و اگر از وى چيزى بخواهند و او با جان و مال خواسته خويشاوندان را برآورده كند براى هر قدمش چهل ميليون حسنه است و مقامش چهل ميليون درجه بالا رود، مثل اين كه صد سال خدا را عبادت كرده، و هر كه براى فساد بين خويشاوندان و قطع رحم از آنها قدم بردارد، خداوند بر او غضبناك شود و در دنيا و آخرت بر او لعنت فرستد، و گناهش به اندازه معصيت كسى است كه قطع رحم كرده باشد.
22-[1]امام صادق (ع) فرمود: غيبت عبارت است از اين كه در باره برادرت بگويى آنچه را كه خداوند پنهان نگهداشته، و اگر صفاتى را كه در او نيست بيان كنى، شامل فرمايش خداست «البته بهتان و گناه آشكار را متحمل گرديد»[2].
153- باب تحريم تهمت زدن بر مرد مؤمن و زن مؤمن
1-[3]ابن ابى يعفور گويد: امام صادق (ع) فرمود: هر كس بر مرد يا زن مؤمن به آنچه در آنها نيست بهتان ببندد، خداوند در روز رستاخيز او را در موضع طينت خبال برانگيخته و نگه دارد. تا از عهده آنچه گفته بيرون آيد، راوى گويد عرض كردم «طينت خبال» چيست؟ فرمود: چركى است كه از فرج زنان بدكاره بيرون آيد.
2-[4]امام رضا (ع) از پدرانش نقل مىكند كه پيغمبر6فرمود: هر كه بر مرد يا زن مؤمن تهمت بزند، و يا چيزى را كه در آنها نيست به آنان نسبت دهد، در روز رستاخيز خدا او را بر تلّى از آتش بر پا نگه دارد تا از عهده آنچه گفته است بيرون آيد.
[1]تفسير عياشى، ج 1 ص 275.
[2]فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً، النساء- 112.
[3]-( باب 153:) اصول كافى، ص 472؛ عقاب الاعمال، ص 24؛ محاسن برقى، ص 101؛ معانى الاخبار، ص 52.
[4]- عيون اخبار الرضا، ص 201؛ صحيفة الرضا، ص 8.
154- باب موارد جواز غيبت كردن
1-[1]داود بن سرحان گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: غيبت چيست؟ فرمود:
غيبت عبارت است از گفتن چيزى در مورد امور دينى برادرت كه وى انجام نداده و انتشار چيزى بر عليه او كه خداوند آن را برايش مخفى نگه داشته و حدّى اقامه نكرده است.
2-[2]عبد الرحمن بن سيابه گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
غيبت آن است كه در باره برادرت چيزى بگويى كه خداوند بر او پوشانده است، امّا گفتن امور ظاهرى مانند صفات تند خويى، شتابزدگى و مانند آنها، غيبت نيست، ولى گفتن چيزى را كه در او نيست بهتان و افتراست.
3-[3]يحيى ازرق گويد: كه امام موسى كاظم (ع) به من فرمود: هر كه پشت سر مردى چيزى را كه در اوست و مردم هم مىدانند بگويد از او غيبت نكرده است، و اگر صفاتى را ذكر كند كه در اوست ولى مردم نمىدانند از او غيبت كرده و اگر صفاتى را كه در او نيست بگويد به او بهتان زده است.
4-[4]امام صادق (ع) فرمود: هر گاه فاسق فسق خود را آشكار كند، در بين مردم آبرو ندارد، و غيبتش جايز است 5-[5]امام صادق (ع) از پدرش نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: سه شخص بين مردم آبرو ندارند 1- بدعت گذار 2- رهبر ستمگر، 3- فاسقى كه آشكارا فسق نمايد.
[1]-( باب 154:) اصول كافى، ص 472، 473
[2]- اصول كافى، ص 472، 473
[3]- اصول كافى، ص 472، 473
[4]- مجالس شيخ صدوق، ص 24.
[5]- قرب الاسناد، ص 82.
6-[1]امام صادق (ع) در مورد آيهلا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَخداوند دوست نمىدارد بلند كردن صدا به بدى را مگر در مورد كسى كه مورد ستم واقع شده باشد. فرمود: هر كه گروهى را به مهمانى دعوت كند ولى از آنها خوب پذيرايى نكند جزء ستمگران است، و آنچه مهمانان از بدى پذيرايى او بازگو كنند، گناهى ندارد.
7-[2]در تفسير مجمع البيان در تفسير آية:لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ[3]امام صادق (ع) فرمود: چون بر كسى مهمان وارد شود و او از مهمان خوب پذيرايى نكند. براى مهمان اشكال ندارد پذيرايى بد ميزبان را بازگو كند، (يعنى غيبت محسوب نمىشود)
155- باب وجوب جبران كيفر غيبت كردن با حلالطلبى و استغفار
1-[4]امام صادق (ع) فرمود: از پيغمبر6پرسيدند: كفّاره غيبت چيست؟
فرمود: از خدا طلب آمرزش كنى براى كسى كه از او غيبت كردهاى هر وقت او را به ياد آرى.
[1]- تفسير عياشى، ج 1 ص 283.
[2]- مجمع البيان، ج 3، ص 131.
[3]- النساء- 148.
[4]-( باب 155:) اصول كافى، ص 472( باب غيبت)
156- باب وجوب ردّ غيبت مؤمن و تحريم شنيدن آن
1-[1]امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند: كه در وصيّت پيغمبر6به على (ع) است: اى على هر كه در نزد او از برادر مسلمانى غيبت شود و او قادر بر يارىاش باشد (با ردّ غيبت) و يارى نكند، خدا در دنيا و آخرت او را خوار گرداند.
2-[2]امام باقر (ع) فرمود: هر كه نزد وى از برادر مؤمنش غيبت شود و او به يارى و كمكش بشتابد و از او دفاع كند، خداوند در دنيا و آخرت وى را يارى كند و اگر به كمك و يارىاش نشتابد و از او دفاع نكند با اين كه قدرت كمك دارد، خداوند در دنيا و آخرت وى را حقير و ناچيز گرداند.
3-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كه از آبروى برادر مسلمانش دفاع كند، بىشكّ بهشت برايش واجب مىشود.
4-[4]امام صادق (ع) فرمود: هر گاه مؤمنى به مؤمن ستمديدهاى كمك كند، ارزش اين كارش از روزه يك ماه و اعتكاف در مسجد الحرام برتر است، اگر توانايى كمك دارد و برادر مؤمنش را يارى دهد خدا در دنيا و آخرت او را نصرت عطا فرمايد. هر گاه در حال توانايى بر يارى او، او را يارى نكند و خوارش كند، خداوند در دنيا و آخرت وى را خوار گرداند.
[1]-( باب 156:) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 341.
[2]- ثواب الاعمال، ص 81؛ عقاب الاعمال، ص 29، محاسن برقى، ص 103.
[3]- ثواب الاعمال، ص 80
[4]- ثواب الاعمال، ص 81.
5-[1]پيغمبر6فرمود: هر كس غيبت برادرش را در مجلسى بشنود و از او دفاع كند و جلو غيبت از او را بگيرد خدا هزار نوع شرّ را در دنيا و آخرت از او دور مىكند، و اگر جلو غيبت را نگيرد، بلكه خوشش هم بيايد، گناه و كيفرش به اندازه معصيت غيبتكننده خواهد بود.
6-[2]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كه آبروى برادر مسلمانش را حفظ كند بىشك بهشت براى او نوشته شود كسى كه برايش كار نيكى انجام دادهاند بايد جبران كند، و اگر قادر به جبران نباشد، لازم است تشكر كند، اگر اين كار را هم نكند كفران نعمت كرده است.
7-[3]ابو درداء از پدرش نقل مىكند كه مردى نزد پيغمبر6در باره شخص ديگر سخنى گفت. يكى از خويشاوندان آن شخص از او دفاع كرده و گفته آن مرد را ردّ كرد، آنگاه حضرت فرمود: هر كه از آبرو و حيثيّت برادرش دفاع كند مصون از آتش دوزخ خواهد بود.
8-[4]پيغمبر6در نصيحتى به ابو ذر فرمود: اى ابا ذر، هر كه غيبتى را از برادر مؤمنش دفع كند، سزاوار آن است كه خداوند او را از آتش دوزخ آزاد كند.
اى ابا ذر، هر كه در نزد او از برادر مؤمنش غيبت شود و او توانايى يارىاش داشته باشد (با رد غيبت) او را يارى كند خداوند در دنيا و آخرت يارىاش فرمايد، و هر گاه در حال قدرت بر يارى او، كمكش نكند و خوارش دارد، خداوند در دنيا و آخرت او را خوار گرداند.
[1]- عقاب الاعمال، ص 47.
[2]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 80.
[3]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 71.
[4]- مجالس صدوق، ص 341.
157- باب تحريم افشاى سرّ مؤمن و عيبجويى از او ...
1-[1]عبد اللَّه بن سنان گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: آيا عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ فرمود: آرى، عرض كردم: يعنى شرمگاهش؟ فرمود:
آن طورى كه فكر مىكنى نيست، بلكه مراد از عورت، افشاى سرّ مؤمن است.
2-[2]امام صادق (ع) فرمود: هر كه مطلبى را در مورد مؤمنى بازگو كند كه قصدش رسوا كردن او و ريختن آبرويش باشد تا از نظر مردم بيفتد، خداوند او را از دوستى خود به دوستى شيطان خارج كند، و شيطان هم او را نپذيرد.
3-[3]امام صادق (ع) در مورد حديث
«عورة المؤمن على المؤمن حرام»
فرمود:
مراد از عورت آن نيست كه مؤمن برهنه شود و تو عضوى از او را ببينى، بلكه عورت عبارت است از اين كه به ضرر مؤمن سخنى بگويى و يا از او عيبجويى نمايى.
4-[4]محمد بن فضيل گويد: به امام موسى كاظم (ع) عرض كردم: قربانت گردم، در باره يكى از برادرانم خبرى به من رسيده است كه در شأن او نيست از خود وى پرسيدم انكار كرد، در صورتى كه گروه موثّقى آن را به من اطلاع داده است. فرمود: اى محمد چشم و گوش خود را نسبت به برادرت تكذيب كن، اگر پنجاه نفر پيش تو قسم بخورند و عليه برادرت گواهى دهند، ولى برادرت خلاف آن را بگويد گفته وى را تصديق و آنها را تكذيب كن و نبايد چيزى را كه باعث سرشكستگى اوست و به آبرو و حيثيّت او لطمه مىزند در مورد او منتشر كنى زيرا در اين صورت جزء كسانى هستى كه خدا در باره آنان فرموده است: «آنان كه دوست دارند زشتكارى در باره مؤمنين فاش گردد براى آنها در دنيا و آخرت عذاب
[1]-( باب 157:) اصول كافى، ص 473؛ مجالس صدوق، ص 104 و 291.
[2]- اصول كافى، ص 473؛ مجالس صدوق، ص 104 و 291.
[3]- اصول كافى، ص 473؛ مجالس صدوق، ص 104 و 291.
[4]- عقاب الاعمال، ص 27؛ روضه كافى، ص 147.
دردناكى است»[1].
5-[2]پيغمبر6فرمود: هر كه كلام زشتى را بشنود و آن را انتشار دهد مانند كسى است كه آن را انجام داده، و هم چنين افشاكننده كلام خوب مانند انجام دهنده آن است.
6-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است. هر كه عمل زشتى را منتشر كند كيفرش مانند شروعكننده آن است، و هر كه مؤمنى را به سبب چيزى سرزنش كند، نمىميرد تا اين كه خودش مرتكب آن شود.
7-[4]فيض بن مختار گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: وقتى كه به حضرت عيسى (ع) مائده نازل شد به حواريون گفت بدون اجازه من از مائده نخوريد، ولى يكى از آنها از مائده خورد ديگران به عيسى گفتند يا روح الله فلانى از مائده خورد، عيسى از وى پرسيد آيا تو از مائده خوردى؟ گفت: نه، حواريون گفتند چرا يا روح اللَّه به خدا قسم وى از مائده خورد، حضرت عيسى فرمود:
برادرت را تصديق، و چشمت را تكذيب كن.
158- باب تحريم ناسزا گفتن به مؤمن و محترم داشتن ناموس، مال و خون او
1-[5]عبد الرحمن بن حجّاج گويد: موسى بن جعفر (ع) در باره دو نفر كه به هم دشنام دهند فرمود: آن كه به دشنام آغاز كرده است ظالمتر است، و گناه خود و گناه
[1]-إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِالنّور- 19.
[2]- عقاب الاعمال، ص 48.
[3]- عقاب الاعمال، ص 27.
[4]- تفسير عياشى، مخطوط.
[5]-( باب 158:) اصول كافى، ص 473.
رفيقش به گردن اوست تا زمانى كه از مظلوم عذرخواهى نكرده است.
2-[1]امام باقر (ع) فرمود: مردى از قبيله بنى تميم خدمت پيغمبر6آمد و عرض كرد: به من نصيحتى بفرما. از جمله نصايح آن حضرت اين بود، كه به مردم ناسزا نگوييد زيرا دشنام باعث دشمنى آنان نسبت به شما مىشود.
3-[2]امام باقر (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: ناسزا گفتن به مؤمن گناه است، جنگ با او كفر و خوردن گوشتش بوسيله غيبت كردن معصيت مىباشد و مال او مانند خونش محترم است.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: كسى كه به مؤمن ناسزا بگويد همچون كسى است كه در پرتگاه هلاكت باشد.
5-[4]امام باقر (ع) فرمود: هر كه از ريختن آبروى مردم خوددارى كند، خداوند در روز قيامت او را عفو فرمايد، و هر كه خشم خود را از مردم منع كند و جلو خشم خود را بگيرد خداوند عذاب روز رستاخيز را از او باز دارد.
159- باب تحريم بد نام كردن مؤمن و سوء نيت داشتن به او
1-[5]امام باقر (ع) فرمود: مرد هرگز به كفر مرد ديگر گواهى نمىدهد، (بگويد تو كافرى يا اى كافر) جز اين كه به يكى از آن دو برگردد، اگر بر كفر كافرى گواهى دهد راست گفته است، و اگر كفر را به مؤمنى نسبت دهد به خود وى بازمىگردد بنا بر اين از طعنه زدن به مؤمنان بپرهيزيد.
[1]- اصول كافى، ص 473؛ محاسن برقى، ص 102، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 360.
[2]- اصول كافى، ص 473؛ محاسن برقى، ص 102، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 360.
[3]- اصول كافى، ص 473.
[4]- الزهد، ص 6 ح 9.
[5]-( باب 159:) اصول كافى، ص 473( باب سب مؤمن)، عقاب الاعمال، ص 40.