بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 147

كسى‌كه حج را به تأخير بيندازد تا بميرد، خداوند او را روز واپسين، يهودى يا مسيحى برمى‌انگيزد.
امير مؤمنان على عليه السلام، فلسفه تشريع حج را تقويت دين مقدّس اسلام دانسته، فرموده است:
«فَرَضَ اللَّهُ الْحَجَّ تَقْوِيَةً لِلدّينِ» «1» خداوند حج را به‌منظور تقويت دين واجب فرمود.
احياگر حجّ ابراهيمى، حضرت امام خمينى قدس سره پيرامون حج فرمود:
حج كانون معارف الهى است، حج پيام‌آور ايجاد و بناى جامعه‌اى به دور از رذائل مادّى و معنوى است. حج تجلّى و تكرار همه صحنه‌هاى عشق‌آفرين زندگى يك انسان و يك جامعه متكامل در دنياست و مناسك حج، مناسك زندگى است ... حج بسان قرآن است كه همه از آن بهره‌مند مى‌شوند، ولى انديشمندان و غوّاصان و دردآشنايان امّت اسلامى اگر دل به درياى معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرو رفتن در احكام و سياست‌هاى اجتماعى آن نترسند از صدف اين دريا گوهرهاى هدايت و رشد و حكمت و آزادگى را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت. «2» نگاهى به اسرار حج‌ درك عميق و بيان اسرار حج، فكر و قلمى بزرگ و مجالى وسيع مى‌طلبد، كه از عهده اين قلم خارج است، علاوه بر اينكه اين كنگره عظيم از ابعاد گوناگونى سياسى «3»، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى، اخلاقى و ... قابل بررسى است. در اينجا تنها گوشه‌اى از درياى معارف حج را با استمداد از سخن ترجمان وحى، حضرت سجاد عليه السلام، بازگو مى‌كنيم. اميد آنكه با همين مقدار اندك نيز بتوانيم تا حدودى به محتواى عميق و سازنده آن در بعد اخلاقى پى ببريم. «4»


صفحه 148

احرام بستن: حرام دانستن كليّه كارهاى حرام و كمر همّت بر ترك آن بستن.
گفتن لبيك: پاسخ مثبت به خدا و سردادن سرود اطاعت او و دورى از معصيت.
طواف كعبه: حاجى با ورود به مكّه مكرّمه، قصد ملاقات خدا را مى‌كند و با طواف گرد خانه او و تقديس اركان كعبه در پناه خدا قرار مى‌گيرد.
استلام حجر: (دست زدن به سنگ سياه و مقدّس كه در ركن كعبه قرار دارد)؛ به منزله مصافحه و بيعت با خدا و اطاعت از اوست.
ايستادن در كنار مقام ابراهيم عليه السلام: به معناى استقامت در اطاعت از خدا و دورى از گناه است و نماز خواندن در آن محل بينى شيطان را به خاك مى‌مالد.
نوشيدن آب زمزم: چشم‌پوشى از معصيت است.
سعى ميان صفا و مروه: به‌معناى ميان خوف و رجاء زندگى كردن است.
رفتن به مِنا: به قصد ايمن شدن مردم از دست و دل و زبان حاجى مى‌باشد.
وقوف در عرفات: به‌معنى شناخت و معرفت خداست.
وقوف در مشعر (محل شعور): قصد إشعار قلبى به تقواى الهى است.
رمى جمره: هدف قرار دادن شيطان و تيراندازى به سوى اوست.
تراشيدن سر: پاكيزگى سر و مغز از زشتى و پليدى به‌سان روز ولادت.
قربانى كردن: كشتن طمع و آزمندى و دستيابى به ورع و اقتدا به سنّت ابراهيم عليه السلام در قربانى كردن عزيزترين كس خويش در راه خدا.
حج و خودسازى‌ مراسم با شكوه حج، علاوه بر اينكه تمام حركاتش عبادت است و بايد با قصد تقرّب به خدا انجام پذيرد، جنبه هدايتگرى دارد و هر يك از اعمال آن به‌گونه‌اى است كه حاجى را ارشاد و هدايت مى‌كند و به عمق معنويت، خودسازى، تحرك و اميد رهنمون مى‌شود.
حاجى با درآمدن از لباس‌هاى خويش و پوشيدن لباس احرام احساس مى‌كند كه از «خود» كنده شده، پوسته پوچ «منيّت» را رها كرده و به «جمع» پيوسته؛ جمعى كه مانند او در جستجوى خدايند؛ جمعى با معنويت و صفا كه بدون هرگونه تشخّصى و تُهى از


صفحه 149

خودپرستى و جاه‌طلبى و شهوت مال و تمايل جنسى «لبيك» گوى خدايند.
طواف و چرخيدن گرد خانه خدا نيز تمرين اطاعت و تسليم بى‌چون و چرا در برابر حق و پشت پا زدن به همه زرق و برق‌هاى مادى و پشت كردن به كاخ‌هاى اهريمنى است كه بايد به‌طور دقيق و حساب‌شده و آگاهانه انجام گيرد و حاجى با تمام وجود خويش پروانه شمع حق گردد و از هرگونه شرك و ريا گسسته، به توحيد خالص رو آورد.
«وقوف» در «عرفات» و «مشعرالحرام» يعنى ماندن در بيابان ماسه‌اى داغ عرفات كه عرق بدن همه حاجيان را درمى‌آورد، همين‌طور گرد و غبار آن بر سر و روى و بدن آنها مى‌نشيند. سپس كوچ شبانه از عرفات به مشعر و بيتوته شبانه در بيابانى ديگر، كه در درك موقعيت خوارى و ذلّت انسان در برابر خدا بسيار مفيد است، منيّت‌هاى او را مى‌كشد و توجّه به خد را افزون مى‌كند.
آنگاه حاجى با مويى ژوليده، بدنى خسته و پرغبار، رهسپار «منا» سرزمين مبارزه با شيطان‌ها و قربانى كردن هواها و هوس‌ها مى‌شود، شيطان را طرد مى‌كند و علايق را قربانى كوى دوست مى‌سازد. بعد از آن با تراشيدن سر، نشان غلامى محبوب بر خود مى‌زند و براى شرفيابى به محضر دوست، بار مى‌يابد و به گرد خانه‌اش مى‌گردد.
همه اين مناسك بايد با «قصد قربت» و آهنگى برخاسته از جان حاجى انجام گيرد تا روح او را مطيع صاحب خانه سازد؛ پنجره معنويّت و خودسازى را به رويش بگشايد، پيام حج را دريابد و در راه پالايش و آراستگى جسم و جان خويش الهام گيرد.
اخلاق در حجّ‌ از جمله مسايلى كه در حج بر آن تأكيد شده، نيكوسازى رفتار فردى و اجتماعى است. اهميت اين موضوع به اندازه‌اى است كه در متن احكام حج و در قرآن كريم بدان تصريح شده است.
حج گزار بايد از لحظه «احرام» تا پايان مراسم پرشكوه حج، از هرگونه كنش منفى در رفتار و گفتار خويش بپرهيزد و جز ياد خدا و سخن زيبا از او سر نزند.
امام صادق از قول پدرش عليهما السلام چنين نقل مى‌كند:



صفحه 150

«لا يُعْبَأُ بِمَنْ يَؤُمُّ هذَا الْبَيْتَ اذا لَمْ يَكُنْ فيهِ ثَلاث خِصالٍ: خُلْقٌ يُخالِقُ بِهِ مَنْ صَحِبَهُ، اوْ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ، اوْ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَحارِمِ اللَّهِ» «1» به كسى كه آهنگ اين خانه (كعبه) مى‌كند، اگر سه خصلت در او نباشد اعتنايى نمى‌شود، 1- اخلاق نيكى كه با رفيقانش خوشرفتارى كند. 2- بردبارى‌اى كه با آن خشمش را كنترل كند.
3- ورعى كه او را از محرّمات الهى باز دارد.
بنابراين ضرورت دارد كه زائر خانه خدا در كنش‌هاى مثبت و منفى خويش، در بعد فردى و اجتماعى، مراقب باشد كه مرتكب خلاف نشود، با مسؤولان و مأموران داخلى و خارجى، همسفران، حاجيان ساير كشورها، خدمه فرودگاه و منزل، رانندگان و ... رفتار خوش و اسلامى داشته باشد، كسى را از خود نرنجاند، همدل و غمخوار ياران و مسلمانان باشد، بهداشت فردى و اجتماعى را مراعات كند و از هرگونه كمكى به همراهان دريغ نورزد.
امام زين‌العابدين عليه السلام با همه قدر و منزلتى كه داشت، در مسافرت‌ها به‌طور ناشناس با قافله‌ها همراه مى‌شد و با آنان قرار مى‌گذاشت كه برخى نيازمندى‌ها يشان را برآورده سازد. «2» امام صادق عليه السلام فرمود:
در نصايح لقمان به پسرش آمده است: هرگاه با گروهى همسفر شدى در كارها زياد با آنان مشورت كن. بر روى آنان فراوان لبخند بزن. در مورد زاد و توشه‌ات سخاوتمند باش، هرگاه صدايت كردند پاسخ‌گو. اگر به ياريت طلبيدند بشتاب. پيوسته خاموش باش و زياد نمازبگزار.
در شهادت به حق شركت كن. در حركت كرد اخلاق عبادى(ج‌2) 157 درجات تفكر ص : 156 ن با آنان موافقت كن. در انجام امور كوشا باش.
اگر از تو وام خواستند به آنان بپرداز. حرف بزرگترها را بشنو و به درخواستشان پاسخ مثبت بده، ... فرزندم! براى هيچ كارى نماز را از اوّل وقت تأخير نينداز و آن را با جماعت بخوان ... تا آنجا كه امكان دارد، صدقه بده. هر چه مى‌توانى كتاب خدا را تلاوت كن. حتّى هنگام سوارى، تسبيح و دعا را فراموش مكن «3»


صفحه 151

حجّ و ولايت‌ در فرهنگ مسلمانان راستين و حاجيان صادق، حجّ «بيت‌الله الحرام» از زيارت رهبران معصوم جدا نبوده است و پروانگان كعبه خدا همواره گرد وجود مقدّس «نبىّ» يا «ولىّ خدا» پر سوخته‌اند و حجّ ابراهيمى را كه سنّت نبوّت است با «ولايت» به‌وسيله رشته‌هاى عشق و محبّت خويش پيوند داده‌اند و به تعبير امير مؤمنان عليه السلام «حج» را با «ولايت» تكميل كرده‌اند:
«وَ أَتِمُّوا بِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله حَجَّكُمْ إِذا خَرَجْتُمْ إِلى‌ بَيْتِ‌اللَّهِ فَإِنَّ تَرْكَهُ جَفاءٌ، بَذلِكَ أُمِرْتُمْ وَ اتِمُّوا بِالْقُبُورِ الَّتى‌ أَلْزَمَكُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ زِيارَتَها وَ حَقَّها ...» «1» پس از رفتن به خانه خدا، با (زيارت) پيامبر صلى الله عليه و آله حجِّتان را كامل كنيد و ترك آن ناسپاسى و ستم است. به اين (زيارت) امر شده‌ايد (همين‌طور) با (زيارت) قبرهايى كه خداوند بزرگ زيارت و حق آنها را بر شما واجب كرده، حجّتان را كامل كنيد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
«اذا حَجَّ احَدُكُمْ فَلْيَخْتِمْ بِزيارَتِنا لِانَّ ذلِكَ مِنْ تَمامِ الْحَجِّ» «2» هر گاه يكى از شما حج به جا آورد، بايد آن را به زيارت ما (اهل بيت) تمام نمايد، زيرا زيارت ما تكميل‌كننده حج است.
همچنين فرمود:
«تَمامُ الْحَجِّ لِقاءُ الْإِمامِ» «3» تكميل حجّ به ديدار امام است.
روشن است كه وقتى زيارت مشاهد مشرّفه پيامبر و امامان عليهم السلام مايه تكميل حجّ‌


صفحه 152

است، زيارت آن بزرگواران در حال حياتشان و اطاعت و فرمانبردارى از آنان نزد خدا بسى ارزشمندتر خواهد بود. ابوحمزه ثمالى گويد:
به‌محضر امام باقر عليه السلام شرفياب شدم. آن حضرت در كنار درب ورودى مسجد الحرام نشسته بود و حاجيان را كه در حال طواف بودند نظاره مى‌كرد. امام به من فرمود: اى ابوحمزه! اين مردم چه وظيفه‌اى دارند؟ من نتوانستم پاسخ آن حضرت را بدهم. او فرمود:
«إِنَّما امِرُو أَنْ يَطَّوَّفُوا بِهذِهِ الْأَحْجارِ ثُمَّ يَأْتُونا فَيُعْلِمُونا وِلايَتَهُمْ» «1» اينها وظيفه دارند كه گرد اين سنگها (كعبه) بچرخند سپس نزد ما آيند و ولايتشان را اعلام‌نمايند.
كعبه يك سنگ نشانى است كه ره گم نشود حاجى احرام دگر بند ببين يار كجاست؟
بنابراين، برگزارى مراسم پرشكوه حجّ بايد با رهبرى امامى لايق و شايسته صورت پذيرد و پيوند «حج» و «ولايت» امرى ضرورى است.
به اميد روزى كه حاجيان جهان اسلام با شناخت و معرفتى كامل به برپايى حج ابراهيمى توفيق يابند.



صفحه 153

پرسش‌ 1- حج در اسلام از چه جايگاهى برخوردار است؟
2- بخشى از اسرار حج را با استفاده از روايت امام سجاد عليه السلام بيان كنيد.
3- نقش حج را در خودسازى فرد و جامعه توضيح دهيد.
4- برخى از اخلاقيات حج را بنويسيد.



صفحه 154

درس هيجدهم: تفكّر «تفكّر» در لغت به‌معناى انديشيدن است «1» و با تأمّل و تدبّر به يك معناست. «2» و در اصطلاح، عبارت است از ترتيب امور معلوم، براى به‌دست آوردن نتايج مجهول «3».
رابطه عبادت و تفكّر بحث «تفكّر» در مباحث «اخلاق عبادى» به دو منظور مطرح مى‌شود:
نخست، آن كه تفكّر، خود عبادتى بزرگ، بلكه از بهترين عبادت‌هاست. تا آنجا كه حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«لَيْسَتِ الْعِبادَةُ كَثْرَةَ الصَّلاةِ وَالصَّوْمِ، إِنَّمَا الْعِبادَةُ التَّفَكُّرُ فى‌ امْرِ اللَّهِ» «4» عبادت به بسيارى نماز و روزه نيست. بلكه عبادت- به مهفوم واقعى- انديشيدن درباره- قدرت و عظمت- خداوند است.
حضرت امام خمينى قدس سره نيز در تبيين ارزش تفكّر مى‌فرمايد:
بدان كه از براى تفكّر، فضيلت بسيار است و تفكّر، مفتاح ابواب معارف و كليد خزاين كمالات و علوم است و مقدّمه لازمه حتميّه سلوك انسانيّت است. در قرآن شريف و احاديث كريمه، تعظيم بليغ و تمجيد كامل از آن گرديده و از تارك آن تعيير و تكذيب شده ... در حديث‌