امام خمينى قدس سره درباره رعايت آداب نماز مىنويسد:
سزاوار است كه نمازگزار با حالت سنگينى و وقار با لباس آراسته و عطر زده و مسواك كرده و موهاى شانه كرده باشد. «1» ب- مراعات اوّل وقت پاسخ سريع به خواسته بزرگان، نشانه احترام و ادب نسبت به آنان است. از اين رو افراد نمازگزار به مجرد شنيدن نواى ملكوتى اذان كه اقامه نماز را از جانب خدا اعلان مىدارد، همه كارهاى خويش را تعطيل كرده، به نماز مىايستند و بويژه به هنگام سحر، خود را پيش از اذان صبح آماده حضور در پيشگاه خدا نموده زمزمههاى عاشقانه خويش را با نسيم سحرى در هم مىآميزند، چنانكه قرآن درباره آنان مىفرمايد:
«وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» «2» و در سحرگاهان از خدا بخشش مىطلبند.
امام باقر عليه السلام فرمود:
«إِنَّ فَضْلَ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الْاخَرِ كَفَضْلِ الْاخِرَةِ عَلَى الدُّنْيا» «3» برترى اول وقت بر ديگر وقتها همچون برترى آخرت بر دنياست.
ج- شركت در نماز جماعت حضور در نماز جماعت نيز يكى از نشانههاى اهميت دادن به نماز است. اسلام تأكيد فراوان دارد كه مؤمنين در صف واحد و كنار يكديگر خدا را عبادت كنند. قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد:
«وَ أَقيمُوا الصَّلوةَ وَ اتُوا الزَّكوةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعينَ» «1» نماز را به پا داريد و زكات را بپردازيد و با ركوع كنندگان به ركوع رويد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
هر كس به سوى مسجدى براى نماز قدم بردارد (تا در جماعت شركت نمايد) خداوند با هر قدمى ده ثواب براى او مىنويسد و ده گناه از او بر مىدارد و ده درجه بر او مىافزايد و كسى كه مراقب باشد نمازهايش را به جماعت بخواند در قيامت همچون برق از صراط مىگذرد. «2» در روايتى آمده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان ثواب 150 نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند، هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند، ثواب نمازشان بيشتر مىشود، تا به ده نفر برسند و عدّه آنان كه از ده گذشت، اگر تمام آسمانها كاغذ و درياها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه نويسنده شوند، نمىتوانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند. «3» د- حضور قلب توجّه و حضور قلب ازجمله امورى است كه روح و حقيقت نماز به آن بستگى دارد.
مقصود از حضور قلب، تهى كردن دل از غير خداست.
نماز، حضور در پيشگاه خداوند و سخن گفتن با اوست. در چنين جايگاهى هرگونه دلدادگى و التفات به غير او بىادبى و نشانه عدم حضور نمازگزار و رعايت نكردن مقام بلند نماز است. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«لا تَلْتَفِتُوا فى صَلاتِكُمْ فَإِنَّهُ لا صَلاةَ لِمُلْتَفِتٍ ...» «4» در نماز به غير خدا توجّه نكنيد؛ كه براى كسى كه به غير خدا توجّه دارد، نمازى نيست.
يعنى: گويا نمازى به جا نياورده است. و نيز فرمود:
«إِنَّ الْعَبْدَ إِذا اشْتَغَلَ بِالصَّلاةِ جاءَهُ الشَّيْطانُ وَ قالَ لَهُ: أُذْكُرْ كَذا، أُذْكُرْ كَذا حَتَّى يُضِلَّ الرَّجُلَ أَنْ يَدْرِىَ كَمْ صَلَّى» «1» وقتى كسى به نماز مشغول مىشود، شيطان به سراغش مىآيد و مىگويد: اينرا به ياد بياور، آن را به ياد بياور، تا آنجا او را گمراه مىكند كه نمىداند چقدر نماز خوانده است.
آرى طمع شيطان در انسان براى نفوذ در دل و ربودن ايمان اوست و اگر بتواند در حال نماز بر او چيره شود، گمراه ساختن او در غير نماز آسانتر خواهد بود.
پس نماز اخلاق عبادى(ج2) 99 ب - مقدمات نماز ص : 99 گزار بايد هشيار باشد، از اين دشمن خطرناك حذر كند و در هنگام نماز توجه كامل به خداى متعال نمايد تا با ورود به حريم قدس الهى از وسوسههاى شيطان و گمراهى نجات يابد.
همچنين توجّه و حضور قلب، با طهارت و پاكى از گناه تحقق مىيابد، آيا ظرف كثيف و آلوده، جاى آب زلال يا غذاى پاكيزه است؟ آيا دل زنگار گرفته از گناه قابليت تجلّى انوار الهى نماز را دارد؟ پاسخ اين سؤال در نصيحت حكيمانه امير مؤمنان عليه السلام به كميل چنين آمده است:
حضور قلب در عبادت دو درجه دارد، يكى حضور قلب اجمالى، يعنى اينكه در عين اشتغال به عبادت، بهطور اجمال ملتفت باشد كه در حال ثناى معبود است، اگر چه خود نمىداند چه ثنايى مىكند و ديگرى حضور قلب تفصيلى است كه اين مرتبه جز براى خلّص اولياى خدا و اهل معرفت ممكن نيست. «2» اگر نمازگزار موفّق شود كه با تمام وجود متوجّه ذات مقدّس پروردگار گردد و در نماز جز او را به ياد نياورد، خداوند نيز لطف و عنايت خويش را متوجه او خواهد كرد، چنان كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ مُقْبِلٌ عَلَى الْعَبْدِ ما لَمْ يَلْتَفِتْ» «1» تا وقتى كه فردى از خدا رويگردان نشده، خداوند به او توجه دارد.
پرسش 1- سفارش قرآن به پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد نماز چيست؟
2- حضرت على عليه السلام در وصيت خود درباره نماز چه فرمود؟
3- سه نشانه از اهميت دادن به نماز را نام ببريد.
4- امام خمينى قدس سره درباره حضور قلب در نماز چه فرمود؟
درس يازدهم: آداب نماز (1)
انجام شكل ظاهرى نماز بدون توجّه به آداب و شرايط صحّت و كمال آن موجب رشد و ارتقاى معنوى انسان نخواهد شد و هر قدر كيفيّت بجا آوردن نماز بهتر باشد و آداب ظاهرى و باطنى آن بيشتر رعايت شود، نتايج بهترى بهدست خواهد آمد. از اين رو بزرگان دين علاوه بر بيان احكام و ضوابط فقهى و شرعى نماز كه رعايت آنها شرط صحّت نماز و موجب اسقاط تكليف است، دستورهاى تكميلى ديگرى نيز دادهاند كه عمل به آنها موجب اطمينان بيشتر به قبولى نماز در پيشگاه اقدس الهى شده و رشد و تعالى روحى و معنوى انسان را نيز در پى خواهد داشت. اين دستورها را زير عنوان «آداب نماز» بيان مىكنيم.
تبيين آداب نماز آداب نماز را بهطور كلّى مىتوان در چهار عنوان خلاصه كرد كه عبارتند از آداب روحى و قلبى، مقدّمات، مقارنات و تعقيبات.
الف- آداب روحى و قلبى نمازگزار قبل از شروع به نماز، علاوه بر اعتقاد به اصول و مبانى دين بايد يك سلسله حقايق را باور داشته و آنها را به طور خاصّ مورد توجه قرار دهد و در جهت تحقّق و تبلور آنها تلاش كند. اين حقايق عبارتند از:
1- توجّه به عزّ ربوبيّت و ذُلّ عبوديّت: نمازگزار بايد عزّت و عظمت بىمنتهاى خداوند را از يكسو و ضعف و زبونى خويش را از سوى ديگر در نظر بگيرد و از اين كه
او با آن همه جلال و جبروت به بندهاى كوچك و بىمقدار، اجازه حضور در محضر و سخن گفتن با خويش را داده احساس نشاط و لذّت كند. همه مظاهر خودبينى و خودخواهى را از فكر و ذهن خويش دور بريزد و خود را ذرّهاى بىارزش در برابر عظمت و قدرت الهى ببيند. چه اينكه تا ذرّهاى خودبينى در دل آدمى باقى است راه كمال و رشد بر او بسته است. امام خمينى قدس سره در اين باره مىفرمايد:
حجاب خودبينى و خودپرستى از جميع حجب ضخيمتر و ظلمانىتر است و خرق اين حجاب از تمام حجب مشكلتر و خرق همه حجب را مقدّمه است ... تا انسان را نظر به خويشتن و كمال و جمال متوهّمِ خود است از جمال مطلق و كمال صرف، محجوب و مهجور است. «1» 2- خشوع: و آن عبارت است از فروتنى توأم با حبّ يا خوف. «2» نمازگزار بايد بكوشد تا همواره و بويژه در هنگام نماز در برابر خداوند چنين حالتى داشته باشد. قلب خود را در حد توانايى خويش با نور علم و ايمان خاشع كند و نيز بكوشد كه اين حالت را تا پايان نماز حفظ كند. قرآن كريم خشوع در نماز را از نشانههاى مؤمنان رستگار دانسته مىفرمايد:
«قَدْ افْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ هُمْ فى صَلواتِهِمْ خاشِعُونَ» «3» مؤمنان رستگار شدند آنان كه در نمازشان خشوع دارند.
3- طمأنينه: شايسته است كه آدمى در حال نماز از آرامشِ روانى برخوردار بوده و قلبش آنچه به زبان مىگويد باور داشته باشد.
امام خمينى قدس سره در توضيح معناى طمأنينه مىفرمايد:
و آن عبارت است از اين كه نمازگزار عبادت را از روى سكونت قلب و اطمينان خاطر به جا آورد، زيرا اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل به جا آورد قلب از آن عبادت منفعل نشود. «4» 4- محافظت: امر ديگرى كه در كمال بخشيدن به نماز و تأثير گذارى آن بر انسان
نقش مهمّى دارد، محافظت نماز از تصرّفات شيطانى است. قرآن كريم دو بار مؤمنان را به اين امر مهمّ تذكّر داده مىفرمايد:
«وَالَّذينَ هُمْ عَلى صَلَوتِهِمْ يُحافِظُونَ» «1» و آنها كه بر نمازهايشان مواظبت مىكنند.
شايد منظور از حفظ نماز، حفظ آن از همه آفات باشد كه در اين صورت نيز حفظ از تصرّفات شيطانى از بارزترين مصاديق آن خواهد بود.
5- نشاط و بهجت: نمازگزار بايد بكوشدكه نماز خود را با نشاط قلب و انبساط خاطر انجامدهد و از بهجاآوردن آن در زمان كسالت و ناخشنودى خاطر- بجز درموارد ضرورى «2»- احتراز كند. زيرا چهبسا خواندن نمازهاى طولانى با اذكار و اوراد بسيار در حال خستگى و كسالت، موجب انزجار نفس از عبادت الهى گردد. امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود:
«لا تُكْرِهُوا الى انْفُسِكُمُ الْعِبادَةَ» «3» خود را به اكراه به عبادت وادار مسازيد! 6- حضور قلب: يكى از مهمترين آداب نماز كه شايد ديگر آداب مقدّمه تحصيل آن باشد حضور قلب است. نماز بدون حضور قلب مثل جسم بىروح است. چنان كه خود نيز كليد رسيدن به كمالات روحى بوده و در روايات اسلامى به هيچ يك از آداب نماز به اندازه حضور قلب پرداخته نشده است. «4» معناى حضور قلب آن است كه انسان در هنگام نماز، جان و دل خود را از اشتغال به غير حق فارغ و خالى سازد و قلب را به سوى معبود متوجّه كند. پيامبر بزرگوار اسلام در اين باره مىفرمايد: