بزدايند. علاوه بر اين، نوع خاصّى از طهارت را تحت عنوان وضو، غسل و تيمّم، شرط صحّت عبادتها دانسته و هر يك را در شرايطى بر مسلمانان واجب كرده است.
اينجا ممكن است، سؤالى به ذهن راه يابد و آن اينكه پاك بودن بدن و لباس و يا شستشوى تمام يا قسمتى از بدن، به عنوان غسل يا وضو چه تأثيرى در عبادت دارد؟ بهعنوان مثال، چرا لازم است انسان قبل از نماز، وضو بگيرد؟ يا در شرايط ويژهاى غسل كند؟ يا اگر به آب دسترسى نداشت يا از مصرف محذور داشت، به جاى وضو و غسل، تيمّم نمايد؟ بويژه اگر بدن او تميز بوده و هيچگونه آلودگى نداشته باشد، انجام اين تشريفات چه ضرورتى دارد؟ آيا در وقتى كه انسان دسترسى به آب ندارد، دست زدن به خاك و ماليدن آن به صورت و پشت دستها برخلاف اصول بهداشتى نيست؟
در پاسخ بايد گفت طهارتهاى سهگانه فوق، اضافه بر آن كه مقدّمه عبادتهايى از قبيل نماز، روزه و طواف هستند خود نيز عبادت مستقلّى بهحساب مىآيند و صرف نظر از ديگر عبادتها به خودى خود موضوعيّت دارند، زيرا آثار بسيار مثبت و سازندهاى در روح آدمى بهجاى مىگذارند كه در تحصيل خلق عبادى نقش مستقيم و عميقى دارند.
از اين رو در آنها قصد قربت شرط است، بهگونهاى كه اگر فردى همه آداب وضو يا غسل يا تيمّم را انجام دهد، ولى قصد قربت نكند تكليف از او ساقط نمىشود. از اين گذشته، رعايت و انجام اين آداب، اضافه بر آثار ارزنده بهداشتى، نتايج تربيتى و اخلاقى گرانبهايى نيز در پى دارد كه اينك به اجمال درباره هركدام توضيح مىدهيم:
الف- فايده وضو: گذشته از اين كه چند بار شستن صورت و دستها در شبانهروز، اثر قابل ملاحظهاى در نظافت بدن دارد، وضو گرفتن به خودى خود، موجب نشاط جسم و روشنايى روح است.
حضرت رضا عليه السلام در مورد علّت تشريع وضو مىفرمايد:
دستور وضو و آغاز عبادت بهوسيله آن بدان سبب است كه بندگان خدا هنگام ايستادن در برابر او و مناجات با وى پاكيزه باشند، دستوراتش را به كار بندند و از آلودگىها و نجاستها بركنار شوند. علاوه بر اين وضو سبب مىشود كه آثار خواب و كسالت، از انسان برطرف شود و
قلب براى قيام در پيشگاه خداوند نور و صفا يابد. «1» ب- فايده غسل: تماس آب با پوست بدن نيز علاوه بر شستشو و نظافت، فوايد زيادى دارد. از جمله اينكه تعادل از دست رفته بين اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك بدن را تجديد مىكند. حضرت رضا عليه السلام درباره علّت تشريع غسل جنابت كه يكى از اقسام غسل است مىفرمايد:
«إِنَّ الْجَنابَةَ خارِجَةٌ مِنْ كُلِّ جَسَدِهِ، فَلِذلِكَ وَجَبَ عَلَيْهِ تَطْهيرُ جَسَدِهِ كُلِّهِ» «2» آنچه موجب جنابت است از همه بدن خارج مىشود، از اين رو بر شخص جنب واجب است كه همه بدن خود را تطهير كند.
اولياى بزرگوار اسلام براى توجّه دادن پيروان خود به هر دو بُعد مادّى و معنوى غسل، خواندن اين دعا را به هنگام غسل كردن توصيه فرمودهاند:
«أَللَّهُمَّ طَهِّرْنى وَ طَهِّرْ لى قَلْبى» «3» خداوندا! مرا پاك كن! دلم را هم برايم پاك فرما! ج- فايده تيمّم: تيمّم نيز به نوبه خود، فوايد گوناگونى دارد كه باختصار به دو مورد از آنها اشاره مىكنيم:
از نظر تربيتى و اخلاقى، تيمّم، يك عبادت است و روح عبادى به وضوح در آن هويداست. چه اينكه در تيمّم، انسان پيشانى خود را كه شريفترين عضو بدن اوست با دستى كه بر خاك زده لمس مىكند تا كمال فروتنى و تواضع خويش را در پيشگاه خداوند آشكاركند، كنايه ازاينكه دست و پيشانى من در برابر تو، تا آخرين حد خاضع و فروتن است.
از نظر بهداشتى نيز، امروزه در پرتو پيشرفتهاى علمى ثابت شده است كه خاك به دليل داشتن باكترىهاى فراوانى مىتواند آلودگىها را از بين ببرد، زيرا باكترىها،
عهدهدار تجزيه موادّ آلى و از بين بردن انواع عفونتهايند و اگر غير از اين بود، كره زمين، ظرف مدّت كوتاهى بر اثر آلودگىهاى ناشى از لاشه جانداران، فضولات، موادّ فاسد شده و ...، به كانونى از عفونت تبديل مىشد و ادامه حيات در آن غير ممكن مىگشت. «1» بنابراين خاك پاك و به تعبير زيباى قرآن، «طيّب» «2» نهتنها آلوده نيست، بلكه تا حدودى مىتواند خلأ ناشى از كمبود آب را بهطور موقّت جبران كند. كلمه «صعيد» نيز در آيه مربوط به تيمّم، نشانگر دقّت نظر قرآن، در پاك و تميز بودن خاك تيمّم است، زيرا صعيد از مادّه «صعود» است و منظور از آن خاكهايى است كه در نقاط مرتفع و در معرض تابش آفتاب و بارش باران و دور از آلودگى قرار دارند. پيشوايان اسلام نيز دراينمورد، بارها تذكّر دادهاند، از جمله در روايتى چنين مىخوانيم:
«نَهى أَميرُ الْمُؤْمِنينَ أَنْ يَتَيَمَّمَ الرَّجُلُ مِنْ اثَرِ الطَّريقِ» «3» امير مؤمنان عليه السلام، از اين كه كسى با خاك راه تيمّم كند، نهى فرمود.
با همه اينها آنچه در تيمّم و ساير طهارتها مهمّ و علّت تشريع است، همان اظهار كرنش در برابر خداوند و تحصيل خلق عبادى است هر چند در روايات براى كسانى كه همواره با طهارت زندگى مىكنند پاداشهاى ارزشمند ديگرى از قبيل طول عمر، اجر شهيد، آمرزش گناهان، ثواب حج و ... نيز ذكر شده است. «4»
پرسش 1- اهميّت طهارت را از ديدگاه اسلام توضيح دهيد.
2- رابطه طهارت و ادب حضور را شرح دهيد.
3- مراحل طهارت را بنويسيد.
4- چه كنيم تا همه اعمالى كه از ما سر مىزند، حتّى كارهاى مباح، عبادت محسوب شود؟
5- فوايد وضو را بنويسيد.
درس چهارم: اخلاص در عبادت «اخلاص» از نگاه دانشمندان اخلاق آن است كه انسان قصد خودرا در انجام اعمال از آلودگى و آميختگى به غيرخدا خالص كرده و انگيزهاى جز تقرّب به درگاه او نداشته باشد. «1» نظام ارزشى حاكم بر دنياى بشرى به اين صورت است كه همواره ارزش يك عمل را با كوچكى، بزرگى، سادگى و دشوارى آن مىسنجند. كسى كه كار بزرگتر، دشوارتر و پيچيدهترى انجام دهد، پاداش بيشترى مىگيرد و ارج زيادترى هم به كارش گذاشته مىشود. در مقابل، كارهاى سادهتر و كوچكتر، مزد و ارزش كمترى دارند.
خداوند نيز در تعيين ارزش اعمال بندگانش به همين معيارها توجّه و عنايت دارد، ليكن اين معيارها در نظام ارزشى الهى معيارهاى منحصر به فرد نيستند، بلكه در درجه دوّم اهميّت قرار دارند. خداوند پيش از آن كه كار بندهاش را از نظر سادگى و دشوارى بسنجد، معيار ديگرى را در ارزيابى اعمال انسانها دخالت مىدهد و آن «نيّت» است.
خلوص نيّت مهمترين معيار ارزيابى نيّت به معناى قصد و انگيزهاى است كه موجب مىشود تا فرد براساس آن دست به اقدامى بزند و كارى را انجام دهد. انسانها چون از مكنونات قلبى يكديگر آگاهى ندارند، نمىتوانند هنگام ارزشگذارى كارها و پرداخت مزد افراد، نيّت و انگيزه آنان را نيز ارزيابى كنند و ارزش كارها را مطابق اهداف و نيّتها تعيين نمايند، ولى خداوند چون بر ضماير انسانها و آنچه بر دلهاى آنان مىگذرد واقف است «2» و علم او بر همه كس و
همه چيز احاطه دارد، «1» پيش از آنكه به نماى ظاهرى اعمال توجّه كند به علل و عواملى كه آدمى را به انجام آن واداشته مىنگرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«انَّمَا الْاعْمالُ بِالنِّيَّاتِ وَ انَّما لِكُلِّ امْرِىءٍ مانَوى» «2» ارزش كارها به نيّتهاست و هر كس به آنچه نيت كرده، دست مىيابد.
اگر فرد، كارى را با نيّت خالص و انگيزه الهى انجام داده و هدفى جز رضاى خدا و تقرّب به درگاه او نداشته باشد، عمل او صالح تلقّى شده و مقبول درگاه الهى واقع مىشود و تنها در اين صورت است كه معيارهاى بعدى مانند شدّت و بزرگى كار، شرايط زمانى و مكانى و ... مدّ نظر قرار گرفته و پاداش متناسب به انجام دهنده آن تعلّق مىگيرد، ليكن اگر انگيزهها غير الهى بوده و كار براى رضاى خدا صورت نگرفته باشد، عمل هر اندازه بزرگ و ستودنى باشد، خداوند آن را نمىپذيرد و به انجام دهنده آن نيز پاداش نمىدهد.
بهگواهى متون و منابع اسلامى نظام محاسبات الهى بهقدرى دقيق است كه حتّى اگر انسان تمام يك عمل را براى خدا انجام دهد و تنها در بخش ناچيزى از آن انگيزهاى غير خدايى داشته باشد يا بهعنوان مثال آن عمل را در فضاى خاصّى يا در وقت معيّنى براى خودنمايى و ريا انجام دهد تمام عملش در پيشگاه الهى مردود است.
قرآن كريم، اهميّت خلوص نيّت و ضرورت پرهيز از شرك در عبادت را اينگونه بيان مىكند:
«فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ احَداً» «3» پس هر كه به ديدار پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند.
در شأن نزول اين آيه آمده است كه شخصى ح اخلاق عبادى(ج2) 50 درس پنجم: خشوع در عبادت ضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و اظهار داشت: من برخى از اعمال شايسته را براى خشنودى خداوند انجام مىدهم، ليكن
وقتى مردم درباره آن اعمال سخن مىگويند و مرا به خاطر انجام آن مىستايند لذّت مىبرم. آيا اين اعمال از من پذيرفته است؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله لحظاتى سكوت كرد و پاسخى نفرمود. در اين هنگام آيه فوق نازل شد و روشن ساخت كه تنها عملى مقبول درگاه خداوند است كه با اخلاص همراه باشد. «1» بنابراين تا عمل انسان- حتّى كارهاى بسيار شايسته مثل نماز و جهاد- از روى اخلاص صورت نگيرد، عنوان عبادت و عمل صالح بر آن تطبيق نمىكند.
عبادت و اخلاص عبادت خداوند و خلوص نيّت رابطه بسيار نزديكى با هم دارند، تا آنجا كه مىتوان گفت لازم و ملزوم يكديگرند. اخلاص روح عبادت است و عبادت بدون اخلاص بهسان كالبد بىجانى است كه هيچگونه اثر مثبتى ندارد.
بنابراين، كارها تنها درصورتى كه با نيّت خالص و براى رضاى خدا انجام شود براى آدمى عبادت محسوب مىشود و خداوند در ازاى انجام آن به او اجر و پاداش عطا مىكند، از اين رو امام على عليه السلام اخلاص عمل را نهتنها نوعى عبادت كه برترين عبادتها دانسته، مىفرمايد:
«افْضَلُ الْعِبادَةِ اخْلاصُ الْعَمَلِ» «2» خالصكردن عمل، برترين عبادتهاست.
از آنچه ذكر شد مىتوان چنين نتيجه گرفت كه كارهايى كه از انسان سرمىزند مادامىكه از انگيزهاى الهى سرچشمه نگرفته، فاقد ارزش معنوى است و هرگاه از پشتوانه اخلاص برخوردار شد ارزشمند شده و عبادت محسوب مىشود. بههمين جهت رسول خدا صلى الله عليه و آله در نصايح خود به ابوذر غفارى قدس سره مىفرمايد:
«يا اباذَرٍّ! لِيَكُنْ لَكَ فى كُلِّ شَىْءٍ نِيَّةٌ، حَتَّى فِى النَّوْمِ وَالْاكْلِ» «1» اى اباذر، بايد در هر كارى حتّى در خوردن و خوابيدن قصد [ى الهى] داشته باشى (تا آن كار برايت عبادت محسوب شود و از ثواب آن بهرهمند شوى).
نيّت نمودن در غذا خوردن و خوابيدن به اين معناست كه انسان مؤمن بههنگام خوردن و خوابيدن، قصد مىكند كه غذا مىخورم و يا مىخوابم تا نيرو بگيرم و بتوانم بهتر خدا را عبادت كنم و به بندگان خدا خدمت نمايم.
ناگفته پيداست كه وقتى انسان اعمال عبادى از قبيل نماز، روزه، حج و جهاد را براى رسيدن به هر هدف ديگرى جز رضاى خداوند، تقرّب به درگاه او و امتثال اوامرش انجام مىدهد در حقيقت، همان اهداف غير الهى خويش را پرستيده است. چنين فردى چگونه مىتواند انتظار داشته باشد كه صِرف حركات فيزيكى بدن، بدون توجّه روح و خلوص نيّت به او اعتلاى روحى بخشد و او را در رسيدن به كمالات معنوى يارى كند؟! اينگونه عبادت نهتنها تكامل بخش روح و جان آدمى نيست كه موجب گرفتارى و عذاب اخروى او نيز مىشود.
امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«يُجاءُ بِعَبْدٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ قَدْ صَلَّى، فَيَقُولُ: يا رَبِّ صَلَّيْتُ ابْتِغاءَ وَجْهِكَ فَيُقالُ: بَلْ صَلَّيْتَ لِيُقالَ: ما احْسَنَ صَلوةَ فُلانٍ، اذْهَبُوا بِهِ الَى النَّارِ» «2» در روز قيامت بندهاى احضار مىشود كه اهل نماز بوده است؛ مىگويد: پروردگارا! من براى خشنودى تو نماز گزاردهام، به او گفته مىشود: تو نماز خواندى تا بگويند نماز فلانى چه نيكوست! او را به سوى آتش ببريد! همچنين عاقلانه نيست كه انسان كارى را براى غير خدا انجام دهد و اجر و مزد خويش را از خداوند مطالبه كند. امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد: