بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 114

سرچشمه علم، قدرت و حيات مرتبط نيست در اوّلين هجوم امواج بلا و مصيبت به زانو درمى‌آيد و شكست مى‌خورد.
ليكن نماز اگر درست، با توجّه و حضور قلب انجام شود، انسان را با مبدأ و منبع همه كمالات و خوبى‌ها مرتبط مى‌سازد و در او قدرتى ايجاد مى‌كند كه در هيچ شرايطى در خود احساس يأس و شكست نمى‌كند. قرآن كريم با صراحت مؤمنان را به كمك گرفتن از نماز در هنگام مواجه شدن با سختى‌ها دعوت مى‌كند و مى‌فرمايد:
«يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلوةِ» «1» اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از شكيبايى و نماز كمك بجوييد.
4- استجابت دعا اقامه نماز پيوند مودّت بين عابد و معبود را تحكيم مى‌بخشد و براى نمازگزار در پيشگاه خداوند اعتبار و منزلتى ايجاد مى‌كند كه سبب مى‌شود خداوند به خواسته‌هاى او بيشتر عنايت كند و حوائجى را كه در قالب دعا به پيشگاهش عرضه مى‌دارد، بسرعت برآورده سازد. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى‌فرمايد:
«مَنْ ادّى‌ فَريضَةً فَلَهُ عِنْدَاللَّهِ دَعْوَةٌ مُسْتَجابَةٌ» «2» هركس نماز واجبى را ادا كند، نزد خدا يك دعاى مستجاب دارد.
از اين رو در سيره معصومين عليهم السلام نمونه‌هاى فراوانى به چشم مى‌خورد كه هرگاه آن بزرگواران با مشكلى مواجه مى‌شدند، به جاى آنكه نياز خود را نزد بندگان ناتوان مطرح كنند، دو ركعت نماز مى‌خواندند و درخواست خود را با خداى خويش در ميان مى‌گذاشتند. آنان همين روش را به پيروان خويش نيز توصيه مى‌فرمودند.
به عنوان نمونه امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:



صفحه 115

«اذا ارَدْتَ حاجَةً فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سَلْ تُعْطَهُ» «1» هرگاه حاجتى داشتى، دو ركعت نماز بخوان و بر محمد و آل او درود فرست و سپس از خداوند [خواسته‌ات را] بخواه كه به تو عطا مى‌شود.
5- تأخير عذاب از جامعه‌ حرمت و محبوبيّت نمازگزار در پيشگاه خداوند موجب مى‌شود كه خداوند به احترام او خشم خويش را از ديگران بردارد و عذاب آنان را به تأخير اندازد، گرچه تأخير عذاب به‌معناى چشم‌پوشى كامل از عقوبت خطاكاران نيست و چه‌بسا آنان، سرانجام دير يا زود گرفتار عقوبت الهى شوند، ليكن تأخير در نزول عذاب كه به بركت نمازِ نمازگزاران صورت مى‌گيرد اين حُسن را دارد كه مى‌تواند فرصتى براى جبران خطاهاى گذشته و بازگشت آنان به درگاه الهى محسوب شود.
حضرت على عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
گاهى خداوند اراده مى‌كند كه مردمى را به خاطر گناهانشان طورى عذاب كند كه احدى از آنان باقى نماند، ولى در آن ميان نمازگزار پيرى را كه با قدمهاى لرزان به جايگاه نماز مى‌رود و كودكانى را كه در حال تعليم قرآن هستند مى‌بيند از عذاب آنها چشم‌پوشى كرده آن را به تأخير مى‌اندازد. «2» 6- رحمت و مغفرت الهى‌ بيشترين آثار عبادات بويژه نماز در آخرت تجلّى مى‌يابد و يكى از مهمترين آثار نماز شمول رحمت و غفران الهى است. گرچه اين اثر ارزنده در دنيا هم ظاهر مى‌شود، ولى زمينه ظهور و بروز آن در آخرت بيشتر است و نمازگزاران مؤمن در سايه امن لطف و رحمت الهى قرار مى‌گيرند و از هول و هراس مواقف دشوار قيامت در امان مى‌مانند در نتيجه ارزش نمازشان آشكارتر مى‌شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله شمول رحمت الهى بر نمازگزار را اين‌گونه توصيف فرموده:



صفحه 116

از آن هنگام كه مؤمنى به نماز مى‌ايستد تا آنگاه كه نمازش را به پايان مى‌برد خداى متعال [از روى لطف و رحمت‌] به او نظر مى‌كند و رحمت خداوند از بالاى سرش تا افق آسمان بر او سايه مى‌افكند و فرشتگان اطراف او را تا افق آسمان در برمى‌گيرند. «1» همچنين نماز صحيح و با توجّه، موجب آمرزش لغزش‌هاى گذشته مى‌شود و در نتيجه از گرفتار شدن در عذاب دوزخ جلوگيرى مى‌كند. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره نيز مى‌فرمايد:
«لَنْ يَلِجَ النَّارَ احَدٌ يُصَلّى‌ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها» «2» كسى كه قبل از طلوع و غروب آفتاب نماز مى‌گزارد، داخل آتش نمى‌شود.
7- راهيابى به عالم ملكوت‌ نماز برگ عبورى است در دست نمازگزار كه او را از زندان تاريك مادّيت بيرون مى‌آورد و تا اوج آسمان كمال و عالم ملكوت مى‌رساند. پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله در اين باره مى‌فرمايد:
«وقتى بنده مؤمن براى نماز به پا مى‌خيزد، درهاى بهشت برايش گشوده مى‌شود و پرده‌هاى بين او و خداى متعال كنار مى‌رود و همسران بهشتى به استقبال او مى‌آيند. «3» همچنين نماز موجب تقرّب انسانهاى باتقوا به خداوند بزرگ است. چنان‌كه حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:
«الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقِىٍّ» «4» نماز هر تقوا پيشه‌اى را [به خداوند] نز اخلاق عبادى(ج‌2) 122 فلسفه نوافل ص : 121 ديك مى‌كند.
امام صادق عليه السلام نيز در اين باره مى‌فرمايد:



صفحه 117

«ما تَقَرَّبَ الْعَبْدَ الَى اللَّهِ تَعالى‌ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ شَىْ‌ءٌ افْضَلُ مِنَ الصَّلاةِ» «1» پس از خداشناسى هيچ عاملى بهتر از نماز انسان را به خدا نزديك نمى‌كند.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامى، حضرت آيت‌اللّه‌خامنه‌اى «دام‌ظلّه» نيز در بخشى از پيام خود به همايش نماز مى‌فرمايد:
«هيچ وسيله‌اى محكم‌تر و دائمى‌تر از نماز براى ارتباط ميان انسان با خدا نيست.» «2» 8- ورود به بهشت‌ بهشت مأمن دوستان خدا و جاودانه‌ترين محلّ تجمّع سرسپردگان راه اوست و آنانند كه بايد براى هميشه در جوار رحمت او به‌سر برند و از جام وصل و قرب حق سيراب شوند نمازگزارى كه با انجام فرمان الهى به درجات بالاى معرفت رسيده و به درگاه خداوند تقرّب جسته از سزاوارترين كسانى است كه به بهشت امن الهى راه مى‌يابد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
«مَنْ عَلِمَ انَّ الصَّلاةَ حَقٌّ واجِبٌ دَخَلَ الْجَنَّةَ» «3» كسى كه بداند نماز، حقى است كه خدا آن را واجب كرده (و آن را به‌جا آورد)، وارد بهشت مى‌شود.
ب- عواقب ترك نماز به همان اندازه كه اقامه نماز موجب رشد معنوى و ارتقاى روحى انسان مى‌شود، ترك آن نيز عامل سقوط و انحطاط آدمى است. عواقب سوئى كه متوجّه تارك نماز مى‌شود فراوانند. اهم آنها عبارت است از:
1- بى‌بركتى در عمر و روزى‌ ترك نماز موجب بى‌بركت شدن و بى‌ثمر ماندن عمر و روزى انسان مى‌شود


صفحه 118

رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره كسى كه به نماز خود اهميّت نمى‌دهد فرمود:
«يَرْفَعُ اللَّهُ الْبَرَكَةَ مِنْ عُمْرِهِ وَ ... رِزْقِهِ» «1» خداوند بركت را از عُمر و روزى او مى‌برد 2- جرأت يافتن بر گناه و خيانت‌ ترك واجب مهمّى مثل نماز انسان را در برابر ديگر اوامر و فرامين الهى جسور و گستاخ مى‌كند و در نتيجه ارتكاب گناهان برايش آسان مى‌شود. در اين باره نيز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«... فَمَنْ ضَيَّعَ الصَّلاةَ فَانَّهُ لِغَيْرِها اضْيَعُ» «2» هر كه نماز را ضايع كند، غير آن را بيشتر ضايع مى‌كند.
3- بى‌دينى‌ نماز بارزترين نشانه بندگى خدا و ارتباط انسان با اوست و كسى كه اين نشانه را ندارد از دين خدا بى‌بهره است. همان بزرگوار مى‌فرمايد:
«الصَّلاةُ عِمادُ الدّينِ فَمَنْ تَرَكَ صَلَواتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دينَهُ» «3» نماز ستون دين است و هر كس نمازش را از روى عمد ترك كند، دين خود را منهدم ساخته است.
4- پوچى اعمال‌ كسى كه نماز را ترك مى‌كند در واقع رشته پيوند خود را با خداوند بريده است.
در اين صورت نمى‌تواند براى ساير اعمالش از خداوند انتظار پاداش داشته باشد. پيامبر بزرگوار اسلام در اين باره مى‌فرمايد:



صفحه 119

«مَنْ تَرَكَ صَلاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ» «1» هركس نمازش را بدون عذر ترك كند (ساير) اعمالش نيز پوچ مى‌شود.
5- محروميّت از شفاعت‌ به تصريح پيشوايان معصوم اسلام، سبك شمردن نماز موجب محروميّت انسان از شفاعت آن بزرگواران مى‌شود تا چه رسد به ترك آن كه به طريق اولى‌ محروميّت از شفاعت را در پى خواهد داشت. امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
«إِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاةِ» «2» همانا شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك مى‌شمارد نمى‌رسد.
6- ورود به جهنّم و همنشينى با شيطان‌ از ديگر آثار ترك نماز ورود به جهنم است، ليكن كيفيّت عذاب و جايگاه بى‌نماز در جهنّم با ساير دوزخيان فرق دارد. امام صادق عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«لا يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الى‌ عَبْدٍ وَ لا يُزكّيهِ اذا تَرَكَ فَريضَةً مِنْ فَرائِضِ اللَّهِ ... فَهذا مَعَ ابْليسَ فِى الدَّرْكِ السَّابِعِ مِنَ النَّارِ» «3» خداوند به بنده‌اى كه واجبى از واجبات او را ترك كند، نگاه نمى‌كند و او را پاك نمى‌گرداند ...
پس او در طبقه هفتم دوزخ همنشين شيطان خواهد بود.



صفحه 120

پرسش‌ 1- مهمترين تفاوت نماز با ساير دستورات الهى در چيست؟
2- پنج مورد از آثار نماز را نام ببريد.
3- چگونه نماز انسان را از فحشا و گناه بازمى‌دارد؟
4- عواقب ترك نماز را بنويسيد.
5- امام صادق عليه السلام بى‌نماز را در جهنّم همنشين چه كسى مى‌داند؟



صفحه 121

درس چهاردهم: نمازهاى مستحبى‌ نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را «نافله» گويند و بين نمازهاى مستحبى به خواندن نافله‌هاى شبانه‌روز بيشتر سفارش شده و آنها در غير روز جمعه، 34 ركعتند كه هشت ركعت نافله ظهر و هشت ركعت نافله عصر و چهار ركعت نافله مغرب و دو ركعت نافله عشا «1» و يازده ركعت نافله شب و دو ركعت نافله صبح مى‌باشد «2» در اسلام تأكيد فراوانى بر انجام نمازهاى مستحبى شده و ثوابهاى زيادى نيز براى آن منظور گرديده است كه شمارش آنها، از حوصله درس خارج است. در اينجا تنها به ذكر يك روايت تبرّك مى‌جوييم: رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبالًا وَ إِدْباراً فَإِذا أَقْبَلَتْ فَتَنَفَّلُوا وَ إِذا أَدْبَرَتْ فَعَلَيْكُمْ بِالْفَريضَةِ «3» دلها را آمادگى و بى‌رغبتى است؛ هرگاه آمادگى داشتند، نافله بخوانيد و اگر بى‌رغبتى نشان دادند بر شما باد كه بر نماز واجب بسنده كنيد.
فلسفه نوافل‌ مى‌دانيم كه هر كار مستحبى اعم از نماز و غير آن، عملى است كه براى استحباب آن از سوى شرع حكمتى وجود دارد و داوطلبانه به دلخواه شخص انجام مى‌گيرد كه در اين صورت پاداش نيكو دارد و اگر هم انجام ندهد، عقاب و عذابى در كار نيست. در اينجا اين سؤال پيش مى‌آيد كه فلسفه و علت تشريع كارهاى مستحب از جمله نمازهاى نافله‌