ندارد كه با خردمند معاشرت كنى اگر چه بخشنده نباشد، از عقلش بهرهمند شو، و از اخلاق بدش خود را حفظ كن، و همدمى بخشنده را ترك مكن گرچه از عقلش سود نبرى، ولى با خردمندى خود از كرمش بهرهمند شو، و حتما از فرومايه نادان بگريز.
9- باب استحباب مشورت با عاقل
1-[1]ابو هريره گويد: از رسول خدا6شنيدم كه مىفرمود: از خردمند راهنمايى بخواهيد، و از او نافرمانى نكنيد كه پشيمان مىشويد.
10- باب استحباب ديدار و گفتگو با دوستان
1-[2]در كتاب الاخوان آمده است كه امام صادق (ع) (به يكى از شيعيان) فرمود: آيا (شما دوستان و شيعيان) با يك ديگر همنشينى و گفتگو داريد؟ عرض كردم: بلى، فرمود: اين مجلسها را دوست مىدارم، پس فضايل و سخنان ما را (در مورد احكام دين يا مصايب ما) زنده نگه داريد. كسى كه فضايل ما را هر چه بيشتر زنده نگه دارد خداى رحمتش كند. هر كه ما را ياد كند يا نزد او ذكرى از ما بشود و به اندازه پر مگسى اشك از چشمش خارج شود خدا گناهانش را مىآمرزد گرچه از كف دريا بيشتر باشد.
2-[3]ميسر گويد: امام محمّد باقر (ع) به من فرمود: آيا با يك ديگر خلوت
[1]-( باب 9:) مجالس شيخ طوسى، ص 94.
[2]-( باب 10:) مصادقة الاخوان، ص 6.
[3]- مصادقة الاخوان، ص 4؛ از جلد 2 اصول كافى، ص 186( باب تذاكر الاخوان) نقل نموده است.
مىكنيد و به گفتگو مىپردازيد؟ عرض كردم: بلى، سوگند به خدا فرمود: به خدا قسم دوست دارم در بعضى از اين جلسات با شما شركت داشته باشم.
3-[1]امام باقر (ع) فرمود: خدا بيامرزد بندهاى را كه ياد ما را زنده نگه دارد.
شخص شنونده سؤال مىكند زنده نگه داشتن ياد شما چگونه است؟ فرمود: به ملاقات يك ديگر رفتن (مؤمنين) و با هم به گفتگو پرداختن در نزد آنان كه ثابت قدم هستند.
4-[2]امام صادق (ع) نقل مىكند كه حضرت على (ع) مىفرمود: ديدار دوستان غنيمتى ارزنده است.
5-[3]فضيل بن يسار گويد: امام باقر (ع) فرمود: آيا با يك ديگر مجالست داريد؟ عرض كردم: بلى، فرمود: چه نيكوست اين مجالس.
6-[4]خيثمه گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: به دوستان ما سلام برسان، و آنها را به تقواى الهى سفارش كن، ثروتمندشان از فقير، و نيرومندشان از ضعيف ديدار كند، و زنده آنها در تشييع جنازه مردگان حاضر و به خانههاى يك ديگر رفت و آمد نمايند، زيرا ملاقات كردنشان باعث زنده ماندن فضايل ما، و امور دين است. سپس فرمود: خدا رحمت كند بندهاى را كه فضايل ما و احكام مربوط به دين را زنده نگه دارد.
7-[5]امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند كه: پيامبر6فرمود: سه چيز آسايش مؤمن است: بيدار بودن آخر شب، ديدار دوستان و افطار كردن روزه.
8-[6]شعيب عقرقوفى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه به دوستانش
[1]- مصادقة الاخوان، ص 6.
[2]- مصادقة الاخوان، ص 6.
[3]- مصادقة الاخوان، ص 6.
[4]-. مصادقة الاخوان، ص 6، به نقل از سرائر در 7/ 1.
[5]- مصادقة الاخوان، ص 6، به نقل از من لا يحضره الفقيه و امالى شيخ طوسى.
[6]- مصادقة الاخوان، ص 6.
مىفرمود: تقواى الهى پيشه كنيد، و براى رضاى خدا برادرانى نيكوكار و دوستدار يك ديگر، و بهم پيوسته و مهربان باشيد، يك ديگر را زيارت و ملاقات كنيد، و فضايل ما را ذكر كنيد و آن را زنده نگه داريد.
9-[1]امام باقر (ع) فرمود: گرد هم آييد، و با يك ديگر (در امر دين) گفتگو كنيد كه (در اين حال) ملائكه دور شما جمع مىشوند، خداى بيامرزد كسى را كه فضايل ما (و مسائل مربوط به دين را) زنده نگه دارد.
11- باب استحباب معاشرت با مردم خوب و دوستان قديمى و اجتناب از معاشرت با بدان
1-[2]در اصول كافى از حضرت على (ع) نقل شده كه رسول خدا6فرمود:
در باره كسانى كه با آنها به گفتگو مىپردازيد (و مجالست مىكنيد) دقت كنيد، زيرا هر كس مرگش فرا رسد دوستانش در نزد او حاضر مىشوند، اگر آنها نيك باشند او نيك است، و اگر بد باشند [معلوم مىشود] او نيز بد است. هيچ كس نمىميرد مگر اين كه در هنگام مردن دوستانش در برابر او مجسّم مىشوند.
2-[3]ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) فرموده است: حضرت عيسى (ع) گفته است: يار بد به دوستش ستم مىكند، و همنشين سوء او را به هلاكت مىاندازد، پس نگاه كن با چه كسى همنشينى.
3-[4]امام صادق (ع) به يكى از دوستانش فرمود: بر تو باد به انتخاب دوست
[1]- مصادقة الاخوان، ص 10.
[2]-( باب 11): اصول كافى، ص 610( من يجب مصادقته و مصاحبته).
[3]- اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته).
[4]- اصول كافى، ص 610( من يجب مصادقته و مصاحبته).
قديمى، و بپرهيز از هر دوست جديدى كه وفادار، امانتدار، متعهد و پاىبند به پيمان نباشد، و حتّى با مطمئنترين دوستانت با احتياط رفتار كن.
4-[1]ابن عبّاس گويد: از رسول خدا6سؤال شد: بهترين همنشين كيست؟ فرمود: كسى كه ديدار او شما را به ياد خدا، و گفتار او عمل شما را زياد، و عمل او شما را به ياد آخرت بيندازد.
5-[2]امام صادق (ع) فرمود: به كسى كه منفعت دينى تو را در نظر نمىگيرد نزديك مشو، و علاقهاى به همنشينى با او نشان مده، زيرا هر چيزى بجز خداوند از بين رفتنى و پايانش بس خطرناك است.
12- باب استحباب پذيرفتن نصيحت و معاشرت با كسى كه انسان عيب او را مىداند به منظور نصيحت كردن او
1-[3]ابو العديس[4]گويد امام باقر (ع) فرمود: اى صالح از آن كه دلش براى تو بسوزد و تو را نصيحت كند پيروى كن، و از كسى كه تو را بخنداند ولى با تو حيله و نيرنگ نمايد پيروى مكن. بزودى همه به سوى خداى خويش بازمىگرديد. آن وقت آگاه مىشويد [كه چه كسى خيرخواه و چه كسى بد خواه شما بوده است.] 2-[5]امام صادق (ع) فرمود: گرامىترين دوستانم كسى است كه عيبهاى مرا به من تذكر دهد.
3-[6]در كتاب (محاسن) برقى از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است: از
[1]- مجالس صدوق، ص 97.
[2]- قرب الاسناد، ص 25.
[3]-( باب 12): اصول كافى، ص 610( من يجب مصادقته و مصاحبته).
[4]- ظاهرا اسم ابو العديس صالح بوده« تنقيح المقال ج 3 باب العين».
[5]- اصول كافى، ص 610( من يجب مصادقته و مصاحبته).
[6]- محاسن برقى، ص 604.
جمله خصلتهايى كه مؤمن به آن نيازمند مىباشد سه چيز است: 1- توفيق از جانب خداى عزّ و جل 2- خود واعظ خويش بودن 3- پذيرفتن نصيحت.
13- باب استحباب دوستى با كسى كه رعايت دوستى را مىكند و او را در موقع گرفتارى تنها نمىگذارد
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: دوستى داراى شرايطى است، كسى كه تمام يا بعضى از اين شرايط را رعايت كند مىتوان او را دوست دانست، و كسى كه اين شرايط در او نباشد نمىتوان او را دوست به حساب آورد. آن شرايط عبارتند از:
1- باطن و ظاهرش يكى باشد. 2- عزت تو را عزت خود و عيب تو را عيب خويش بداند. 3- اگر به مقام يا مالى رسيد تغييرى در او ايجاد نشود. 4- قدرت و توانايى او تو را از رسيدن به چيزى باز ندارد. 5- كسى داراى اين خصلتهاست كه در موقع گرفتارى تو را رها نكند.
2- سيّد رضى در (نهج البلاغه) از حضرت على (ع) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: دوست حقيقى آن است كه برادرش را در سه موضع حفظ كند: در گرفتارى، در غياب، و در مرگش.
14- باب استحباب كمك و يارى دادن دوستان به يك ديگر
1-[2]وصّافى گويد: امام محمّد باقر (ع) به من فرمود: آيا مىشناسى كسى را
[1]-( باب 13): اصول كافى، ص 610( من يجب مصادقته و مصاحبته)، مصادقة الاخوان، ص 2، از كتاب مجالس صدوق و خصال با اسنادى ديگرى گرفته است.
[2]-( باب 14): مصادقة الاخوان، ص 8؛ در آن كتاب آمده: امام باقر( ع) به من فرمود: اى ابا اسماعيل و نيز در همان كتاب آمده است: اگر بعضى از دوستان لباس اضافى داشته باشند به او بدهد تا لباسى برايش برسد.
كه لباسى نداشته باشد و برادرش لباس خود را به او ببخشد يا لباسى كه اضافه دارد موقتا به او بدهد تا وقتى كه لباسى براى خويش تهيّه كند؟ عرض كردم خير، امام به عنوان تأسف دست بر زانويش زد و فرمود: چنين كسانى برادر نيستند.
2-[1]اسحاق بن عمّار گويد: نزد امام صادق (ع) بودم، سخن از كمك برادران و وظايف آنها نسبت به يك ديگر به ميان آمد. امام مطلبى فرمود كه من تعجب كردم. امام فرمود: زمانى كه قائم ما ظهور كند بر مؤمنين واجب است كه نياز برادرانشان را برطرف كنند و در شادى آنها بكوشند.
3-[2]خلّاد سندى (در حديث مرفوعهاى) گويد: مردى دير به خدمت پيامبر6رسيد، پيامبر به او فرمود: چه باعث شده است كه تو را كم ملاقات مىكنم؟
پاسخ داد: اى رسول خدا برهنگى مانع آمدنم بود، پيامبر فرمود: آيا همسايهات دو جامه نداشت كه يكى را به تو عاريه دهد؟ پاسخ داد چرا [داشت.] حضرت فرمود: او برادر تو نيست.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: از آنچه به دست مىآورى به برادرانت بده، زيرا خداوند مىفرمايد: «نيكيها بديها را از بين مىبرند»[4].
امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: سه چيز است كه اين امّت قدرت انجام آن را ندارد: كمك مالى به برادران، رعايت عدالت و ترجيح دادن ديگران بر خود، و در هر حال به ياد خدا بودن، و آن تنها به گفتن
«سبحان
[1]- مصادقة الاخوان، ص 8؛ در آن آمده: آن قدر سخن امام در نظرم عجيب آمد كه در چهرهام آشكار بود.
[2]- مصادقة الاخوان، ص 8.
( حديث مرفوعه حديثى است كه راويان حديث حذف شده باشد-) م.
[3]- مصادقة الاخوان، ص 8.
( حديث مرفوعه حديثى است كه راويان حديث حذف شده باشد-) م.
[4]-«إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ»، هود/ 114
اللَّه، و الحمد للَّه، و لا إله الّا اللَّه، و اللَّه اكبر»
نيست، بلكه وقتى در معرض كار حرام قرار گيرد از خدا بترسد و مرتكب آن نشود.
5-[1]ابن اعين گويد: از امام صادق (ع) در باره حقّ مسلمان نسبت به برادر مسلمانش سؤال كردم، امام پاسخ نداد، چون خواستم با حضرت خداحافظى كنم عرض كردم: به من پاسخ نداديد، فرمود: اگر پاسخ بدهم (و شما بدان عمل نكنيد) مىترسم كافر شويد، مسلما از مهمترين چيزهايى كه خدا بر بندگانش واجب كرده سه چيز است: 1- رعايت عدالت در باره ديگران و آنچه را براى خود نمىپسندد براى برادر مؤمنش نيز روا ندارد. 2- كمك مالى به برادران مؤمن براى خدا. 3- به ياد خدا بودن در هر حال و ياد خدا تنها به گفتن
«سبحان اللَّه و الحمد للَّه»
نيست، بلكه عبارت است از ترك آنچه خدا حرام كرده است.
15- باب كراهت دوستى با بد كار و نادان و دروغگو
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: امير المؤمنين (ع) وقتى به منبر مىرفت مىفرمود:
شايسته است مسلمان از دوستى با سه گروه اجتناب كند: از بىحياى تبهكار، نادان، و دروغگو. امّا بىحياى تبهكار كارش را برايت خوب جلوه مىدهد و دوست دارد تو مانند او باشى، و در امر دين و آخرت به تو كمك نمىكند، و نزديك شدن به او ستم و باعث سختدلى، و رفت و آمد با او براى تو مايه بىآبرويى است.
امّا نادان، اميد خيرى از او برايت نيست و ضررى از تو دفع نمىكند اگر چه خودش را به زحمت افكند، و چه بسا كه بخواهد به تو سود برساند ولى زيان
[1]- مصادقة الاخوان، ص 12.
[2]-( باب 15): اصول كافى، ص 480( مجالسة اهل المعاصى) و ص 610.( من تكره مجالسته)؛ مصادقة الاخوان، ص 52.
مىرساند، پس مرگ او بهتر از زندگى، و سكوت او بهتر از سخن گفتنش، و دورى او بهتر از نزديك بودن اوست.
امّا دروغگو، زندگى تو با او گوارا نيست، زيرا خبرى را از تو براى ديگران و از ديگران براى تو نقل مىكند، و هر گاه خبرى به پايان رسيد خبر ديگرى پيش مىكشد كه وانمود كند راست مىگويد در صورتى كه راست نمىگويد، و با ايجاد عداوت بين مردم تفرقه مىاندازد و بذر كينه در دلها مىكارد، پس از خدا بترسيد و در باره خود بينديشيد.
2-[1]كلينى (در كافى) از امام صادق (ع) نقل كرده است كه:
امير المؤمنين (ع) فرمود: شايسته نيست كه مسلمان با بد كار دوست شود زيرا او كارش را نيكو جلوه مىدهد و دوست دارد ديگران مانند او باشند، دوستش را در امر دنيا و آخرت كمك نمىكند و رفت و آمد با او باعث بىآبرويى و خوارى است.
3-[2]امام صادق (ع) فرموده: براى مسلمان شايسته نيست كه با بد كار، و نادان و دروغگو دوست شود.
4-[3]زرارة گويد: امام صادق (ع) فرمود: از دوستى با نادان بپرهيز، زيرا هر چه از جانب او شاد باشى او به بدى رساندن به تو نزديكتر است. (هر چه به دوستى او خوشحالتر باشى، خطر زيان رساندن او به واسطه حماقتش به تو نزديكتر مىباشد).
5-[4]امام صادق (ع) فرمود: حضرت علىّ (ع) بالاى منبر مىفرمود: براى مسلمان شايسته است كه از دوستى با دروغگو دورى جويد، زيرا خبرى از تو براى
[1]- اصول كافى، ص 60.
[2]- اصول كافى، ص 480( مجالسة اهل المعاصى).
[3]- اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته و مرافقته).
[4]- محاسن برقى، ص 117.