براى درمان عملى تكبر نيز بايد رفتار متواضعانه را بر خود تحميل نمود. خانه، محله، مدرسه، محل كار و محيط اجتماع بسترهاى خوبى براى تمرين تواضعاند. در احوال پيامبراكرم (ص) آمده است كه ايشان لباس خويش را وصله و كفش خود را پينه مىزد و گوسفندان را بهدست خود مىدوشيد.[1]او با بندگان و غلامان غذا مىخورد و نيازهاى زندگىاش را از بازار تهيه و تا خانه حمل مىكرد. وى در سلام همواره پيشى مىگرفت و هرگز كار شخصى خود را بر ديگران تحميل نمىنمود. بىگمان همه اين رفتارها برخاسته از روح متواضع ايشان است.
ج) بىمبالاتى در آداب معاشرت
بىترديد انسان موجودى اجتماعى است كه مىخواهد با ديگران مأنوس و مرتبط باشد. دين اسلام نيز در راستاى همين نياز فطرى از عزلت و رهبانيت نهى فرموده و بر معاشرت با يكديگر تأكيد كرده است.
آداب معاشرت را نمىتوان با اخلاق يكى دانست؛ زيرا اخلاق عبارت است از ملكات راسخ روحى، و آداب نيز هيئتهاى پسنديدهاى است كه اعمال آدمى بدانها متصف مىگردد. ازسويى اتصاف روح به اخلاقيات و اتصاف عمل به آداب نيز متفاوتاند؛[2]بدين بيان كه آداب معمولًا قالب و ظرفى براى تحقق اخلاق بهشمار مىرود، اما اخلاق تابع ثوابت فطرى و ساختار روحى و روانى انسان است و در حقيقت ريشه دارد. درواقع آداب تابع ريختشناسى اجتماعى و انسانشناسى فرهنگى (مانند جغرافيا، تاريخ، نژاد و آب و هوا) و نيز تابع سليقههاى زيبايىشناختى و سنن بومى- اقليمى است.
اين نيز ناگفته نماند كه آداب اجتماعى معمولًا به سازمان اجتماع باز مىگردد و حاصل نوعى توافق جمعى است. در حوزه آداب، زماني يك عمل نادرست تلقى مىشود كه توافقىاجتماعى زير پا نهاده شود، اما تخلفات اخلاقى هميشه نادرستاند، هرچند هيچ توافق اجتماعى نيز در كار نباشد. به همينرو تخلف اخلاقى نسبت به تخلف از آداب اجتماعى،
[1]- همان، ص 96؛ نيز بنگريد به: محمدحسين طباطبايى، سنن النبى، ص 56- 41.
[2]- بنگريد به: همو، الميزان فى تفسير القرآن، ج 6، ص 275- 273.
زشتى بيشترى دارد و افراد كمترى بدان تن مىدهند. همچنين مسائل اخلاقى در ميان فرهنگهاى گوناگون، تغييرناپذير است، اما آداب اجتماعيكه تابعى از تاريخ و فرهنگ مردم شمرده مىشود، اغلب نسبى و متغيرند. شناختهاى اخلاقى بهگونهاى بازتاب شناخت انسان نسبت به اهداف زندگى است. بر اين اساس مىتوان رشد شناخت اخلاقى را براساس ميزان رشد شناخت انسان نسبت به جهان و اهداف كلى زندگى رتبهبنديكرد. شناختهاى اخلاقى در شكل بايدها و نبايدهاى اخلاقى در همين بستر ظهور مىيابند. البته چنين نيست كه آداب اجتماعى در كمال يا سعادت انسان تأثيرى استقلالى و بىبديل داشته باشد تا اثر مخالفت با آن مانند تأثير مخالفت در قضاياى اخلاقى باشد.[1]
از سويى ديگر مىتوان آداب اجتماعى را به اعتبار خاستگاههاى آنها به آداب دينى و غيردينى تقسيم كرد. بر اين بنياد، آداب دينى به آدابى گفته مىشود كه منسوب به دين باشد؛ آدابى كه يا مستقيماً مستند به نصوص دينىاند و يا اهلايمان، آنها را براساس فهم خودشان از دين و با الهام از منابع دينى ابداع كرده، خود را مقيد به مراعات آنها مىدانند. اما آداب غيردينى، آدابىاند كه پيدايى و رواج آنها، در ويژگىهاى منطقهاى، نژادى، تاريخى و مانند آن ريشه دارد.
بنابر آنچه گفته شد، بىمبالاتى در معاشرت- كه امرى ناشايست دانسته مىشود- بىتوجهى به قراردادهاى اجتماعى است (مانند سلام كردن و لباس مناسب پوشيدن)؛ قراردادهايى كه در ميان مردم نشانه احترام به ديگران و رشد شخصيت اجتماعى است.
پيامدها
بىمبالاتى در آداب معاشرت سبب سردى روابط، پيدايش ذهنيت منفى در ديگران، محدود شدن ارتباطات و موجب انزواى اجتماعى مىگردد. مراعات آداب در معاشرت با پدر و مادر، از مصاديق احسان بهشمار مىرود و از اين سو بىمبالاتى در آداب معاشرت با آنها نيز از مصاديق بىاعتنايى و عقوق والدين شمرده مىشود. همچنين بىمبالاتى نسبت به بستگان موجب سستى پيوندهاى خويشاوندى و زمينهساز قطع اينگونه روابط مىشود و اين درحالي
[1]- بنگريد به: ناصر بيريا و ديگران، روانشناسى رشد( 2) با نگرش به منابع اسلامى، ص 1114- 1111.
است كه اسلام همه را به الفت و محبت و تقويت روابط دوستانه دعوت نموده است. بىتوجهى در آداب معاشرت با معلمان و مربيان نيز راه را بر استفاده علمى و معنوى از آنها مىبندد و مانع اداى حقوق آنان مىشود.
بىمبالاتى نسبت به دوستان نيز از گرمى و صميميت روابط دوستانه مىكاهد. همچنين بىاعتنايى به آداب معاشرت با جنس مخالف، ضمن آنكه انسان را در معرض تهمت قرار مىدهد، زمينهساز سوءتفاهمها و روابط ناسالم ميان زن و مرد نيز هست.
راهكارها
يكى از ريشههاى بىمبالاتى در آداب معاشرت، عدم درك جايگاه جامعه و معاشرت اجتماعى است. بسيارى از دانشمندان اخلاق بر «پيوند سعادت فردى با زندگى اجتماعى» تأكيد كردهاند.[1]در منابع اسلامى به انس و دوستى مردم با يكديگر سفارش بسيار شده؛ چنانكه پيامبراكرم (ص) فرمود:
بهترين شما خوشاخلاقترين شمايند؛ آنانكه با ديگران أنس مىگيرند و دوست داشته مىشوند.[2]
ريشه ديگر اين بىمبالاتى ممكن است ناآگاهى يا عدم درك حقوق متقابل اجتماعى باشد. شايد كسى از توانايىهاى لازم براى برقرارى روابط سالم اجتماعى برخوردار و از جايگاه خطير جامعه نيز آگاه باشد، اما با وظايف خود در قبال جامعه آشنا نباشد و همين سبب بىمبالاتى او در آداب معاشرت گردد. از اين سو نيز ممكن است فرد روحيه وظيفهشناسى مطلوبى داشته باشد، ولى بهدرستى آداب را نشناسد. ايجاد تعهد اخلاقى، آدابدانى و توجه به ثمرات رعايت آداب، بىشك به تعالى و سلامت روابط اجتماعى مىانجامد.
پرسش
1. ملاكهاى تشخيص ظلم از غير آن چيست؟
[1]- بنگريد به: احمد بن محمد بن مسكويه، تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق، ص 14.
[2]- خياركم أحسنكم اخلاقا الذين يألفون و يؤلفون.( حسن بن شعبه حراني، تحف العقول، ص 45.)
2. چه كسانى در برابر ظالم مسئولاند؟
3. تكبر را تعريف و تفاوت آن را با كبر و عجب بيان كنيد.
4. برجستهترين آثار سوء اجتماعى تكبر را نام بريد.
5. براى درمان عملى تكبر چه بايد كرد؟
6. برخى از مهمترين اسباب بىمبالاتى در آداب معاشرت را نام بريد.
7. چه راهكارهايى براى تشويق ديگران به مراعات آداب اجتماعى پيشنهاد مىكنيد؟
براى تأمل و پژوهش
1. تجاوز و تعدى، انسان را از كمال و نزديكى به خدا بازمىدارد و ترك دنيا و ملاقات با خدا را نيز در نظر او ناپسند جلوه مىدهد. با توجه به اهميت اين مطلب، در زندگى ما چه موارد ظريف و پنهانى از ظلم و تجاوز وجود دارد كه معمولًا از آن غافليم و ندانسته از آن متضرر مىگرديم؟
2. برخى از ويژگىها همواره ناپسندند و برخى نيز در شرايطى مكروه و ناپسند و در شرايط ديگرى پسنديده بهشمار مىآيند. به نظر شما تكبر در كدام يك از اين دو دسته جاى دارد؟
3. توصيه پيامبر اكرم (ص) مبنى بر «تكبر زن در مقابل نامحرم» را از حيث اخلاقى تحليل كنيد.
4. با توجه به جامعيت دين و آموزههاى دينى، آيا مراعات آداب و رسوم دينى و مستحبات و مكروهات شرعى، ما را از مراعات آداب معاشرت عرفى و اجتماعى بىنياز نمىكند؟ توضيح دهيد.
فصل چهاردهم: بهبود رابطه با ديگران (اخلاق اجتماعى حداقلى)
اهداف
از دانشجو انتظار مىرود پس از فراگيرى اين فصل:
1. درك روشنى از مفهوم عدالت، تواضع و ادب و آثار اجتماعى آن بهدست آورد.
2. رابطه مستقيم ميان ظلم و عدل فردى و ظلم و عدالت اجتماعى را دريابد.
3. با برخى از شاخصترين اسباب و علل عدالت و رايجترين آفات و موانع آن آشنا شود.
4. بتواند جايگاه تواضع را تشخيص دهد و به الگوى مناسبى از روش زندگى فردى و اجتماعى دست يابد.
5. با شناخت نشانههاى تواضع، محك مناسبى براى خودشناسى و داورى اخلاقى درباره خويشتن بهدست آورد.
6. از مفهوم آداب اجتماعى و جايگاه تأدب به آنها آگاهى مناسبى بيابد.
7. عوامل و زمينههاى ادبگريزى را دريابد.
8. در مراعات آداب اجتماعى و تشخيص آداب صحيح از غلط به منطق صحيحى دست پيدا كند.
الف) عدالت
مفهوم مقابل ظلم، عدالت است كه در حوزه روابط اجتماعى به معناى فضيلتى ميان دو رذيلت ظلم و انظلام (تجاوزگرى و تجاوزپذيرى) بهكار مىرود.
عدل، ميزان خداوند در ميان مردم است كه آن را قرار داده است تاحق برپا داشته