مردِ تازه مسلمان رفت، در زد، او را از خواب بيدار كرد و به نماز شب و عبادت فرا خواند. او براى اوّلين بار وضو گرفت و همراه مسلمان به مسجد رفت و تا صبح مشغول عبادت شد. پس از نماز صبح خواست به خانه برگردد، ولى دوستش مانع شد و گفت خوب است به تعقيب نماز و تلاوت قرآن مشغول شويم. پس از مدّتى كه خواست برود مرد گفت چيزى به ظهر نمانده و ...
خلاصه او را تا آخر شب و پايان نماز عشا و تعقيبات آن در مسجد نگه داشت و سپس هر دو به خانه بازگشتند. در سحر روز دوّم نيز مرد مسلمان به در خانه تازه مسلمان آمد و از او خواست براى رفتن به مسجد آماده شود. تازهمسلمان پاسخ داد: براى اين دين، فرد بيكارى پيدا كن! من آدم مسكينى هستم و هزينه زندگى خانوادهام را بايد تأمين كنم! آنگاه حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«سرانجام، آن عابد سختگير، كسى را كه به اسلام هدايت كرده بود از اسلام خارج كرد.» «1» و نيز آن حضرت فرمود:
در سنين جوانى در حالىكه از شدّت عبادت، عرق از سر و صورتم مىريخت و مشغول طواف خانه خدا بودم به پدرم برخورد كردم. او با ديدن من فرمود: «پسرم جعفر! هرگاه خداوند بندهاى را به دوستى با خود برگزيند او را وارد بهشت مىكند و عبادت كم را از او مىپذيرد. «2» البتّه معيار ميانهروى در عبادت براى هر كس با ديگرى فرق مىكند و به توان و ظرفيت جسمى و روحى او بستگى دارد. پيشوايان بزرگوار اسلام كه ديگران را تا اين اندازه به مدارا با نفس و پرهيز از سختگيرى دعوت مىكردند، خودشان آنچنان از ايمان و معرفت عالى برخوردار بودند كه نهتنها عبادت بسيار موجب خستگى و افسردگى ايشان نمىشد، بلكه هر چه بيشتر عبادت مىكردند شادابتر و خوشحالتر بودند. به عنوان مثال، رسول خدا صلى الله عليه و آله بقدرى ايستاده نماز مىخواند كه پاهايش ورم مىكرد «3» و حضرت امير عليه السلام هر شبانهروز هزار ركعت نماز مىخواند. «4»
پرسش 1- نظم و اعتدال را جداگانه معنا كنيد.
2- نظم تكوينى و تشريعى را توضيح دهيد.
3- سه مورد از نمودهاى نظم را در عبادات اسلامى بيان كنيد.
4- امام كاظم عليه السلام درباره تقسيم اوقات انسان در شبانهروز چه فرمود؟
5- زيادهروى در عبادت در صورت كم بودن ظرفيت و توان روحى به كجا منتهى مىشود؟
درس هفتم: آثار عبادت در درسهاى گذشته معلوم شد كه هدف اصلى از آفرينش انسان، تكامل معنوى و تقرّب او به خداوند است و عبادت، تنها راه رسيدن به اين مقصد عالى است. از اين بيان مىتوان چنين نتيجه گرفت كه مهمترين و عالىترين اثر عبادت خداوند رسيدن انسان به كمال معنوى و نزديك شدن او به خداست.
ليكن بايد دانست كه قرب الهى با همه ارزش، عظمت و تأثيرى كه در بهبود سرنوشت انسان دارد، اثر منحصر به فرد عبادت خداوند نيست، بلكه عبادت، سرچشمه آثار و بركات فراوان مادّى و معنوى است. اين بركات، برخى دنيوى و بعضى اخروى هستند و مانند كمال معنوى و تقرّب به درگاه الهى- كه ذكر آن گذشت- اختصاصى به دنيا يا آخرت به تنهايى نداشته و مشترك بين هردواند.
بنابراين، آثار عبادت را مىتوان به سه گروه تقسيم كرد:
الف- آثار دنيوى در اين جهان همه انسانها اعمّ از مؤمن و غير مؤمن از لطف و رحمت واسعه الهى برخوردارند و نعمتهاى خداوند در دنيا اختصاص به بندگان صالح او ندارد. خداوند همه را آفريده و اسباب و وسايل رشد و تكامل مادّى و معنوى را در اختيار همه قرار داده است، ليكن با وجود اين كسانى كه به وسيله پرستش خداوند خود را با سرچشمه جهان هستى، يعنى ذات مقدّس پروردگار مرتبط ساختهاند، علاوه بر نعمتهاى عامّ از پاداشهاى ويژهاى در همين جهان نيز بهرهمند مىشوند.
برخى از اين پاداشها عبارتند از:
1- خداترسى: هر چه بنده در اثر عبادت به خدا نزديكتر شود، خدا را بهتر مىشناسد، عظمت او را بيشتر درك مىكند و خوف الهى بيشتر در دلش متجلّى مىشود.
بديهى است چنين خوفى نيز به نوبه خود، منشأ بركات ديگرى است، زيرا از سويى خوف از خدا مهمترين عامل بازدارنده اخلاق عبادى(ج2) 70 ج - آثار عمومى ص : 70 انسان از لغزشهاست و از سوى ديگر وقتى دل آدمى از خوفالهى لبريز شد، انسان از برخورد باهيچ نيروى ديگرى پروا نخواهد داشت و روح آزادگى و وارستگى به تمام معنا در او به وجود خواهد آمد. حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد: خداوند در تورات فرموده است:
«يَابْنَ ادَمَ! تَفَرَّغْ لِعِبادَتى، أَمْلَأْ قَلْبَكَ خَوْفاً مِنّى» «1» اى فرزند آدم! براى پرستش من فراغت بجوى تا دلت را از خوف خود پر كنم! 2- سلامت جسم و جان: جسم و روح انسان با هم مرتبط بوده بر يكديگر تأثير متقابل دارند. رنجورى و بيمارى هر يك موجب ناراحتى ديگرى مىشود. چه بسيارند افرادى كه بيمارى جسمى ندارند، ولى به خاطر تشويش يا افسردگى روانى، جسمشان نيز همواره رنجور و ناتوان است و اگر از اضطراب روانى رها شوند، مشكل جسمشان نيز حل خواهد شد. از سوى ديگر از بين مبتلايان به بيمارىهاى جسمى نيز اغلب، كسانى نجات مىيابند و شانس بهبودى بيشترى دارند كه از روحيهاى آرام و مطمئن برخوردار باشند.
عبادت خداوند موجب ارتباط انسان با مبدأ علم، قدرت و حيات مطلق و بىنهايت شده و آرامش روحى انسان را در پى خواهد داشت. آرامشى كه مؤثرترين عامل در بهبود بيمارىهاى جسمى و روحى است.
قرآن كريم در مورد تأثير ذكر خدا- كه روح عبادت است- بر روان انسان مىفرمايد:
«... أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «2» ... آگاه باشيد! كه دلها با ياد خداوند آرام مىگيرد.
علاوه بر آنچه گفته شد برخى از عبادات بهطور مستقيم نيز موجب سلامت جسم مىشوند. امام سجاد عليه السلام درباره تأثير حج و عمره بر سلامت جسمانى مىفرمايد:
«حُجُّوا وَاعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَجْسامُكُمْ ...» «1» حجّ و عمره بجا آوريد! تا بدنهاى شما سالم گردد.
3- مصونيت از گناه: عبادت موجب قرب انسان به خدا مىشود و از آنجا كه خداوند مظهر همه پاكىهاست و از هرگونه پليدى و آلودگى منزّه است، بندگانى كه به او تقرّب مىجويند نيز به هر ميزان به او نزديكتر شوند به همان ميزان از گناه و انحراف فاصله مىگيرند و از وسوسههاى شيطان و نفس امّاره مصونيّت مىيابند.
با توجّه به اين حقيقت، قرآن كريم مىفرمايد:
«أَقِمِ الصَّلوةَ إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ ...» «2» نماز را بپا دار كه نماز- انسان را- از زشتىها و گناه باز مىدارد.
4- بىنيازى مادّى و گشايش اقتصادى: غنا و بىنيازى تنها به داشتن مال و ثروت زياد نيست. چه بسا ثروتمندى كه با وجود تمكّن مادّى در عمق جان خويش احساس فقر و نياز مىكند و چهبسا تهيدستى كه بر اثر ارتباط با خدا و اتّكال به او، خود را از همه كس و همه چيز مستغنى مىيابد. عبادت خداوند سبب مىشود كه انسان آنچنان در عظمت الهى غرق شود كه غير او هر چه هست در نظرش حقير و بىارزش جلوه كند.
حضرت على عليه السلام در توصيف تقوا پيشگان مىفرمايد:
«عَظُمَ الْخالِقُ فى أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ ما دُونَهُ فى أَعْيُنِهِمْ ...» «3» ژرفاى روحشان را عظمت آفريدگار لبريز كردهاست. پس هرچه جزاوست درنظرشان خُرد مىآيد.
در عين حال در متون اسلامى به اين حقيقت تصريح شده است كه انجام برخى
عبادات موجب ازدياد روزى و گشايش اقتصادى مىشود.
بهعنوان نمونه، حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد:
«صَلاةُ اللَّيْلِ تُحْسِنُ الْوَجْهَ وَ تُحْسِنُ الْخُلْقَ وَ تُطيبُ الرُّوحَ وَ تُدِرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِى الدَّيْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُوا الْبَصَرَ» «1» نماز شب، چهره را زيبا، اخلاق را نيكو، روح را پاكيزه، روزى را زياد، قرض را ادا، اندوه را برطرف، و چشم را روشن مى كند.
ب- آثار اخروى عمدهترين نتايج پرستش خداوند، در جهان آخرت و پس از مرگ عايد انسان مىشود؛ نتايج ارزندهاى كه آيار دنيوى عبادت با همه بزرگى در برابر آن ناچيزند. برخى از آثار اخروى عبادت عبارت است از:
1- آسايش در برزخ: سفر آخرت، سفر پرماجرا و هراسانگيزى است كه هر انسانى آن را پيش رو دارد. اين سفر از لحظه مرگ انسان آغاز مىشود و به ابديّت مىپيوندد.
حفره قبر و زندگى در برزخ، اوّلين منزل سفر آخرت است كه در آن آدمى براى اوّلين بار با چهره تجسّم يافته اعمال نيك و بد خويش رو به رو مىگردد. اعمال عبادى كه انسان در دنيا انجام داده در عالم قبر و برزخ با چهرهاى زيبا و آرامشبخش ظاهر مىشوند و در گذر از فراز و نشيبهاى زندگى برزخى به انسان يارى مىدهند و او را از وحشت و تنهايى ايمنى مىبخشند.
امام باقر عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«مَنْ أَتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تَدْخُلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ» «2» هر كس ركوع- نماز- خود را كامل به جا آورد، وحشت قبر بر او وارد نمىشود.
و نيز از امام صادق عليه السلام در اين باره چنين نقل شده:
وقتى مؤمن را در قبر مىنهند، به همراه او شش صورت نورانى داخل قبر مىشوند و اطراف او را مىگيرند، يكى از آنها از ديگران نورانىتر است. مؤمن از آنها مىپرسد شما كيستيد؟ يكى مىگويد: من نماز هستم! دوّمى مىگويد من زكاتم! سوّمى مىگويد: من روزهام! چهارمى مىگويد: من حجّ و عمرهام! پنجمى مىگويد: من نيكىهاى تو هستم كه به برادرانت رساندى! سپس همه اينها از آن صورت نورانىتر مىپرسند تو كه هستى كه از همه نورانىتر و خوشبوترى؟ مىگويد: من ولايت اهل بيت پيغمبرم! «1» 2- ايمنى در محشر: در صحنه قيامت بهطور دقيق به اعمال نيك و بد انسانها رسيدگى مىشود. روز قيامت به تصريح قرآن كريم به اندازه پنجاه هزار سال از عمر اين جهان به طول مىانجامد. در اين روز، انسانها را در مواقف و ايستگاههاى متعدّد مورد بازخواست و حسابرسى قرار مىدهند. عبادت خداوند موجب مىشود كه انسان در چنين روزى مورد لطف و عنايت الهى واقع شود و از سختىهاى عرصات محشر ايمنى يابد.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ امِنُونَ» «2» كسانى كه كار شايسته انجام دادند، پاداشى بهتر از آن خواهند داشت و آنها از وحشت و سختى اين روز (قيامت) درامانند.
3- نورانيّت در قيامت: كسى كه در دنيا عمر خود را صرف عبادت خداوند كرده در قيامت با چهرهاى نورانى و آبرومند وارد محشر مىشود.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ» «3» - اين پاداش بزرگ- در روزى است كه مردان و زنان با ايمان را مىنگرى كه نورشان، پيش رو و در سمت راستشان به سرعت حركت مىكند
4- ورود به بهشت: تمايل فطرى بشر به زندگى جاودانه و جهل او نسبت به سرنوشت آيندهاش از مهمترين نگرانىهايى است كه همواره ذهن و فكر انسانها را به خود مشغول داشته است. ايمان به خدا و عبادت او از مهمترين عوامل رفع اين نگرانىهاست، زيرا انسان در سايه ايمان و عبادت به حسن عاقبت و آينده نيك خود اطمينان پيدامىكند.
عبادت خداوند موجب مىشود كه سرنوشت انسان به بهشت امن الهى منتهى شود و براى هميشه از نعمت زندگى سعادتمندانه در جوار رحمت حق برخوردار گردد.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَالصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ اوْ انْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَاولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ» «1» و كسى كه چيزى از اعمال شايسته را انجام دهد خواه مرد باشد يا زن درحالىكه ايمان داشته باشد چنان كسانى داخل بهشت مىشوند.
حضرت على عليه السلام نيز مىفرمايد:
«ثَمَنُ الْجَنَّةِ الْعَمَلُ الصَّالِحُ» «2» بهاى بهشت، عمل صالح است.
ج- آثار عمومى برخى از آثار عبادت بركات عامّ و شاملى هستند كه موجب نيكبختى انسان در دو جهان مىشوند. اين آثار ارزشمند عبارتند از:
1- حيات طيّب: انسان در اين جهان دو نوع زندگى دارد؛ يكى زندگى ظاهرى و حيوانى كه به جسم او مربوط مىشود و خوردن، آش اخلاق عبادى(ج2) 76 2 - عجب ص : 74 اميدن، خوابيدن و نفس كشيدن از ويژگىهاى آن است «3» و ديگرى زندگى باطنى كه مختصّ روح اوست و به باطن ذاتش مربوط است. او در حالىكه در اين جهان زندگى مىكند در باطن ذات خود يك زندگى