154- باب موارد جواز غيبت كردن
1-[1]داود بن سرحان گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: غيبت چيست؟ فرمود:
غيبت عبارت است از گفتن چيزى در مورد امور دينى برادرت كه وى انجام نداده و انتشار چيزى بر عليه او كه خداوند آن را برايش مخفى نگه داشته و حدّى اقامه نكرده است.
2-[2]عبد الرحمن بن سيابه گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
غيبت آن است كه در باره برادرت چيزى بگويى كه خداوند بر او پوشانده است، امّا گفتن امور ظاهرى مانند صفات تند خويى، شتابزدگى و مانند آنها، غيبت نيست، ولى گفتن چيزى را كه در او نيست بهتان و افتراست.
3-[3]يحيى ازرق گويد: كه امام موسى كاظم (ع) به من فرمود: هر كه پشت سر مردى چيزى را كه در اوست و مردم هم مىدانند بگويد از او غيبت نكرده است، و اگر صفاتى را ذكر كند كه در اوست ولى مردم نمىدانند از او غيبت كرده و اگر صفاتى را كه در او نيست بگويد به او بهتان زده است.
4-[4]امام صادق (ع) فرمود: هر گاه فاسق فسق خود را آشكار كند، در بين مردم آبرو ندارد، و غيبتش جايز است 5-[5]امام صادق (ع) از پدرش نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: سه شخص بين مردم آبرو ندارند 1- بدعت گذار 2- رهبر ستمگر، 3- فاسقى كه آشكارا فسق نمايد.
[1]-( باب 154:) اصول كافى، ص 472، 473
[2]- اصول كافى، ص 472، 473
[3]- اصول كافى، ص 472، 473
[4]- مجالس شيخ صدوق، ص 24.
[5]- قرب الاسناد، ص 82.
6-[1]امام صادق (ع) در مورد آيهلا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَخداوند دوست نمىدارد بلند كردن صدا به بدى را مگر در مورد كسى كه مورد ستم واقع شده باشد. فرمود: هر كه گروهى را به مهمانى دعوت كند ولى از آنها خوب پذيرايى نكند جزء ستمگران است، و آنچه مهمانان از بدى پذيرايى او بازگو كنند، گناهى ندارد.
7-[2]در تفسير مجمع البيان در تفسير آية:لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ[3]امام صادق (ع) فرمود: چون بر كسى مهمان وارد شود و او از مهمان خوب پذيرايى نكند. براى مهمان اشكال ندارد پذيرايى بد ميزبان را بازگو كند، (يعنى غيبت محسوب نمىشود)
155- باب وجوب جبران كيفر غيبت كردن با حلالطلبى و استغفار
1-[4]امام صادق (ع) فرمود: از پيغمبر6پرسيدند: كفّاره غيبت چيست؟
فرمود: از خدا طلب آمرزش كنى براى كسى كه از او غيبت كردهاى هر وقت او را به ياد آرى.
[1]- تفسير عياشى، ج 1 ص 283.
[2]- مجمع البيان، ج 3، ص 131.
[3]- النساء- 148.
[4]-( باب 155:) اصول كافى، ص 472( باب غيبت)
156- باب وجوب ردّ غيبت مؤمن و تحريم شنيدن آن
1-[1]امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند: كه در وصيّت پيغمبر6به على (ع) است: اى على هر كه در نزد او از برادر مسلمانى غيبت شود و او قادر بر يارىاش باشد (با ردّ غيبت) و يارى نكند، خدا در دنيا و آخرت او را خوار گرداند.
2-[2]امام باقر (ع) فرمود: هر كه نزد وى از برادر مؤمنش غيبت شود و او به يارى و كمكش بشتابد و از او دفاع كند، خداوند در دنيا و آخرت وى را يارى كند و اگر به كمك و يارىاش نشتابد و از او دفاع نكند با اين كه قدرت كمك دارد، خداوند در دنيا و آخرت وى را حقير و ناچيز گرداند.
3-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كه از آبروى برادر مسلمانش دفاع كند، بىشكّ بهشت برايش واجب مىشود.
4-[4]امام صادق (ع) فرمود: هر گاه مؤمنى به مؤمن ستمديدهاى كمك كند، ارزش اين كارش از روزه يك ماه و اعتكاف در مسجد الحرام برتر است، اگر توانايى كمك دارد و برادر مؤمنش را يارى دهد خدا در دنيا و آخرت او را نصرت عطا فرمايد. هر گاه در حال توانايى بر يارى او، او را يارى نكند و خوارش كند، خداوند در دنيا و آخرت وى را خوار گرداند.
[1]-( باب 156:) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 341.
[2]- ثواب الاعمال، ص 81؛ عقاب الاعمال، ص 29، محاسن برقى، ص 103.
[3]- ثواب الاعمال، ص 80
[4]- ثواب الاعمال، ص 81.
5-[1]پيغمبر6فرمود: هر كس غيبت برادرش را در مجلسى بشنود و از او دفاع كند و جلو غيبت از او را بگيرد خدا هزار نوع شرّ را در دنيا و آخرت از او دور مىكند، و اگر جلو غيبت را نگيرد، بلكه خوشش هم بيايد، گناه و كيفرش به اندازه معصيت غيبتكننده خواهد بود.
6-[2]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: هر كه آبروى برادر مسلمانش را حفظ كند بىشك بهشت براى او نوشته شود كسى كه برايش كار نيكى انجام دادهاند بايد جبران كند، و اگر قادر به جبران نباشد، لازم است تشكر كند، اگر اين كار را هم نكند كفران نعمت كرده است.
7-[3]ابو درداء از پدرش نقل مىكند كه مردى نزد پيغمبر6در باره شخص ديگر سخنى گفت. يكى از خويشاوندان آن شخص از او دفاع كرده و گفته آن مرد را ردّ كرد، آنگاه حضرت فرمود: هر كه از آبرو و حيثيّت برادرش دفاع كند مصون از آتش دوزخ خواهد بود.
8-[4]پيغمبر6در نصيحتى به ابو ذر فرمود: اى ابا ذر، هر كه غيبتى را از برادر مؤمنش دفع كند، سزاوار آن است كه خداوند او را از آتش دوزخ آزاد كند.
اى ابا ذر، هر كه در نزد او از برادر مؤمنش غيبت شود و او توانايى يارىاش داشته باشد (با رد غيبت) او را يارى كند خداوند در دنيا و آخرت يارىاش فرمايد، و هر گاه در حال قدرت بر يارى او، كمكش نكند و خوارش دارد، خداوند در دنيا و آخرت او را خوار گرداند.
[1]- عقاب الاعمال، ص 47.
[2]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 80.
[3]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 71.
[4]- مجالس صدوق، ص 341.
157- باب تحريم افشاى سرّ مؤمن و عيبجويى از او ...
1-[1]عبد اللَّه بن سنان گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: آيا عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ فرمود: آرى، عرض كردم: يعنى شرمگاهش؟ فرمود:
آن طورى كه فكر مىكنى نيست، بلكه مراد از عورت، افشاى سرّ مؤمن است.
2-[2]امام صادق (ع) فرمود: هر كه مطلبى را در مورد مؤمنى بازگو كند كه قصدش رسوا كردن او و ريختن آبرويش باشد تا از نظر مردم بيفتد، خداوند او را از دوستى خود به دوستى شيطان خارج كند، و شيطان هم او را نپذيرد.
3-[3]امام صادق (ع) در مورد حديث
«عورة المؤمن على المؤمن حرام»
فرمود:
مراد از عورت آن نيست كه مؤمن برهنه شود و تو عضوى از او را ببينى، بلكه عورت عبارت است از اين كه به ضرر مؤمن سخنى بگويى و يا از او عيبجويى نمايى.
4-[4]محمد بن فضيل گويد: به امام موسى كاظم (ع) عرض كردم: قربانت گردم، در باره يكى از برادرانم خبرى به من رسيده است كه در شأن او نيست از خود وى پرسيدم انكار كرد، در صورتى كه گروه موثّقى آن را به من اطلاع داده است. فرمود: اى محمد چشم و گوش خود را نسبت به برادرت تكذيب كن، اگر پنجاه نفر پيش تو قسم بخورند و عليه برادرت گواهى دهند، ولى برادرت خلاف آن را بگويد گفته وى را تصديق و آنها را تكذيب كن و نبايد چيزى را كه باعث سرشكستگى اوست و به آبرو و حيثيّت او لطمه مىزند در مورد او منتشر كنى زيرا در اين صورت جزء كسانى هستى كه خدا در باره آنان فرموده است: «آنان كه دوست دارند زشتكارى در باره مؤمنين فاش گردد براى آنها در دنيا و آخرت عذاب
[1]-( باب 157:) اصول كافى، ص 473؛ مجالس صدوق، ص 104 و 291.
[2]- اصول كافى، ص 473؛ مجالس صدوق، ص 104 و 291.
[3]- اصول كافى، ص 473؛ مجالس صدوق، ص 104 و 291.
[4]- عقاب الاعمال، ص 27؛ روضه كافى، ص 147.
دردناكى است»[1].
5-[2]پيغمبر6فرمود: هر كه كلام زشتى را بشنود و آن را انتشار دهد مانند كسى است كه آن را انجام داده، و هم چنين افشاكننده كلام خوب مانند انجام دهنده آن است.
6-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است. هر كه عمل زشتى را منتشر كند كيفرش مانند شروعكننده آن است، و هر كه مؤمنى را به سبب چيزى سرزنش كند، نمىميرد تا اين كه خودش مرتكب آن شود.
7-[4]فيض بن مختار گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: وقتى كه به حضرت عيسى (ع) مائده نازل شد به حواريون گفت بدون اجازه من از مائده نخوريد، ولى يكى از آنها از مائده خورد ديگران به عيسى گفتند يا روح الله فلانى از مائده خورد، عيسى از وى پرسيد آيا تو از مائده خوردى؟ گفت: نه، حواريون گفتند چرا يا روح اللَّه به خدا قسم وى از مائده خورد، حضرت عيسى فرمود:
برادرت را تصديق، و چشمت را تكذيب كن.
158- باب تحريم ناسزا گفتن به مؤمن و محترم داشتن ناموس، مال و خون او
1-[5]عبد الرحمن بن حجّاج گويد: موسى بن جعفر (ع) در باره دو نفر كه به هم دشنام دهند فرمود: آن كه به دشنام آغاز كرده است ظالمتر است، و گناه خود و گناه
[1]-إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِالنّور- 19.
[2]- عقاب الاعمال، ص 48.
[3]- عقاب الاعمال، ص 27.
[4]- تفسير عياشى، مخطوط.
[5]-( باب 158:) اصول كافى، ص 473.
رفيقش به گردن اوست تا زمانى كه از مظلوم عذرخواهى نكرده است.
2-[1]امام باقر (ع) فرمود: مردى از قبيله بنى تميم خدمت پيغمبر6آمد و عرض كرد: به من نصيحتى بفرما. از جمله نصايح آن حضرت اين بود، كه به مردم ناسزا نگوييد زيرا دشنام باعث دشمنى آنان نسبت به شما مىشود.
3-[2]امام باقر (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: ناسزا گفتن به مؤمن گناه است، جنگ با او كفر و خوردن گوشتش بوسيله غيبت كردن معصيت مىباشد و مال او مانند خونش محترم است.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: كسى كه به مؤمن ناسزا بگويد همچون كسى است كه در پرتگاه هلاكت باشد.
5-[4]امام باقر (ع) فرمود: هر كه از ريختن آبروى مردم خوددارى كند، خداوند در روز قيامت او را عفو فرمايد، و هر كه خشم خود را از مردم منع كند و جلو خشم خود را بگيرد خداوند عذاب روز رستاخيز را از او باز دارد.
159- باب تحريم بد نام كردن مؤمن و سوء نيت داشتن به او
1-[5]امام باقر (ع) فرمود: مرد هرگز به كفر مرد ديگر گواهى نمىدهد، (بگويد تو كافرى يا اى كافر) جز اين كه به يكى از آن دو برگردد، اگر بر كفر كافرى گواهى دهد راست گفته است، و اگر كفر را به مؤمنى نسبت دهد به خود وى بازمىگردد بنا بر اين از طعنه زدن به مؤمنان بپرهيزيد.
[1]- اصول كافى، ص 473؛ محاسن برقى، ص 102، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 360.
[2]- اصول كافى، ص 473؛ محاسن برقى، ص 102، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 360.
[3]- اصول كافى، ص 473.
[4]- الزهد، ص 6 ح 9.
[5]-( باب 159:) اصول كافى، ص 473( باب سب مؤمن)، عقاب الاعمال، ص 40.
2-[1]ابو حمزه گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: هر گاه مردى به برادر مؤمنش بگويد اف (واى بر تو) از پيوند (دينى) با او خارج مىشود، و چون به او بگويد تو دشمن منى يكى از آنها كافر شوند، و خداوند از مؤمنى كه نسبت به برادر مؤمنش نيّت بد در دل دارد هيچ عملى را نمىپذيرد.
3-[2]امام باقر (ع) فرمود: هر كس رو در روى مؤمن به او طعن زند (او را بد نام كند) با بدترين مرگها خواهد مرد و سزاوار است كه به خير و سعادت بازنگردد.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: خداوند مؤمنان را از پرتو عظمت و شكوه و بزرگوارى خويش آفريده، و هر كه آنان را طعنه زند و يا عقيدهشان را مردود شمرد بىشكّ خدا را ردّ كرده و چنين شخص از فضل الهى بىبهره مىباشد و اين كار يكى از دامهاى شيطان است.
5-[4]امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: خداى عزّ و جل مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خويش آفريده، بنا بر اين هر كه مؤمنى را طعن زند و يا سخن او را مردود شمرد، بىشك خدا را ردّ كرده است.
160- باب تحريم لعن كردن كسى كه نبايد او را لعن كرد.
1-[5]امام صادق (ع) فرمود: هنگامى كه لعن از دهن گويندهاش بيرون آيد، بين گوينده و لعنشونده در هوا مردّد مىماند، اگر لعنشونده را سزاوار يافت بر او
[1]- اصول كافى، ص 474، محاسن برقى، ص 99.
[2]- اصول كافى، ص 474، عقاب الاعمال، ص 23.
[3]- عقاب الاعمال، ص 23؛ محاسن برقى، ص 100.
[4]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 192.
[5]-( باب 160:) قرب الاسناد، ص 7.