بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 229

بنابراين ثمراتى چون آرامش، اطمينان و محبوبيت- كه بر حكمت مترتب مى‌شود- از راه تواضع نيز نصيب انسان مى‌گردد.

راهكارها

يكى از مهم‌ترين موانع تواضع در جامعه، هاله روانى نامناسب و تصور منفى از اين معناست. بسيارى از مردم تواضع را زبونى، فرومايگى و مانند آن معنا مى‌كنند كهاين امر دلايلى چند دارد:

1. مردم ديده‌اند وقتي كسى تواضع بسيار دارد، از او سوءاستفاده مى‌شود.

2. كلمات قصار يا حكايت‌هايى شنيده يا خوانده‌اند كه در آنها ميان تواضع و مجازات و خوارى ارتباط برقرار شده و سپس مضامين آنها را پذيرفته‌اند؛ مانند اين جمله كه «دل‌هاى متواضع جايگاه آرزوهاى حقير است.»

3. گاه به‌خاطر فروتنى تحقير شده‌اند، از اين‌رو گمان مى‌كنند تواضع، حقارت مى‌آورد.

4. حد و حدود عزت نفس و شجاعت و اعتمادبه‌نفس را در رفتارها يا در ذهنيت خودشان بسط بسيار داده‌اند و به همين‌رو تواضع را با آن صفات برجسته در تضاد مى‌دانند.

5. به‌اشتباه مى‌پندارند كسي كه فروتنى مى‌كند، درواقع از خود نقطه‌ضعف نشان مى‌دهد.

6. گمان مى‌كنند تواضع و فقر و نادارى ناگزير به هم مربوطاند؛ درحالي كه دليل بسيارى از شكست‌هاى اقتصادى، تكبر است.

7. تصور مى‌كنند ميان تواضع و زندگى كسل كننده ارتباطى وجود دارد.

از اين‌رو، براى رسيدن به تواضع بايد اين پندارهاى منفى را از نظر دور داشت.

يكى از مهم‌ترين موانع آراستگى به تواضع، مبتلا بودن به تكبر است. آنچه بايد همواره بدان توجه داشت، اين است كه آدمى تا اطمينان نيافته، نبايد خود را متواضع و مصون ازكبر بداند. نشانه اطمينان‌بخش آراستگى به تواضع اين است كه اعمال متواضعانه بدون سختى و بى‌تكلف از او صادر شود.[1]البته از اين سو بايد مراقب باشد كه از تواضع به دام تذلل نيز نيفتد.

[1]- ملااحمد نراقى، معراج السعاده، ص 206.


صفحه 230

ج) تأدب به آداب اجتماعى‌

معمولًا پاره‌اى از جوانان از التزام به آداب اجتماعى طفره مى‌روند؛ چراكه گمان مى‌كنند اين التزام با آزادى عمل و خلاقيت انسان در تنافى است. اما بايد دانست تقيد به آداب اجتماعى، جلوه ظاهري يا صورت بيرونى اخلاق به‌شمار مى‌رود. درواقع به‌جهت تأثير متقابل ميان ظاهر و باطن،[1]آدابْ امتداد طبيعى اخلاق است. شايد از همين‌روست كه در نظام ارزشى اسلام بسيارى از آموزه‌ها مربوط به آداب است. از اين‌رو بى‌گمان با تقيد به آداب و قالب‌بندى رفتار، مسير تربيت كوتاه و هموار خواهد شد.[2]

پيامدها

رعايت آداب اجتماعى سبب ايجاد روابط پايدارتر، عميق‌تر، صميمى‌تر و مؤثرتر ميان افراد جامعه و به‌طور كلى موجب رشد ارزش‌هاى انسانى مى‌گردد. بنابراين بدون ادب اجتماعى زمينه بسيارى از پيوندهاى اجتماعى برداشته خواهد شد.

همچنين تأدب به هريك از آداب، انسان را به‌نوعى در نظر ديگران زيبا و آراسته مى‌كند؛ چنانكه امام على (ع) مى‌فرمايد:

آداب همانند لباس‌هايى فاخرند كه نوبه نو مى‌شوند.[3]

از سويى ديگر، رعايت آداب پسنديده فردى و اجتماعى سبب مى‌گردد فرد در نزد ديگران پرقدرتر شود و حتى مسئوليت‌هاى مهم بدو سپرده شود. اميرمؤمنان (ع) چنين فرمود:

انسان خالى از ادب و بازى‌گوش به رياست نمى‌رسد.[4]

همچنين از آنجا كه تأدب به آداب اجتماعى، پرجاذبه است، بستر خوبى براى الگوسازى عملى فراهم مى‌كند.

[1]- بنگريد به: خسرو باقرى، نگاهى دوباره به تربيت اسلامى، ص 22، 23، 69 و 77.

[2]- نقش ادب در تربيت چنان است كه از تربيت به تأديب ياد شده است.

[3]- الآداب حلل مجدده.( عبدالواحد تميمى‌آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح 5071.)

[4]- لايرأس من خلا عن الادب و صبا الى اللعب.( همان، ح 5069.)


صفحه 231

راهكارها

يكى از موانع رعايت آداب اجتماعى، عدم درك كار كردهاى مثبت آن است. درواقع انسان با چيزي كه آن را به‌درستى نمى‌شناسد، مخالفت مى‌كند.[1]از اين‌رو مى‌بايد آداب اجتماعى را واكاوى كنيم تا آنها را به‌نيكى بشناسيم.

از موانع ديگر تأدب به آداب اجتماعى، غيرمنطقى بودن برخى آداب است. اين مانع به ويژگى حق‌جويى و حقيقت‌طلبى انسان باز مى‌گردد كه تا درستى مطلبى برايش اثبات نگردد، آن را برنمى‌تابد. بنابراين با اصلاح برخى آداب، زمينه رعايت آنها نيز فراهم مى‌آيد.

پرسش‌

1. عدالت را تعريف و تحليل كنيد.

2. براى آراستگى به صفت عدالت از چه موانعى بايد عبور كنيم؟

3. رابطه ميان تواضع، تذلل و تكبر چيست؟

4. چند نمونه بارز ازرفتار متواضعانه در زندگى فردى و اجتماعى را نامبريد.

5. آداب اجتماعى چيست و چه رابطه‌اى با امور اخلاقى دارد؟

6. آداب اجتماعى چه آثارى دارد كه ما را به رعايت آنها ملزم مى‌كند؟

براى تأمل و پژوهش‌

1. ميان عدالت در اخلاق با عدالتي كه در فقه به عنوان شرط تصدى برخى مناصب شرعى مطرح است (مانند امامت جمعه و جماعت، قضاوت و ولايت فقيه)، چه ارتباطى وجود دارد؟

2. به‌جز آنچه در درس گفته شد، عدالت در سطح فردى و اجتماعى با چه موانع ديگرى‌ روبه‌روست؟

3. تفاوت «عزت نفس با تكبر» و «ذلت نفس با تواضع» را در مصاديق ملموس آن تحليل كنيد. چگونه مى‌توانيم در زندگى، روش و منشى متواضعانه داشته باشيم، بى‌آنكه از احترام ما كاسته شود؟

[1]- اميرمؤمنان( ع) فرمود:« المرء عدوّ ما جهل؛ انسان دشمن چيزي است كه نمي‌داند.»( همان، ح 1142.)


صفحه 232

4. آيا ميان دين‌مدارى و عدالت‌ورزى رابطه‌اى وجود دارد؟

5. چرا برخى به آداب اجتماعى اهميت نمى‌دهند، يا با آن مقابله مى‌كنند؟

6. در برخورد با آداب اجتماعى مرسوم اما نادرست، چه بايد كرد؟


صفحه 233

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 234

فصل پانزدهم: رابطه مطلوب با ديگران (اخلاق اجتماعى حداكثرى)


صفحه 235

اهداف‌

از دانشجو انتظار مى‌رود پس از فراگيرى اين فصل:

1. بتواند صورت آرمانى روابط اجتماعى ميان مؤمنان را تصور كند.

2. با معنا و منطق برادرى و ايثار در انديشه اسلامى آشنا شود و مصاديق آشكار و پنهان آن را دريابد و آثار فردى و اجتماعى آن را نيز تشخيص دهد.

3. از تأثيرات مهم اين آموزه‌ها در بهداشت روانى فرد و جامعه و همچنين از محروميت‌هايى كه درنتيجه بى‌توجهى به آن دامن‌گير همگان مى‌شود، آگاهى يابد.

4. بسترها و راهكارهاى آراستگى به اين ويژگى‌ها را بشناسد.

5. از روابط متقابل كفر و استكبار و ايمان و استكبارستيزى آگاهي يابد.

الف) برادرى (مؤاخات)

جامعه اسلامى براساس روابط دوستانه، خالصانه و محبت‌آميز بنا شده است. برادرى در فرهنگ اخلاقى اسلام، به احساس قرابت و رابطه قلبى نزديك ميان امت اسلامى اشاره دارد؛ بدين معنا كه افراد، جامعه‌اى را كه در آن زندگى مى‌كنند، از خود بدانند و با همگان احساس نزديكى و خويشاوندى كنند. قرآن كريم مؤمنان را برادران يكديگر خوانده است: «در حقيقت مؤمنان با هم برادرند.»[1]

مفهوم برادرى در تفكر اسلامى، هم در صحنه انديشه و هم در ساحت عمل همواره از

[1]-« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ.»( حجرات( 49): 10.)


صفحه 236

عوامل ايجاد جامعه سالم به‌شمار مى‌رفته است. در روايات ما حقوق بسيارى براى برادرى ذكر شده است؛ مانند برآوردن نيازها، پرهيز از ذكر عيب، بيان خوبى‌ها و محاسن، چشم‌پوشى از لغزش‌ها و نيز دعا در حق آنان. برادران دينى لزوماً از حيث دارايى، سن، جايگاه اجتماعى و حتى تقوا در يك سطح نيستند. بنابراين استاد و شاگرد، رئيس و مرئوس و مانند آن در جامعه اسلامى برادران يكديگرند.

برادرى در احساس و ابراز همدلى و همدردى و نيز در پشتيبانى عاطفى و فكرى تجلى مى‌يابد. البته اخلاقى عمل كردن كار دشوارى است؛ چراكه گاه برادران و دوستان خيانت مى‌ورزند و خطا مى‌كنند. اما به هر روى، كسي كه منش اخلاقى را در خود تثبيت و دشواري كنش اخلاقى را بر خود آسان و هموار كرده است، به مردم عشق مى‌ورزد و حتى اگر از آنها آزرده شود، كينه‌اى به دل نمى‌گيرد.

در منابع اسلامى به دوستى و برادرى، تأكيد بسيار رفته است؛ چنانكه امام صادق (ع) به ياران خويش مى‌فرمود:

از خدا بترسيد و با يكديگر برادرانى نيكوكار و دوست‌دار در راه خدا باشيد [و] با هم در ارتباط و مهربان باشيد [و] به ديدن يكديگر برويد.[1]

البته ناگفته نماند اسلام طرفدار دوستى بى‌قاعده و محبت مطلق نيست و مهرورزى را ارزشى مستقل نمى‌داند، از اين‌رو براى دوستى و برادرى، حد و اندازه قرار داده و افراد شايسته محبت را معرفى نموده است. اميرمؤمنان (ع) يكى از صفات برجسته متقين را فضيلت‌مدارى و خدامحورى در روابط انسانى مى‌داند:

دورى انسان باتقوا از ديگران به‌جهت زهد و پاكى است و نزديكى‌اش از روى نرمى و رحمت. [او] از روي كبر و بزرگى، از مردم دورى نمى‌كند و با حيله و فريب‌كارى به كسى نزديك نمى‌شود.[2]

[1]( 1) اتقوا الله و كونوا إخوانا بررة متحابين فى الله متواصلين متراحمين تزاوروا.( محمد بن على بن بابويه‌قمى، مصادقه الاخوان، ص 34.)

[2]- نهج‌البلاغه، خطبه 193.