مىخوانيم: «عادلترين مردم كسى است كه در حال قدرت و توانايى، انصاف داشته باشد.»[1]
ب) تواضع
نقطه مقابل تكبر تواضع است؛ بدين معنا كه انسان در نزد خويش، خود را از ديگران پايينتر بداند و واقعاً براى خودش برترى و مزيتى قائل نباشد و عملًا نيز در ارتباط با ديگران به شأني كمتر از آنچه مردم براى امثال او قائلاند، بسنده كند. امام سجاد (ع) از خداوند چنين درخواست مىكند:
خدايا! بر محمد و آلمحمد درود فرست و مرا در ميان مردم درجهاى بالا نبر، مگر اينكه به همان اندازه نزد خودم پايينم آورى و به من عزتى ظاهرى عطا مفرما، مگر اينكه مرا در درون جان خودم به همان اندازه افتادگى عطا فرمايى.[2]
تواضع با خضوع و خشوع در ارتباط، و با تكبر و تذلل در تقابل است؛ بدين بيان كه در تكبر، انسان خودش را بزرگتر مىبيند و در تذلل نيز خود را كوچكتر از آنچه هست، مىشمارد. برخى روايات، تواضع، حلم و نرمخويى را برترين اخلاقيات دانستهاند.[3]تواضع نعمتى است كه كسى به دارندهاش حسادت نكند و تكبر بلايى است كه كسى مبتلاى به آن را مورد ترحم قرار ندهد.
تواضع در زندگى فردى و اجتماعى مصاديق بسيارى دارد؛ مانند استفاده از لباس و پوشش معمولى، انجام كارهاى شخصي بهدست خود و مقدم كردن دوستان در امور روزمره. امام صادق (ع) نيز در بيان مصاديق تواضع چنين فرمود:
از مصاديق تواضع اين است كه انسان به پايينتر از جايگاهش راضى باشد و به ديگران سلام كند و بحث و جدل را ترك نمايد، اگرچه حق با او باشد و دوست نداشته باشد كه او را به تقوا و خداترسى بستايند.[4]
پيامدها
[1]- اعدل الناس من انصف عن قوه.( همان، ح 9105.)
[2]- اللهم صل علي محمد و آله و لاترفعني في الناس درجه الا حططتني عند نفسي مثلها و لا تحدث لي عزا ظاهرا الا احدثت لي ذله باطنه عند نفسي بقدرها.( امام سجاد( ع)، صحيفه سجاديه، دعاي مكارم الاخلاق.)
[3]- اشرف الخلائق التواضع و الحلم و لين الجانب.( عبدالواحد تميميآمدي، غرر الحكم و درر الكلم، ح 5142.)
[4]- مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ تَرْضَي بالْمَجْلِسِ دُونَ الْمَجْلِسِ وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَي مَنْ تَلْقَي وَ أَنْ تَتْرُك الْمِرَاءَ وَ إِنْ كنْتَ مُحِقّاً وَ أَنْ لَا تُحِبَّ أَنْ تُحْمَدَ عَلَي التَّقْوَي.( محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 122.)
يكى از ثمرات تواضع، جلب دوستى و مودت مردم است.[1]بىترديد يكى از مهمترين نيازمندىهاى زندگى اجتماعى، روابط دوستانه ميان افراد جامعه است. تواضع از صفاتى است كه نه تنها در ايجاد رابطه، بلكه در حفظ و بسط آن نيز تأثير بسزايى دارد.
كسى كو فروتنتر و رادتر
دل دوستانش از او شادتر
يكى ديگر از پيامدهاى تواضع، ايمنى از بسيارى از شرور جامعه است. غالباً همه افرادي كه با آنها در ارتباطيم، از نظر اخلاقى سالم نيستند و بسيارند كساني كه دچار مشكلات اخلاقىاند و ناآگاهانه آثار آن رابروز مىدهند. آثار نامطلوب اين امراض اخلاقى، نه تنها خود آنها، بلكه نزديكانشان را نيز مىآزارد كه تواضع سبب مىشود آدمى در برابر حسادت، لجاجت، تندخويى و كينهتوزي آنان حفظ گردد. اميرمؤمنان (ع) فرمود: «تواضع، تو را سلامتى مىبخشد.»[2]
تواضع مقام و منزلت آدمى را در ميان مردم تعالى مىبخشد[3]و موجب مىگردد نام او به نيكى و بزرگى برده شود.[4]تواضع سبب گسترش اخلاق پسنديده مىشود[5]و جامعه را از حيث اخلاقى پيش مىراند و از ديگر سو راه را براي كسب ساير فضايل مرتبط نيز هموار مىكند. امام كاظم (ع) مىفرمايد:
گياه در دشت مىرويد، نه بر روى سنگ و اينچنين است حال حكمت كه در قلب متواضع بارور مىشود، نه در قلب متكبر؛ زيرا كه خداوند تواضع را ابزار عقل و تكبر را وسيله جهل و نادانى قرار داده است.[6]
[1]- ثمرة التواضع المحبه.( عبدالواحد تميميآمدي، غرر الحكم و درر الكلم، ح 5179.)
[2]- التواضع يكسبك السلامه.( ابوالفتح كراجكي، كنز الفوائد، ج 1، ص 320.)
[3]- پيامبر( ص) فرمود:« مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ الله.»( محمد بن يعقوب كليني، الكافي، ج 2، ص 122.)
[4]- التواضع يكسوك المهابه.( همان، ج 8، ص 23.)
[5]- التواضع ينشر الفضيله.( عبدالواحد تميميآمدي، غرر الحكم و درر الكلم، ح 5131.)
[6]- ان الزرع ينبت في السهل و لاينبت في الصفا فكذلك الحكمه تعمر في قلب المتواضع و لاتعمر في قلب المتكبر الجبار لان الله جعل التواضع آله العقل و جعل التكبر من آله الجهل.( حسن بن شعبه حرانى، تحف العقول، ص 396.)
بنابراين ثمراتى چون آرامش، اطمينان و محبوبيت- كه بر حكمت مترتب مىشود- از راه تواضع نيز نصيب انسان مىگردد.
راهكارها
يكى از مهمترين موانع تواضع در جامعه، هاله روانى نامناسب و تصور منفى از اين معناست. بسيارى از مردم تواضع را زبونى، فرومايگى و مانند آن معنا مىكنند كهاين امر دلايلى چند دارد:
1. مردم ديدهاند وقتي كسى تواضع بسيار دارد، از او سوءاستفاده مىشود.
2. كلمات قصار يا حكايتهايى شنيده يا خواندهاند كه در آنها ميان تواضع و مجازات و خوارى ارتباط برقرار شده و سپس مضامين آنها را پذيرفتهاند؛ مانند اين جمله كه «دلهاى متواضع جايگاه آرزوهاى حقير است.»
3. گاه بهخاطر فروتنى تحقير شدهاند، از اينرو گمان مىكنند تواضع، حقارت مىآورد.
4. حد و حدود عزت نفس و شجاعت و اعتمادبهنفس را در رفتارها يا در ذهنيت خودشان بسط بسيار دادهاند و به همينرو تواضع را با آن صفات برجسته در تضاد مىدانند.
5. بهاشتباه مىپندارند كسي كه فروتنى مىكند، درواقع از خود نقطهضعف نشان مىدهد.
6. گمان مىكنند تواضع و فقر و نادارى ناگزير به هم مربوطاند؛ درحالي كه دليل بسيارى از شكستهاى اقتصادى، تكبر است.
7. تصور مىكنند ميان تواضع و زندگى كسل كننده ارتباطى وجود دارد.
از اينرو، براى رسيدن به تواضع بايد اين پندارهاى منفى را از نظر دور داشت.
يكى از مهمترين موانع آراستگى به تواضع، مبتلا بودن به تكبر است. آنچه بايد همواره بدان توجه داشت، اين است كه آدمى تا اطمينان نيافته، نبايد خود را متواضع و مصون ازكبر بداند. نشانه اطمينانبخش آراستگى به تواضع اين است كه اعمال متواضعانه بدون سختى و بىتكلف از او صادر شود.[1]البته از اين سو بايد مراقب باشد كه از تواضع به دام تذلل نيز نيفتد.
[1]- ملااحمد نراقى، معراج السعاده، ص 206.
ج) تأدب به آداب اجتماعى
معمولًا پارهاى از جوانان از التزام به آداب اجتماعى طفره مىروند؛ چراكه گمان مىكنند اين التزام با آزادى عمل و خلاقيت انسان در تنافى است. اما بايد دانست تقيد به آداب اجتماعى، جلوه ظاهري يا صورت بيرونى اخلاق بهشمار مىرود. درواقع بهجهت تأثير متقابل ميان ظاهر و باطن،[1]آدابْ امتداد طبيعى اخلاق است. شايد از همينروست كه در نظام ارزشى اسلام بسيارى از آموزهها مربوط به آداب است. از اينرو بىگمان با تقيد به آداب و قالببندى رفتار، مسير تربيت كوتاه و هموار خواهد شد.[2]
پيامدها
رعايت آداب اجتماعى سبب ايجاد روابط پايدارتر، عميقتر، صميمىتر و مؤثرتر ميان افراد جامعه و بهطور كلى موجب رشد ارزشهاى انسانى مىگردد. بنابراين بدون ادب اجتماعى زمينه بسيارى از پيوندهاى اجتماعى برداشته خواهد شد.
همچنين تأدب به هريك از آداب، انسان را بهنوعى در نظر ديگران زيبا و آراسته مىكند؛ چنانكه امام على (ع) مىفرمايد:
آداب همانند لباسهايى فاخرند كه نوبه نو مىشوند.[3]
از سويى ديگر، رعايت آداب پسنديده فردى و اجتماعى سبب مىگردد فرد در نزد ديگران پرقدرتر شود و حتى مسئوليتهاى مهم بدو سپرده شود. اميرمؤمنان (ع) چنين فرمود:
انسان خالى از ادب و بازىگوش به رياست نمىرسد.[4]
همچنين از آنجا كه تأدب به آداب اجتماعى، پرجاذبه است، بستر خوبى براى الگوسازى عملى فراهم مىكند.
[1]- بنگريد به: خسرو باقرى، نگاهى دوباره به تربيت اسلامى، ص 22، 23، 69 و 77.
[2]- نقش ادب در تربيت چنان است كه از تربيت به تأديب ياد شده است.
[3]- الآداب حلل مجدده.( عبدالواحد تميمىآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح 5071.)
[4]- لايرأس من خلا عن الادب و صبا الى اللعب.( همان، ح 5069.)
راهكارها
يكى از موانع رعايت آداب اجتماعى، عدم درك كار كردهاى مثبت آن است. درواقع انسان با چيزي كه آن را بهدرستى نمىشناسد، مخالفت مىكند.[1]از اينرو مىبايد آداب اجتماعى را واكاوى كنيم تا آنها را بهنيكى بشناسيم.
از موانع ديگر تأدب به آداب اجتماعى، غيرمنطقى بودن برخى آداب است. اين مانع به ويژگى حقجويى و حقيقتطلبى انسان باز مىگردد كه تا درستى مطلبى برايش اثبات نگردد، آن را برنمىتابد. بنابراين با اصلاح برخى آداب، زمينه رعايت آنها نيز فراهم مىآيد.
پرسش
1. عدالت را تعريف و تحليل كنيد.
2. براى آراستگى به صفت عدالت از چه موانعى بايد عبور كنيم؟
3. رابطه ميان تواضع، تذلل و تكبر چيست؟
4. چند نمونه بارز ازرفتار متواضعانه در زندگى فردى و اجتماعى را نامبريد.
5. آداب اجتماعى چيست و چه رابطهاى با امور اخلاقى دارد؟
6. آداب اجتماعى چه آثارى دارد كه ما را به رعايت آنها ملزم مىكند؟
براى تأمل و پژوهش
1. ميان عدالت در اخلاق با عدالتي كه در فقه به عنوان شرط تصدى برخى مناصب شرعى مطرح است (مانند امامت جمعه و جماعت، قضاوت و ولايت فقيه)، چه ارتباطى وجود دارد؟
2. بهجز آنچه در درس گفته شد، عدالت در سطح فردى و اجتماعى با چه موانع ديگرى روبهروست؟
3. تفاوت «عزت نفس با تكبر» و «ذلت نفس با تواضع» را در مصاديق ملموس آن تحليل كنيد. چگونه مىتوانيم در زندگى، روش و منشى متواضعانه داشته باشيم، بىآنكه از احترام ما كاسته شود؟
[1]- اميرمؤمنان( ع) فرمود:« المرء عدوّ ما جهل؛ انسان دشمن چيزي است كه نميداند.»( همان، ح 1142.)
4. آيا ميان دينمدارى و عدالتورزى رابطهاى وجود دارد؟
5. چرا برخى به آداب اجتماعى اهميت نمىدهند، يا با آن مقابله مىكنند؟
6. در برخورد با آداب اجتماعى مرسوم اما نادرست، چه بايد كرد؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل پانزدهم: رابطه مطلوب با ديگران (اخلاق اجتماعى حداكثرى)