براى او نيز نپسندد، سپس فرمود: از پيغمبر6شنيدم كه مىفرمود: هر يك از شما اگر چيزى از حقوق برادرش را به جا نياورد، روز قيامت از او مطالبه و بر نفع و يا ضرر او حكم خواهد شد.
25-[1]امام صادق (ع) از اجدادش نقل كرده كه پيغمبر6آنها را بر انجام هفت چيز دستور داده و از انجام هفت چيز نهى فرموده است: آنها را به عيادت بيماران، تشييع جنازه، تصديق و امضاى سوگند، دعا براى عطسهكننده، يارى مظلوم، آشكار كردن سلام، و اجابت دعوت امر فرموده است.
123- باب تأكيد استحباب رعايت حقّ عالم
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: كه على (ع) مىفرمود: از حقوق دانشمند است كه بيش از حد از او سؤال نكنى براى پاسخ گرفتن از او از جامهاش نگيرى، چون بر او وارد شدى و گروهى در نزد او بودند به همه آنها سلام كن و بر او جداگانه سلام كن و در برابر او بنشين نه در پشت سرش، با دست و چشمت به او اشاره مكن، در مخالفت با گفتارش زياد نگو كه فلانى اين طور گفته و فلانى اين جور، و از بسيار نشستن با او خسته مشو، زيرا دانشمند مانند درخت خرماست، منتظر باش تا در موقعش از وجود او بهرهمند گردى، چون اجر عالم بيشتر است از كسانى كه روزها روزه دارند و شبها به عبادت بر پا ايستند و در راه خدا جهاد كنند.
2-[3]على (ع) فرمود: از جمله حقوق عالم است كه زياد از او سؤال نكنى و در پاسخ بر او پيشى نگيرى، و چون رو گرداند اصرار نورزى، چون خسته شد براى
[1]قرب الاسناد، ص 34.
[2]-( باب 123:) اصول كافى، ص 93.
[3]- خصال صدوق، ج 2، ص 93.
پاسخ گرفتن از جامهاش نگيرى، با دست و چشم به او اشاره نكنى، در مجلس با او در گوشى صحبت نكنى، از عيوب او جستجو نكنى و نگويى كه فلانى بر خلاف گفتار شما اين طور گفته، راز او را آشكار نكنى، پيش او از كسى غيبت ننمايى، در غياب و حضور احترام او را نگه دارى، چون به مجلس وارد شدى به همه سلام كن و به وى جداگانه سلام كن. موقع نشستن در پيش رويش بنشين. اگر نيازمند شد در برآوردن حاجتش از ديگران سبقت بگير و از بسيار نشستن با او خسته مشو، زيرا دانشمند همانند درخت خرماست منتظر باش تا بموقع از ميوه دانش او بهرهمند گردى، عالم به منزله كسى است كه روز روزهدار باشد و شب به عبادت قيام نمايد و در راه خدا جهاد كند و چون عالمى بميرد، در اسلام شكافى پديد آيد كه تا روز قيامت مسدود نمىگردد، و دانشجوى علوم دينى را هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرّب عالم بالا بدرقه مىكنند.
124- باب استحباب لطف و محبّت و به ديدار همديگر رفتن
1-[1]شعيب عقرقوفى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه به يارانش مىفرمود:
از خدا پروا كنيد، برادرانى خوشرفتار باشيد، در راه خدا با يك ديگر دوستى ورزيد، و با يك ديگر مهر ورزيده و رابطه داشته باشيد، به ملاقات يك ديگر برويد، و در باره امر (ولايت) ما با هم مذاكره كنيد و آن را زنده داريد.
2-[2]امام صادق (ع) فرمود: شايسته است مسلمانان در پيوستن به همديگر، و يارى بر مهرورزيدن به هم، و مواسات با نيازمندان، و رأفت نسبت به يك ديگر كوشا باشند، تا چنان باشند كه خداى عز و جل فرموده«رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»مؤمنان
[1]-( باب 124:) اصول كافى، ص 396( باب التراحم)
[2]- اصول كافى، ص 396( باب التراحم)
با يك ديگر مهر ورزند و نسبت به امرى كه مربوط به آنهاست و از بين رفته اندوهگين باشند، همان گونه كه گروه انصار در زمان رسول اللَّه6بودند.
3-[1]امام صادق (ع) فرمود: با يك ديگر پيوند خوشرفتارى و محبّت داشته باشيد، و برادرانى نيكو كار باشيد آن چنان كه خداى عزّ و جلّ به شما امر فرموده است.
4-[2]عبد اللَّه بن يحيى كاهلى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
با يك ديگر پيوند خوشرفتارى و مهربانى و عطوفت داشته باشيد.
5-[3]امام باقر (ع) فرمود: خداوند بيامرزد كسى را كه بين دو دوست ما الفت برقرار كند، اى گروه مؤمنان به يك ديگر مهر و محبّت ورزيد.
6-[4]على (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: همانا خداى عزّ و جلّ مهربان است. و هر مهربانى را دوست مىدارد.
125- باب استحباب پذيرش عذر
1-[5]امام صادق (ع) از اجدادش نقل كرده است كه پيغمبر6در وصيّتش به على (ع) فرموده: يا على هر كه عذر عذرخواهى را نپذيرد چه راست يا دروغ، به شفاعت من نمىرسد.
2-[6]علىّ (ع) در وصيّتش به محمّد بن حنفيه فرمود: در اثر شكّ و گمان پيوندت را از برادر خود قطع نكن، و بدون رضايت وى از او قطع رابطه مكن، شايد عذرى دارد و تو وى را سرزنش مىكنى، هر كه پوزش خواست عذرش را بپذير، چه راست يا دروغ، تا به شفاعت نايل گردى،
[1]- اصول كافى ص 396( باب التراحم)
[2]- اصول كافى ص 396( باب التراحم)
[3]- اصول كافى، ج 2 ص 345.
[4]- اصول كافى، ج 2 ص 345.
[5]-( باب 125:) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 333.
[6]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 347.
3-[1]على بن حسين (ع) به فرزندش فرمود: اگر كسى در سمت راست تو بايستد و ترا دشنام دهد آنگاه به سمت چپ تو آيد و عذرخواهى كند عذرش را بپذير.
126- باب استحباب سلام كردن و مصافحه در وقت ملاقات ...
1-[2]ابو عبيده گويد: از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود: چون دو مؤمن به هم برسند و دست بدهند خدا به آنها توجه كرده و گناهان از چهره آنها بريزد تا از يك ديگر جدا شوند.
2-[3]امام باقر (ع) فرمود: چون دو نفر مؤمن به هم برسند و مصافحه كنند، خداوند به آنها رو كند و گناهانشان مانند برگ درخت بريزد.
3-[4]زراره گويد: از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود: مؤمن به وصف درنمىآيد، زيرا مؤمن وقتى كه با برادرش ديدار و مصافحه كند، خداوند همواره به آنها توجّه كند، و گناهان از رخسارشان مانند برگ درخت بريزد.
4-[5]رفاعه گويد: از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود: مصافحه كردن مؤمن از مصافحه ملائكه برتر است.
5-[6]امام صادق (ع) فرمود: مصافحه كنيد، زيرا مصافحه كينه را از بين مىبرد.
[1]- روضه كافى، ص 152.
[2]-( باب 126:) اصول كافى، ص 401( باب المصافحه)
[3]- اصول كافى، ص 399.
[4]- اصول كافى، ص 400.
[5]- اصول كافى، ص 401.
[6]- اصول كافى، ص 401.
6-[1]امام باقر (ع) فرمود: چون دو مؤمن به هم رسند و مصافحه نمايند، خدا دستش را در ميان دست آنها گذارد، و با آن كه محبتش نسبت به رفيقش زيادتر است مصافحه كند. حديث 7[2]مانند حديث 6 است و در ذيل حديث 7 (چنين آمده است): چون خداوند به آنان توجّه كند. گناهانشان مانند برگ درخت بريزد.
8-[3]امام باقر (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: چون يكى از شما برادر خود را ملاقات كند، بايد به او سلام كند و مصافحه نمايد، زيرا خداى عز و جل بدين عمل فرشتگان را گرامى داشته است، پس شما نيز عمل فرشتگان را انجام دهيد.
9-[4]امام باقر (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: چون با يك ديگر ملاقات كرديد با سلام و مصافحه ملاقات كنيد، و چون از يك ديگر جدا شويد با طلب آمرزش جدا شويد.
10-[5]امام صادق (ع) فرمود: پيغمبر6با حذيفه ملاقات و دست مباركش را براى مصافحه دراز كرد حذيفه دستش را عقب كشيد، پيغمبر6فرمود: اى حذيفه من دستم را به سوى تو دراز كردم و تو دست خود را عقب كشيدى؟ حذيفه عرض كرد: يا رسول اللَّه به دست مباركت رغبت دارم ولى من جنب بودم و دوست ندارم دستم با جنابت به دست شما برسد. حضرت فرمود: مگر نميدانى كه چون دو مسلمان با هم ملاقات و مصافحه كنند گناهانشان مانند برگ درخت مىريزد.
11-[6]امام صادق (ع) در حديثى فرمود: قدر و منزلت مؤمن اندازه ندارد، چون مؤمن هر گاه برادرش را ملاقات و با او مصافحه كند خداوند به آنان توجّه نمايد و گناهان از چهرهشان فرو مىريزد، همچنان كه باد شديد برگ را از درخت
[1]- اصول كافى، ص 399.
[2]- اصول كافى، ص 399.
[3]- اصول كافى، ص 400، و مصادقة الاخوان، ص 30.
[4]- اصول كافى، ص 400.
[5]- اصول كافى، ص 401.
[6]اصول كافى، ص 401. مصادقة الاخوان، ص 30، ثواب الاعمال، ص 102.
مىريزد، تا اين كه از هم جدا شوند.
12-[1]امام صادق (ع) فرمود: پاداش شما در مصافحه كردن همانند پاداش جهادگران است.
13-[2]امام باقر (ع) فرمود: چون دو مؤمن با هم مصافحه كنند، از هم جدا مىشوند بىآنكه گناهى برايشان باقى بماند.
14-[3]امام صادق (ع) فرمود: در گفتگوى ابراهيم (ع) با شخصى چنين آمده است، كه ابراهيم برخاست و با او معانقه كرد. وقتى خداوند پيغمبر6را مبعوث فرمود، مصافحه را مستحبّ گردانيد.
15-[4]امام باقر (ع) فرمود: نخستين دو نفرى كه در روى زمين با هم مصافحه كردند ذو القرنين و ابراهيم خليل بود، ابراهيم خليل ذو القرنين را استقبال و با وى مصافحه نمود، و نخستين درخت در روى زمين درخت خرما بود.
(متن حديث 16-[5]با حديث 9 يكى است به حديث 9 مراجعه شود.) 17-[6]مالك بن اعين جهنى گويد كه امام صادق (ع) به من فرمود: به خدا سوگند شما پيروان ما هستيد، تا آن جا كه فرمود: كسى نمىتواند حق مؤمن را توصيف كند و حقوق واجب برادرش را ادا نمايد. اى مالك، به خدا قسم وقتى كه مؤمنان با يك ديگر ملاقات و مصافحه كنند، خداوند همواره به آنان نظر محبّت و آمرزش دارد، و پيش از آن كه از هم جدا شوند گناهان از چهرهها و اعضايشان مىريزد پس چه كسى مىتواند خدا و مؤمنى را كه در پيشگاه خدا چنين مقامى دارد توصيف نمايد؟
[1]ثواب الاعمال، ص 100.
[2]خصال صدوق، ج 1، ص 14.
[3]مجالس صدوق، ص 178( م 49) و خبر طولانى است.
[4]مجالس پسر شيخ طوسى، ص 134.
[5]مجالس پسر شيخ طوسى، ص 134.
[6]محاسن برقى، ص 143؛ و در آنجا حديث اضافاتى دارد.
18-[1]امام صادق (ع) فرمود: مصافحه مؤمن هزار حسنه دارد.
127- باب استحباب مصافحه و حدود و چگونگى آن
1-[2]هشام بن سالم گويد: از امام صادق (ع) حدّ مصافحه را پرسيدم: فرمود:
به اندازه گردش دور درخت خرماست (يعنى اگر به اندازه گردش دور درخت خرما از يك ديگر جدا شوند مستحب است كه با يك ديگر مصافحه كنند).
2-[3]ابو عبيده گويد: من در يك كجاوه با امام صادق (ع) بودم، اوّل من سوار مركب مىشدم سپس آن حضرت، وقتى كه قرار مىگرفتيم، حضرت به من سلام مىكرد و مانند مردى كه رفيق خود را بتازگى نديده، احوال پرسى و مصافحه مىكرد، و در وقت پياده شدن او پيش از من پياده مىشد و چون بر زمين قرار مىگرفتيم، سلام مىكرد. و همانند كسى كه رفيقش را بتازگى نديده احوال پرسى مىنمود. عرض كردم يا ابن رسول اللَّه شما كارى مىكنيد كه هيچ كس از مردم نزد ما نمىكند، و اگر يك بار هم انجام دهد زياد است، فرمود: مگر ثواب مصافحه را نمىدانى؟ چون دو مؤمن به هم برسند و مصافحه نمايند، گناهانشان همواره مانند برگ درخت فرو مىريزد، و خداوند به آنها توجّه مىكند تا از يك ديگر جدا شوند.
3-[4]ابو عبيده حذّاء گويد: از مدينه تا مكّه در يك طرف كجاوه همراه امام صادق (ع) بودم، حضرت در بين راه پياده شد و كارش را انجام داد و برگشت فرمود: دستت را بده، دستم را دراز كردم، حضرت چنان فشرد كه در انگشتانم
[1]ارشاد ديلمى. باب 127.
[2]-( باب 127:) اصول كافى، ص 400( باب المصافحه)
[3]- اصول كافى، ص 398.
[4]- اصول كافى، ص 399.
فشار را احساس كردم، سپس فرمود: اى ابا عبيده، هر مسلمانى كه برادر مسلمانش را ملاقات و با وى مصافحه كند و انگشتان خود را با انگشتان او درهم كند گناهانشان همانند برگ درختان در فصل زمستان بريزد.
4-[1]ابو حمزه گويد: هم كجاوه امام باقر (ع) بودم، چون بار به زمين گذاشتيم، حضرت كمى راه رفت و سپس آمد و دست مرا گرفت و به گرمى فشرد. عرض كردم فدايت شوم، مگر در كجاوه همراه شما نبودم، فرمود: مگر نمىدانى كه چون مؤمن گردشى كند و سپس به برادرش دست دهد، خداوند همواره به آنان نظر مرحمت و توجّه نمايد، و به گناهان فرمايد از آنها فرو ريزيد. اى ابا حمزه، سپس گناهان مانند برگ درخت فرو ريزد، و آنها پاك و بىگناه از يك ديگر جدا شوند.
5-[2]امام باقر (ع) فرمود: براى مؤمنان سزاوار است كه چون يكى از آنها از رفيقش به فاصله درختى نهان و غايب شد و سپس به هم رسيدند مصافحه كنند.
6-[3]امام صادق (ع) فرمود: مسلمانان همراه رسول اللَّه به جنگ مىرفتند، و از جايى كه پر از درخت بود عبور كردند، چون به فضاى آزاد رسيدند، به يك ديگر نگريستند و مصافحه كردند.
[4]امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر6در حديث مناهى، از مصافحه با ذمّى نهى فرموده است.
8-[5]در حديث اربعمائة علىّ (ع) فرمود: چون با برادرانتان ديدار نماييد، مصافحه كنيد، و خوشرويى نشان دهيد، از يك ديگر كه جدا مىشويد گناهى برايتان باقى نمىماند. حتى با دشمنت مصافحه كن گر چه او نخواهد، زيرا مصافحه از كارهايى است كه خدا بندگانش را به آن دستور داده، و مىفرمايد:
[1]- اصول كافى، ص 399.
[2]- اصول كافى، ص 400.
[3]- اصول كافى، ص 400.
[4]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 195.
[5]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 16.