فرمود: چيزى مانند بوى خوش و هر چه انسان بدان احترام مىشود.
4-[1]ابو زيد مكّى گويد: از امام موسى كاظم (ع) شنيدم كه مىفرمود: از پذيرفتن احترام خوددارى نمىكند مگر الاغ، و منظور امام از آن بوى خوش و متّكا بود.
5-[2]بزنطى از ابو الحسن علىّ بن موسى الرضا (ع) نقل كرده است كه حضرت علىّ (ع) فرمود: از پذيرفتن احترام خوددارى نمىكند مگر الاغ، از امام رضا (ع) پرسيدم: منظور چيست؟ فرمود: آن كرامت [احترام] شامل بوى خوش و جا دادن در مجلس مىشود كه هر كس اين دو را نپذيرد چنان است كه گفته شد.
6-[3]سماعة بن مهران گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم اگر كسى عطرى را كه به او تعارف مىشود ردّ كند چگونه است؟ فرمود: شايسته نيست كرامت و احترام را ردّ نمايد.
7-[4]در كتاب قرب الاسناد از حضرت على (ع) نقل شده است كه رسول خدا6فرمود: هر گاه كرامتى بر شما عرضه شد آن را رد نكنيد زيرا الاغ است كه احترام را رد مىكند.
70- باب استحباب استقبال و بدرقه از مهمان و اطاعت مهمان از صاحب خانه
1-[5]امام صادق (ع) از پيامبر6نقل فرموده است: از جمله حقوق مهمان بر
[1]- معانى الاخبار، ص 478؛ عيون الاخبار، ص 173.
[2]- معانى الاخبار، ص 52.
[3]- معانى الاخبار، ص 78.
[4]- قرب الاسناد، ص 44.
[5]-( باب 70:) اصول كافى، ص 620( باب حق الدّاخل).
صاحب خانه آن است كه: صاحب خانه با آرامش و وقار در موقع ورود و خروج مهمان چند قدمى با وى برود.
و نيز آن حضرت از رسول خدا6نقل فرموده است هنگامى كه كسى به خانه برادر مسلمانش وارد مىشود تا زمانى كه از آنجا خارج شود صاحب خانه بر او فرمانرواست.
71- كسى كه دوستش را براى مطلبى امين دانسته است جايز نيست آن مطلب را بدون اجازهاش بازگو كند مگر به عنوان ذكر خير يا شهادت براى كار حرامى كه انجام شده است
1-[1]امام باقر (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: مجلسها امانت است [يعنى سخنى كه در مجلسى گفته مىشود حكم امانت دارد و نبايد براى ديگران گفته شود].
2-[2]ابن ابى عوف گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: مجلسها امانت است.
3-[3]امام جعفر صادق (ع) فرمود: مجلسها امانت است، و جايز نيست سخن كسى را كه مىخواهد پوشيده بماند براى ديگران نقل كنند مگر با اجازه او، يا براى فرد مورد اطمينان، يا براى ذكر خير او.
4-[4]جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: پيامبر خدا6فرمود: مجلسها امانت است مگر در سه مورد: 1- مجلسى كه در آن خونى به ناحقّ ريخته شده باشد.
[1]-( باب 71:) اصول كافى، ص 620( باب المجالس بالامانة).
[2]- اصول كافى، ص 620( باب المجالس بالامانة).
[3]- اصول كافى، ص 620( باب المجالس بالامانة).
[4]- مجالس پسر شيخ صدوق، 33.
2- جايى كه در آن مرتكب زنا شدهاند. 3- مجلسى كه در آن به ناحق مال حرامى را حلال كنند.
72- هر گاه سه نفر با هم باشند كراهت دارد دو نفر از آنها در گوشى صحبت كنند
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: هر گاه سه نفر با هم باشند نبايد دو نفر از آنان با يك ديگر در گوشى صحبت كنند زيرا اين كار نفر سوّم را اندوهگين و آزرده خاطر مىكند.
2-[2]امام كاظم (ع) فرمود: هر گاه سه نفر در خانهاى باشند نبايد دو نفر از آنان با هم در گوشى صحبت كنند زيرا اين كار دوستشان را غمگين مىسازد.
73- باب كراهت قطع كردن سخن مسلمان
1-[3]امام جعفر صادق (ع) از پيامبر6نقل فرموده است: كسى كه سخن برادر مسلمانش را قطع كند مانند آن است كه صورت او را بخراشد.
74- باب استحباب يا كراهت كيفيّت نشستن
1-[4]عبد العظيم بن عبد اللَّه علوى (در حديث مرفوعه) گويد: پيامبر سه جور
[1]-( باب 72:) اصول كافى،( باب المناجات).
[2]- اصول كافى،( باب المناجات).
[3]-( باب 73:) اصول كافى، ص 621.
[4]-( باب 74:) اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).
مىنشست: 1- سر پا به اين ترتيب كه ساقهاى پا را بلند مىكرد و دو زانو را در ميان دو دست خويش حلقهوار مىگرفت [و رانها را به شكم مىچسباند]. 2- دو زانو مىنشست. 3- يك پا را خم مىكرد و پاى ديگر را روى آن مىانداخت، و هرگز ديده نشد كه آن حضرت چهار زانو بنشيند.
2-[1]ابو حمزه ثمالى گويد: علىّ بن الحسين (ع) را در حالى نشسته ديدم كه يك پايش را روى ران ديگر گذاشته بود؛ عرض كردم مردم [قوم يهود به استناد حديث بعد] اين گونه نشستن را نمىپسندند و مىگويند مانند نشستن پروردگار است، امام فرمود: اين نحوه نشستن من در اثر خستگى است، در صورتى كه پروردگار خسته نمىشود و چرتش نمىگيرد و در خواب نمىرود.
3-[2]حمّاد بن عثمان گويد: امام صادق (ع) نشسته بود در حالى كه پاى راست آن حضرت روى ران چپ بود، شخصى عرض كرد: فدايت شوم اين گونه نشستن مكروه است، امام فرمود: نه، اين سخن يهود است كه مىگويند وقتى خدا از خلقت آسمانها و زمين فارغ شد بر عرش جاى گرفت و اين گونه نشست تا استراحت كند، پس خدا اين آيه را نازل كرد: «خدا نيست خدايى جز او كه زنده و قائم به ذات خويش است، او را چرت و خواب نمىگيرد»[3]. و امام صادق (ع) همان طور كه نشسته بود باقى ماند.
4-[4]در كتاب مكارم الاخلاق آمده است كه رسول خدا هر گاه مىنشست ساقهاى پا را از زمين بلند مىكرد و زانوها را در ميان دو دست خود حلقهوار مىگرفت.
[1]- اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).
[2]- اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).
[3]-اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ. بقره/ 255.
[4]- مكارم الاخلاق، ص 15.
75- مستحبّ است در مجلس انسان به عنوان تواضع جايى پايينتر از شأن خود بنشيند
1-[1]امام صادق (ع) فرمود: كسى كه راضى شود در پايين مجلس بنشيند تا وقتى كه از جايش بلند شود ملائكه بر او درود مىفرستند.
2-[2]امام جعفر صادق (ع) نقل فرموده است كه پيامبر6هر گاه وارد منزلى مىشد در پايين مجلس مىنشست.
3-[3]امام صادق (ع) فرمود: از نشانههاى تواضع اين است كه انسان در جايى پايينتر از شأن خود بنشيند.
4-[4]امام صادق (ع) فرمود: از نشانههاى تواضع آن است كه 1- به نشستن در پايين مجلس خوشنود باشى. 2- به كسى كه او را ملاقات مىكنى سلام نمايى.
3- مجادله و بگو و مگو را رها كنى اگر چه حق با تو باشد. 4- دوست نداشته باشى به خاطر تقوايى كه داراى ستايش شوى.
5-[5]ابن عبّاس گويد: رسول خدا6روى زمين مىنشست، روى زمين غذا مىخورد، و با دست خويش گوسفندان را مىبست، و دعوت بردگان را حتّى براى نان جو مىپذيرفت.
6-[6]مصعب بن شيبه گويد: پيامبر خدا6فرمود: وقتى گروهى در مجلسى نشستهاند و كسى وارد مىشود اگر به وى جا دهند بايد بپذيرد زيرا بدين
[1]-( باب 75:) اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).
[2]- اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).
[3]- اصول كافى، ص 369( باب التواضع).
[4]- اصول كافى، ص 369( باب التواضع).
[5]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 25.
[6]- مجالس پسر شيخ صدوق، ص 25.
وسيله به او احترام گذاشتهاند، و اگر به او جا ندهند در هر جا خالى هست بنشيند.
76- باب استحباب رو به قبله نشستن
1-[1]حمّاد بن عثمان گويد: امام صادق (ع) را مىديدم كه در خانهاش رو به قبله مىنشيند.
2-[2]امام صادق (ع) فرمود: پيامبر خدا6اكثرا رو به قبله مىنشست.
3-[3]شيخ بهايى در كتاب «مفتاح الفلاح» روايت كرده كه از ائمّه عليهم السّلام روايت شده است: بهترين نوع نشستن آن است كه رو به قبله باشد.
77- باب كراهت نشستن روبروى خورشيد
1-[4]سهل بن زياد در حديثى كه سند آن به حضرت على (ع) مىرسد از آن حضرت نقل كرده است روبروى خورشيد ننشينيد زيرا آن آتشدانى است كه باعث رنگ پريدگى و كهنه شدن لباس، و آشكار شدن دردهاى پنهانى مىگردد.
2-[5]امام موسى كاظم از رسول خدا6نقل فرموده است: در خورشيد چهار خصلت است:
1- رنگ را تغيير مىدهد. 2- باد را گنديده مىكند. 3- لباس را كهنه
[1]-( باب 76:) اصول كافى: ص 621( باب الجلوس).
[2]- اصول كافى: ص 621( باب الجلوس).
[3]- مفتاح الفلاح، ص 13.
[4]-( باب 77:) خصال صدوق، ج 1 ص 48.
[5]- خصال صدوق، ج 1 ص 117.
مىسازد. 4- ايجاد درد مىكند.
3-[1]حضرت على (ع) «در حديث اربعمائة» فرموده است: پشت به آفتاب بنشينيد زيرا خورشيد دردهاى پنهانى را آشكار مىسازد.
78- باب استحباب نشستن در خانه غير در هر جايى كه صاحب خانه بخواهد
1-[2]امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) نقل فرموده است: هر گاه كسى وارد خانه برادر مؤمنش شود هرجا صاحب خانه امر كند بنشيند زيرا صاحب خانه آشناتر است به خانه و محرم بودن آن.
79- باب استحباب نشستن روى دو پا و در بغل گرفتن زانوها
1-[3]ابو الحسن امام كاظم (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: روى پا نشستن و زانوها را در بغل گرفتن به منزله ديوار عربهاست.
2-[4]سماعة گويد: از امام صادق (ع) در باره مردى كه خودش را با يك جامه بپوشاند سؤال كردم، امام فرمود: اگر لباس عورتش را بپوشاند اشكال ندارد.
[1]- خصال صدوق، ج 2، ص 159.
[2]-( باب 78:) قرب الاسناد، ص 33.
[3]-( باب 79:) اصول كافى، ص 622( باب الاتكاء و الاحتباء).
[4]- اصول كافى، ص 622( باب الاتكاء و الاحتباء).
80- باب استحباب شوخى و خنده كم
1-[1]معمّر بن خلّاد گويد: به ابو الحسن امام كاظم (ع) عرض كردم فدايت شوم عدّهاى با هم هستند و شوخى مىكنند و مىخندند، امام فرمود: اشكال ندارد اگر در آن نباشد؛ فهميدم منظور امام اين است كه در آن شوخى، فحش و هرزه گويى نباشد. سپس فرمود: عرب صحرانشينى هديهاى براى پيامبر6آورد، و به پيامبر6عرض كرد: پول هديه مرا بدهيد، رسول خدا6خنديد، و هنگامى كه غمگين مىشد مىفرمود: آن عرب چه شد؟ اى كاش به نزد ما مىآمد.
2-[2]ابو الحسن اول امام موسى كاظم (ع) فرمود: يحيى بن زكريّا گريه مىكرد و نمىخنديد، امّا عيسى بن مريم مىخنديد و گريه هم مىكرد و عمل حضرت عيسى (ع) بهتر از عمل حضرت يحيى (ع) بود.
3-[3]فضل بن ابى قرّة گويد: امام صادق (ع) فرمود: هر مؤمنى داراى دعابه است، پرسيدم دعابه چيست؟ فرمود: شوخى.
4-[4]يونس بن شيبانى گويد: امام صادق (ع) سؤال كرد: چگونه است وضع شوخى كردن شما مؤمنين با يك ديگر؟ عرض كردم كم است فرمود: شوخى را ترك نكنيد زيرا شوخى نشانه خوش خلقى است، و بدين وسيله برادرت را خوشحال مىكنى، رسول خدا6با مردم شوخى مىكرد و مىخواست آنها را خوشحال كند.
5-[5]عبد اللَّه بن محمّد جعفى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
[1]-( باب 80:) اصول كافى، ص 622( باب الدعابة و الضّحك).
[2]- اصول كافى، ص 622( باب الدعابة و الضّحك).
[3]- اصول كافى، ص 622( باب الدعابة و الضّحك).
[4]- اصول كافى، ص 622( باب الدعابة و الضّحك).
[5]- اصول كافى، ص 622( باب الدعابة و الضّحك).