بىباكى پيشه سازد غرق گردد، و شخصى كه وارد مكانهاى تهمت آميز شود متهم گردد.
20- باب استحباب پرهيز و ترس از زيركى مؤمن
1-[1]امام باقر (ع) در تفسير آيه «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ»[2]فرمود: منظور از «متوسّمين» ائمّه هستند (چون) رسول خدا6فرمود: از زيركى مؤمن بپرهيزيد زيرا او در گفتارش از نور الهى استفاده مىكند.
2-[3]سليمان جعفرى گويد: عدّهاى در نزد امام موسى كاظم (ع) بوديم كه فرمود: از زيركى مؤمن بترسيد زيرا او با نور الهى به امور مىنگرد.
3-[4]سيّد رضى (در نهج البلاغه) گويد: علىّ (ع) فرمود: از گمانهايى كه مؤمنان نسبت به شما مىبرند بر حذر باشيد زيرا خدا حقّ را بر زبان آنها جارى مىسازد.
21- باب استحباب مشورت با اشخاص صاحب نظر
1-[5]امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل كرده كه به پيامبر اكرم6گفته شد: اى رسول خدا، هوشيارى و دورانديشى در چيست؟ فرمود: مشورت كردن با صاحبنظران و پيروى از آنها.
2-[6]امام صادق (ع) فرمود: رسول اكرم6در وصيّت به حضرت على (ع)
[1]-( باب 20): سرائر، ص 470.
[2]-« مسلما در اين[ عذاب] براى هوشمندان عبرت و بصيرت است» حجر/ 75/ م.
[3]- بصائر الدّرجات.
[4]- نهج البلاغه، قسمت دوم، ص 219.
[5]-( باب 21): بصائر الدّرجات.
[6]- محاسن برقى، ص 601.
فرمود: هيچ كمك و پشتيبانى محكمتر از مشورت، و هيچ خردى بهتر از تدبير و چارهانديشى نيست.
3-[1]امام باقر (ع) فرمود: در تورات چهار عبارت نوشته شده است: 1- كسى كه مشورت نكند پشيمان مىشود. 2- فقر و تنگدستى بزرگترين مرگ است.
3- هر گونه رفتار كنى با تو رفتار مىكنند. 4- كسى كه چيزى را مالك شود منافع خود را بر منافع ديگران ترجيح مىدهد.
4-[2]امام صادق (ع) فرمود: هرگز انسان با مشورت كردن هلاك نمىشود.
5-[3]سيّد رضى (در نهج البلاغه) از حضرت امير (ع) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: هيچ ثروتى مانند عقل، و هيچ فقرى مانند نادانى، و هيچ ميراثى مانند ادب، و هيچ پشتيبانى مانند مشورت كردن نيست.
6-[4]و آن حضرت فرموده است: كسى كه خود رأى باشد نابود مىشود، و هر كه با بزرگان مشورت كند در عقل آنها شريك است.
7-[5]و آن حضرت فرمود: مشورت راهيابى است.
8-[6]و نيز آن حضرت فرمود: كسى كه به رأى و فكر خود اكتفا كند خود را به خطر افكنده است.
22- باب استحباب مشورت با شخص پرهيزگار خردمند و اطاعت از او و كراهت مخالفت با وى
1-[7]امام جعفر صادق (ع) فرمود: كسى كه نصيحتكنندهاى از باطن، و
[1]- محاسن برقى، ص 601.
[2]- محاسن برقى، ص 601.
[3]- نهج البلاغة، قسمت دوم.
[4]- نهج البلاغة، قسمت دوم.
[5]- نهج البلاغة، قسمت دوم.
[6]- نهج البلاغة، قسمت دوم.
[7]-( باب 22:) مجالس صدوق، ص 265( م 68).
بازدارندهاى از درون، و همنشين راهنما نداشته باشد دشمن را بر خود چيره كرده است.
2-[1]امام هادى از پدرانش نقل كرده است كه حضرت على (ع) فرمود: كسى كه به رأى و فكر خود اكتفا كند خود را به خطر افكنده است.
3-[2]امام صادق (ع) فرمود: در كار خود با كسانى مشورت كن كه از پروردگارشان مىترسند.
4-[3]امام صادق (ع) نقل كرده است كه حضرت على (ع) فرمود: در كارى كه براى تو پيش مىآيد با كسانى كه از خدا مىترسند مشورت كن.
5-[4]سليمان بن خالد گويد: از امام جعفر صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
با مردم خردمند با تقوا مشورت كن زيرا آنها جز به نيكى راهنمايى نمىكنند، و بپرهيز از مخالفت با آنان زيرا مخالفت با شخص پرهيزگار خردمند باعث تباهى دين و دنياست.
6-[5]امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: مشورت با خردمند اندرزگو باعث پيشرفت و بركت و موفقيّت از جانب خداست، وقتى كه شخص دلسوز عاقل تو را راهنمايى كند از مخالفت با او بپرهيز، زيرا اين مخالفت باعث هلاكت مىشود.
7-[6]امام جعفر صادق (ع) فرمود: چرا وقتى كار مهمّى براى شما پيش مىآيد و خود قادر به حلّ آن نيستيد با افراد خردمند متديّن و پارسا مشورت نمىكنيد؟
سپس امام صادق (ع) فرمود: آگاه باشيد هر كس اين كار را انجام دهد خدا او را خوار نمىگرداند بلكه مقام او را بالا مىبرد و به بهترين كارها و نزديكترين آنها به خداوند هدايتش مىكند.
8-[7]امام صادق (ع) فرمود: مشورت داراى حدودى است كه اگر آن حدود
[1]- مجالس صدوق، ص 286( م 68).
[2]- محاسن برقى، ص 601.
[3]- محاسن برقى، ص 601.
[4]- محاسن برقى، ص 601.
[5]- محاسن برقى، ص 602.
[6]- محاسن برقى، ص 602.
[7]- محاسن برقى، ص 602.
شناخته و رعايت نشود ضررش براى مشورتكننده از نفعش بيشتر است.
آن حدود عبارتند از: كسى كه با او مشورت مىشود: 1- عاقل باشد. 2- آزاده ديندار باشد. 3- دوست مهربان و مانند برادر باشد. 4- اگر از راز تو آگاه شد مثل اين كه خودت به آن آگاهى و آن را مكتوم و پوشيده مىدارد. زيرا تو زمانى از راهنمايى مشاور سود مىبرى كه او عاقل باشد، و وقتى كه وى آزاد مرد متديّن بود نهايت كوشش را براى نصيحت كردن تو به كار مىبرد، وقتى كه دوست مهربان و مانند برادر باشد و او را از راز خويش آگاه كردى راز تو را پوشيده نگاه مىدارد، و آگاهى او مانند اين است كه خودت به آن آگاهى، [اگر اين شرايط رعايت شود] مشورت جامع و نصيحت كامل مىگردد.
23- باب وجوب راهنمايى كسى كه تقاضاى مشورت مىكند
1-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: مردى به نزد امير المؤمنين (ع) آمد و عرض كرد براى مشورت به خدمت شما آمدهام.
حسن و حسين [دو فرزند شما] و عبد اللَّه بن جعفر از دخترم خواستگارى كردهاند (كداميك را قبول كنم)؟ حضرت علىّ (ع) فرمود: كسى كه با او مشورت كند مورد اعتماد است، [فرزندم] حسن زنان را طلاق مىدهد، دخترت را به همسرى حسين درآور كه او براى دخترت مناسبتر است.
2-[2]امام صادق (ع) فرمود: كسى كه با برادر مؤمنش مشورت كند و او نظرش را خالصانه بازگو ننمايد خداى عزّ و جلّ قدرت فكر و انديشه را از وى مىگيرد.
[1]-( باب 23:) محاسن برقى، ص 601.
[2]- محاسن برقى، ص 602
24- باب جواز مشورت كردن با كسى كه مرتبه او پايينتر است
1- معمّر بن خلّاد گويد: يكى از غلامان امام رضا (ع) به نام سعد وفات يافت؛ امام به معمّر فرمود: شخصى با فضيلت و امانتدار به من معرّفى كن، در پاسخ گفتم: من كسى را به شما معرّفى كنم؟ حضرت با حالت شبيه شخص غضبناكى فرمود: پيامبر خدا با يارانش مشورت مىكرد و بعد در باره آنچه كه مىخواست تصميم مىگرفت.
[1]فضيل بن يسار گويد: امام صادق (ع) در باره كارى با من مشورت كرد، به امام گفتم: خدا شما را يارى دهد، كسى مانند من مشاور شما باشد؟ امام فرمود: آرى هر زمانى كه با تو مشورت كنم.
3-[2]حسن بن جهم گويد: جمعى در خدمت امام رضا (ع) بوديم. ايشان يادى از پدر بزرگوارش نمود و فرمود: هيچ عقلى با عقل او برابرى نمىكرد، در عين حال در بسيارى اوقات با يكى از غلامان سياه پوست خود مشورت مىكرد، به آن حضرت گفته شد آيا با چنين كسى مشورت مىفرمايى؟ در پاسخ فرمود: چه بسا خداى تبارك و تعالى مشكل را به زبان چنين شخصى برطرف كند، بسيارى اوقات در باره مزرعه يا باغ آن حضرت را راهنمائى مىكردند و آن حضرت به آن عمل مىفرمود.
4-[3]سيّد رضى (در نهج البلاغه) از حضرت علىّ (ع) نقل كرده است كه عبد اللَّه بن عبّاس نظر خود را به عنوان يك مشاور براى امام على (ع) بيان كرد، امّا
[1]-( باب 24:) محاسن برقى، ص 601.
[2]- محاسن برقى، ص 602.
[3]- نهج البلاغه، قسمت دوم، ص 221.
امام با عقيده او موافق نبود؛ فرمود: تو بايد نظر مشورتى خود را به من بگويى، امّا اگر بر خلاف نظر تو تصميم بگيرم بايد نظر مرا بپذيرى.
5-[1]علىّ بن مهزيار گويد: امام جواد (ع) به من نوشت به فلانى بگو با ما مشورت كند و پس از مشورت آنچه نظر خودش است انتخاب كند زيرا او از آنچه در سرزمينش [اهواز] مىگذرد و از اين كه چگونه با سلاطين رفتار كند آگاهتر است. مشورت باعث بركت و خوشبختى است، خدا به پيامبرش در قرآن كريم مىفرمايد: «در كارها با مردم مشورت كن، ليكن آن چه خودت تصميم گرفتى با توكّل به خدا انجام ده» (حضرت فرمود) پس هر چه مىگذرد به من گزارش دهد بهترين نظر را برايش مىنويسم و اگر رأى و نظر من بهتر نباشد اميدوارم او را به راه روشن حقّ راهنمايى كرده باشم ان شاء اللَّه «در كارها با مردم مشورت كن»[2]منظور طلب خير از مردم است.
25- باب كراهت مشورت با زنان و نيكو بودن مشورت با مردان
1-[3]امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيامبر6در وصيّتش به حضرت علىّ (ع) فرمود: يا على بر زنان، نماز جمعه و مسئوليت قضاوت، و طرف مشورت قرار گرفتن نيست.
يا على، تندخويى ناپسند و اطاعت از زن موجب پشيمانى است. يا على، از جمله چيزهايى كه نامبارك است زبان زنان است. [زنانى كه رعايت شؤون اسلامى را نمىنمايند].
[1]- تفسير عيّاشى. على بن مهزيار از اصحاب امام جواد و امام هادى و ساكن اهواز بوده و با امام مكاتبه داشته است- م.
[2]-«وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»، آل عمران/ 159.
[3]-( باب 25:) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 338.
2-[1]امير المؤمنين (ع) در وصيّت به فرزندانشان محمّد بن حنفيّه فرموده است:
آراى مردان را جمع كن، سپس آن رأيى را كه به حقّ نزديكتر است انتخاب كن و آرائى را كه شك دارى رها كن ... تا اين كه فرمود: كسى كه به رأى خود عمل كند خودش را به خطر مىافكند و هر كه آراى مختلف را مورد توجّه قرار دهد به راههاى خطا و اشتباه پى مىبرد.
26- باب كراهت مشورت با شخص ترسو، بخيل، آزمند، برده، فرومايه و بدكار
1-[2]امام رضا (ع) از پدرانش از حضرت علىّ (ع) نقل كرده است كه پيامبر6فرموده است: يا علىّ با شخص ترسو مشورت نكن زيرا او راه خروج [از گرفتاريها] را براى تو سخت جلوه مىدهد و حتما با بخيل مشورت نكن، زيرا تو را از هدف بازمىدارد، با حريص مشورت نكن زيرا او كار بد را زيبا جلوه مىدهد، و بدان كه ترس و بخل و آزمندى غريزهاى است كه از سوء ظنّ ناشى مىشود.
2-[3]عمّار ساباطى گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: اى عمّار اگر مىخواهى نعمت برايت با دوام، و مردانگىات كامل، و زندگىات اصلاح گردد در كار خويش با بردگان و اشخاص فرومايه مشورت مكن، زيرا اگر به آنها اعتماد كنى به تو خيانت مىكنند، و اگر خبرى به تو بدهند دروغ مىگويند و اگر گرفتار شوى تو را خوار مىسازند و اگر به تو وعدهاى دهند به آن وفا نمىكنند.
[1]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، صفحات 345 و 346.
[2]-( باب 26:) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 356؛ خصال شيخ صدوق، ج 1، ص 50؛ علل الشرائع، ص 178.
[3]- علل الشرائع، ص 187.
3-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: از پدرم شنيدم كه مىفرمود: حق را بپادار و براى آنچه از تو فوت شده افسوس مخور و از آنچه به تو مربوط نيست كنارهگير، از دشمن دورى كن، و از دوست خويش بر حذر باش، (با احتياط با او برخورد كن) و با مردم امين همنشين و دوست باش، و امين كسى است كه از خدا بترسد، و با بد كار همنشينى مكن، و او را بر راز خويش آگاه مگردان، و امانت خود را به او مسپار، و در كارهايت با كسانى كه از پروردگار خويش مىترسند مشورت نما.
27- باب تحريم همنشينى و دوستى با اهل بدعت
1-[2]امام صادق (ع) فرمود: با كسانى كه در دين بدعت مىگذارند دوستى و همنشينى نكنيد زيرا در نظر مردم يكى از آنان به شمار مىآييد.
و پيامبر6فرمود: انسان بر دين دوست و همنشين خود مىباشد.
28- باب كسانى كه معاشرت و سلام كردن بر آنها شايسته نيست
1-[3]امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده كه در وصيّت حضرت رسول6به على7آمده است: يا على كسى كه از دين و دنيايش توشهاى بر نگيرد براى تو خيرى در همنشينى با او نيست، و كسى كه خواسته تو را اجابت نكند تو نيز خواسته او را اجابت نكن، زيرا او شايسته تكريم نيست.
[1]- علل الشرائع، ص 187.
[2]-( باب 27:) اصول كافى، صفحات 479، 612.
[3]-( باب 28:) من لا يحضره الفقيه: ج 2، ص 334.