آشكار نيست و بيشترين گرفتارىها و زيانهاى ناشى از ترك عبادت خداوند در جهان آخرت و پس از مرگ آشكار مىشود. اين بدبختىها از لحظه قبض روح آغاز مىشود، در طول حيات برزخى و قيامت ادامه مىيابد و به عذاب جاويدان دوزخ منتهى مىگردد.
برخى از آنها عبارت است از:
1- حسرت و ندامت در لحظه مرگ: ماهى تا در آب است قدر آب را نمىداند.
زمانى به ارزش آب پى مىبرد كه بين او و آب فاصله بيفتد. انسان نيز تا در اين دنياست و غرق در نعمتها و الطاف الهى است، به ارزش اين نعمتها پى نمىبرد و از فرصتى كه خداوند به او داده بهرهگيرى نمىكند، عبادت خدا را ترك مىگويد و گوهر گرانبهاى عمر را در راه معصيت او صرف مىكند. وقتى عمر انسان به پايان رسيد و دستش از اين جهان كوتاه شد. از خواب غفلت بيدار مىشود و به تاريكى سرنوشتى كه با دست خودش براى خويشتن رقم زده پى مىبرد. در اينجاست كه با اندوه و پشيمانى به ياد فرصتهاى از دست رفته مىافتد و حسرت روزگار گذشته را مىخورد و آرزو مىكند به دنيا بازگردد و عبادات و اعمال صالحى را كه انجام نداده، تدارك كند، ليكن افسوس كه اين آرزو هرگز برآورده نمىشود و بازگشتى در كار نيست.
قرآن كريم حال چنين افرادى را در آغاز زندگى برزخى چنين ترسيم مىكند:
«حَتَّى اذا جآءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلّى أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزخٌ الى يَوْمِ يُبْعَثُونَ» «1» (آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مىدهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرا رسد مىگويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترك كردم عبادت و عمل صالحى انجام دهم!» (ولى به او مىگويند:) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مىگويد (و اگر باز گردد، كارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند! جالب آنكه اينان در جهنم نيز همين تقاضاى بازگشت به دنيا را مطرح مىكنند و
بار ديگر پاسخ منفى مىشنوند. قرآن كريم در فاصله كوتاهى از آيات فوق درباره كسانى كه در جهنّم آرزوى خروج از آتش و بازگشت به دنيا را دارند و پاسخ قاطعى كه خداوند به آنها مىدهد چنين مىفرمايد:
«رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ قالَ اخْسَئُوا فيها وَ لا تُكَلِّمُونِ» «1» (مىگويند:) پروردگارا! ما را از اين (دوزخ) بيرون آر، اگر بار ديگر تكرار كرديم قطعاً ستمگريم (و مستحق عذاب)! (خداوند) مىگويد: «دور شويد در دوزخ و با من سخن مگوييد!» 2- عذاب برزخى: عذاب قبر، نتيجه ديگر سرپيچى از فرمان خدا و ترك عبادت است. اين مصيبت از لحظه ورود به قبر شروع مىشود و مأموران الهى، آدمى را به خاطر ترك عمل واجب شكنجه و عذاب مىكنند.
3- كورى در قيامت: به تصريح قرآن كريم، كسانى كه از ذكر و عبادت خداوند اعراض كنند در قيامت كور وارد محشر مىشوند و اين علاوه بر زندگى سخت و نكبتبار آنان در دنياست:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنى أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ ءاياتُنا فَنَسيتَها فَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى» «2» و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت او را نابينا محشور مىكنيم، مىگويد: «پروردگارا! چرا نابينا محشورم كردى؟ من كه بينا بودم!» مىفرمايد:
«آنگونه كه آيات من بر تو آمد و تو آنها را فراموش كردى امروز نيز تو فراموش خواهى شد.» 4- ورود به جهنم: بىاعتنايى به واجبات دينى و ترك عبادت خداوند موجب مىشود كه سرنوشت انسان به دوزخ و عذاب الهى منتهى شود و اين بدترين و خطرناكترين پيامد ترك عبادت خداوند است، زيرا ديگر آثار شوم ترك عبادت هر
اندازه هم كه دشوار و تحمّل ناپذير باشند سرانجام زمانشان سپرى مىشود و انسان از شرّ آنها آسوده مىگردد، ليكن عذاب دوزخ براى مستكبرانى كه از عبادت خدا سر باز مىزنند حتمى است. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«... إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ» «1» كسانى كه از عبادت من تكبّر مىورزند بزودى با ذلّت وارد دوزخ مىشوند.
امام صادق عليه السلام نيز مىفرمايد:
«... لا يَنْظُرُاللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلى عَبْدٍ وَ لا يُزَكّيهِ إِذاتَرَكَ فَريضَةً مِنْ فَرائِضِاللَّهِ ...» «2» خداوند به بندهاىكه يكىاز واجباترا ترك نمايد نظر نمىكند و او را (از انحرافات) پاك نمىسازد.
پرسش 1- آثار دنيوى ترك عبادت را بنويسيد.
2- آثار اخروى ترك عبادت كدام است؟
3- چرا آثار اخروى ترك عبادت تحمّل ناپذير است؟
4- ازديدگاه قرآنكريم در چهمواقعى انسانهاى آلوده آرزوى بازگشت بهدنيا را مطرح مىكنند؟
5- چرا خدا پرستان در برخورد با سختى و مصيبت احساس تنهايى نمىكنند؟
درس دهم: اهتمام به نماز نماز از ا اخلاق عبادى(ج2) 93 چگونه به نماز اهتمام ورزيم؟
ص : 90 ركان دين شمرده شده و در اسلام هيچ عملى پس از خداشناسى به پاى آن نمىرسد. «1» همچنين پذيرش عبادتهاى ديگر بستگى به پذيرفته شدن نماز دارد. «2» و نماز همچون نهر آبى است كه آلودگى گناه را از قلب مىزدايد. «3» حضرت على عليه السلام درباره اهمّيّت نماز فرمود:
«اوصيكُمْ بِالصَّلاةِ وَ حِفْظِها، فَإِنَّها خَيْرُ الْعَمَلِ» «4» شما را به نماز و حفظ آن سفارش مىكنم كه بهترين عمل است.
بديهى است كه با چنين اهمّيتى كه اين عبادت بزرگ دارد، خدا، پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام بهطور جدّى و پى در پى مسلمانان را به بزرگداشت آن فرا مىخوانند و رسول خدا صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام خود بدان سخت پايبند مىباشند.
آنچه در زير مىآيد، گوشهاى از تأكيد فراوان اسلام پيرامون نماز است.
الف- سفارش قرآن قرآن مجيد در آيات فراوانى- حدود صد آيه- با تعبيرهاى گوناگون درباره اقامه نماز يا حدود و احكام آن سخن گفته است يا از نمازگزاران تمجيد نموده و بىنمازان را سخت توبيخ كرده. بهطور مثال به رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور مىدهد:
«وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلوةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْها» «1» كسان خود را به نماز فرمان بده و بر نماز پايدارى كن.
در آيه ديگر مؤمنان را به آن سفارش كرده مىفرمايد:
«قُلْ لِعِبادِىَ الَّذينَ امَنُوا يَقُيمُوا الصَّلوةَ ...» «2» به بندگان من كه ايمان آوردهاند بگو نماز را به پا دارند.
ب- توجه ويژه معصومين عليه السلام به نماز آن برگزيدگان الهى در موقعيتهاى مناسب با سخنان شيواى خود به تشريح ابعاد وسيع نماز و نقش سازنده آن مىپرداختند و جايگاه ويژه آن را براى مسلمانان بيان مىكردند. در ميان فروع دين به هيچ مسألهاى به اندازه نماز اهمّيّت داده نشده است، حتى اولياى خدا هنگام ارتحال، آخرين سفارشى كه به مؤمنان مىكردند، توصيه به نماز بود. اهميت اين موضوع آنگاه روشن مىشود كه بدانيم هر انسانى در آخرين لحظات عمر خود سعى مىكند كه درباره بزرگترين و عزيزترين آرمان خويش سخن بگويد.
امام صادق عليه السلام در آخرين وصايايش فرمود:
«أَحَبُّ الْأَعْمالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ الصَّلاةُ وَ هِىَ آخِرُ وَصايَا الْأَنْبِياءِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ» «3» نماز محبوبترين اعمال نزد خداوند و آخرين سفارش پيامبران است.
حضرت على عليه السلام در وصيتنامهاش مىفرمايد:
«اللَّهَ اللَّهَ فِى الصَّلاةِ فَإِنَّها خَيْرُ الْعَمَلِ وَ إِنَّها عَمُودُ دينِكُمْ» «4»
خدا را خدا را (در نظر داشته باشيد) درباره نماز كه بهترين عمل و ستون دين شماست.
چگونه به نماز اهتمام ورزيم؟
شريعت مقدّس اسلام، براى هر چه باشكوهتر برگزار شدن اين واجب الهى، دستورهاى گوناگونى داده كه مهمترين آنها به شرح زير است.
الف- رعايت آداب نماز نماز، آداب و حدودى دارد كه رعايت آن بر نمازگزار لازم و ضرورى است و توجه و دقّت در آن نشانگر اهمّيت دادن او به نماز است. قرآن به مؤمنان دستور مىدهد:
«يا بَنى آدَمَ خُذُو زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» «1» اى فرزندان آدم! زينتهاى (مادى و معنوى) خود را هنگام رفتن به هر مسجدى با خود برداريد.
زينتهاى مادى شامل پوشيدن لباسهاى مرتب، پاك، تميز، شانهزدن موها، به كار بردن عطر و مانند آن مىشود و زينتهاى معنوى، صفات انسانى، ملكات اخلاقى، پاكى نيّت و اخلاص را در بر مىگيرد. «2» امام رضا عليه السلام در اين باره چنين فرموده است:
هرگاه بخواهى نماز به جاى آورى، در حال كسالت، خواب آلودگى، شتابزدگى و هواپرستى به نماز نايست، بلكه آن را با آرامش، وقار و هشيارى به پادار. و بر تو باد به افتادگى و فروتنى در برابر خداوند بزرگ، بر تو باد به واهمه و پريدگى رنگ، بين بيم و اميد ... همچون برده فرارى و سرافكنده در پيشگاه خدا بايست؛ پاهايت را استوار و قامتت را مستقيم بدار و به چپ و راست منگر، گويا او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى او تو را مىبيند و در وقت نماز با ريش خود و با هيچ يك از اعضاى بدنت بازى مكن. «3»
امام خمينى قدس سره درباره رعايت آداب نماز مىنويسد:
سزاوار است كه نمازگزار با حالت سنگينى و وقار با لباس آراسته و عطر زده و مسواك كرده و موهاى شانه كرده باشد. «1» ب- مراعات اوّل وقت پاسخ سريع به خواسته بزرگان، نشانه احترام و ادب نسبت به آنان است. از اين رو افراد نمازگزار به مجرد شنيدن نواى ملكوتى اذان كه اقامه نماز را از جانب خدا اعلان مىدارد، همه كارهاى خويش را تعطيل كرده، به نماز مىايستند و بويژه به هنگام سحر، خود را پيش از اذان صبح آماده حضور در پيشگاه خدا نموده زمزمههاى عاشقانه خويش را با نسيم سحرى در هم مىآميزند، چنانكه قرآن درباره آنان مىفرمايد:
«وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» «2» و در سحرگاهان از خدا بخشش مىطلبند.
امام باقر عليه السلام فرمود:
«إِنَّ فَضْلَ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الْاخَرِ كَفَضْلِ الْاخِرَةِ عَلَى الدُّنْيا» «3» برترى اول وقت بر ديگر وقتها همچون برترى آخرت بر دنياست.
ج- شركت در نماز جماعت حضور در نماز جماعت نيز يكى از نشانههاى اهميت دادن به نماز است. اسلام تأكيد فراوان دارد كه مؤمنين در صف واحد و كنار يكديگر خدا را عبادت كنند. قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد: