بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 106

قيام به خدمت خداوند سبحان، حق خدمت را به جا نياورده پس با اين هيأت به خدا پناهنده مى‌شود و از او پوزش مى‌طلبد و از آداب ركوع اين است كه انسان پشت خود را مستوى نگه دارد، و گردن خود را كشيده دارد، كنايه از آن كه آمادگى دارد در راه ايمان به خدا و اجراى فرامين او گردنش را بزنند.
7- سجود: در اين حال هفت موضع از بدن، از جمله پيشانى خود را بر زمين مى‌گذارد و اين نشانه تذلّل و خاكسارى در برابر خداوند و عالى‌ترين درجه عبوديّت است.
در ركوع و سجود انسان بايد به تسبيح خداوند بپردازد. به‌اين معنا كه با گفتن ذكر شريف «سبحان اللَّه» يا نظاير آن «1» ذات پاك خداوند را از هر عيب و نقص منزّه و مقدّس شمارد. «سبحان اللَّه» با همه اختصار و كوتاهى كه دارد، بيانگر مفاهيم بلند اعتقادى و ارزشى است. تسبيح خداوند زيربناى تمام عقايد و تفكّرات اسلامى و تعيين كننده چگونگى ارتباط انسان با خداست. با اين توضيح كه:
- در تسبيح خداوند، توحيد هست، زيرا خداوند از شرك و شريك منزّه است.
- در تسبيح خداوند، اعتقاد به عدل الهى نهفته است، زيرا خداوند از ظلم و ستم منزه است.
- در تسبيح خداوند، نبوّت و امامت مستتر است، زيرا خداوند منزّه است از اين كه بشر را بيافريند و او را بدون راهنما رها كند.
- در تسبيح خداوند اعتقاد به معاد هست، زيرا نبودن معاد مستلزم اين است كه آفرينش جهان و انسان بيهوده باشد و خداوند منزّه است از اين كه كار عبث و بيهوده انجام دهد.
در شكل دادن روابط انسان با خدا نيز تسبيح نقش عمده‌اى دارد، زيرا انسان وقتى خدا را از هر عيب و نقص، منزّه بداند به او عشق مى‌ورزد، او را مى‌پرستد، او را مى‌ستايد، فرامينش را گردن مى‌نهد، به مشيّت او راضى مى‌شود، بر او توكّل مى‌كند، از معصيتش پرهيز مى‌كند، در جلب رضايتش مى‌كوشد، به بندگانش خدمت مى‌كند و سرانجام به خاطر همين محتواى عظيم نهفته در تسبيح است كه خداوند متعال در قرآن كريم به كرّات و بيش از هر چيز پيامبرش را به آن سفارش مى‌كند «2» و همه‌


صفحه 107

موجودات آسمان و زمين را نيز تسبيح‌گوى خداوند مى‌داند. «1» وقتى از امير مؤمنان على عليه السلام معناى «سُبْحانَ اللَّهِ» را پرسيدند فرمود:
«هُوَ تَعْظيمُ جَلالِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَنْزيهُهُ عَمَّا قالَ فيهِ كُلُّ مُشْرِكٍ فَاذا قالَهَا الْعَبْدُ صَلَّى عَلَيْهِ كُلُّ مَلَكٍ» «2» آن، بزرگ دانستن جلال خداوند است و منزّه دانستن او از آنچه هر مشركى درباره خدا مى‌گويد. پس هرگاه بنده‌اى آن را بگويد هر فرشته‌اى بر او درود فرستد.
و نيز از مهمترين آداب سجود آن است كه انسان سجده خود را طولانى كند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله رعايت اين ادب را شرط محشور شدن با خود دانسته مى‌فرمايد:
«اذا ارَدْتَ ان يَحْشُرَكَ اللَّهُ مَعى‌ فَاطِلِ السُّجُودَ بَيْنَ يَدَىِ اللَّهِ» «3» هرگاه خواستى كه خداوند- در قيامت- با من محشورت كند، سجده‌ات را در پيشگاه خداوند طولانى كن.
8- تشهّد: در تشهّد بار ديگر به وحدانيّت خداوند، نفى هرگونه شريك از او و نيز عبوديّت و رسالت نبى‌اكرم صلى الله عليه و آله گواهى مى‌دهيم و بر آن حضرت و خاندان پاكش درود مى‌فرستيم. امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
«التَّشَهُّدُ ثَناءٌ عَلَى اللَّهِ تَعالى‌، فَكُنْ عَبْداً لَهُ فِى السِّرِّ، خاضِعاً لَهُ فِى الْفِعْلِ، كَما انَّكَ عَبْدٌ لَه بِالْقَوْلِ وَالدَّعْوى‌ «4» ...» تشهّد ستايش خداوند متعال است. پس تو همان‌گونه كه به زبان و گفتار ادّعاى بندگى او را دارى، در ضمير باطن نيز بايد بنده او بوده و در عمل هم در برابرش خاضع باشى.



صفحه 108

9- سلام: از آنجا كه نماز معراج مؤمن است، اتمام نماز به منزله بازگشت از اين سفر روحانى است و چون نمازگزار آهنگ بازگشت مى‌كند، سه سلام مى‌دهد. به اين ترتيب كه اوّل به منظور قدرشناسى از زحماتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در راه هدايت انسان‌ها متحمّل شده به ايشان سلام مى‌دهد. اين سلام با رحمت و بركات خداوند نيز همراه است. آنگاه بر خود و بندگان شايسته خداوند و سپس بر همه فرشتگان و مؤمنان سلام مى‌كند. امام خمينى قدس سره درباره ادب سلام مى‌فرمايد:
كسى كه در نماز غايب از خلق نبوده و مسافر الى اللَّه نشده، براى او سلام، حقيقت ندارد و جز لقلقه لسان نيست. پس ادب قلبى سلام، به ادب جميع صلاة است. و اگر در اين نماز كه حقيقت معراج است، عروجى حاصل نشده و از بيت نفس خارج نشده، سلام بر او نيست. و نيز در اين سفر اگر سلامت از تصرّفات شيطان و نفس امّاره بود، و در تمام اين معراج حقيقى، قلب را علّتى نبود، سلام او حقيقت دارد «والَّا لا سَلامَ لَهُ» «1» د- تعقيبات نماز عشق و ارادت به خداوند و نيز ادب بندگى ايجاب مى‌كند كه انسان، با سلام نماز به ديدار خود با خداوند پايان ندهد، بلكه به مقتضاى حال، مقدارى به ذكر و دعا و نمازهاى مستحبّى بپردازد و بدين وسيله با خداى خويش خلوت كند و با او به راز و نياز بگذراند و از همنشينى با او بهره‌مند شود. چرا كه او خود فرموده است:
«انّى‌ حَبيبٌ لِمَنْ احَبَّنى‌ وَ جَليسٌ لِمَنْ جالَسَنى‌» «2» من دوستدار كسى هستم كه مرا دوست بدارد و همنشين كسى هستم كه با من همنشينى كند.
عباداتى را كه انسان با چنين نيّتى در پى نمازهاى واجب انجام مى‌دهد، تعقيبات نماز گويند. مهمترين تعقيباتى كه در اخبار به آن سفارش شده عبارتند از:
1- تكبيرهاى سه‌گانه، پس از سلام مستحبّ است انسان سه بار تكبير بگويد و با هر


صفحه 109

تكبير دست‌ها را تا بناگوش بالا بياورد.
2- تسبيحات صدّيقه طاهره عليها السلام، و آن عبارت است از گفتن سى و چهار مرتبه «اللَّهُ اكْبَرُ» و سى و سه مرتبه «الْحَمْدُ لِلَّهِ» و سى و سه مرتبه «سُبْحانَ‌اللَّه». امام صادق عليه السلام اين تسبيحات را افضل تعقيبات نماز و بهتراز هزار ركعت نماز مستحبّى دانسته «1» ومى‌فرمايد:
«فَوَاللَّهِ لَوْ كانَ شَىْ‌ءٌ افْضَلَ مِنْهُ لَعَلَّمَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله ايَّاها» «2» به‌خدا سوگند! اگر چيزى بهتر از اين تسبيح بود، رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را به او- حضرت زهرا عليها السلام- مى‌آموخت.
3- سجده شكر، و آن سپاسگزارى از خداوند است بر اين كه به انسان توفيق اقامه نماز را عنايت فرموده است. از حضرت صاحب‌الامر عليه السلام درباره اهميّت سجده شكر چنين نقل شده:
«سَجْدَةُ الشُّكْرِ مِنْ الْزَمِ السُّنَنِ وَ اوْجَبِها» «3» سجده شكر از لازم‌ترين و واجب‌ترين سنت‌هاست.
و تعقيبات نماز فراوان است. به‌دليل رعايت اختصار به همين اندازه بسنده مى‌كنيم. «4»


صفحه 110

پرسش‌ 1- مقارنات نماز يعنى چه؟
2- اذان چيست و چه حقايقى را در بر دارد؟
3- تسبيح خداوند زيربناى عقايد اسلامى است، يعنى چه؟
4- امام خمينى قدس سره درباره ادب سلام چه فرموده است؟
5- سه مورد از تعقيبات نماز را نام ببريد.



صفحه 111

درس سيزدهم: آثار نماز و عواقب ترك آن‌ دستورات خداوند، همواره با مصلحتى همراه است، زيرا خداوند حكيم و مهربان هيچ دستورى را بدون حكمت و مصلحت صادر نمى‌كند و از آنچه به آن دستور مى‌دهد منفعتى براى خود در نظر ندارد. نماز نيز كه يكى از مهمترين و دائمى‌ترين فرمان‌هاى الهى است از اين قاعده كلّى مستثنا نيست.
نماز دستورى همگانى و هميشگى است. به اين معنا كه همه بندگان عاقل و بالغ خداوند موظفند نماز را در همه عمر و در هر شرايطى به جا آورند. «1» و به همان اندازه كه حكم برپايى نماز گسترده است آثار و بركات فراوان و گسترده‌اى نيز دارد؛ همان‌طور كه به جا نياوردن آن نيز عواقب گوناگونى در پى دارد.
در اين درس به اختصار به برخى از آثار نماز و عواقب ترك آن اشاره مى‌كنيم.
الف- آثار نماز 1- جلوگيرى از گناه و فحشا جنبه بازدارندگى نماز از فحشا و منكر يكى از آثار ارزشمند اين فريضه بزرگ الهى است. نماز از آن جهت كه موجب توجّه انسان به خدا و ارتباط با او مى‌شود و در شبانه‌روز حداقل پنج بار تكرار مى‌گردد، انسان را از فحشا و منكر باز مى‌دارد، زيرا نمازگزار براى نزديكتر شدن به خداوند، همواره بر تلاش خود در جهت انجام كارهاى نيك و كسب اخلاق حسنه مى‌افزايد. قرآن كريم اين‌ اخلاق عبادى(ج‌2) 116 الف - آثار نماز ص : 111 حقيقت مسلّم را اين‌گونه بيان مى‌دارد:



صفحه 112

«أَقِمِ الصَّلوةَ إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ» «1» نماز را بر پا دارد! كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مى‌دارد.
چند تن از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله به حضور آن حضرت رسيدند و درباره يكى از مسلمانان كه هميشه پشت سر پيامبر نماز جماعت مى‌خواند، ولى گاهى مرتكب گناه مى‌شد، گفتگو كردند. حضرت به آنها فرمود:
«إِنَّ صَلاتَهُ تَنْهاهُ يَوْماً ما» «2» (نگران نباشيد!) سرانجام، نمازش او را از گناه باز مى‌دارد.
طولى نكشيد كه آن شخص گناه را ترك كرد و توبه نمود. «3» 2- بهداشت تن و روان‌ نمازگزاران همواره از صفاى ظاهرى و باطنى ويژه‌اى برخوردارند؛ صفايى كه بى‌نمازان فاقد آنند. آنان، هم از بهداشت جسمى بهره‌مند هستند و هم روانى سالم و پاك دارند.
نمازگزار از سويى بايد قبل از شروع نماز، بدن و لباس خود را از هرگونه آلودگى پاك كند و اين دقّتِ هميشگى به خودى خود بهداشت و پاكيزگى محيط زندگى انسان را در پى دارد. از سوى ديگر براى به‌دست آوردن طهارت باطنى بايد روزى چند بار وضو بگيرد و در مواردى غسل يا تيمّم كند كه آثار بهداشتى اين اعمال نيز بر كسى پوشيده نيست.
علاوه بر اينها در برخى از سخنان معصومين عليهم السلام براى برخى از نمازها اثر مستقيم بهداشتى عنوان شده است. به عنوان مثال حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:
«قِيامُ اللَّيْلِ مَصَحَّةٌ لِلْبَدَنِ» «4» برخاستن شب (براى نماز) موجب سلامتى جسم است.



صفحه 113

همچنين نماز، انسان را به خدا نزديك مى‌كند و نزديك شدن انسان به خدا موجب مى‌شود كه انسان بكوشد تا خداگونه شود؛ به اين معنا كه همان‌گونه كه خداوند از هر عيب و رذيلتى پاك و منزّه است او نيز روان خويش را از رذايل و آلودگى‌ها بپيرايد.
به‌عبارت ديگر يكى‌از علل تشريع نماز «ياد خدا» است. چنان‌كه درقرآن كريم آمده‌است:
«اقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى‌» «1» براى ياد من نماز را بر پا دار! و ياد خدا هم منشأ آرامش دل و امنيّت روانى است. همان‌طور كه قرآن مى‌فرمايد:
«الا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «2» آگاه باشيد كه دلها با ياد خدا آرام مى‌گيرد.
از كنار هم گذاردن دو آيه فوق به روشنى مى‌توان دريافت كه تأثير نماز در بهداشت روانى نمازگزاران قطعى است و آرامش و امنيّت نسبى بيشترى كه امروزه در جوامع اسلامى حكم فرماست، شاهد زنده‌اى بر اين مدّعاست. حضرت امام خمينى قدس سره در اين باره مى‌فرمايد:
شما پرونده‌هايى كه در دادگسترى‌ها، در جاهاى ديگر، دادگاه‌هاست برويد ببينيد! از نمازخوان‌ها ببينيد پرونده هست آنجا؟ از بى‌نمازها پرونده هست، هر چه پرونده پيدا كنيد پرونده بى‌نمازها هست» «3» 3- استقامت يافتن در برابر مشكلات‌ يكى ديگر از آثارى كه در سايه نماز، نصيب نمازگزار مى‌شود، افزايش قدرت معنوى و نيروى پايدارى او در رويارويى با مشكلات و سختى‌هاست. شخص بى‌نماز به موجود بى‌پناهى مى‌ماند كه در برخورد با حوادث و دشوارى‌هاى زندگى ناتوان است و چون با