مىفرمود: تقواى الهى پيشه كنيد، و براى رضاى خدا برادرانى نيكوكار و دوستدار يك ديگر، و بهم پيوسته و مهربان باشيد، يك ديگر را زيارت و ملاقات كنيد، و فضايل ما را ذكر كنيد و آن را زنده نگه داريد.
9-[1]امام باقر (ع) فرمود: گرد هم آييد، و با يك ديگر (در امر دين) گفتگو كنيد كه (در اين حال) ملائكه دور شما جمع مىشوند، خداى بيامرزد كسى را كه فضايل ما (و مسائل مربوط به دين را) زنده نگه دارد.
11- باب استحباب معاشرت با مردم خوب و دوستان قديمى و اجتناب از معاشرت با بدان
1-[2]در اصول كافى از حضرت على (ع) نقل شده كه رسول خدا6فرمود:
در باره كسانى كه با آنها به گفتگو مىپردازيد (و مجالست مىكنيد) دقت كنيد، زيرا هر كس مرگش فرا رسد دوستانش در نزد او حاضر مىشوند، اگر آنها نيك باشند او نيك است، و اگر بد باشند [معلوم مىشود] او نيز بد است. هيچ كس نمىميرد مگر اين كه در هنگام مردن دوستانش در برابر او مجسّم مىشوند.
2-[3]ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) فرموده است: حضرت عيسى (ع) گفته است: يار بد به دوستش ستم مىكند، و همنشين سوء او را به هلاكت مىاندازد، پس نگاه كن با چه كسى همنشينى.
3-[4]امام صادق (ع) به يكى از دوستانش فرمود: بر تو باد به انتخاب دوست
[1]- مصادقة الاخوان، ص 10.
[2]-( باب 11): اصول كافى، ص 610( من يجب مصادقته و مصاحبته).
[3]- اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته).
[4]- اصول كافى، ص 610( من يجب مصادقته و مصاحبته).
قديمى، و بپرهيز از هر دوست جديدى كه وفادار، امانتدار، متعهد و پاىبند به پيمان نباشد، و حتّى با مطمئنترين دوستانت با احتياط رفتار كن.
4-[1]ابن عبّاس گويد: از رسول خدا6سؤال شد: بهترين همنشين كيست؟ فرمود: كسى كه ديدار او شما را به ياد خدا، و گفتار او عمل شما را زياد، و عمل او شما را به ياد آخرت بيندازد.
5-[2]امام صادق (ع) فرمود: به كسى كه منفعت دينى تو را در نظر نمىگيرد نزديك مشو، و علاقهاى به همنشينى با او نشان مده، زيرا هر چيزى بجز خداوند از بين رفتنى و پايانش بس خطرناك است.
12- باب استحباب پذيرفتن نصيحت و معاشرت با كسى كه انسان عيب او را مىداند به منظور نصيحت كردن او
1-[3]ابو العديس[4]گويد امام باقر (ع) فرمود: اى صالح از آن كه دلش براى تو بسوزد و تو را نصيحت كند پيروى كن، و از كسى كه تو را بخنداند ولى با تو حيله و نيرنگ نمايد پيروى مكن. بزودى همه به سوى خداى خويش بازمىگرديد. آن وقت آگاه مىشويد [كه چه كسى خيرخواه و چه كسى بد خواه شما بوده است.] 2-[5]امام صادق (ع) فرمود: گرامىترين دوستانم كسى است كه عيبهاى مرا به من تذكر دهد.
3-[6]در كتاب (محاسن) برقى از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است: از
[1]- مجالس صدوق، ص 97.
[2]- قرب الاسناد، ص 25.
[3]-( باب 12): اصول كافى، ص 610( من يجب مصادقته و مصاحبته).
[4]- ظاهرا اسم ابو العديس صالح بوده« تنقيح المقال ج 3 باب العين».
[5]- اصول كافى، ص 610( من يجب مصادقته و مصاحبته).
[6]- محاسن برقى، ص 604.
جمله خصلتهايى كه مؤمن به آن نيازمند مىباشد سه چيز است: 1- توفيق از جانب خداى عزّ و جل 2- خود واعظ خويش بودن 3- پذيرفتن نصيحت.
13- باب استحباب دوستى با كسى كه رعايت دوستى را مىكند و او را در موقع گرفتارى تنها نمىگذارد
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: دوستى داراى شرايطى است، كسى كه تمام يا بعضى از اين شرايط را رعايت كند مىتوان او را دوست دانست، و كسى كه اين شرايط در او نباشد نمىتوان او را دوست به حساب آورد. آن شرايط عبارتند از:
1- باطن و ظاهرش يكى باشد. 2- عزت تو را عزت خود و عيب تو را عيب خويش بداند. 3- اگر به مقام يا مالى رسيد تغييرى در او ايجاد نشود. 4- قدرت و توانايى او تو را از رسيدن به چيزى باز ندارد. 5- كسى داراى اين خصلتهاست كه در موقع گرفتارى تو را رها نكند.
2- سيّد رضى در (نهج البلاغه) از حضرت على (ع) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: دوست حقيقى آن است كه برادرش را در سه موضع حفظ كند: در گرفتارى، در غياب، و در مرگش.
14- باب استحباب كمك و يارى دادن دوستان به يك ديگر
1-[2]وصّافى گويد: امام محمّد باقر (ع) به من فرمود: آيا مىشناسى كسى را
[1]-( باب 13): اصول كافى، ص 610( من يجب مصادقته و مصاحبته)، مصادقة الاخوان، ص 2، از كتاب مجالس صدوق و خصال با اسنادى ديگرى گرفته است.
[2]-( باب 14): مصادقة الاخوان، ص 8؛ در آن كتاب آمده: امام باقر( ع) به من فرمود: اى ابا اسماعيل و نيز در همان كتاب آمده است: اگر بعضى از دوستان لباس اضافى داشته باشند به او بدهد تا لباسى برايش برسد.
كه لباسى نداشته باشد و برادرش لباس خود را به او ببخشد يا لباسى كه اضافه دارد موقتا به او بدهد تا وقتى كه لباسى براى خويش تهيّه كند؟ عرض كردم خير، امام به عنوان تأسف دست بر زانويش زد و فرمود: چنين كسانى برادر نيستند.
2-[1]اسحاق بن عمّار گويد: نزد امام صادق (ع) بودم، سخن از كمك برادران و وظايف آنها نسبت به يك ديگر به ميان آمد. امام مطلبى فرمود كه من تعجب كردم. امام فرمود: زمانى كه قائم ما ظهور كند بر مؤمنين واجب است كه نياز برادرانشان را برطرف كنند و در شادى آنها بكوشند.
3-[2]خلّاد سندى (در حديث مرفوعهاى) گويد: مردى دير به خدمت پيامبر6رسيد، پيامبر به او فرمود: چه باعث شده است كه تو را كم ملاقات مىكنم؟
پاسخ داد: اى رسول خدا برهنگى مانع آمدنم بود، پيامبر فرمود: آيا همسايهات دو جامه نداشت كه يكى را به تو عاريه دهد؟ پاسخ داد چرا [داشت.] حضرت فرمود: او برادر تو نيست.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: از آنچه به دست مىآورى به برادرانت بده، زيرا خداوند مىفرمايد: «نيكيها بديها را از بين مىبرند»[4].
امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: سه چيز است كه اين امّت قدرت انجام آن را ندارد: كمك مالى به برادران، رعايت عدالت و ترجيح دادن ديگران بر خود، و در هر حال به ياد خدا بودن، و آن تنها به گفتن
«سبحان
[1]- مصادقة الاخوان، ص 8؛ در آن آمده: آن قدر سخن امام در نظرم عجيب آمد كه در چهرهام آشكار بود.
[2]- مصادقة الاخوان، ص 8.
( حديث مرفوعه حديثى است كه راويان حديث حذف شده باشد-) م.
[3]- مصادقة الاخوان، ص 8.
( حديث مرفوعه حديثى است كه راويان حديث حذف شده باشد-) م.
[4]-«إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ»، هود/ 114
اللَّه، و الحمد للَّه، و لا إله الّا اللَّه، و اللَّه اكبر»
نيست، بلكه وقتى در معرض كار حرام قرار گيرد از خدا بترسد و مرتكب آن نشود.
5-[1]ابن اعين گويد: از امام صادق (ع) در باره حقّ مسلمان نسبت به برادر مسلمانش سؤال كردم، امام پاسخ نداد، چون خواستم با حضرت خداحافظى كنم عرض كردم: به من پاسخ نداديد، فرمود: اگر پاسخ بدهم (و شما بدان عمل نكنيد) مىترسم كافر شويد، مسلما از مهمترين چيزهايى كه خدا بر بندگانش واجب كرده سه چيز است: 1- رعايت عدالت در باره ديگران و آنچه را براى خود نمىپسندد براى برادر مؤمنش نيز روا ندارد. 2- كمك مالى به برادران مؤمن براى خدا. 3- به ياد خدا بودن در هر حال و ياد خدا تنها به گفتن
«سبحان اللَّه و الحمد للَّه»
نيست، بلكه عبارت است از ترك آنچه خدا حرام كرده است.
15- باب كراهت دوستى با بد كار و نادان و دروغگو
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: امير المؤمنين (ع) وقتى به منبر مىرفت مىفرمود:
شايسته است مسلمان از دوستى با سه گروه اجتناب كند: از بىحياى تبهكار، نادان، و دروغگو. امّا بىحياى تبهكار كارش را برايت خوب جلوه مىدهد و دوست دارد تو مانند او باشى، و در امر دين و آخرت به تو كمك نمىكند، و نزديك شدن به او ستم و باعث سختدلى، و رفت و آمد با او براى تو مايه بىآبرويى است.
امّا نادان، اميد خيرى از او برايت نيست و ضررى از تو دفع نمىكند اگر چه خودش را به زحمت افكند، و چه بسا كه بخواهد به تو سود برساند ولى زيان
[1]- مصادقة الاخوان، ص 12.
[2]-( باب 15): اصول كافى، ص 480( مجالسة اهل المعاصى) و ص 610.( من تكره مجالسته)؛ مصادقة الاخوان، ص 52.
مىرساند، پس مرگ او بهتر از زندگى، و سكوت او بهتر از سخن گفتنش، و دورى او بهتر از نزديك بودن اوست.
امّا دروغگو، زندگى تو با او گوارا نيست، زيرا خبرى را از تو براى ديگران و از ديگران براى تو نقل مىكند، و هر گاه خبرى به پايان رسيد خبر ديگرى پيش مىكشد كه وانمود كند راست مىگويد در صورتى كه راست نمىگويد، و با ايجاد عداوت بين مردم تفرقه مىاندازد و بذر كينه در دلها مىكارد، پس از خدا بترسيد و در باره خود بينديشيد.
2-[1]كلينى (در كافى) از امام صادق (ع) نقل كرده است كه:
امير المؤمنين (ع) فرمود: شايسته نيست كه مسلمان با بد كار دوست شود زيرا او كارش را نيكو جلوه مىدهد و دوست دارد ديگران مانند او باشند، دوستش را در امر دنيا و آخرت كمك نمىكند و رفت و آمد با او باعث بىآبرويى و خوارى است.
3-[2]امام صادق (ع) فرموده: براى مسلمان شايسته نيست كه با بد كار، و نادان و دروغگو دوست شود.
4-[3]زرارة گويد: امام صادق (ع) فرمود: از دوستى با نادان بپرهيز، زيرا هر چه از جانب او شاد باشى او به بدى رساندن به تو نزديكتر است. (هر چه به دوستى او خوشحالتر باشى، خطر زيان رساندن او به واسطه حماقتش به تو نزديكتر مىباشد).
5-[4]امام صادق (ع) فرمود: حضرت علىّ (ع) بالاى منبر مىفرمود: براى مسلمان شايسته است كه از دوستى با دروغگو دورى جويد، زيرا خبرى از تو براى
[1]- اصول كافى، ص 60.
[2]- اصول كافى، ص 480( مجالسة اهل المعاصى).
[3]- اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته و مرافقته).
[4]- محاسن برقى، ص 117.
ديگران، و از ديگران براى تو نقل مىكند زندگى را بر تو تلخ و ناگوار مىسازد، هر گاه خبرى كسب كند آن را به خبر ديگرى پيوند مىدهد تا ثابت كند راست مىگويد در صورتى كه راست نمىگويد، پس خبرها را از گروهى براى گروهى ديگر نقل مىكند تا بين آنها دشمنى ايجاد كند و بذر كينه در دلها بكارد.
16- باب كراهت شركت دادن افراد فرومايه و گنهكار در امور
1-[1]عمّار بن موسى گويد: امام صادق (ع) فرمود: اى عمّار اگر دوست دارى كه نعمت براى تو دوام داشته، و مروّت تو كامل و بىعيب باشد و زندگىات روبراه شود بردگان و افراد فرومايه را در كار خود دخالت نده، زيرا اگر آنها را امين دانستى به تو خيانت كنند و اگر خبرى به تو دهند دروغ گويند، اگر مصيبتى برايت پيش آيد تو را خوار كنند، و اگر وعده كنند خلف وعده نمايند.
عمّار گفت، از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: نيكان كه يك ديگر را دوست بدارند براى آنان ثواب، و بدان كه افراد نيك را دوست بدارند براى نيكان فضيلت، و دشمنى بدكاران با نيكان زينت و افتخار براى نيكوكاران، و دشمنى نيكوكاران با بدان ذلّت و خوارى بدكاران است.
2-[2]در كتاب كافى نقل شده است كه: لقمان به پسرش گفت: اى پسرم، زياد با مردم نزديك مشو كه موجب دورى از دلهاى آنان مىشوى و يكسره از آنها دورى مكن كه خوار و بىمقدار گردى. هر جنبندهاى همنوع خود را دوست دارد، انسان نيز همنوع خود را دوست مىدارد، كارهاى پسنديدهات را نزد مخالفين آن كارها بازگو مكن، زيرا همان طور كه بين گرگ و گوسفند دوستى برقرار نمىشود بين نيكو كار و بد كار دوستى به وجود نمىآيد، كسى كه به قير نزديك شود مقدارى به
[1]-( باب 16) اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته و مرافقته).
[2]- اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته و مرافقته).
او مىچسبد، همچنين كسى كه با تبهكار (در زندگى) شريك شود روشهاى او را مىآموزد، كسى كه ستيزه و جدال كردن را دوست داشته باشد ملامت مىشود و آن كه در جاهاى تهمت آميز وارد شود متهم مىگردد، و هر كه همنشين بد انتخاب كند سالم نمىماند، و هر كس جلو زبانش را نگيرد پشيمان مىشود.
3-[1]عمّار ساباطى گويد: امام جعفر صادق (ع) به من فرمود: اى عمّار اگر مىخواهى نعمت براى تو دوام داشته باشد و دوستى مردم نسبت به تو كامل شود و زندگىات راحت باشد با بردگان و افراد پست در كار خويش مشورت مكن، زيرا اگر به آنها اعتماد كردى به تو خيانت مىكنند و اگر به تو خبرى بدهند دروغ مىگويند و اگر مصيبتى براى تو پيش آيد تو را خوار سازند، و اگر وعده كنند به تو راست نگويند.
4-[2]امام صادق (ع) فرمود: از پدرم شنيدم كه مىفرمود: به حق قيام كن، و براى آنچه از دست تو رفته است افسوس مخور، و از آنچه به تو مربوط نيست دورى كن، و از دشمن بپرهيز، و با دوستان با احتياط رفتار نما، مگر افراد امين، و امين كسى است كه از خدا بترسد، با بد كار همنشينى مكن و او را بر اسرار خويش آگاه مگردان و امانت به او مسپار، و با آنان كه از خداى خويش مىترسند در كارهايت مشورت كن.
17- باب تحريم همنشينى با دروغگو و گنهكار و بخيل و نادان و قاطع رحم و ...
1-[3]امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل مىكند كه: پدرم علىّ بن
[1]- علل الشرائع، ص 187.
[2]- علل الشرائع، ص 187.
[3]-( باب 17): اصول كافى، ص 611( من تكره مجالسته و مرافقته).