همين اصول و قواعد را بهكار مىگيرند؛ بدين معنا كه با وسوسه (دامن زدن به آگاهىهاى پست)، ذهن و دل و اراده ما را به امور بىفايده يا مضر متمايل مىكنند. براى مثال، توزيع مواد مخدر يا تصاوير مستهجن در جامعه ابتدا سبب تحريك لذت و خوشايندى افراد مىشود و سپس آگاهى برجسته شكل مىگيرد كه درنتيجه ميل و علاقه و درپى آن حركت و اراده ايجاد مىگردد.
پرسش
1. با وجود توصيه بزرگان به عمل بر مدار يقين، با ابهاماتيكه ما را احاطه كرده، چگونه مىتوان حركت كرد؟
2. براساس آيات و روايات نتيجه عمل به دانستههايمان چيست؟
3. تحليل كنيد چگونه عمل برخلاف دانستهها موجب ترديد و از دست دادن معلومات مىشود؟
4. با وجود محدوديتهاى فراوان، محدوده مسئوليت ما چگونه مشخص مىشود؟
5. شناخت چگونه و با طى چه مراحلى به اراده تبديل مىشود؟
6. راه تقويت ميل براى منتهى شدن به عمل چيست؟
به چه سخنى موعظه گفته مىشود؟ موعظه چگونه موجب افزايش اراده مىگردد؟
8. چرا افراط در لذات دنيوى، اراده را ضعيف مىكند؟
9. ايمان چيست و چگونه مىتوان درجه ايمان خود را سنجيد؟
10. چگونه مىتوان دايره اختيارات خود را افزايش داد؟
براى تأمل و پژوهش
1. بررسى نماييد آيا بين مقدرات يكساله ما كه در شب قدر مشخص مىشود و ميزان قدرت و محدوديت هاى مان رابطهاى وجود دارد؟ چه كارهايى موجب تغيير شرايط
محيطى به نفع ما و در راستاى اهداف خير مىشود؟
2. با وجود باور به درستى يك عمل يا بدى و عواقب زيانبار يك معصيت، چه چيزى موجب مىشود هنگام عمل سستى بورزيم؟ هواى نفس ما چگونه بر باورهاى ما چيره مىشود؟ براى مثال، هنگام استفاده از اينترنت چه مىشود كه گاه برخلاف دانستههاى خود عمل مىكنيم؟
3. اثر تجربه كار حرام را در تقويت يا تضعيف گرايشهاى مختلف انسان بررسى نماييد.
فصل پنجم: برخوردارىهاى شخصيت كامل اخلاقى
اهداف
از دانشجو انتظار مىرود پس از فراگيرى اين فصل:
1. بتواند نتايج كلى جارى شدن كامل اخلاق در زندگى افراد را برشمرد.
2. با كاركردهاى اخلاق اجتماعى در بهدستآوردن نتايج مورد نظر در زندگى آشنا شود.
3. رابطه قرب با دستيابى به سعادت را دريابد.
4. بتواند نقش اخلاق را در رسيدن به موفقيت و كسب لذت تبيين كند.
5. با راه رسيدن به آرامش و شادمانى در پرتو اخلاق آشنا شود.
اخلاق اسلامى اصالتاً درپى تحول معنوى انسان و تبديل او به انسان كامل است. دغدغه انسان اخلاقى، قرب به خدا و رسيدن به مقام نمايندگى او در زمين است، از اينرو هرگز وجود خود را به كمتر از آن نمىفروشد.
بدانيد كه براى جان شما بهايى جز بهشت نيست؛ پس آن را به كمتر از بهشت مفروشيد.[1]
اما بىشك راه رسيدن به اين منزلت از دنيا مىگذرد و توجه به دنيا و برخوردارىهاى دنيوى نيز در مسير آخرت قرار دارد.
و با آنچه خدايت داده، سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن.[2]
اخلاق اسلامى همانگونه كه تأمينكننده سعادت اخروى انسانهاست، در سعادت دنيوى آنان و بهْسازى جامعه انسانى نقش بىبديلى دارد. در اين فصل و فصول ديگر به بهرههاى دنيوى اخلاق اسلامى خواهيم پرداخت.
اخلاق اسلامى ارزشهاى رفتارى و روحى خاصى بهدست مىدهد كه با آنها، انسان اخلاقى فرصتها را برايكامجويى، خودمحورى و لذت طلبى فرو مىنهد، اما در مقابل برخوردارى هايى مىيابد كه زندگى او را گوارا و ارزشمند مىسازد. دانستن اين برخوردارىها كه در هر سه حوزه رابطه با خود (اخلاق فردى)، رابطه با خدا (اخلاق بندگى) و رابطه با ديگران (اخلاق اجتماعى) بهدست مىآيد، آدمى را براى درك عميق و دقيق اخلاق و گرايش به اخلاقى زيستن يارى مىرساند؛ بهويژه آنكه در حوزه ارتباط با خدا بهره دنيوى اخلاق بسيار مغتنم است.
در اثناى سالهاى 1987 و 1989 يك گروه پژوهشى رابطه بين استفاده از دين (به عنوان رفتار مقابلهكننده) و افسردگى را در يك نمونه تقريباً 1000 نفرى از بيمارانِ بستريشده، مورد بررسى قرار داد. اين بيماران پس از آن براى خدمات پزشكى در بيمارستانى در دارام (واقع در شمال كارولينا) پذيرش شدند. درجه افسردگى به طرق مختلف اندازهگيرى شد.
آنگاه مردمي كه از دين به عنوان يك رفتار مقابلهاى استفاده كردند، با آنها كه مىگفتند از راههاى ديگر به مقابله برخاستند (مانند خود را مشغول داشتن، ملاقات دوستان و بستگان و ...)، مقايسه شدند. بيماراني كه وابستگى عميقى نسبت به عقيده ديني شان داشتند، بهطور قابل ملاحظهاى كمتر از آنهايي كه چنين نبودند، افسرده بودند. سپس وضعيت 202 بيمار در مدت ميانگين ششماه بعد از ترخيص از بيمارستان، پىگيرى شد .... ميزان وابستگى بيماران به ايمان دينى تنها عاملى بود كه بهطور چشم گيرى سلامت روان بهترى را براى ششماه آينده پيشبينى مىكرد.
همچنين در اواخر دهه 1980 يك گروه پژوهشى مطالعهاى را روى 4000 نفر در مركز كاروليناى شمالى انجام داد كه مؤسسه ملى سالمندان آن را حمايت مىكرد تا مشخص شود آيا آنها كه از لحاظ دينى فعالاند، از اشخاص غيرمذهبى افسردهترند يا نه. همچنان احتمال افسردگى آنان كه لااقل هفتهاى يكبار به كليسا مىرفتند، نصف آنهايى بود كه كمتر به كليسا مراجعه مىكردند. اين پژوهش نتايج حاصل از مطالعه گذشته مؤسسه ملى بهداشتروان روى 2969 نفر را تكرار مىكرد؛ مطالعهاى كه درجه كمترى از افسردگى را در شركتكنندگان دائمى در كليسا نشان مىداد.پژوهشگران
[1]- إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبيعُوهَا إِلَّا بهَا.( نهجالبلاغه، حكمت 456.)
[2]-« وَابْتَغِ فِيمَا آتَاك اللهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَك مِنْ الدُّنْيَا.»( قصص( 28): 77.)
در نواحى مختلف آمريكا و كانادا نيز نتايج مشابهى را در رابطه بين دين و سلامت روان گزارش دادهاند.
مطالعات نشان داده كه ازدواجهاى بين افراد متدين، رضايتبخشتر است و كمتر در معرض طلاق قرار مىگيرد. وقتي كه اعضاى خانواده، بيمار يا مصيبتزده مىشوند، اعضاى ديگر خانواده از آنان حمايت عاطفى و مراقبت دارند. خانوادههاى متدين ارزشهاى دينى را به فرزندان تلقين مىكنند و بر تعهدات و رشد شخصيت- از جمله احترام به والدين- تأكيد مىنمايند. اين ارزشها علاقه فرزندان را به كمك كردن به والدين سالمند يا خواهر و برادر خود افزايش مىدهد. معنويت و عقايد دينى مشوق يك عشق سالم و متوازن به خدا، خود و ديگران است.[1]
الف) آرامش
آرامش نقطه مقابل اضطراب و پريشانى و به معناى رهايى از هراس و نگرانى و برخوردارى از احساس امنيت است. آرامش دو صورت دارد: يكى مذموم و ديگرى ممدوح. آرامش مذموم حاصل اطمينان به امورى ناپايدار است كه خيلى زود زوال مىيابد و جاى خود را به پريشانى و ناامنى مىدهد. اما آرامش ممدوح آراميدگى بىكرانى است كه با آراستگى به اخلاق نيكو و پيوند با سرچشمه خوبىها بهدست مىآيد. از اينرو بايد بدانيم چگونه اخلاق درپى آورنده آرامش است.
كسي كه در مكتب ايمان پرورش يافته، از ناملايمات زندگى، آشفته احوال و پريشان نمىگردد، بلكه همه آفرينش را تحت اختيار خدا مىبيند و همه ناگوارىها را بسته به تدبير و اراده او مىشناسد و چون حكيم داناى توانا اينگونه خواسته، او نيز راضى است. كودكي كه پدر و مادر خود را در برنامهريزى و تصميمگيرى آگاه و بصير يافته باشد، هيچگاه از آنان ناخرسند و گلايهمند نيست. به همينسان، كسي كه خدا را كارگردان هستى مىشناسد، هيچگاه بدو اعتراض نمىكند.[2]انسان مؤمن همه آفرينش را از آن جهت كه فعل خداست، زيبا مىبيند و در همه احوال آسوده و آرام است. زينب كبرى (س) پس از حادثه خونبار كربلا
[1]- بنگريد به: هارولدجورج كونيگ، آيا دين براى سلامتى شما سودمند است؟، ص 90- 67.
[2]- تسبيح پروردگار نيز به همين معناست؛ يعنى خدا را از هر عيب و ايراد و انتقاد و كاستى پاك دانستن و اعتراضى بدو نداشتن.
فرمود: «ما رأيت الا جميلا؛ من جز زيبايى چيزى نديدم.»
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقى است
به ارادت بكشم درد كه درمان هم از اوست
دل نگرانى، اضطراب و هراس عواملى دارد كه يكى از آنها فزونخواهى و زيادتطلبى است. از آنجا كه قطرهچكان دنيا هرگز ظرف بزرگ جان انسان را پر نمىكند، او همواره احساس ناكامى و محروميت دارد. انسان مؤمن با درك اين موضوع، از دنيا انتظار بهرهدهي كامل ندارد، از اينرو هيچگاه در ناكامىها غافلگير نمىشود. تعارض خواستههاى ناهمسوى انسان نيز او را به پراكندگى و آشفتگى مىكشاند. انسان اخلاقى با مهار افزونخواهىها و تدبير قواى مختلف خود تحت اراده عقل، اعمال و خواستههايش را همجهت مىكند.[1]وقتى نيروى عقل، ميان قواى شهوت و غضب و وهم اعتدال را برقرار سازد، آرامش و سكون بر مملكت جان سايه مىگسترد و درون انسان از غوغا و تنازع آسوده مىگردد.
عمل به موازين اخلاقى غبارهاى نفسانى دل را فرومىشويد و جان را جلا مىبخشد. بسيارياز نگرانىهاى ما از اينروست كه مبادا آنچه دوست داريم، از دست بدهيم و يا آنچه تمنايش را در دل مىپروريم، بهدست نياوريم. اخلاق اسلامى از آن جهت كه موجب كاهش دلبستگىهاى دنيايى مىشود، اضطرابها و نگرانىها را از ميان مىبرد و آرامش را به جاى آن مىنشاند.
افزون بر اين، يكى از منابع آرامش نيز حمايت و همراهى خداست كه از همه حمايتها سودمندتر و آرامشبخشتر است؛ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد:
اوست آنكس كه در دلهاى مؤمنان آرامش را فروفرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند، وسپاهيان آسمانها و زمين از آنِ خداست و خدا همواره داناى سنجيدهكار است.[2]
[1]- حتى يكون اعمالى و اورادى وردا واحدا و حالى فى خدمتك سرمدا.( على بن موسى بن طاوس، اقبال الاعمال، دعاى كميل، ص 709.)
[2]-« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكانَ اللهُ عَلِيمًا حَكيمًا.»( فتح( 48): 4.)