بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 183

رسول اللَّه آيا به گفتار زبانمان مؤاخذه مى‌شويم؟ فرمود: آيا مردم به غير از نتايج زبانشان به سبب چيز ديگرى هم به رو به آتش افكنده مى‌شود. پيوسته در امانى تا سخن نگفته‌اى و چون سخن گفتى آن حرف به سود يا زيان تو نوشته مى‌شود.

اى ابا ذر، اگر شخصى سخنى بگويد كه موجب رضاى خداست، روز قيامت بهشت برايش منظور گردد. و اگر در مجلسى سخن لغوى بگويد تا ديگران را با آن بخنداند، به جهنمى كه بين آسمان و زمين است افكنده مى‌شود.

اى ابا ذر، واى بر كسى كه در سخنانش دروغ بگويد تا گروهى را بخنداند، و سه بار فرمود واى بر او.

اى ابا ذر، هر كه سكوت اختيار كرد نجات يافت، بر تو باد به سكوت هرگز دروغى از دهانت خارج نشود، عرض كردم: يا رسول اللَّه، شخصى كه عمدا دروغ گفته توبه‌اش چيست؟ فرمود: اداى نماز پنجگانه و طلب آمرزش از خدا گناه آن را مى‌شويد.

141- باب جواز دروغ در اصلاح بين مردم و عدم جواز راستگويى در فساد

1-[1]امام صادق (ع) از پدرانش نقل مى‌كند: در سفارشهاى پيغمبر6به على (ع) هست: يا على، خداوند دروغ را براى اصلاح بين مردم دوست مى‌دارد و راستگويى را كه سبب فساد شود نمى‌پسندد، تا آن جا كه فرمود: يا على در سه مورد دروغ گفتن نيكوست، 1- حيله كردن در جنگ، 2- وعده دادن به همسر خود، 3- اصلاح بين مردم.

[1]-( باب 141): من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 333 و 336.


صفحه 184

2-[1]امام صادق (ع) از پدرانش نقل مى‌كند: كه پيغمبر6فرمود: در سه جا دروغ گفتن نيكوست، 1- حيله در جنگ، 2- وعده دادن به همسر خويش، 3- اصلاح بين مردم. و در سه مورد راست گفتن زشت است، 1- در سخن چينى بين مردم، 2- آگاه كردن شخص از جريان خانواده‌اش به آنچه كه دوست ندارد، 3- تكذيب كردن شخصى را در خبرى كه مى‌دهد، فرمود: همنشينى با سه گروه دل را مى‌ميراند، 1- همنشينى با فرومايگان، 2- گفتگو با زنان، 3- همنشينى با ثروتمندان.

3-[2]امام صادق (ع) فرمود: اصلاح‌كننده «بين دو نفر يا دو جمعيت» دروغگو نيست.

4-[3]حسن صيقل گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: از امام باقر (ع) در باره قول حضرت يوسف (ع) كه فرمود: «اى كاروان شما دزد هستيد»[4]براى ما روايت شده كه آن حضرت فرموده است: به خدا قسم آنها دزدى نكردند و يوسف هم دروغ نگفت، و همچنين در باره آنچه كه ابراهيم (ع) فرمود «بلكه بزرگشان اين كار را كرده بپرسيد از آنها اگر حرف مى‌زنند»[5]فرموده است سوگند به خدا آنها آن كار را نكرده‌اند و ابراهيم هم دروغ نگفت؟ امام صادق (ع) فرمود: اى صيقل نظرتان در اين مورد چيست؟ عرض كردم جز تسليم به رأى شما ما نظر ديگرى نداريم، راوى گويد: پس آن حضرت فرمود: خداوند دو چيز را دوست و دو چيز را دشمن دارد خراميدن «با غرور راه رفتن» در بين دو صف (از لشكر اسلام و كفر را) دوست دارد و دروغ را در اصلاح بين مردم مى‌پسندد، و خراميدن در راهها و كوچه‌ها، و دروغ را در غير اصلاح مردم دشمن دارد، بنا بر اين ابراهيم (ع) كه فرمود: «بلكه‌

[1]- خصال صدوق، ج 1، ص 43.

[2]- اصول كافى، ص 467.

[3]- اصول كافى، ص 466.

[4]-أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ‌: يوسف- 70.

[5]-بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ‌: انبياء- 63.


صفحه 185

اين كار را بزرگشان كرده» قصد اصلاح داشت، و براى راهنمايى بر اين كه آنها چنين كارى نمى‌توانند انجام دهند، و يوسف هم قصد اصلاح داشت.

5-[1]عيسى بن حسان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: گوينده هر دروغى روزى مورد سؤال قرار خواهد گرفت.

1- شخصى كه در جنگ حيله كند گناهى بر او نيست، 2- كسى كه قصد اصلاح بين دو نفر را دارد و به يكى از آنها غير آنچه كه به ديگرى گفته بگويد و با اين دروغ اراده اصلاح بين آنها را داشته باشد، 3- كسى كه به همسرش وعده‌اى بدهد كه بعدا قصد انجام آن را نداشته باشد.

6-[2]امام صادق (ع) فرمود: سخن بر سه گونه است، راست، دروغ، و اصلاح بين مردم «راوى گويد» عرض شد قربانت گردم، منظور از اصلاح بين مردم چيست؟ فرمود: از كسى در باره شخص ديگر سخنى مى‌شنوى كه اگر آن سخن به او برسد رنجيده مى‌شود، پس تو او را ديدار كرده و بر خلاف آنچه كه شنيده‌اى بگويى از فلانى در باره خوبى تو چنين و چنان شنيدم.

7-[3]امام صادق7فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: شخص مصلح دروغگو نيست، سپس اين آيه را خواندأَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ‌[4]آنگاه فرمود: قسم به خدا آنان سرقت نكردند و يوسف هم دروغ نگفت، آنگاه اين آيه را خواندبَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ‌سپس فرمود: سوگند به خدا آنها آن كار را نكرده بودند و ابراهيم هم دروغ نگفت.

8-[5]امام صادق (ع) فرمود: در مورد شخصى كه از او اجازه ورود خواستند و او

[1]- اصول كافى، ص 467.

[2]- اصول كافى، ص 466.

[3]- اصول كافى، ص 467.

[4]- يوسف- 70.

[5]- السرائر، ص 483.


صفحه 186

به كنيزش گفته كه بگو اين جا نيست، فرمود: عيب ندارد اين دروغ نيست.

9-[1]در حديثى امام صادق (ع) فرمود: به اصحابم چنين چنان ابلاغ كن، و به ايشان چنين و چنان ابلاغ كن راوى گويد عرض كردم، نمى‌توانم اين جملات را عينا حفظ كنم، آنچه كه ياد گرفته‌ام مى‌گويم، و بهتر از آن نمى‌توانم حفظ كنم، فرمود: اشكال ندارد زيرا مصلح دروغگو نيست.

10-[2]امام رضا (ع) فرمود: همانا مرد به برادر دينى‌اش سخن راستى بگويد تا وى را برنجاند، چنين شخص نزد پروردگار كذاب به شمار آيد، و همانا مرد به برادر دينى خود دروغ بگويد و قصدش از دروغ، سود رساندن به او باشد، وى نزد خدا راستگو به شمار آيد.

11-[3]على (ع) فرمود: نشانه ايمان است كه راستگويى را در جايى كه به تو ضرر دارد بر دروغى كه برايت سود دارد ترجيح بدهى، و بيش از علمت سخن نگويى، و در سخن گفتن در باره ديگران از خدا پروا داشته باشى.

142- باب در احكام گمان‌

1-[4]عبد الاعلى مولى آل سام گويد: امام صادق (ع) برايم حديثى بيان فرمود:

من به او عرض كردم: فدايت شوم، آيا هم اكنون براى من چنين و چنان نپنداشتى؟ فرمود: نه، و اين سخن بر من گران آمد، عرض كردم آرى به خدا سوگند

[1]- رجال كشى، ص 190.

[2]- مصادقة الاخوان، ص 48.

[3]نهج البلاغه، بخش دوّم، ص 251.

[4]-( باب 142): اصول كافى، ص 467.


صفحه 187

پنداشتى، فرمود: نه، به خدا قسم نپنداشتم، راوى گويد باز اين حرف بر من گران آمد، عرض كردم: چرا به خدا سوگند آن را گفتى، فرمود: آرى آن را گفتم مگر نمى‌دانى در قرآن مجيد هر گمانى دروغ به شمار آمده است.

143- باب تحريم دو رو و دو زبان بودن‌

1-[1]امام صادق (ع) فرمود: هر كه با مسلمانان با دو رو و دو زبان برخورد كند، روز قيامت برانگيخته مى‌شود در حالى كه در يك سر دو زبان آتشين دارد، و در روايت ديگر چنين نقل شده است كه هر كه با مردم حضورا با چهره‌اى و غيابا با چهره ديگر برخورد كند. روز قيامت ....

2-[2]امام باقر (ع) فرمود: چه بد بنده‌اى است آن بنده‌اى كه داراى دو رو و دو زبان است برادر همكيش خود را در حضور ستايش و در غيابش از وى غيبت كند، اگر ثروتى يا موقعيّتى نصيب برادرش شود به او حسد برد، و چون گرفتار شود يارى‌اش نكند.

3-[3]در عقاب الاعمال به روايت فوق چنين اضافه: شده چه بد بنده‌اى است بنده‌اى كه عيبجو و خرده‌گير باشد، روبرو با چهره‌اى و پشت سر با چهره ديگر باشد.

4-[4]عبد الرحمن بن حمّاد در حديثى «كه آن را به معصوم رسانده» گويد:

كه خداوند متعال به عيسى بن مريم (ع) فرمود: اى عيسى زبان و قلبت در نهان و آشكار يكى باشد، همانا ترا از نفس خودت بر حذر مى‌دارم، و اين آگاهى براى تو كافى است كه در يك دهن دو زبان نشايد. و در يك غلاف دو شمشير نگنجد،

[1]-( باب 143:) اصول كافى، 467؛ عقاب الاعمال، ص 39؛ معانى الاخبار، ص 57.

[2]- اصول كافى، ص 467، عقاب الاعمال، ص 39.

[3]- اصول كافى، ص 467، عقاب الاعمال، ص 39.

[4]- اصول كافى، ص 467، عقاب الاعمال، ص 39.


صفحه 188

و در يك سينه دو دل نباشد. و ذهن انسان نيز چنين است. «دو اعتقاد مخالف در يك ذهن جاى نگيرد» 5-[1]على (ع) فرمود: پيغمبر6فرموده است كسى كه دوروست، روز قيامت مى‌آيد در حالى كه يك زبانش از پشت سرش بيرون آمده است و زبان ديگر از پيش رويش و آتشى از آن دو برآيد كه بدنش را بسوزاند، آنگاه گفته مى‌شود اين همان است كه در دنيا داراى دو رو و دو زبان بود و با اين وضع در روز رستاخيز معرفى مى‌شود.

6-[2]پيغمبر6فرمود: بدترين مردم در روز قيامت نزد خداوند كسى است كه در دنيا دو رو باشد.

7-[3]پيغمبر6فرمود: هر كه در دنيا دو رو باشد، در قيامت داراى دو زبان از آتش خواهد بود.

8-[4]پيغمبر6در خطبه‌اى فرمود: هر كه در دنيا داراى دو رو و دو زبان باشد، روز قيامت دو چهره و دو زبان از آتش خواهد داشت.

9-[5]عبد اللَّه بن ابى يعفور گويد: از امام صادق7شنيدم كه مى‌فرمود: هر كه با مردم با چهره‌اى ديدار نمايد و با چهره ديگر از آنها عيب‌جويى كند، روز قيامت مى‌آيد با حالتى كه در سرش دو زبان از آتش دارد.

10-[6]على (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كه برادر مؤمنش را در رو برو بستايد و پشت سر از وى غيبت كند، پيمان برادرى بين آنها گسسته مى‌شود.

[1]- عقاب الاعمال، ص 39؛ خصال شيخ صدوق، ج 1، ص 20.

[2]- خصال صدوق، ص 20.

[3]- خصال صدوق، ج 1، ص 20.

[4]- عقاب الاعمال، ص 48.

[5]- مجالس صدوق، ص 203.

[6]- مجالس صدوق، ص 346.


صفحه 189

144- باب تحريم قهر كردن از مؤمن و استحباب سبقت در آشتى كردن‌

1-[1]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: بيش از سه روز قهر و جدايى جايز نيست.

2-[2]امام صادق (ع) فرمود: در قهر هيچ گونه خيرى نيست.

3-[3]مفضّل در ضمن سفارشى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مى‌فرمود: چون دو نفر از يك ديگر با قهر جدا شوند يكى از آنها سزاوار برائت و لعنت است، و چه بسا هر دو سزاوار آن باشند، معتب «يكى از دوستان مخصوص آن حضرت» گفت:

قربانت گردم آن كه ستمگر باشد سزايش همين است، امّا تقصير مظلوم چيست؟

فرمود: چون او هم برادرش را به آشتى دعوت نكرده، و حرفهاى او را ناديده نگرفته است. از پدرم شنيدم كه مى‌فرمود: چون دو نفر با هم ستيز كنند و يكى بر ديگرى غالب آيد، بايد مظلوم به نزد رفيق ظالم خود رود و به او بگويد: اى برادر من ستمگر هستم، تا قهر و جدايى بين آنها از ميان برود، همانا خداوند حكيم و عادل است و داد مظلوم را از ظالم مى‌ستاند.

4-[4]ابو بصير گويد: از امام صادق (ع) در باره مردى كه با خويشاوندى خود به خاطر اين كه مذهب حقّ را نمى‌شناسد «شيعه نيست» قطع رابطه كند سؤال كردم فرمود: سزاوار نيست كه خويشاوندى را قطع كند.

5-[5]داود بن كثير گويد: شنيدم امام صادق (ع) مى‌فرمود كه پدرم فرمود:

[1]-( باب 144:) اصول كافى، ص 468.

[2]- اصول كافى، ص 468.

[3]- اصول كافى، ص 467.

[4]- اصول كافى، ص 468.

[5]- اصول كافى، ص 468.


صفحه 190

پيغمبر6فرموده است: هر گاه دو نفر مسلمان از همديگر با قهر جدا شوند و سه روز در آن حال بمانند و آشتى نكنند، هر دو از اسلام خارج شوند و بين آنان دوستى دينى نمى‌ماند، پس هر كدام از آنها براى آشتى و سخن گفتن بر ديگرى سبقت جويد، در روز رستاخيز جلوتر از ديگرى به بهشت خواهد رفت.

6-[1]امام صادق (ع) فرمود: مادام كه دو مسلمان با هم قهر هستند شيطان خشنود است، و چون آشتى كنند، زانوهاى شيطان بلرزد و بندهايش از هم گسيخته شود، و فرياد زند واى بر او «خود شيطان» از آنچه كه بدو از هلاكت رسد.

7-[2]پيغمبر6فرمود: براى هيچ مسلمانى جايز نيست كه بيش از سه روز از برادر دينى خود قهر كند.

8-[3]امام صادق (ع) از پدرانش نقل مى‌كند: كه پيغمبر6در حديث مناهى مسلمانان را از قهر و جدايى نهى فرموده است، پس اگر كسى ناچار از جدايى باشد، بيش از سه روز نبايد از برادرش دورى جويد، و هر كه بيش از سه روز از برادر دينى‌اش جدا شود، آتش براى او سزاوارتر است.

9-[4]پيغمبر6فرمود: براى مسلمان جايز نيست كه بيش از سه روز از برادر دينى‌اش قهر كند و از وى جدا شود.

10-[5]امام باقر (ع) فرمود: هر گاه دو نفر مؤمن از هم قهر كنند و بيش از سه روز از يك ديگر جدا شوند، من در روز سوم از آنها بيزارم، عرض شد، اين سزاى ظالم است، جرم مظلوم چيست؟ فرمود: چرا مظلوم نزد ظالم نرفت تا بگويد من ستمكارم تا آشتى كنند.

11-[6]پيغمبر6فرمود: براى هيچ مسلمانى جايز نيست كه از برادر

[1]- اصول كافى، ص 468.

[2]- خصال شيخ صدوق، ج 1، ص 86.

[3]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 196.

[4]- خصال شيخ صدوق، ج 1، ص 86.

[5]- خصال شيخ صدوق، ج 1، ص 86.

[6]مجالس پسر شيخ طوسى، ص 249.