مفيد، ص 63؛ در صدر حديث ج 6/ 15/ 19، از جهاد نفس و ذيل آن در 15/ 15، امر بمعروف.
113- باب استحباب عفو از ستمگر، صله رحم، احسان و نيكى ...
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: پيغمبر6در خطبهاى فرموده است. آيا بهترين اخلاق دنيا و آخرت را به شما خبر ندهم، عفو از كسى كه به تو ستم كرده پيوستن با كسى كه از تو بريده، نيكى با كسى كه به تو بدى كرده، عطا و بخشش به كسى كه تو را محروم ساخته است.
2-[2]ابو حمزه ثمالى گويد از علىّ بن حسين (ع) شنيدم كه فرمود: چون روز رستاخيز شود خداوند اوّلين و آخرين را در يك سرزمين گردآورد منادى فرياد كشد صاحبان فضيلت كجايند؟ گروهى از مردم برمىخيزند، فرشتگان آنها را ملاقات مىكنند و مىپرسند فضيلت شما چه بوده است؟ پاسخ مىدهند، به كسى كه از ما مىبريد مىپيوستيم، و به كسى كه ما را محروم مىساخت بخشش مىنموديم، و كسى كه به ما ستم روا مىداشت درمىگذشتيم، به آنان گفته مىشود: راست گفتيد وارد بهشت شويد.
3-[3]امام صادق (ع) فرمود: سه چيز از صفات خوب دنيا و آخرت است. عفو از كسى كه به تو ستم روا داشته، پيوستن به كسى كه از تو بريده، خويشتن دارى زمانى كه با تو نادانى كنند.
4-[4]امام باقر (ع) فرمود: سه چيز است كه خدا به وسيله آنها بر عزّت مسلمان
[1]-( باب 113:) اصول كافى، ص 361،( باب العفو).
[2]- اصول كافى، ص 361، و مجالس پسر شيخ مفيد، ص 62.
[3]- اصول كافى، ص 361.
[4]- اصول كافى، ص 362.