بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 92

«وَ أَقيمُوا الصَّلوةَ وَ اتُوا الزَّكوةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعينَ» «1» نماز را به پا داريد و زكات را بپردازيد و با ركوع كنندگان به ركوع رويد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
هر كس به سوى مسجدى براى نماز قدم بردارد (تا در جماعت شركت نمايد) خداوند با هر قدمى ده ثواب براى او مى‌نويسد و ده گناه از او بر مى‌دارد و ده درجه بر او مى‌افزايد و كسى كه مراقب باشد نمازهايش را به جماعت بخواند در قيامت همچون برق از صراط مى‌گذرد. «2» در روايتى آمده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان ثواب 150 نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند، هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند، ثواب نمازشان بيشتر مى‌شود، تا به ده نفر برسند و عدّه آنان كه از ده گذشت، اگر تمام آسمان‌ها كاغذ و درياها مركب و درخت‌ها قلم و جن و انس و ملائكه نويسنده شوند، نمى‌توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند. «3» د- حضور قلب‌ توجّه و حضور قلب ازجمله امورى است كه روح و حقيقت نماز به آن بستگى دارد.
مقصود از حضور قلب، تهى كردن دل از غير خداست.
نماز، حضور در پيشگاه خداوند و سخن گفتن با اوست. در چنين جايگاهى هرگونه دلدادگى و التفات به غير او بى‌ادبى و نشانه عدم حضور نمازگزار و رعايت نكردن مقام بلند نماز است. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«لا تَلْتَفِتُوا فى‌ صَلاتِكُمْ فَإِنَّهُ لا صَلاةَ لِمُلْتَفِتٍ ...» «4» در نماز به غير خدا توجّه نكنيد؛ كه براى كسى كه به غير خدا توجّه دارد، نمازى نيست.



صفحه 93

يعنى: گويا نمازى به جا نياورده است. و نيز فرمود:
«إِنَّ الْعَبْدَ إِذا اشْتَغَلَ بِالصَّلاةِ جاءَهُ الشَّيْطانُ وَ قالَ لَهُ: أُذْكُرْ كَذا، أُذْكُرْ كَذا حَتَّى يُضِلَّ الرَّجُلَ أَنْ يَدْرِىَ كَمْ صَلَّى» «1» وقتى كسى به نماز مشغول مى‌شود، شيطان به سراغش مى‌آيد و مى‌گويد: اين‌را به ياد بياور، آن را به ياد بياور، تا آنجا او را گمراه مى‌كند كه نمى‌داند چقدر نماز خوانده است.
آرى طمع شيطان در انسان براى نفوذ در دل و ربودن ايمان اوست و اگر بتواند در حال نماز بر او چيره شود، گمراه ساختن او در غير نماز آسان‌تر خواهد بود.
پس نماز اخلاق عبادى(ج‌2) 99 ب - مقدمات نماز ص : 99 گزار بايد هشيار باشد، از اين دشمن خطرناك حذر كند و در هنگام نماز توجه كامل به خداى متعال نمايد تا با ورود به حريم قدس الهى از وسوسه‌هاى شيطان و گمراهى نجات يابد.
همچنين توجّه و حضور قلب، با طهارت و پاكى از گناه تحقق مى‌يابد، آيا ظرف كثيف و آلوده، جاى آب زلال يا غذاى پاكيزه است؟ آيا دل زنگار گرفته از گناه قابليت تجلّى انوار الهى نماز را دارد؟ پاسخ اين سؤال در نصيحت حكيمانه امير مؤمنان عليه السلام به كميل چنين آمده است:
حضور قلب در عبادت دو درجه دارد، يكى حضور قلب اجمالى، يعنى اينكه در عين اشتغال به عبادت، به‌طور اجمال ملتفت باشد كه در حال ثناى معبود است، اگر چه خود نمى‌داند چه ثنايى مى‌كند و ديگرى حضور قلب تفصيلى است كه اين مرتبه جز براى خلّص اولياى خدا و اهل معرفت ممكن نيست. «2» اگر نمازگزار موفّق شود كه با تمام وجود متوجّه ذات مقدّس پروردگار گردد و در نماز جز او را به ياد نياورد، خداوند نيز لطف و عنايت خويش را متوجه او خواهد كرد، چنان كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:



صفحه 94

«إِنَّ اللَّهَ مُقْبِلٌ عَلَى الْعَبْدِ ما لَمْ يَلْتَفِتْ» «1» تا وقتى كه فردى از خدا رويگردان نشده، خداوند به او توجه دارد.



صفحه 95

پرسش‌ 1- سفارش قرآن به پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد نماز چيست؟
2- حضرت على عليه السلام در وصيت خود درباره نماز چه فرمود؟
3- سه نشانه از اهميت دادن به نماز را نام ببريد.
4- امام خمينى قدس سره درباره حضور قلب در نماز چه فرمود؟



صفحه 96

درس يازدهم: آداب نماز (1)
انجام شكل ظاهرى نماز بدون توجّه به آداب و شرايط صحّت و كمال آن موجب رشد و ارتقاى معنوى انسان نخواهد شد و هر قدر كيفيّت بجا آوردن نماز بهتر باشد و آداب ظاهرى و باطنى آن بيشتر رعايت شود، نتايج بهترى به‌دست خواهد آمد. از اين رو بزرگان دين علاوه بر بيان احكام و ضوابط فقهى و شرعى نماز كه رعايت آنها شرط صحّت نماز و موجب اسقاط تكليف است، دستورهاى تكميلى ديگرى نيز داده‌اند كه عمل به آنها موجب اطمينان بيشتر به قبولى نماز در پيشگاه اقدس الهى شده و رشد و تعالى روحى و معنوى انسان را نيز در پى خواهد داشت. اين دستورها را زير عنوان «آداب نماز» بيان مى‌كنيم.
تبيين آداب نماز آداب نماز را به‌طور كلّى مى‌توان در چهار عنوان خلاصه كرد كه عبارتند از آداب روحى و قلبى، مقدّمات، مقارنات و تعقيبات.
الف- آداب روحى و قلبى‌ نمازگزار قبل از شروع به نماز، علاوه بر اعتقاد به اصول و مبانى دين بايد يك سلسله حقايق را باور داشته و آنها را به طور خاصّ مورد توجه قرار دهد و در جهت تحقّق و تبلور آنها تلاش كند. اين حقايق عبارتند از:
1- توجّه به عزّ ربوبيّت و ذُلّ عبوديّت: نمازگزار بايد عزّت و عظمت بى‌منتهاى خداوند را از يك‌سو و ضعف و زبونى خويش را از سوى ديگر در نظر بگيرد و از اين كه‌


صفحه 97

او با آن همه جلال و جبروت به بنده‌اى كوچك و بى‌مقدار، اجازه حضور در محضر و سخن گفتن با خويش را داده احساس نشاط و لذّت كند. همه مظاهر خودبينى و خودخواهى را از فكر و ذهن خويش دور بريزد و خود را ذرّه‌اى بى‌ارزش در برابر عظمت و قدرت الهى ببيند. چه اين‌كه تا ذرّه‌اى خودبينى در دل آدمى باقى است راه كمال و رشد بر او بسته است. امام خمينى قدس سره در اين باره مى‌فرمايد:
حجاب خودبينى و خودپرستى از جميع حجب ضخيم‌تر و ظلمانى‌تر است و خرق اين حجاب از تمام حجب مشكل‌تر و خرق همه حجب را مقدّمه است ... تا انسان را نظر به خويشتن و كمال و جمال متوهّمِ خود است از جمال مطلق و كمال صرف، محجوب و مهجور است. «1» 2- خشوع: و آن عبارت است از فروتنى توأم با حبّ يا خوف. «2» نمازگزار بايد بكوشد تا همواره و بويژه در هنگام نماز در برابر خداوند چنين حالتى داشته باشد. قلب خود را در حد توانايى خويش با نور علم و ايمان خاشع كند و نيز بكوشد كه اين حالت را تا پايان نماز حفظ كند. قرآن كريم خشوع در نماز را از نشانه‌هاى مؤمنان رستگار دانسته مى‌فرمايد:
«قَدْ افْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ هُمْ فى‌ صَلواتِهِمْ خاشِعُونَ» «3» مؤمنان رستگار شدند آنان كه در نمازشان خشوع دارند.
3- طمأنينه: شايسته است كه آدمى در حال نماز از آرامشِ روانى برخوردار بوده و قلبش آنچه به زبان مى‌گويد باور داشته باشد.
امام خمينى قدس سره در توضيح معناى طمأنينه مى‌فرمايد:
و آن عبارت است از اين كه نمازگزار عبادت را از روى سكونت قلب و اطمينان خاطر به جا آورد، زيرا اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل به جا آورد قلب از آن عبادت منفعل نشود. «4» 4- محافظت: امر ديگرى كه در كمال بخشيدن به نماز و تأثير گذارى آن بر انسان‌


صفحه 98

نقش مهمّى دارد، محافظت نماز از تصرّفات شيطانى است. قرآن كريم دو بار مؤمنان را به اين امر مهمّ تذكّر داده مى‌فرمايد:
«وَالَّذينَ هُمْ عَلى‌ صَلَوتِهِمْ يُحافِظُونَ» «1» و آنها كه بر نمازهايشان مواظبت مى‌كنند.
شايد منظور از حفظ نماز، حفظ آن از همه آفات باشد كه در اين صورت نيز حفظ از تصرّفات شيطانى از بارزترين مصاديق آن خواهد بود.
5- نشاط و بهجت: نمازگزار بايد بكوشدكه نماز خود را با نشاط قلب و انبساط خاطر انجام‌دهد و از به‌جاآوردن آن در زمان كسالت و ناخشنودى خاطر- بجز درموارد ضرورى «2»- احتراز كند. زيرا چه‌بسا خواندن نمازهاى طولانى با اذكار و اوراد بسيار در حال خستگى و كسالت، موجب انزجار نفس از عبادت الهى گردد. امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود:
«لا تُكْرِهُوا الى‌ انْفُسِكُمُ الْعِبادَةَ» «3» خود را به اكراه به عبادت وادار مسازيد! 6- حضور قلب: يكى از مهمترين آداب نماز كه شايد ديگر آداب مقدّمه تحصيل آن باشد حضور قلب است. نماز بدون حضور قلب مثل جسم بى‌روح است. چنان كه خود نيز كليد رسيدن به كمالات روحى بوده و در روايات اسلامى به هيچ يك از آداب نماز به اندازه حضور قلب پرداخته نشده است. «4» معناى حضور قلب آن است كه انسان در هنگام نماز، جان و دل خود را از اشتغال به غير حق فارغ و خالى سازد و قلب را به سوى معبود متوجّه كند. پيامبر بزرگوار اسلام در اين باره مى‌فرمايد:



صفحه 99

«اعْبُدِ اللَّهَ كَانَّكَ تَراهُ فَانْ كُنْتَ لا تَراهُ فَأِنَّهُ يَراكَ» «1» خدا را چنان عبادت كن كه گويا او را مى‌بينى و اگر تو او را نبينى، او تو را مى‌بيند.
از ابى حمزه ثمالى نقل شده كه روزى حضرت زين‌العابدين عليه السلام را در حال نماز ديدم، يك سوى عباى آن حضرت از شانه‌اش افتاد؛ حضرت به آن توجّهى نكرد تا از نماز فارغ شد. علّت را جويا شدم. فرمود:
«وَيْحَكَ! اتَدْرى‌ بَيْنَ يَدَىْ مَنْ‌كُنْتُ؟ انَ‌الْعَبْدَ لاتُقْبَلُ مِنْهُ صَلاةٌ الَّا ما اقْبَلَ مِنْها» «2» واى بر تو! آيا مى‌دانى در حضور چه كسى بودم؟ به درستى كه از نماز بنده پذيرفته نمى‌شود مگر آن مقدار كه در آن توجّه و اقبال قلبى داشته باشد.
ب- مقدمات نماز مقدمات نماز امورى هستند كه نمازگزار بايد قبل‌از شروع به نماز آنها را تحصيل كند، فقهاى بزرگوار در رساله‌هاى عمليّه، امورى را به عنوان مقدمه نماز بيان كرده‌اند كه بيشتر ناظر به بعد ظاهرى نماز است. نظير اين آداب بلكه عميق‌تر و گسترده‌تر از آن براى بعد باطنى و ملكوتى آن نيز مطرح است كه به اختصار به اهمّ آنها اشاره مى‌كنيم:
1- طهارت: همانگونه كه زدودن آلودگى‌هاى ظاهرى از بدن لازم است، پاكسازى از گناه، رذايل اخلاقى و ديگر پليدى‌ها نيز براى كمال بخشيدن به نماز ضرورت دارد، زيرا آلودگى جان به مراتب شديدتر از آلودگى ظاهرى است و به قول مولوى:
اين نجاست ظاهر از آبى رود و آن نجاست باطن افزون مى‌شود اخلاق عبادى(ج‌2) 105 ج - مقارنات نماز ص : 103 اين‌نجاست بويش آيد بيست گام و آن نجاست بويش از رى تا به شام‌ بلكه بويش آسمان‌ها بر رود بر دماغ حور و رضوان بر شود «3» البتّه طهارت روح خود انواع و مراتبى داردكه بسط و بيان آنها دراين مختصر نمى‌گنجد. «1» 2- لباس: پس از زدودن آلودگى‌ها از بدن، لباسى لازم است كه آن را بپوشاند و ستر عورت كند. هر لباسى با هر كيفيّتى شايستگى حضور در پيشگاه ربوبى را ندارد. براى صحّت نماز دو شرط پاك و مباح بودن لباس كافى است. ولى براى اكمال نماز بايد ساير آداب مربوط به لباس نيز رعايت شود.
مهمتر از لباسى كه انسان تن خود را با آن مى‌پوشاند، لباسى است كه روح و جانش را با آن بيارايد. چه اين كه وقتى روح از آلودگى به معاصى و اخلاق رذيله و تعلّق به غير خدا منزّه و پيراسته شد، لازم است در پوشش ايمان و تقوا قرار گيرد تا از خطر انحراف و دستبرد شيطان محفوظ بماند. قرآن‌كريم لباس تقوا را براى انسان بهترين لباس دانسته مى‌فرمايد:
«وَ لِباسُ التَّقْوى‌ ذلِكَ خَيْرٌ» «2» و پوشش تقوا نيكوتر است.
3- مكان: گرچه تمام زمين از ديدگاه عارفان عبادتگاه خداست، چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«جُعِلَتْ لِىَ الْارْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً» «3» زمين برايم عبادتگاه و پاك كننده قرار داده شده.
ليكن چون همه‌جاى زمين از حيث شرافت و فضيلت يكسان نيست شايسته است انسان بهترين مكان را براى اداى نماز و راز و نياز با خداوند برگزيند و مسجد مناسب‌ترين مكان براى نماز است. چرا كه خداوند آن را خانه خود ناميده به اين معنا كه آنجا محلّ ديدار و مجلس انس با اوست. از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه خداوند مى‌فرمايد:
آگاه باشيد كه مساجد، خانه‌هاى من در زمين هستند و براى اهل آسمان مى‌درخشند همان‌گونه‌