بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 155

نبوى صلى الله عليه و آله است كه تفكّر يك ساعت از عبادت يك سال بهتر است و در حديث ديگر است كه تفكّر يك ساعت بهتر است از عبادت شصت سال و در حديث ديگر هفتاد سال و از بعض علماى فقه و حديث، هزار سال هم حديث شده ... «1» دوّم آن كه عبادت واقعى و تكامل بخش، همواره با تفكّر و تدبّر توأم است و زيباترين پرستش‌ها را انسان‌هاى فكور و با خرد انجام مى‌دهند. همان كسانى كه قرآن كريم در توصيفشان مى‌فرمايد:
«إِنَّ فى‌ خَلْقِ السَّمواتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ لَاياتٍ لِاولِى الْأَلْبابِ أَلَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‌ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فى‌ خَلْقِ السَّمواتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ» «2» به يقين در آفرينش آسمان‌ها و زمين و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌هاى روشنى براى خردمندان است. همان‌ها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‌اند ياد مى‌كنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى‌انديشند- و مى‌گويند:- بار الها اينها را بيهوده نيافريده‌اى! منزّهى تو، ما را از عذاب آتش نگهدار! انجام افعال عبادى آنگاه ارزشمندتر و در كمال و سعادت انسان مؤثرتر است كه به‌جا آورنده آن بصير و خردمند بوده و از نيروى فكرى عميق‌ترى برخوردار باشد و در وقت عبادت، به قدرت و عظمت معبود و بى‌نيازى مطلق او از عبادت بندگانش توجّه كند و اهداف والايى را كه او از آفرينش جهان و انسان داشته در نظر بگيرد و بكوشد تا سر حد امكان در سايه رياضت‌هاى عبادى، خود را با آن اهداف حكيمانه هماهنگ سازد و گرنه تنها با خم و راست شدن در نماز و تحمّل گرسنگى و تشنگى در روزه و رنج ناشى از انجام ساير عبادات، بدون توجّه و انديشه در اين حقيقت مهم كه انسان چرا بايد عبادت كند و چه كسى را بايد بپرستد و چگونه پرستش كند تأثير چندانى در رشد معنوى انسان نخواهد داشت و حداكثر از مرز رفع تكليف فراتر نخواهد رفت.



صفحه 156

شبى رسول خدا صلى الله عليه و آله در نيايش‌هاى عاشقانه‌اش با خداوند، بسيار گريسته بود به‌گونه‌اى كه وقتى براى نماز صبح به مسجد رفت آثار گريه هنوز در سيماى حضرتش مشهود بود. بلال عرض كرد:
اى رسول خدا! با آن كه هيچ لغزشى از شما سر نزده و نمى‌زند چرا اين اندازه گريسته‌ايد؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
چگونه گريه نكنم و حال آنكه امشب آيه «إِنَّ فى‌ خَلْقِ السَّموات ...» بر من نازل شد؛ واى بركسى كه آن را قرائت كند و درباره‌اش نينديشد! «1» درجات تفكّر درست است كه تفكّر و انديشه، كارى ارزشمند است و در شمار عبادات بزرگ به حساب مى‌آيد، ليكن هر تفكّرى ارزشمند نيست و عبادت محسوب نمى‌شود. از اين رو شارع مقدّس اسلام از انديشه درباره برخى موضوعات نهى فرموده و بايد از آنها پرهيزكرد. «2» ارزش انديشه‌هاى مثبت و سازنده نيز با هم يكسان نيست، بلكه نسبت به موضوعاتشان باهم تفاوت دارند. بدين جهت، دانشمندان بزرگوار اخلاق و سير و سلوك براى تفكّر درجاتى قائل شده‌اند كه عبارتند از:
1- تفكّر درباره خداوند عالى‌ترين درجه تفكّر، انديشيدن درباره قدرت و عظمت الهى و اسما و صفات اوست، زيرا ذات اقدس الهى منشأ عالم هستى و سرچشمه همه فضايل و كمالات است و تقرّب به درگاه او نيز رمز عزّت، آزادگى و تكامل آدمى است و اين تقرّب بدون تفكّر و تحصيل معرفت حاصل نمى‌شود، از اين رو حضرت صادق عليه السلام فرمود:



صفحه 157

«أَفْضَلُ الْعِبادَةِ إِدْمانُ التَّفَكُّرِ فِى اللَّهِ وَ فى قُدْر اخلاق عبادى(ج‌2) 163 الف - كردار ص : 162 َتِهِ» «1» برترين عبادت‌ها، انديشه درباره خدا و قدرت اوست.
امام خمينى قدس سره درباره ارزش و قداست انديشه درباره خداوند مى‌فرمايد:
... [درجه‌] اول، تفكّر در حق و اسماء و صفات و كمالات اوست و نتيجه آن، علم به وجود حق و انواع تجلّيات است كه از آن به اعيان و مظاهر رخ دهد. و اين افضل مراتب فكر و اعلى‌ مرتبه علوم و اتقن مراتب برهان است، زيرا كه از نظر به ذات علّت و تفكّر در سبب مطلق، علم به او و مسبّبات و معلولات پيدا شود «2» برخى به غلط، چنين پنداشته‌اند كه مطلق تفكّر درباره ذات اقدس الهى براى بشر ممنوع بوده كسى حق ندارد حتّى براى كسب و ازدياد معرفت خود و اثبات وجود الهى و تنزيه و تقديس آفريدگار جهان، درباره حضرتش بينديشد. حضرت امام خمينى قدس سره اين عقيده را تصوّرى باطل دانسته در ردّ آن مى‌فرمايد:
بايد دانست كه اين‌كه ما گفتيم «تفكّر در ذات و اسما و صفات»، ممكن است جاهل گمان كند كه تفكّر در ذات ممنوع است به حسب روايات و نداند كه آن تفكُّر كه ممنوع است، تفكّر در اكتناه ذات «3» و كيفيت آن است، چنانچه از روايات شريفه استفاده مى‌شود ... و امّا نظر در ذات براى اثبات وجود و توحيد و تنزيه و تقديس آن، غايت ارسال انبيا و آمال عرفا بوده و قرآن كريم و احاديث شريفه مشحون از علم به ذات و كمالات و اسماء الهى و كتب معتبره اخبار مثل اصول كافى و توحيد شيخ صدوق، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات نموده‌اند. «4» 2- تفكّر در نظام هستى (آفاق و انفس)
يكى ديگر از درجات تفكّر، انديشه در لطايف و دقايق آفرينش و اتقان و استحكام نظام آفرينش است. چنين تفكّرى به‌خودى خود در كمال‌يابى انسان، رهاساختن جان از چنگ‌


صفحه 158

تعلّقات سخيف مادّى‌و اوج و اعتلايش در فراخناى عالم ملكوت نقشى تعيين‌كننده دارد.
متفكّر بزرگ اسلامى، خواجه نصيرالدين طوسى در اين باره مى‌نويسد:
انسان بايد در اجزا و ذرّات عالم از قبيل كرات آسمانى، ستارگان، حالات، حركات، تأثر و هدف آنها انديشه كند، همين‌طور در موجودات زمينى از اجرام معدنى گرفته تا گياهان و جانوران و بويژه اعضا و اجزاى وجود انسان كه هيچ‌يك قابل شمارش نيست نيز بينديشد و آنگاه با تفكّر درباره منافع، مصالح و حكمت‌هايى كه بر وجود هر كدام مترتّب است، بر كمال، عظمت، علم و قدرت آفريننده و ناپايدارى غير او استدلال كند ... و از همين قبيل است تأمّل در تاريخ گذشتگان و چگونگى كوتاه‌شدن دست آنها از دنيا و رهسپارى ايشان به‌ديار آخرت؛ بديهى است چنين تفكّرى موجب قطع دلبستگى به غير خدا، وابستگى كامل به حضرت او و تحصيل تقوا مى‌شود. همچنين مى‌توان دامنه تفكّر را قدرى بيشتر گسترش داد، به‌گونه‌اى كه‌شامل انديشه‌در آيات قرآن، روايات معصومين‌و احكام‌و مسائل‌شرعى و دينى نيزبشود. «1» آثار تفكّر نعمت تفكّر از گرانبهاترين نعمتهايى است كه خداوند مهربان به انسان ارزانى داشته است. بهره‌گيرى صحيح از اين نعمت ارزشمند، آثار و بركات فراوانى براى ما در پى‌دارد.
برخى از اهمّ آثار تفكّر عبارتند از:
الف- تحصيل رأى صائب: اوّلين اثر نيكوى تفكّر، به دست آوردن رأى پخته و درست است، زيرا متفكّر هرگز نابخردانه عمل نمى‌كند. بلكه ابتدا جوانب موضوع مورد عمل را به دقّت مى‌سنجد و آنچه را صحيح‌تر تشخيص دهد برمى‌گزيند و به كار مى‌بندد.
ارزش اين اثر زمانى آشكار مى‌شود كه بدانيم درصد فراوانى از انسان‌ها در طول اعصار و قرون متمادى به دليل عدم بهره‌گيرى درست از نيروى انديشه، از عبادت آفريدگار جهان روى برتافته، عمر گرانبهاى خويش را در مسير پرستش خورشيد، ستاره، بت، گوساله و ... صرف كرده و مى‌كنند. اينان اگر به قول حضرت ابراهيم عليه السلام لختى مى‌انديشيدند كه چنين موجودات حقير و بى‌اراده‌اى شايسته پرستش نيستند چه‌بسا


صفحه 159

هرگز به پرستش آنها اقدام نمى‌كردند.
قرآن كريم، ضمن اشاره به اين حقيقت روشن از زبان حضرت ابراهيم عليه السلام رابطه تعقّل و عبادت را نيز چه نيكو به تصوير مى‌كشد:
أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ افٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلا تَعْقِلُونَ» «1» [ابراهيم گفت‌]: «آيا جز خدا چيزى را مى‌پرستيد كه نه كمترين سودى براى شما دارد و نه زيانى به شما مى‌رساند؟! اف بر شما و بر آنچه جز خدا مى‌پرستيد! آيا انديشه نمى‌كنيد؟» ب- دعوت به نيكى‌ها: فكر و انديشه صحيح، انسان را به بسيارى از نيكى‌ها سوق مى‌دهد و به‌سان محرّكى نيرومند، چرخ نيكوكارى را به گردش در مى‌آورد.
حضرت على عليه السلام فرمود:
«إِنَّ التَّفَكُّرَ يَدْعُوا إِلَى الْبِرِّ وَالْعَمَلِ بِهِ» «2» انديشيدن- انسان را- به‌سوى نيكى و انجام آن فرامى‌خواند.
حضرت صادق عليه السلام نيز ضمن تجليل از انديشه صحيح، آثار ارزنده آن را چنين بيان فرموده است:
«الْفِكْرَةُ مِراةُ الْحَسَناتِ وَ كَفَّارَةُ السَّيِّئاتِ وَ ضِياءُ الْقُلُوبِ وَ فُسْحَةُ الْخُلْقِ وَ إِصابَةٌ فى‌ صَلاحِ الْمَعادِ وَاطِّلاعٌ عَلَى الْعَواقِبِ وَاسْتِزادَةٌ فِى الْعِلْمِ وَ هِىَ خَصْلَةٌ لا يُعْبَدُ اللَّهُ بِمِثْلِها» «3» فكر و انديشه، آيينه نيكى‌ها، كفّاره گناهان، فروغ دلها، گشاده‌رويى، موفّقيّت در آبادى آخرت، آگاهى به فرجام كارها و افزايش دانش است و آن خصلتى است كه خداوند به- چيزى- مانند آن پرستيده نمى‌شود.



صفحه 160

ج- مصونيّت از لغزش‌ها: سهل‌انگارى در فكر و تدبير و نسنجيدن عواقب امور، سبب فروغلتيدن انسان در كام اندوه و گرفتارى مى‌شود. از ديگر بركات تفكّر، ايمنى يافتن انسان از اين‌گونه لغزش‌هاست. انسان فكور و خردمند، با بررسى درست جوانب امور، آفات و پيامدهاى ناهنجار را شناسايى و آنها را به حداقل مى‌رساند و در نتيجه از بسيارى زيانهاى مادّى و معنوى مصون مى‌ماند:
حضرت على عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«أَصْلُ السَّلامَةِ مِنَ الزَّلَلِ الْفِكْرُ قَبْلَ الْفِعْلِ» «1» اساس ايمنى از لغزش‌ها، انديشيدن پيش از انجام كارهاست.



صفحه 161

پرسش‌ 1- معناى تفكّر را در لغت و اصطلاح بنويسيد.
2- رابطه عبادت و تفكّر را بيان كنيد.
3- درجات تفكّر را بنويسيد.
4- آيا هر تفكّرى سودمند است؟ چرا؟
5- آثار تفكّر را بنويسيد.



صفحه 162

درس نوزدهم: تعظيم شعاير اسلامى‌ «شعاير» جمع شعار يا شعيره به‌معناى عبادت‌ها، نشانه‌ها و آداب و رسوم مذهبى يا ملّى است «1» و «شعاير الهى نشانه‌هايى است كه خداوند براى اطاعت خويش نصب كرده است.» «2» و مركز و محورى است كه مردم گرد آن اجتماع كرده، خدا را اطاعت و عبادت مى‌كنند.
شعاير اسلامى ممكن است از نوع كردار، ايّام و اماكن باشد كه به شرح برخى از آنها مى‌پردازيم:
الف- كردار منظور از شعاير كردارى، اعمالى است كه انجام دادن آنها جنبه شعارى دارد و علامت مسلمانى به حساب مى‌آيد مانند اذان، نماز جمعه و جماعت، حج و 1- اذان‌ نداى ملكوتى و روح‌بخش اذان كه فراخوانى عمومى مسلمانان به‌سوى خداست از شعاير مهمّ اسلامى محسوب مى‌شود و در هر صبح و شام هر مسلمانى را در هر كوى و برزن به نماز و راز و نياز با خدا فرامى‌خواند و هر جاى زمين چنين ندايى برخيزد نشانه وجود اسلام و مسلمان در آن ديار است.
به مسلمانان سفارش شده كه شعار اذان را زنده بدارند و در شبانه‌روز پنج نوبت اذان‌