مىشود كه پاى شخص دوّمى در ميان باشد و او از عبادت انسان مطّلع شود، ولى عجب حالتى قلبى است كه حضور و اطّلاع ديگران در آن نقشى ندارد. همچنين عبادتى كه با عجب آميخته باشد، نهتنها ارتقاى معنوى انسان را در پى ندارد، بلكه موجب سقوط و بدبختى او نيز مىشود. از اينرو امام على عليه السلام گناهى را كه به دنبال آن توبه و پشيمانى باشد از چنين عبادتى بهتر مىداند:
«سَيِّئَةٌ تَسُوؤُكَ خَيْرٌ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُكَ» «1» گناهى كه (
اخلاق عبادى(ج2) 82 الف - آثار دنيوى ص : 81 زشتى آن) تو را پشيمان سازد از [عبادت و] كار نيكى كه تو را به عجب وا دارد بهتر است.
3- حرامخوارى غذاى آلوده و حرام، قلب و روح انسان را سخت و تيره مىسازد و لذّت و شيرينى عبادت را از كام جان مىزدايد. ازاينرو شايسته است انسان در آنچه مىخورد دقّت كند.
قرآن كريم در بيان ضرورت دقّت در خوردنىها مىفرمايد:
«فَلْيَنْظُرِ الْأِنْسانُ إِلى طَعامِهِ» «2» انسان بايد به غذاى خويش بنگرد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله واقعيت حرامخوارى را با تمثيل جالبى چنين بيان مىكند:
«أَلْعِبادَةُ مَعَ أَكْلِ الْحَرامِ كَالْبِناءِ عَلَى الرَّمْلِ» «3» عبادت با حرامخوارى مانند ساختمانسازى روى شن است.
به يغما بردن دسترنج ديگران، خوردن مال يتيمان، احتكار، گرانفروشى، كمفروشى، سرقت، حقوقگرفتن و كار نكردن و ... نمونههايى از حرام خوارى است كه با روح عبادت
الهى منافات دارد.
4- منّت و اذيّت آفت ديگرى كه قرآن كريم به آن تصريح مىكند منّت گذاشتن و آزار نمودن ديگران به خاطر عبادت است:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذى» «1» اى كسانى كه ايمان آوردهايد! صدقههاى خويش را با منّت و آزار باطل نكنيد.
در اين آيه، منّت و آزار، آفت صدقه (واجب يا مستحب) شمرده شده است.
احسان به ديگران كه نوعى عبادت است نتيجه چند مقدّمه است. يكى اينكه توانايى لازم براى انجام كار خير را خداوند به انسان مرحمت كرده است، ديگر اينكه خداوند بندگانش را در شرايطى قرار داده كه به كمك ما نيازمند شدهاند و ديگر اينكه توفيق احسان نمودن به آنان را به ما ارزانى داشته است. توجّه به اين واقعيتها از يك سو نشان مىدهد كه وقتى انسان موفّق مىشود به ديگران كمك كند، چقدر بايد خداى مهربان را سپاسگزار باشد و از سوى ديگر بيانگر اين نكته است كه اگر انسان پس از انجام صدقات و احسان به ديگران، بر آنان منّت بگذارد و خود را سبب اصلى رهايى و نيكبختى ايشان معرّفى كند، چه رفتار زشتى نسبت به خلق و خالق انجام داده است.
اذيّت و آزار مردم به خاطر انجام عبادت نيز موجب بىارزش شدن آن مىشود. در احكام عبادى نمونههاى متعدّدى از اذيّت ديگران را كه آفت عبادت محسوب شده مىتوان يافت مانند عبور غير مجاز از زمين و زراعت مردم براى زودتر رسيدن به مقصد، نماز، قرآن و دعا خواندن با صداى بلند در زمان استراحت ديگران، نماز خواندن در محل عبور مردم، ايجاد مزاحمت براى عبادت ديگران و ... كه اينها نمونهها و مصاديق بارزى از اين اذيّتهاست.
5- غيبت غيبت، گناه كبيره است و ارتكاب گناه كبيره انسان را از رحمت خدا دور مىكند و از لطف و عنايت او بىنصيب مىسازد. روايات فراوانى كه درج آنها در اين مختصر نمىگنجد، حاكى از آن است كه «غيبت» موجب انتقال ثواب اعمال صالح غيبت كننده بهحساب غيبت شونده و نيز انتقال گناهان غيبت شونده به پرونده غيبت كننده مىگردد. پر واضح است كه با وجود چنين گناه عظيمى در زندگى انسان، عبادت و اعمال صالح او چه سرنوشتى پيدا مىكنند و چه نتيجهاى از آنها براى انسان باقى مىماند. به تعبير حضرت على عليه السلام:
«إِيَّاكَ وَالْغيبَةَ فَإِنَّها تُمَقِّتُكَ إِلَى اللَّهِ وَالنَّاسِ وَ تُحْبِطُ أَجْرَكَ» «1» از غيبت بپرهيز كه تو را نزد خدا و مردم مبغوض و منفور ساخته و پاداش تو را نابود مىكند.
6- بدگمانى سوء ظن به خدا و خلق عامل ديگرى است كه تار و پود عبادت را از هم مىگسلد.
شايسته است انسان با دلى صاف و تهى از كينه و گمان بد به عبادت برخيزد، زيرا دل بدگمان و خيالپرداز بر مسير عبادت خدا مستقيم نمىماند و حق عبوديّت خدا را ادا نمىكند. در نتيجه عبادت آدمى فاسد و تباه مىگردد، چنانكه حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«إِيَّاكَ انْ تُسيىءَ الظَّنَّ، فَإِنَّ سُوءَ الظَّنِّ يُفْسِدُ الْعِبادَةَ وَ يُعَظِّمُ الْوِزْرَ» «2» از بدگمانى بپرهيز! زيرا عبادت را فاسد و گناه را بزرگ مىكند.
7- عدم ولايت امام، ولىّ خدا، منصوب از طرف او و موجب اتّصال بنده با مولا و زمين با آسمان است و معرفت امام و پذيرش ولايت او از اساسىترين شروط صحّت و قبول عبادت است. عبادت بدون ولايت به درگاه خدا پذيرفته نمىشود.
امام جعفر صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«لَوْ أَنَّ رَجُلًا قامَ لَيْلَهُ وَ صامَ نَهارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَميعِ مالِهِ وَ حَجَّ جَميعَ دَهْرِهِ وَ لَمْيَعْرِفْ وِلايَةَ وَلِىِّ اللَّهِ ... ما كانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ حَقٌّ فى ثَوابِهِ» «1» اگر كسى همه شبهايش را به نماز بگذراند و همه روزهايش را روزه بدارد و همه ثروتشرا انفاق كند و همه عمرش را به حج برود، ولى ولايت ولىّ خدا را نشناسد، حق پاداش او بر خداوند ندارد.
8- گناه و معصيت عبادت وقتى موجب تكامل روحى انسان مىشود كه با اطاعت همراه باشد. معصيت خدا را مرتكب شدن و پيشانى در برابرش بر زمين ساييدن به مسخره يا نفاق بيشتر شبيه است تا عبادت. از اين رو حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«الا لا خَيْرَ فى نُسُكٍ لا وَرَعَ فيهِ» «2» آگاه باشيد! در اعمال عبادى كه با ورع و پرهيز توأم نباشد خيزى نيست.
9- جهالت و نادانى عبادت تكامل بخش و سعادت آفرين، عبادتى آگاهانه و برخاسته از انديشه و تعقّل است. افراد نادان و بىاطّلاع يا كماطّلاع، از آنجا كه هر لحظه در معرض انحراف و لغزش قرار دارند، عبادتشان چندان ارزشمند و مؤثر نيست، به همين جهت در برخى روايات، حتَّى خواب عالم از عبادت جاهل برتر شمرده شده است. «3» حضرت على عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«الا لا خَيْرَ فى عِبادَةٍ لَيْسَ فيها تَفَقُّهٌ» «4» آگاه باشيد در عبادتى كه با آگاهى همراه نيست خيرى وجود ندارد.
پرسش 1- آفات عبادت چه تفاوتى با مبطلات عبادت دارند؟
2- عُجب چيست؟
3- رسول خدا صلى الله عليه و آله عبادت همراه با حرامخوارى را به چه چيزى تشبيه كرده است؟
4- كسى كه به مردم احسان مىكند چرا بايد از خدا تشكّر كند؟
5- پنج نمونه از آفات عبادت را بيان كنيد.
درس نهم: آثار ترك عبادت همانگونه كه پرستش خداوند موجب رشد و اعتلاى روحى و معنوى انسان مىشود ترك عبادت نيز سقوط، زيان و انحطاط او را در پى خواهد داشت. سرپيچى از عبادت آفريدگار جهان، انسان را از صراط مستقيم الهى منحرف و زندگى مادّى، معنوى، دنيوى و اخروى او را قرين انحراف و بدبختى خواهد كرد.
در اين درس پارهاى از آثار شوم ترك عبادت را بهاختصار بررسى مىكنيم.
الف- آثار دنيوى 1- زندگى تلخ و نكبتبار: وقتى انسان خود را در محضر و منظر خداوند مىبيند و سر تسليم و بندگى بر آستانش زمين مىسايد و باور مىكند كه همه اجزا و ذرّات عالم وجود در اين پرستش آگاهانه با او هماهنگ هستند، آرامش و نشاطى به او دست مىدهد كه در سايه آن، سختىها و دشوارىهاى زندگى برايش آسان و قابل تحمّل مىشود، ولى قطع پيوند عبادى با خداوند به منزله جدا شدن از كاروان عظيم آفرينش و قدم گذاردن در بيراهه انحراف، گمراهى و تنهايى است. انسان خداپرست با هرگونه سختى و مصيبت مواجه شود چون خود را با مبدأ و منتهاى هستى مرتبط مىبيند احساس ضعف و تنهايى نمىكند، ولى كسى كه از پرستش خداوند، سر باز زده، هر اندازه هم از ناز و نعمت مادّى برخوردار باشد، از زندگى لذّت نمىبرد، بلكه همواره احساس پوچى و سردرگمى مىكند.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَأِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً ...» «1» هر كس از اخلاق عبادى(ج2) 88 درس دهم: اهتمام به نماز ياد من روى گردان شود زندگى سخت و تنگى خواهد داشت ...
2- اندوه دائمى: گمراهى و تنهايى ناشى از ترك عبادت، خود به خود نوعى وحشت و اندوه هميشگى را به انسان القا مىكند كه تا زندهاست از چنگ آن رهايى نخواهديافت.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
«إِذا قَصَّرَ الْعَبْدُ فِى الْعَمَلِ ابْتَلاهُ اللَّهُ تَعالى بِالْهَمِّ» «2» هرگاه بنده در انجام وظيفه- از جمله عبادت- كوتاهى كند خداوند او را به اندوه مبتلا مىسازد.
3- قساوت قلب: يكى ديگر از آثار ترك عبادت و قطع پيوند با خدا قساوت و سختى دل است. اين بيمارى خطرناك در اثر شكستن حريم قوانين الهى، دورى از خدا و ترك عبادت او به وجود مىآيد و در پى آن كار انسان به جايى مىرسد كه ديگر هيچ سخن حقّى در دلش نفوذ نمىكند گر چه با منطقى روشن و مستدل بيان شود و با فضيلتترين انسانها آن را بگويد. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
«تَرْكُ الْعِبادَةِ يُقْسِى الْقَلْبَ؛ تَرْكُ الذِّكْرِ يُميتُ النَّفْسَ» «3» ترك عبادت خداوند قلب را سخت مىكند و ترك ياد خداوند دل را مىميراند.
4- خود فراموشى: آدمى در اثر غفلت از خداوند، ترك عبادت او و انحراف از مسير فطرت بتدريج بهمرحلهاى از گمراهى مىرسد كه «خود» را گم و يا فراموش مىكند و جسم خاكى خويش را كه «ناخود» است، «خود» مىپندارد. او در اين مرحله، همه تلاش خويش را مصروف رفاه و آسايش جسم مىكند و از تغذيه و اعتلاى روح خويش باز مىماند.
خود فراموشى يكى از نشانههاى بدبختى انسان است، چرا كه در اثر آن، فضايل و امتيازاتى را كه خداوند در وجود او قرار داده و به موجب آن او را بر ساير مخلوقات
برترى بخشيده از ياد مىبرد و شخصيت و مقام خود را تا مرز حيوانيت پايين مىآورد.
قرآن كريم خدا فراموشى را كه نتيجه ترك عبادت است عامل اصلى خود فراموشى دانسته مىفرمايد:
«وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ اولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ» «1» همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنان را به «خود فراموشى» مبتلا كرد؛ آنان همان تبهكارانند.
5- نزول بلا: ترك عبادت و اطاعت خداوند و خوددارى از كرنش دربرابر ذات اقدس او انسان را از سايه حفظ و حمايت الهى خارج مىسازد و او را در معرض هرگونه بلا و مصيبتى قرار مىدهد. نزول بلاها آنچنان انسان را به خود مشغول مىكند كه ديگر حال و فرصتى براى توبه، اصلاح و تزكيه نفس و بازگشت به عبادت خداوند برايش باقى نمىگذارد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله اين بازتاب ترك عبادت را چنين ترسيم فرموده است:
«تَفَرَّغُوا لِطاعَةِ اللَّهِ وَ عِبادَتِهِ قَبْلَ أَنْ يُنْزِلَ لَكُمْ مِنَ الْبَلاءِ ما يَشْغَلُكُمْ عَنِ الْعِبادَةِ» «2» براى طاعت و عبادت خداوند فراغت بجوييد پيش از آن كه بر شما بلايى فرو فرستد كه از عبادت بازتان دارد.
ب- آثار اخروى لطف و رحمت الهى در اين جهان عموميت دارد و همه بندگان خدا را اعمّ از آنكه مؤمن باشند و او را عبادت كنند يا كافر باشند و از عبادت او سر باز زنند شامل مىشود؛ خداوند در اين جهان به همه بندگانش مىبخشد، به همه روزى مىدهد و همه را بهسوى مصالحشان هدايت مىكند. از اين رو آثار ترك عبادت در اين جهان چندان ملموس و