دعوتش كرد قبول نمايد و چون بميرد او را تشييع كند.
10-[1]ابو ميمون حارثى گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: حقّ مؤمن بر مؤمن چيست؟ فرمود: از جمله حقّ مؤمن بر مؤمن، دوستى قلبى و مواسات مالى است، و اين كه به جاى او از خانوادهاش سرپرستى كند و اين كه در برابر ظالم وى را يارى نمايد، و اگر در بين مسلمانان «از غنيمت و يا بخشش» نصيبى دارد و او غايب است سهمش را براى او دريافت كند، و چون بميرد به زيارت قبرش رود، و به او ستم روا ندارد، فريبش ندهد، خيانت نكند، خوارش نسازد، تكذيبش ننمايد، و به او «افّ» (واى بر تو) نگويد. و چون به او «افّ» گويد دوستى ميان آنها نباشد، و چون بگويد تو دشمن منى، يكى از آنها كافر مىشود، و اگر او را متّهم كند، ايمان در قلبش آب مىشود همانند نمك كه در آب حلّ مىشود.
11-[2]معلى بن خنيس مىگويد: از امام صادق (ع) در مورد حقّ مؤمن پرسيدم، فرمود: هفتاد حقّ است، فقط هفت حقّ را به تو مىگويم، زيرا به تو مهربانم، و مىترسم نتوانى تحمّل كنى، عرض كردم: چرا؟ ان شاء اللَّه، فرمود: از جمله حقوق مؤمن، اين كه تو سير نباشى و او گرسنه، و پوشيده نباشى و او برهنه، و براى او راهنما باشى، و به منزله پيراهنى كه عيوب او را مىپوشاند، زبان گوياى او باشى، آنچه كه براى خودت دوست دارى براى او نيز بخواهى و اگر خدمتگزار دارى، براى مرتّب نمودن فرش و بسترش پيش او بفرستى، و در رفع نياز او شب و روز كوشش نمايى، وقتى كه اين كارها را انجام دادى، دوستى خودت را به محبّت ما رسانيدهاى و دوستى ما را به دوستى خدا پيوند دادى.
12-[3]على (ع) در وصيتش به محمد بن حنفيّه فرمود: هرگز حقّ برادرت را به خاطر اعتمادى كه ميان شما هست ضايع مكن، زيرا كسى كه حقش را ضايع
[1]- اصول كافى، ص 394.
[2]اصول كافى، ص 399.
[3]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 348.
كردى برادرت نيست.
13-[1]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: مؤمن براى خدا در ذمّه مؤمن هفت حق واجب دارد، محترم داشتن او در غيابش، دوستى با او از ژرفاى دل، و مواسات با او در مال خود، و اين كه غيبت او را حرام بداند، و هنگام بيمارى عيادتش كند، جنازهاش را تشييع كند، و پس از مرگ جز خوبى او را نگويد.
14-[2]ابراهيم بن عباس گويد: هرگز امام رضا (ع) را نديدم كسى را با سخنى آزار دهد، و حرف كسى را پيش از تمام شدن سخنش قطع كند، و در صورت توانايى حاجت كسى را رد نمىنمود و در حضور همنشينانش هرگز پاى خود را دراز نمىكرد و به چيزى تكيه نمىداد، هيچ وقت نديدم كه به خدمه و غلامانش ناسزا گويد، هيچ گاه نديدم كه وى تنش را بخاراند و بلند بخندد، بلكه خندهاش تبسّم بود.
15-[3]داود بن حفص گويد: در حضور امام صادق (ع) بوديم: چون عطسه فرمود، اراده كرديم كه او را دعا كنيم (يرحمك اللَّه بگوئيم)، خودش فرمود: چرا
«يرحمك اللَّه»
نگفتيد؟ همانا از جمله حق مؤمن بر برادرش چهار خصلت است، چون عطسه كرد او را دعا كند
«يرحمك اللَّه»
گويد، اگر دعوت كرد بپذيرد، و اگر بيمار شد عيادتش كند، و چون بميرد جنازهاش را تشييع نمايد.
16-[4]ابان بن تغلب گويد: با امام صادق (ع) طواف مىكردم، يكى از دوستانم را ديدم، و از من خواست همراه او بروم كه حاجتى دارد. او به من اشاره كرد و امام صادق (ع) او را ديد، و به من فرمود: اى ابان آن شخص ترا مىخواهد؟ گفتم: آرى، فرمود: او نيز عقيده ترا دارد، «يعنى شيعه است» گفتم:
[1]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 350؛ مجالس صدوق، ص 20؛ خصال صدوق، ج 2، ص 6.
[2]عيون اخبار الرضا، ص 31.
[3]مصادقة الاخوان، ص 10 و در كافى هم با اختلافى در 5/ 57 ذكر شده.
[4]مصادقة الاخوان، ص 10.
آرى، فرمود: طوافت را قطع كن و با او برو، عرض كردم: اگر طواف واجب هم باشد، فرمود: بلى. ابان گويد: با دوستم رفتم. پس از آن به خدمت حضرت رسيدم، و از حقّ مؤمن پرسيدم، فرمود: اين موضوع را كنار بگذار و از من مخواه سپس همواره تكرار كردم و به اصرار نمودم، تا فرمود: اى ابان نيمى از مالت را به او مىدهى، سپس به من نگريست، و چون ديد چه حالى به من دست داده است فرمود: اى ابان آيا نمىدانى كه خداوند از ايثارگران ياد نموده است؟ گفتم: چرا؟ فرمود: چون تو نيمى از مالت را به او دهى وى را بر خود ترجيح ندادهاى زمانى او را بر خود ترجيح دادهاى كه از نصف ديگر هم به او بدهى.
17-[1]امام صادق (ع) فرمود: چه زشت است براى مرد كه برادرش حقّ او را بشناسد- و رعايت نمايد- ولى او حقّ برادرش را نشناسد.
18-[2]در حديث مرفوعهاى، پيغمبر6فرمود: مؤمن آينه برادر مؤمنش است، پليديها را از او دور مىكند.
19-[3]امام باقر (ع) فرمود: برادر مسلمانت را دوست بدار، آنچه براى خودت دوست دارى براى او نيز بخواه، و آنچه براى خود نمىپسندى براى او نيز مپسند، چون نيازمند شدى از او بخواه، و اگر او از تو چيزى درخواست كرد به او بده، هيچ خيرى را از او پنهان مدار كه او نيز خيرى را از تو نهفته ندارد، پشتيبان او باش تا او نيز پشتيبان تو باشد، و چون غايب شد در غيبتش حقّ را رعايت كن، و اگر حاضر شود با او ديدار نموده و تجليل و احترامش كن، زيرا تو از او و او از توست، و اگر بر تو نكوهش كرد، از او جدا نشوى تا اين كه از كينه دلش كاسته شود، اگر خيرى به او برسد، خدا را سپاسگزارى كن. چون گرفتار شد كمكش كن و حقّش را نيز به گردن گير.
[1]مصادقة الاخوان، ص 14.
[2]مصادقة الاخوان، ص 14.
[3]مجالس صدوق، ص 195( م 52)
20-[1]امام صادق (ع) فرمود: هر كه حقّ مؤمن را رعايت نكند، خداوند روز رستاخيز او را صد سال روى پا نگه مىدارد تا از عرقش سيلى در بيابان جارى گردد، سپس از طرف خداى عزّ و جل منادى فرياد زند، اين همان ستمگرى است كه حقّ خدا را نزد خود حبس نموده، سپس فرمود: پس از چهل سال توبيخ دستور داده مىشود كه او را به سوى آتش دوزخ ببرند.
21-[2]على (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است: پسنديده است كه هر مسلمان شش كار را در حق برادرش انجام دهد:
1- وقتى كه او را ديد سلام كند. 2- چون مريض شد عيادتش نمايد. 3- وقتى عطسه كرد دعايش كند (يرحمك اللَّه) بگويد. 4- پس از مرگ بر جنازهاش حاضر شود. 5- اگر او را دعوت كرد اجابت نمايد. 6- آنچه كه براى خود مىپسندد براى او نيز بپسندد، و آنچه كه براى خودش دوست ندارد براى او نيز روا ندارد.
22-[3]محمّد بن مسلم گويد: شخصى از جبل عامل پيش من آمد و با او به خدمت امام صادق (ع) رسيديم در وقت خداحافظى از امام تقاضا كرد كه او را نصيحت فرمايد، حضرت فرمود: سفارش مىكنم ترا به تقواى الهى و نيكى به برادر مسلمانت، دوست بدار براى برادرت آنچه را كه براى خودت دوست مىدارى، و آنچه كه براى خود نمىپسندى براى او نيز مپسند، اگر از تو چيزى خواست به او بده، و اگر چيزى را از تو منع كرد تو از او بخواه، نسبت به خيرى از او دلگير مباش، تا او نيز ترا ملول نسازد، يار و ياور او باش، تا او نيز ياور تو باشد، اگر بر تو خشمگين شد از او دورى مجوى تا كينه از دلش بيرون كنى، اگر غايب شد در غيابش حقّ او را رعايت، و چون حاضر شد كمكش كن و بازويش را بگير،
[1]خصال صدوق، ج 1، ص 159.
[2]امالى پسر شيخ طوسى ابن شيخ، ص 304.
[3]امالى پسر شيخ طوسى، ص 59.
و در حقّش مساعدت نموده و اكرامش كن، زيرا او از تو و تو از او مىباشى.
23-[1]على (ع) فرمود: شش خصلت است كه در هر كس باشد در نزد خدا مقرّب و داراى منزلت است، خداوند مسلمانى را دوست دارد كه آنچه را براى خودش دوست دارد براى برادرش نيز دوست بدارد، و هر چه كه بر خود نمىپسندد بر او نيز نپسندد، دوستانه او را نصيحت كند. فضيلت و برترى مرا بشناسد، و از من پيروى كند، و نتيجه كار مرا در نظر داشته باشد.
24-[2]على (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است: هر مسلمانى بر ذمّه برادر مسلمانش سى حق دارد، ذمّهاش از آنها برى نمىشود مگر اين كه آن حقوق را ادا كند يا برادرش از او درگذرد، (آن حقوق عبارتند) از لغزش او چشم بپوشد، به اشك چشمش شفقت آرد، عيبش را بپوشاند، لغزشش را ناديده بگيرد، عذرش را بپذيرد، اگر كسى غيبت او را كرد از او دفاع كند، همواره خير خواهش باشد، دوستى و محبّت او را حفظ كند، عهد و پيمانش را مراعات نمايد در موقع بيمارى عيادتش كند، در تشييع جنازهاش حاضر شود، دعوتش را بپذيرد، هديهاش را قبول كند، و آن را جبران نمايد، نعمتش را سپاسگزار باشد، با بهترين وجه او را يارى دهد، زن و بچه او را محافظت كند، حاجتش را روا كند، در انجام خواستهاش كوشش نمايد، موقع عطسه كردن
«يرحمك اللَّه»
بگويد، راهنماى گمشدهاش باشد، و به سلامش پاسخ دهد، كلامش را خوب تلقى كند، بخشش او را ارج نهد، سوگندهايش را تصديق نمايد، دوست او را دوست داشته باشد و با وى دشمنى نكند، اگر ظالم و يا مظلوم واقع شد او را يارى كند، امّا يارى نمودن در حال ستمگرى او را از ستم كردن باز دارد، و اما يارى دادن در حال مظلوميت در باز پس گرفتن حقّش به او كمك نمايد، گرفتارش نكند، خوارش ندارد، آنچه كه از خير براى خودش مىخواهد براى او نيز بخواهد، و آنچه كه از بديها براى خودش نمىپسندد
[1]محاسن برقى، ص 9.
[2]بحار الانوار: ج 74، ص 236.
براى او نيز نپسندد، سپس فرمود: از پيغمبر6شنيدم كه مىفرمود: هر يك از شما اگر چيزى از حقوق برادرش را به جا نياورد، روز قيامت از او مطالبه و بر نفع و يا ضرر او حكم خواهد شد.
25-[1]امام صادق (ع) از اجدادش نقل كرده كه پيغمبر6آنها را بر انجام هفت چيز دستور داده و از انجام هفت چيز نهى فرموده است: آنها را به عيادت بيماران، تشييع جنازه، تصديق و امضاى سوگند، دعا براى عطسهكننده، يارى مظلوم، آشكار كردن سلام، و اجابت دعوت امر فرموده است.
123- باب تأكيد استحباب رعايت حقّ عالم
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: كه على (ع) مىفرمود: از حقوق دانشمند است كه بيش از حد از او سؤال نكنى براى پاسخ گرفتن از او از جامهاش نگيرى، چون بر او وارد شدى و گروهى در نزد او بودند به همه آنها سلام كن و بر او جداگانه سلام كن و در برابر او بنشين نه در پشت سرش، با دست و چشمت به او اشاره مكن، در مخالفت با گفتارش زياد نگو كه فلانى اين طور گفته و فلانى اين جور، و از بسيار نشستن با او خسته مشو، زيرا دانشمند مانند درخت خرماست، منتظر باش تا در موقعش از وجود او بهرهمند گردى، چون اجر عالم بيشتر است از كسانى كه روزها روزه دارند و شبها به عبادت بر پا ايستند و در راه خدا جهاد كنند.
2-[3]على (ع) فرمود: از جمله حقوق عالم است كه زياد از او سؤال نكنى و در پاسخ بر او پيشى نگيرى، و چون رو گرداند اصرار نورزى، چون خسته شد براى
[1]قرب الاسناد، ص 34.
[2]-( باب 123:) اصول كافى، ص 93.
[3]- خصال صدوق، ج 2، ص 93.
پاسخ گرفتن از جامهاش نگيرى، با دست و چشم به او اشاره نكنى، در مجلس با او در گوشى صحبت نكنى، از عيوب او جستجو نكنى و نگويى كه فلانى بر خلاف گفتار شما اين طور گفته، راز او را آشكار نكنى، پيش او از كسى غيبت ننمايى، در غياب و حضور احترام او را نگه دارى، چون به مجلس وارد شدى به همه سلام كن و به وى جداگانه سلام كن. موقع نشستن در پيش رويش بنشين. اگر نيازمند شد در برآوردن حاجتش از ديگران سبقت بگير و از بسيار نشستن با او خسته مشو، زيرا دانشمند همانند درخت خرماست منتظر باش تا بموقع از ميوه دانش او بهرهمند گردى، عالم به منزله كسى است كه روز روزهدار باشد و شب به عبادت قيام نمايد و در راه خدا جهاد كند و چون عالمى بميرد، در اسلام شكافى پديد آيد كه تا روز قيامت مسدود نمىگردد، و دانشجوى علوم دينى را هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرّب عالم بالا بدرقه مىكنند.
124- باب استحباب لطف و محبّت و به ديدار همديگر رفتن
1-[1]شعيب عقرقوفى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه به يارانش مىفرمود:
از خدا پروا كنيد، برادرانى خوشرفتار باشيد، در راه خدا با يك ديگر دوستى ورزيد، و با يك ديگر مهر ورزيده و رابطه داشته باشيد، به ملاقات يك ديگر برويد، و در باره امر (ولايت) ما با هم مذاكره كنيد و آن را زنده داريد.
2-[2]امام صادق (ع) فرمود: شايسته است مسلمانان در پيوستن به همديگر، و يارى بر مهرورزيدن به هم، و مواسات با نيازمندان، و رأفت نسبت به يك ديگر كوشا باشند، تا چنان باشند كه خداى عز و جل فرموده«رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»مؤمنان
[1]-( باب 124:) اصول كافى، ص 396( باب التراحم)
[2]- اصول كافى، ص 396( باب التراحم)
با يك ديگر مهر ورزند و نسبت به امرى كه مربوط به آنهاست و از بين رفته اندوهگين باشند، همان گونه كه گروه انصار در زمان رسول اللَّه6بودند.
3-[1]امام صادق (ع) فرمود: با يك ديگر پيوند خوشرفتارى و محبّت داشته باشيد، و برادرانى نيكو كار باشيد آن چنان كه خداى عزّ و جلّ به شما امر فرموده است.
4-[2]عبد اللَّه بن يحيى كاهلى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
با يك ديگر پيوند خوشرفتارى و مهربانى و عطوفت داشته باشيد.
5-[3]امام باقر (ع) فرمود: خداوند بيامرزد كسى را كه بين دو دوست ما الفت برقرار كند، اى گروه مؤمنان به يك ديگر مهر و محبّت ورزيد.
6-[4]على (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: همانا خداى عزّ و جلّ مهربان است. و هر مهربانى را دوست مىدارد.
125- باب استحباب پذيرش عذر
1-[5]امام صادق (ع) از اجدادش نقل كرده است كه پيغمبر6در وصيّتش به على (ع) فرموده: يا على هر كه عذر عذرخواهى را نپذيرد چه راست يا دروغ، به شفاعت من نمىرسد.
2-[6]علىّ (ع) در وصيّتش به محمّد بن حنفيه فرمود: در اثر شكّ و گمان پيوندت را از برادر خود قطع نكن، و بدون رضايت وى از او قطع رابطه مكن، شايد عذرى دارد و تو وى را سرزنش مىكنى، هر كه پوزش خواست عذرش را بپذير، چه راست يا دروغ، تا به شفاعت نايل گردى،
[1]- اصول كافى ص 396( باب التراحم)
[2]- اصول كافى ص 396( باب التراحم)
[3]- اصول كافى، ج 2 ص 345.
[4]- اصول كافى، ج 2 ص 345.
[5]-( باب 125:) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 333.
[6]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 347.