148- باب تحريم سبك شمردن مؤمن
1-[1]ابو هارون گويد: در حضور امام صادق (ع) بودم، خطاب به گروهى كه حاضر بودند فرمود: شما چرا ما را سبك مىشماريد؟ مردى از اهل خراسان برخاست و گفت پناه مىبريم به خدا از اين كه شما و يا چيزى از اوامر شما را سبك بشماريم. حضرت فرمود: آرى تو يكى از آنهايى هستى كه مرا سبك شمردى، آن شخص گفت به خدا پناه مىبرم از اين كه شما را كوچك بشمارم، فرمود: واى بر تو آيا حرف فلانى را نشنيدى؟ وقتى كه نزديك جحفه بوديم و او خسته بود و از تو درخواست كرد كه به اندازه يك ميل راه او را با خود ببرى، به خدا سوگند سرت را به سوى او نگرداندى و او را سبك شمردى، هر كه مؤمنى را سبك شمارد، ما را سبك شمرده و حرمت خدا را ضايع نموده است.
149- باب تحريم قطع صله ارحام
1-[2]امام باقر (ع) فرمود: كه على (ع) فرموده: وقتى كه مردم پيوند خويشاوندى را قطع كنند ثروت در دست اشرار قرار مىگيرد.
2-[3]على (ع) فرمود: از جمله گناهانى كه سبب مرگ زودرس مىشود، قطع رحم است.
3-[4]عنبسة بن عابد گويد: شخص پيش امام صادق (ع) آمد و از خويشاوندانش
[1]-( باب 148:) روضه كافى، ص 102.
[2]-( باب 149:) اصول كافى، ص 469.
[3]- اصول كافى، ص 469.
[4]- اصول كافى، ص 469.
شكايت كرد، حضرت به او فرمود: خشمت را فرونشان و اين كار را بكن (هميشه خشمت را فرونشان) عرض كرد: آنها هر چه مىخواهند مىكنند، فرمود: آيا تو هم مىخواهى مثل آنها باشى؟ تا خداوند به شما توجه نكند.
4-[1]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است. «از خويشاوندت» قطع رحم نكن اگر چه از تو بريده باشد،
150- باب تحريم جمع آورى موارد لغزشهاى مؤمن براى عيب گرفتن از او
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: دورترين بنده از درگاه خداوند كسى است كه در حال دوستى و برادرى با ديگرى لغزشهاى وى را به خاطر بسپارد تا روزى او را براى آن لغزشها سرزنش كند.
2-[3]امام باقر (ع) فرمود چيزى كه بيش از همه بنده را به كيفر وادارد اين است كه شخص با ديگرى پيمان برادرى در دين بسته باشد ولى لغزشها و خطاهاى او را شمارش كند تا روزى وى را در مورد آنها نكوهش كند.
3-[4]اسحاق بن عمّار گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
پيغمبر6فرموده است: اى گروهى كه به زبان ايمان آورده ولى ايمان به دلتان نرسيده است مسلمانان را مذمّت نكنيد، و در جستجوى عيوب آنها نباشيد زيرا هر كه در جستجوى عيوب مسلمانان باشد خداوند به دنبال عيبهاى اوست.
و خداوند چنين فردى را رسوا گرداند گر چه در خانهاش باشد.
[1]- اصول كافى، ص 469.
[2]-( باب 150:) اصول كافى، ص 471 و 472.
[3]- اصول كافى، ص 471 و 472.
[4]- اصول كافى، ص 471 و 472.
4-[1]امام صادق (ع) فرمود: پستترين چيزى كه شخص به سبب آن از ايمان خارج مىشود آن است كه مرد با همكيش خود دوستى كند و لغزشها و خطاهاى او را بشمارد تا روزى او را در مورد آنها نكوهش نمايد.
151- باب نهى از عيبجويى و سرزنش مؤمن
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: هر كه مؤمنى را به خاطر گناهى سرزنش كند نمىميرد تا اين كه خودش مرتكب همان گناه شود.
2-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كه عمل زشتى را فاش كند، مانند كسى است كه آن را آغاز كرده و انجام داده است و هر كه مؤمنى را به سبب چيزى سرزنش كند، نمىميرد تا اين كه خودش مرتكب آن شود.
3-[4]امام صادق (ع) فرمود: هر كه مؤمنى را ملامت كند در دنيا و آخرت مورد نكوهش خدا قرار مىگيرد.
4-[5]امام صادق (ع) فرمود: هر كه به منظور عيبجويى به ديدن برادرش برود، خدا در دنيا و آخرت او را نكوهش كند.
5-[6]امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است: هر كه عمل زشتى را فاش كند، مانند كسى است كه آن را آغاز كرده و انجام داده است و هر كه مسلمانى را به گناهى ملامت كند، نمىميرد مگر اين كه خودش مرتكب آن شود.
[1]- معانى الاخبار، ص 112.
[2]-( باب 151:) اصول كافى، ص 472.
[3]- اصول كافى، ص 472.
[4]- اصول كافى، ص 472.
[5]- اصول كافى، ص 472.
[6]- محاسن برقى، ص 104.
152- باب تحريم غيبت كردن از مؤمن
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است مؤمن كسى است كه مؤمنين او را بر جان و مال خودشان امين دانند، و مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند؛ و مهاجر كسى است كه از گناهان دورى جويد و آنچه را كه خدا حرام نموده ترك نمايد و همچنين ستم كردن، خوار داشتن، و غيبت نمودن، و طرد كردن مؤمن، بر مؤمن حرام است.
2-[2]امام صادق (ع) فرمود: هر كه در داد و ستدش به مردم ستم نكند و در گفتارش به آنان دروغ نگويد، و در وعدهاى كه به مردم مىدهد خلف وعده ننمايد، از كسانى است كه غيبتش بر ديگران حرام، مروّتش كامل، و عدالتش ظاهر است، دوستى و برادرى چنين شخص بر ديگران واجب است.
3-[3]حرث بن مغيره گويد امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان، و چشم و آينه و راهنماى اوست. نسبت به او خيانت نمىكند، فريبش نمىدهد، بر او ستم روا نمىدارد وى را دروغگو نمىپندارد، و از او غيبت نمىكند.
4-[4]فضيل بن يسار گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمىكند، و او را خوار نمىدارد.
5-[5]امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمىكند، خوارش نمىدارد، غيبت او را نمىكند، وى را فريب نمىدهد، و از عطايا محرومش نمىكند.
[1]-( باب 152:) اصول كافى، ص 425 و 426.
[2]- اصول كافى، ص 428، صحيفة الرضا، ص 7؛ عيون اخبار الرضا، ص 198.
[3]- اصول كافى، ص 392( باب اخوة المؤمنين ...)
[4]- اصول كافى، ص 392( باب اخوة المؤمنين ...)
[5]- اصول كافى، ص 392( باب اخوة المؤمنين ...)
6-[1]امام صادق (ع) فرمود: هر كه در مورد مؤمنى آنچه را كه ديده و يا شنيده براى ديگران بازگو كند، جزء كسانى است كه خداى عز و جل در باره آنها فرموده است: «آنان كه مىخواهند در باره مؤمنين عمل زشتى را اشاعه دهند براى آنان عذاب دردناك است»[2].
7-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: تأثير غيبت در نابودى دين شخص مسلمان از اثر مرض خوره در درونش سريعتر است.
8-[4]پيغمبر6فرمود: نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا وقتى كه صحبت نكند، عرض كردند يا رسول اللَّه، آن صحبت چه باشد؟ فرمود: غيبت كردن.
9-[5]ابو ذر گويد: پيغمبر6در يكى از نصايحش به من فرمود: اى ابا ذر، از غيبت كردن بپرهيز زيرا غيبت بدتر از زناست. عرض كردم يا رسول اللَّه چرا چنان است؟ فرمود: براى اين كه زناكار اگر توبه و استغفار نمايد، خدا توبهاش را مىپذيرد. ولى گناه غيبت بخشوده نمىشود مگر اين كه صاحبش عفو نمايد.
اى ابا ذر، دشنام دادن به مسلمان فسق، و جنگ با او كفر است، غيبت كردن از او سرپيچى از فرمان خدا، و مالش مانند خونش محترم است، عرض كردم يا رسول اللَّه غيبت چيست؟ فرمود: در باره برادرت چيزى بگويى كه او خوش ندارد. عرض كردم يا رسول اللَّه اگر آنچه كه گفته مىشود در او باشد چطور؟
فرمود بدان كه هر گاه در باره او چيزى بگويى كه در او هست از او غيبت كردهاى و اگر چيزى بگويى كه در او نيست، به او بهتان بستهاى.
10-[6]پيغمبر6فرمود: بهشت بر سه گروه حرام است، 1- آنان كه
[1]- اصول كافى، ص 472.
[2]-إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ.
[3]- اصول كافى، ص 472.
[4]- اصول كافى، ص 472.
[5]- مجالس شيخ صدوق، ص 341.
[6]الزّهد، ص 9، ح 17، عقاب الاعمال 8/ 164.
بر ديگران منّت گذارند. 2- كسانى كه از ديگران غيبت كنند. 3- آنان كه دايم الخمر باشند.
11-[1]پيغمبر6فرمود: آيا مردم در روز قيامت جز بر اثر نتيجه زبانشان براى چيز ديگر هم سرنگون به آتش انداخته مىشوند؟
12-[2]امام باقر (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است: دشنام دادن به مؤمن فسق، و جنگ با او كفر است، غيبت كردن از او سرپيچى از فرمان خدا، و مالش مانند خونش محترم است.
13-[3]امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند: كه در حديث مناهى پيغمبر6مردم را از غيبت كردن، و سخن چينى، و گوش دادن به آنها نهى نموده است، و فرمود: هيچ سخن چينى به بهشت نمىرود، و از غيبت كردن و گفت و شنودى كه انسان را از خدا دور مىكند نيز نهى كرده است. آنگاه فرمود:
هر كه غيبت مرد مسلمانى بكند روزهاش باطل و وضويش شكسته مىشود، و در روز قيامت بيايد در حالى كه از دهن او بويى گنديدهتر از مردار پخش مىگردد كه سبب آزار اهل قيامت مىشود، و اگر قبل از توبه كردن بميرد در حالى مرده كه حرام خدا را حلال دانسته است. آگاه باش هر كس غيبت برادر دينىاش را در مجلسى بشنود و از او دفاع كند و غيبت را ردّ نمايد خداوند هزار نوع شر را در دنيا و آخرت از او دفع مىكند و اگر قدرت دفع داشته باشد ولى از وى دفاع نكند، كيفر گناهش هفتاد برابر گناه غيبتكننده خواهد بود.
14-[4]امام صادق (ع) فرمود: غيبت عبارت است از گفتن چيزى در باره برادر دينى كه خدا آن را بر او پوشيده نگهداشته است و اگر چيزى را كه در او وجود ندارد به او
[1]الزّهد، ص 10 ح 18.
[2]الزهد، ص 11، ح 23. در عقاب الاعمال، از كافى، محاسن برقى، من لا يحضره الفقيه استخراج شده.
[3]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 195 و 198.
[4]مجالس صدوق، ص 203( م 54) معانى الاخبار، ص 57.
نسبت دهى بهتان به شمار مىآيد.
15-[1]امام صادق (ع) فرمود: زنازاده را سه نشانه است: 1- زشتى پيشگاهش (يعنى همنشينى با او زشت است) 2- به زنا اشتياق دارد. 3- ما اهل بيت را دشمن مىدارد.
16-[2]نوف بكالى گويد: در صحن مسجد كوفه خدمت امير مؤمنان (ع) رسيدم و سلام عرض كردم. حضرت جواب سلام را فرمود، گفتم: يا امير المؤمنين مرا موعظهاى بفرما، فرمود: اى نوف نيكى كن تا به تو نيكى كنند، تا اين كه فرمود ... عرض كردم بيشتر موعظه فرما، فرمود: از غيبت اجتناب كن زيرا غيبت خورش سگهاى جهنم است سپس فرمود: اى نوف كسى كه به وسيله غيبت كردن گوشت مردم را بخورد، به دروغ گمان كرده كه حلال زاده است.
17-[3]امام رضا (ع) از پدرش نقل مىكند كه امام صادق (ع) فرمود: خانهاى را كه در آن گوشت باشد و گوشت چربى را خدا دوست ندارد، راوى گويد: عرض كردند يا ابن رسول اللَّه ما گوشت را دوست داريم، و خانه ما خالى از گوشت نيست، فرمود آن طورى كه شما فكر مىكنيد نيست، بلكه مقصود از خانهاى كه گوشت دارد، خانهاى است كه در آن به وسيله غيبت كردن گوشت مردم را بخورند، و منظور از گوشت چربى كسى است كه در راه رفتن تكبّر و خودنمايى و فخر از خود نشان دهد.
18-[4]پيغمبر6فرمود: غيبت، كيفرش شديدتر از زناست عرض كردند يا رسول اللَّه چرا چنين است؟ فرمود: چون زناكار اگر توبه نمايد خدا توبهاش را مىپذيرد، امّا غيبتكننده توبه مىكند ولى خداوند از او نمىپذيرد تا كسى كه
[1]مجالس صدوق، ص 204( م 54)، خصال صدوق، ج 1، ص 102.
[2]مجالس صدوق، ص 126( م 38)
[3]عيون اخبار الرضا، ص 174، معانى الاخبار، ص 110.
[4]علل الشرائع، ص 186.
وى از او غيبت كرده است او را عفو نمايد. و در جاى ديگر از جابر نقل شده كه پيغمبر6فرمود: از غيبت كردن بپرهيزيد، زيرا غيبت از زنا هم بدتر است، و سپس دنباله حديث را مانند حديث بالا بيان فرمود:
19-[1]پيغمبر6فرمود: آيا آگاه نكنم شما را به چيزى كه از زنا هم بدتر است، و آن عبارت است از اين كه شخص از برادرش بد گويى كند (با غيبت كردن) 20-[2]امام صادق (ع) فرمود: كسى را كه با چشم خود نديدهاى مرتكب گناه شود، و در نزد تو دو نفر عليه او گواهى ندادهاند، چنين شخص عادل است و شهادتش پذيرفته مىشود گر چه در باطن گناهكار هم باشد، هر كه از او غيبت بكند از دوستى خدا خارج و جزء دوستان شيطان است، سپس از اجدادش نقل مىكند كه پيغمبر6فرمود: هر كه از مؤمنى با صفاتى كه در او هست غيبت كند خداوند در بهشت هرگز آنها را يك جا جمع نمىكند و هر كه از مؤمنى با صفاتى كه در او نيست غيبت كند تعهدات دينى ميان آنان منقطع و غيبتكننده در آتش هميشگى است و چه بدجايى است آن آتش.
21-[3]پيغمبر6فرمود: هر كه از برادر مسلمانش غيبت بكند، روزهاش باطل و وضويش شكسته مىشود، و اگر در آن حال بميرد در حالى مرده كه حرام خدا را حلال دانسته، تا اين كه فرمود: هر كه براى يارى دادن و كمك رساندن به برادرش قدم بردارد، ثواب جهادگران در راه خدا را دارد. و هر كه در جستجوى عيب و كشف اسرار برادرش گام بردارد، نخستين گامى كه برمىدارد در جهنم خواهد گذاشت، و خداوند در پيش آفريدگان اسرار او را فاش مىكند. و هر كه در انجام خواستههاى خويشاوندانش قدم بردارد، خداوند پاداش صد شهيد به او عطا فرمايد.
[1]مصادقة الاخوان، ص 48.
[2]مجالس صدوق، ص 63( م 22)
[3]عقاب الاعمال، ص 47.