روح انسان فرستاد، چگونه و به كجا مىتوان فرار كرد[1]و با چه نيرو و قدرتى مىتوان در برابر مأمور الهى ايستاد و مقاومت كرد؟![2]آيا انسان مىتواند خود رااز اين شبيخون در امان بداند؟!
چه بسيار افرادى بودند كه شب با كمال صحت و سلامت به بستر رفتند؛ ولى صبح، جنازه آنان از بستر برداشته شد، آيا ما اينها را نديده ايم؟! آيا اينها واقعيت
[1]. و لا يمكن الفرار من حكومتك. خدايا! گريز از حكومت تو ممكن نيست. (فرازى از دعاى كميل)
[2]قَالَ عَلِى بْنُ الْحُسَيْنِ (ع): ... كَأَنَّ الْمَوْتَ قَدْ دَهَمَكُمْ وَ السَّاعَهَ قَدْ غَشِيَتْكُمْ فَإِنَّ الْحَادِى قَدْ حَدَا بِكُمْ يحدى لَا يَلْوِى دُونَ غَايَتِكُمْ فَاحْذَرُوا نَدَامَهَ التَّفْرِيطِ حَيْثُ لَا يَنْفَعُ النَّدَامَهُ إِذَا زَلَّتِ الْأَقْدَام. (إرشاد القلوب، ج 1، باب 21، ص 82) بدانيد، مرگ روزگار شما را تاريك مىكند و قيامت شما على التحقيق خواهد آمد (چه بخواهيد و چه نخواهيد) همانا رئيس كاروان بر شما شبيخون زده، زمانه شما را به مرگ مىرساند، پس بترسيد از پشيمانى روزى كه پشيمانى سودى نداشته باشد و گامها بلغزد.
- عَنْ عَلِى بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ 8 قَالَ بَيْنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) ذَاتَ يَوْمٍ جَالِسٌ مَعَ أَصْحَابِهِ يُعَبِّيهِمْ لِلْحَرْبِ إِذْ أَتَاهُ شَيْخٌ عَلَيْهِ شَحْبَهُ السَّفَرِفَقَالَ: أَيْنَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ؟ فَقِيلَ: هُوَ ذَا فَسَلَّمَ عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! إِنِّى أَتَيْتُكَ مِنْ نَاحِيَهِ الشَّامِ وَ أَنَا شَيْخٌ كَبِيرٌ قَدْ سَمِعْتُ فِيكَ مِنَ الْفَضْلِ مَا لَا أُحْصِى وَ إِنِّى أَظُنُّكَ سَتُغْتَالُ فَعَلِّمْنِى مِمَّا عَلَّمَكَ اللَّهُ قَالَ: نَعَمْ يَا شَيْخُ مَنْ خَافَ الْبَيَاتَ قَلَّ نَوْمُهُ مَا أَسْرَعَ اللَّيَالِى وَ الْأَيَّامَ فِى عُمُرِ الْعَبْد. (بحارالأنوار، ج 74، باب 15، ص 378) روزى اميرمؤمنان (ع) با اصحابش نشسته بود و آنان را براى نبرد صف بندى مىكرد پيرمردى كه رنج سفر در او نمودار بود خدمت حضرت آمد و گفت: يا امير المؤمنين! من از سوى شام نزد تو آمده ام، پيرى سالخوردهام و فضل تو را بى شمار شنيدهام و گمان مىكنم تو را به قتل برسانند، از آنچه خدا به تو آموخته به من بياموز، فرمود: آرى، اى شيخ! هر كس از شبيخون بترسد خوابش نمىبرد، گردش شب و روز، عمر آدميان را به سرعت پايان مىدهد.
- قال أميرالمؤمنين (ع): بَخْ بَخْ لِعَالِمٍ عَمِلَ فَجَدَّ وَ خَافَ الْبَيَاتَ فَأَعَدَّ وَ اسْتَعَدَّ، إِنْ سُئِلَ نَصَحَ وَ إِنْ تُرِكَ صَمَتَ، كَلَامُهُ صَوَابٌ وَ سُكُوتُهُ مِنْ غَيْرِ عِى جَوَاب. (تحف العقول، وصيته لابنه الحسين (ع)، ص 88) آفرين بر دانشمندى كه عمل كرده و تلاش كند، و از شبيخون مرگ بر حذر بوده و آماده و مهيّا گردد. اگر مورد سؤال قرار گيرد اندرز مىدهد و اگر رهايش كنند سكوت مىكند، گفتارش درست است و سكوتش به خاطر درماندگى در جواب نيست.
- أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع): عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ الْبَيَاتَ فَلَمْ يَكُف! (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 162) تعجب مىكنم از كسى كه از شبيخون مىترسد؛ ولى از گناهان خوددارى نمىكند.
- أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع): كَيْفَ لَا يُوقِظُكَ بَيَاتُ نِقَمِ اللَّهِ وَ قَدْ تَوَرَّطْتَ بِمَعَاصِيهِ مَدَارِجَ سَطَوَاتِه. (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 101) چگونه شبيخون انتقامهاى خدا تو را بيدار نمىكند در حالى كه به سبب نافرمانىهاى او در ورطه قهر و غضب او قرار گرفتهاى؟
ندارد؟! اگر درست فكر كنيم متوجه مىشويم كه در برابر شبيخون الهى بايد بيشتر وحشت و خوف داشته باشيم و نسبت به مسائل دنيوى بيشتر زهد بورزيم؟!
حضرت در ادامه اين روايت مىفرمايد: اين همان است كه خداوند در قرآن مىفرمايد: (ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِى وَخافَ وَعِيد)؛[1]كه در اصل «خافَ وعيدى» بوده و آن كسره در وعيد، دلالت بر ياى متكلم محذوف دارد.
برادران! چه كسى سزاوارتر است به اينكه دستورات، راهنماييها و بيانات الهى را- كه هر كدام در نوع خودش بهترين بيان و رهنمود و راهنمايى است- رعايت كند؟
ما روحانيان كه مدعى هستيم راه حضرت سجاد (ع) را مىپيماييم و خود را نماينده ائمه معصومين: مىدانيم به انجام اين فرامين سزاوارتريم؛ اگرچه همه مردم موظف هستند. اميدوارم كه خداوند تبارك و تعالى ما را به اخلاق اسلامى متخلق بفرمايد، و رفتار ما در داخل و خارج منزل بهگونهاى نباشد كه موجب تنفر مردم از روحانيت شود.
والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته
[1]. إبراهيم، آيه 14. پيروزى بر ظالمان و حكومت بر زمين به دنبال نابودى آنان، از آن كسانى است كه از «مقام خداوند» بترسند.
در اينكه منظور از كلمه «مقام» در اينجا چيست؟ احتمالات متعددى داده شده كه ممكن است همه آنها صحيح و مراد از آيه باشد «يعنى آنان كه خدا را بر خود ناظر مىبينند، از حساب و اجراى عدالت او در بيم و هراسند، ترسى سازنده كه آنان را به احساس مسئوليت در هر كار دعوت مىكند و از هر گونه بيدادگرى و ستم و آلودگى به گناه باز مىدارد، پيروزى و حكومت روى زمين سرانجام از آن ايشان است.
درس بيست و يكم[1]آثار زهد
عَن أَبِى عَبْدِاللَّهِ (ع) قَالَ:
مَنْ زَهِدَ فِى الدُّنْيَا أَثْبَتَ اللَّهُ الْحِكْمَهَ فِى قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ وَ بَصَّرَهُ عُيُوبَ الدُّنْيَا دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْيَا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلَام.[2]
در اصول كافى روايتى از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است كه حضرت مىفرمايد: هركس نسبت به دنيا زاهد و بىرغبت باشد، خداوند متعال حكمت را در قلب او مستقر مىسازد و زبانش را به حكمت گويا مىكند و او را به عيبهاى دنيا بينا مىسازد، تا آنجا كه هم درد را بشناسد و هم درمان را. و بالاخره با سلامت جسم و جان از دنيا خارج شود و به بهشت دار السلام واردش كند.
حضرت در اين كلامِ زيبا اثر وضعى زهد در دنيا[3]- اعم ازآثار وضعيه و بركات
[1]. اين درس در جلسه يكصد و چهل و يكم درس خارج اصول معظم له ايراد گرديده است.
[2]. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ الْحَرِيرِى عَنْ أَبِىعَبْدِاللَّهِ (ع) قَالَ: .... (كافى، ج 2، باب ذم الدنيا و الزهد فيها، ص 128)
[3]. سَأَلَ النَّبِى (ص) جَبْرَئِيلَ (ع) عَنْ تَفْسِيرِ الزُّهْدِ، قَالَ: الزَّاهِدُ يُحِبُّ مَنْ يُحِبُّ خَالِقُهُ وَ يُبْغِضُ مَنْ يُبْغِضُ خَالِقُهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ حَلَالِ الدُّنْيَا وَ لَا يَلْتَفِتُ إِلَى حَرَامِهَا فَإِنَّ حَلَالَهَا حِسَابٌ وَ حَرَامَهَا عِقَابٌ وَ يَرْحَمُ جَمِيعَ الْمُسْلِمِينَ كَمَا يَرْحَمُ نَفْسَهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنَ الْكَلَامِ كَمَا يَتَحَرَّجُ مِنَ الْمَيْتَهِ الَّتِى قَدِ اشْتَدَّ نَتْنُهَا وَ يَتَحَرَّجُ عَنْ حُطَامِ الدُّنْيَا وَ زِينَتِهَا كَمَا يَتَجَنَّبُ النَّارَ أَنْ يَغْشَاهَا وَ أَنْ يُقَصِّرَ أَمَلَهُ كَأَنَّ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَجَلَه. (بحارالأنوار، ج 67، باب 58، ص 309) رسول اكرم (ص) از جبرئيل (ع) از تفسير و توضيح زهد سؤال كردند. جبرئيل گفت: زاهد آنچه را دوست مىدارد كه خداوند آن را دوست مىدارد و دشمن مىدارد آنچه را كه خداوند آن را دشمن مىدارد، او از حلال دنيا گريزان است و از آن خوددارى مىكند و به حرام آن اصلًا توجهى ندارد؛ زيرا در حلال آن حساب و در حرامش عقاب هست، او به همه مسلمانان ترحم مىكند همان گونه كه بر خود رحم مىكند، از سخن گفتن بى مورد پرهيز مىكند همانگونه كه از مردار متعفن بيزار است، خود را از مال دنيا و زر و زيور آن نگه مىدارد همان گونه كه از آتش شعلهور دورى مىكند، آرزوهايش را كوتاه مىكند و مرگ را هميشه در برابر خود مىبيند.
آن- را بيان مىفرمايد؛ بركاتى كه فكر و درك ما از فهم ارتباط ميان آن بركات و زهد عاجز است. لذا اين مسائل بايد توسط ائمه معصومين:- كه با حقايق وحى آشنا هستند- براى ما بيان شود.
اولين بركت و اثر زهد در دنيا اين است: «أَثْبَتَ اللَّهُ الْحِكْمَهَ فِى قَلْبِهِ»؛ خداوند حكمت[1]را در قلب شخص زاهد ثبات مىبخشد[2].
و آن به اين صورت است كه زاهد با بينشى كامل در امور وارد مىشود و در نفس او تزلزل و اضطرابى احساس نمىشود؛ مانند اينكه خداوند تبارك و تعالى چراغى را در قلب او روشن ساخته و او با آن چراغ، واقعيات را مىبيند؛ البته مقصود از ديدن واقعيات اين نيست كه غيب را مىبيند؛ بلكه مقصود اين است كه بين حق و باطل، راه درست را از راه نادرست تشخيص مىدهد.
انسان در امور زندگى- حتى در امور جزئى آن- دچار تزلزل و اضطراب است بهطورى كه نمىداند نوع اقدامى به مصلحت او است؟ چه بسا فكر او به جايى
[1]. «حكمت» يعنى با علم و عقل به حقّ رسيدن، پس حكمت از ناحيه خداوند متعال شناسايى اشيا و ايجاد آنها از سوى او در نهايت استوارى است. و حكمت از ناحيه انسان شناختن موجودات و انجام نيكىها و خيرات است و اين همان چيزى است كه قرآن لقمان را با آن توصيف كرده است. (مفردات راغب، ص 249)
[2]. مَعَ الزُّهْدِ تُثْمِرُ الْحِكْمَهُ. با بىرغبتى و زهد در دنيا است كه حكمت به ثمر مىنشيند و ميوه مىدهد. (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 276) به اين معنا كه حكمت تا با زهد نباشد ثمرهاى بر آن مترتّب نمىشود و هر گاه با آن همراه باشد سعادت دنيا و آخرت را در پى دارد.
- قَالَ النَّبِىُّ (ص): إِذَا رَأَيْتُمُ الرَّجُلَ قَدْ أُعْطِى الزُّهْدَ فِى الدُّنْيَا فَاقْتَرِبُوا مِنْهُ فَإِنَّهُ يُلْقِى الْحِكْمَه. (بحارالأنوار، ج 67، باب 58، ص 309) وقتى ديديد كسى حالت زهد و پارسايى در دنيا را دارد به او نزديك شده، از علمش استفاده كنيد؛ زيرا او حكمت را ارائه مىدهد.
نمىرسد و همان تزلزل و اضطراب فكرى براى او باقى مىماند.
امام (ع) مىفرمايد: نتيجه زهد در دنيا اين است كه خداوند متعال، حكمت را در قلب او استوار مىسازد. يعنى آنچه را كه به صلاح او است به راحتى مىبيند و متوجّه مىشود كه بايد چه كند.
كدام اثر وضعى مهمتر و بهتر از اينكه انسان در رابطه با زندگى و سرنوشت خود گرفتار سردرگمى نباشد و در هر قضيهاى كه وارد مىشود، مانند كسى كه بارها اين مسير را طى كرده و مكرر با آن روبرو شده است، تمام جهات آن كاملًا برايش روشن باشد و بتواند در مورد انجام يا ترك آن تصميمى درست بگيرد؟[1]دومين اثر زهد اين است: «وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ». نه تنها حكمت در قلب انسان جاى مىگيرد، كه زبان را نيز فرا مىگيرد، بهطورى كه بيانش حكمت آميز و منطبق با حكمت خواهد بود؛ سخنان بى اساس و حرفهاى خلاف واقع از دهان او خارج نمىشود.
اثر سوم عبارت است از: «وَبَصَّرَهُ عُيُوبَ الدُّنْيَا دَاءَهَا وَدَوَاءَهَا»؛ خداوند متعال عيبهاى دنيا را از دو جهت براى او روشن مىكند: 1- فساد و بيمارى آن عيوب را به بنده زاهد مىنماياند و آن را مشخص مىكند، كه اين خود اولين گام و شرط دور شدن از عيوب است. بديهى است كه بيمار، زمانى به فكر درمان خود مىافتد كه بداند بيمار است. برخى از افراد مدتها دچار بيمارى هستند؛ ولى چون به بيمارى خويش پىنبردهاند موفق به درمان خود نمىشوند حتى به فكر آن نيز نمىافتند، زيرا كه خود را بيمار نمىدانند.
2. راه معالجه و درمان و رهايى از آب عيوب را نيز به او مىنماياند.
در نتيجه، چنين انسانى قدرت پيشگيرى و مقابله با ضرر و زيانهايى كه آدمى را از پاى در مىآورد دارد، چون هم دردها براى او مشخص است و هم راه درمان را مىداند.
والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته
[1]. (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً). (أنفال، آيه 29) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر از [مخالفت فرمان] خدا بپرهيزيد، او براى شما روشنبينى خاصّى قرار مىدهد كه در پرتو آن، حق را از باطل خواهيد شناخت.
درس بيست و دوم[1]ماه رجب و امور معنوى
ماه رجب ماهى است كه از لحاظ دعا كامل ترين امتياز را ميان ماهها دارد. افرادى بوده و هستند كه از دعاها و عبادتهايى كه در اين ماه وارد شده، حداكثر استفاده را برده و مىبرند.
شبهاى اين ماه- بهويژه شبهاى سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم كه به «ايام البيض»[2]معروف است- امتياز خاصى از نظر دعا دارد و موقعيت خوبى براى
[1]. اين درس در جلسه سيصد و پانزدهم درس خارج اصول معظمله ايراد گرديده است.
[2]. عَنْ زِرِّ بْنِ حُبَيْشٍ قَالَ: سَأَلْتُ ابْنَ مَسْعُودٍ عَنِ الْأَيَّامِ الْبِيضِ مَا سَبَبُهَا وَ كَيْفَ سَمِعْتَ؟ قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِىَّ (ص) يَقُولُ: إِنَّ آدَمَ لَمَّا عَصَى رَبَّهُ تَعَالَى نَادَاهُ مُنَادٍ مِنْ لَدُنِ الْعَرْشِ: يَا آدَمُ! اخْرُجْ مِنْ جِوَارِى فَإِنَّهُ لَا يُجَاوِرُنِى أَحَدٌ عَصَانِى، فَبَكَى وَ بَكَتِ الْمَلَائِكَهُ فَبَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ جَبْرَئِيلَ فَأَهْبَطَهُ إِلَى الْأَرْضِ مُسْوَدّاً فَلَمَّا رَأَتْهُ الْمَلَائِكَهُ ضَجَّتْ وَ بَكَتْ وَ انْتَحَبَتْ وَ قَالَتْ: يَا رَبِّ خَلْقاً خَلَقْتَهُ وَ نَفَخْتَ فِيهِ مِنْ رُوْحِكَ وَ أَسْجَدْتَ لَهُ مَلَائِكَتَكَ بِذَنْبٍ وَاحِدٍ حَوَّلْتَ بَيَاضَهُ سَوَاداً، فَنَادَى مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ: أَنْ صُمْ لِرَبِّكَ الْيَوْمَ فَصَامَ فَوَافَقَ يَوْمَ الثَّالِثَ عَشَرَ مِنَ الشَّهْرِ فَذَهَبَ ثُلُثُ السَّوَادِ ثُمَّ نُودِى يَوْمَ الرَّابِعَ عَشَرَ: أَنْ صُمْ لِرَبِّكَ الْيَوْمَ فَصَامَ فَذَهَبَ ثُلُثَا السَّوَادِ ثُمَّ نُودِى يَوْمَ الْخَامِسَ عَشَرَ بِالصِّيَامِ فَصَامَ فَأَصْبَحَ وَ قَدْ ذَهَبَ السَّوَادُ كُلُّهُ فَسُمِّيَتْ أَيَّامَ الْبِيضِ لِلَّذِى رَدَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ عَلَى آدَمَ مِنْ بَيَاضِهِ. ثُمَّ نَادَى مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ: يَا آدَمُ! هَذِهِ الثَّلَاثَهُ أَيَّامٍ جَعَلْتُهَا لَكَ وَ لِوُلْدِكَ مَنْ صَامَهَا فِى كُلِّ شَهْرٍ فَكَأَنَّمَا صَامَ الدَّهْرَ. (علل الشرائع، ج 2، ص 379) زر بن حبيش مىگويد: از ابن مسعود راجع به ايّام البيض سؤال كردم و گفتم: سبب ناميدن اين ايّام به «ايام البيض» چيست و چگونه شنيدهاى؟ ابن مسعود گفت: از نبى اكرم (ص) شنيدم كه فرمودند: هنگامى كه جناب آدم (ع) به پروردگارش عصيان ورزيد منادى از عرش ندا داد: اى آدم! از جوار رحمت من بيرون شو؛ زيرا كسى كه مرا عصيان كند در جوار من نيست. آدم گريست و فرشتگان نيز گريستند، پس خداوند متعال جبرئيل را نزد آدم فرستاد. جبرئيل آدم را در حالى كه سر تا پا سياه شده بود به زمين فرود آورد، فرشتگان وقتى آدم (ع) را بدان وضع ديدند به ضجّه در آمدند و گريستند و سخت ناليدند و به درگاه حق تعالى عرضه داشتند: پروردگارا! مخلوقى را آفريدى و از روح خود در او دميدى و فرشتگانت را به سجده بر او وادار ساختى، حال با يك گناه رنگ سفيدش را به سياهى مبدّل فرمودى!؟ منادى از آسمان ندا كرد: اى آدم! امروز را براى پروردگارت روزه بگير، آدم (ع) آن روز را كه موافق با روز سيزدهم از ماه بود روزه گرفت، پس ثلث سياهى از حضرت محو و زايل گشت، سپس منادى در روز چهاردهم ندا كرد: امروز را براى پروردگارت روزه بگير، جناب آدم (ع) آن روز را هم روزه گرفت و ثلث ديگر از سياهى زايل شد، روز پانزدهم باز منادى ندا كرد و حضرتش را به گرفتن روزه دعوت كرد، حضرت آن روز را هم روزه گرفت، ثلث ديگرش نيز سفيد گشت و به اين ترتيب تمام سياهى او از بين رفت و به همين خاطر اين ايّام به «ايّام البيض» موسوم شد چه آنكه در همين ايّام حق تعالى سفيدى آدم را به وى بازگرداند، پس منادى از آسمان ندا كرد: اى آدم! اين سه روز را براى تو و فرزندانت قرار دادم، كسى كه اين ايّام را در هر ماه روزه بدارد گويا تمام دهر را روزه گرفته است.
البته نكته قابل توجه اين است كه اكثر مردم معتقدند كه وجه تسميه اين ايّام به «ايام البيض» آن است كه شبهاى اين سه روز از اوّل تا آخر درخشان و روشن است و حال آنكه وجه تسميه اين نيست بلكه همان است كه در حديث بيان گرديده علاوه بر اين كه شبهاى اين سه روز از اوّل تا آخر درخشان نيست زيرا شب سيزدهم مانند شب چهاردهم و پانزدهم نيست.
- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): دَخَلْتُ الْجَنَّهَ وَ رَأَيْتُ أَكْثَرَ أَهْلِهَا الَّذِينَ يَصُومُونَ أَيَّامَ الْبِيض. (النوادر للراوندى، ص 19) داخل بهشت شدم و مشاهده كردم، اهل بهشت «ايّام البيض» (سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه) را روزه مىگيرند.
استفاده است.[1]
[1]. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) رَجَبٌ شَهْرُ الِاسْتِغْفَارِ لِأُمَّتِى أَكْثِرُوا فِيهِ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ فَإِنَّهُ غَفُورٌ رَحِيم وَ سُمِّى شَهْرُ رَجَبٍ الْأَصَبَّ لِأَنَّ الرَّحْمَهَ تُصَبُّ عَلَى أُمَّتِى فِيهِ صَبّاً وَ يُقَالُ الْأَصَمُّ لِأَنَّهُ نُهِى فِيهِ عَنْ قِتَالِ الْمُشْرِكِينَ وَ هُوَ مِنَ الشُّهُورِ الْحُرُمِ. (وسائلالشيعه، ج 10، ص 512) رجب ماه استغفار امت من است. در اين ماه زياد استغفار كنيد، به درستى كه خداوند بسيار بخشنده و مهربان است.
- عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا جَاءَ شَهْرُ رَجَبٍ جَمَعَ الْمُسْلِمِينَ حَوْلَهُ وَ قَامَ فِيهِمْ خَطِيباً فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ ذَكَرَ مَنْ كَانَ قَبْلَهُ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ فَصَلَّى عَلَيْهِمْ ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا الْمُسْلِمُونَ! قَدْ أَظَلَّكُمْ شَهْرٌ عَظِيمٌ مُبَارَكٌ وَ هُوَ شَهْرُ الْأَصَبِّ يُصِيبُ فِيهِ الرَّحْمَهَ عَلَى مَنْ عَبَدَهُ إِلَّا عَبْداً مُشْرِكاً أَوْ مُظْهِرَ بِدْعَهٍ فِى الْإِسْلَامِ أَلَا إِنَّ فِى شَهْرِ رَجَبٍ لَيْلَهً مَنْ حَرَّمَ النَّوْمَ عَلَى نَفْسِهِ قَامَ فِيهَا حَرَّمَ اللَّهُ تَعَالَى جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ وَ صَافَحَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ يَسْتَغْفِرُونَ [لَهُ] إِلَى يَوْمٍ مِثْلِهِ فَإِنْ عَادَ عَادَتِ الْمَلَائِكَهُ. ثُمَّ قَالَ: مَنْ صَامَ يَوْماً وَاحِداً مِنْ رَجَبٍ أُومِنَ الْفَزَعَ الْأَكْبَرَ وَ أُجِيرَ مِنَ النَّارِ. (مستدركالوسائل، ج 7، ص 531) هنگامى كه ماه رجب فرا مىرسيد رسول اكرم (ص) مسلمانان را گردخود جمع مىفرمود و در ميان آنان مىايستاد و خطبه مىخواند، پس از حمد و ثناى خدا، انبياى قبل از خود را ياد كرده بر آنان درود مىفرستاد، سپس مىفرمود: اى مسلمانان! ماه بزرگ و مباركى بر شما سايه انداخته است و او ماه اصب، است يعنى در اين ماه رحمت خدا به هر كس كه خدا را عبادت كند مىرسد مگر مشرك يا كسى كه بدعتى در اسلام ظاهر كند. به راستى در اين ماه شبى است كه هر كس خواب را در اين شب بر خود حرام كند و آن را به عبادت و شب زندهدارى بگذراند خداوند متعال جسم او را بر آتش حرام مىكند و هفتاد هزار فرشته با او مصافحه كرده، براى او تا همان روز در سال آينده استغفار مىكنند و اگر در سال آينده هم همين كار را تكرار كرد فرشتگان باز به سوى او مراجعت مىكنند، سپس حضرت فرمودند: هر كسى يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد از فزع و ناراحتى روز قيامت در امان خواهد بود و از آتش دوزخ دور خواهد شد.
قَالَ النَّبِى (ص): إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَصَبَ فِى السَّمَاءِ السَّابِعَهِ مَلَكاً يُقَالُ لَهُ الدَّاعِى فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ يُنَادِى ذَلِكَ الْمَلَكُ كُلَّ لَيْلَهٍ مِنْهُ إِلَى الصَّبَاحِ: طُوبَى لِلذَّاكِرِينَ طُوبَى لِلطَّائِعِينَ. وَ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى: أَنَا جَلِيسُ مَنْ جَالَسَنِى وَ مُطِيعُ مَنْ أَطَاعَنِى وَ غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِى الشَّهْرُ شَهْرِى وَ الْعَبْدُ عَبْدِى وَ الرَّحْمَهُ رَحْمَتِى فَمَنْ دَعَانِى فِى هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ وَ مَنْ سَأَلَنِى أَعْطَيْتُهُ وَ مَنِ اسْتَهْدَانِى هَدَيْتُهُ وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَيْنِى وَ بَيْنَ عِبَادِى فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَى. (مستدركالوسائل، ج 7، ص 535) خداوند متعال در آسمان هفتم ملكى را گماشته است كه او را دعوتكننده مىگويند، پس هنگامى كه ماه رجب رسيد اين ملك هر شب تا صبح ندا مىكند: خوشا به حال ذاكران، خوشا به حال فرمانبرداران! خداوند متعال مىفرمايد: من همنشين كسى هستم كه همنشينم باشد و مطيع كسى هستم كه فرمانبردار من باشد و كسى را كه از من طلب بخشش كند مىبخشم. اين ماه، ماه من است، پس هر كس در اين ماه مرا بخواند جواب او را مىدهم و هر كس در اين ماه از من حاجتى بخواهد به او عطا مىكنم و هر كس در اين ماه از من هدايت بخواهد او را هدايت خواهم كرد و اين ماه را دستگيرهاى بين خودم و بندگانم قرار دادم، پس هركس به آن پناهنده شود به [مقام قرب] من خواهد رسيد.
از اين رو، به چند مورد از مستحباتى كه لازم است در اين ماه، بلكه تمامى ايّام سال، به آنها توجه بيشترى شود اشاره مىكنم:
1. قرائت قرآن مجيد[1]به ويژه توسط كودكان و نوجوانان كه متأسفانه مورد
[1]. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَنْ عَلَّمَ وَلَدَهُ الْقُرْآنَ فَكَأَنَّمَا حَجَّ الْبَيْتَ عَشَرَهَ آلَافِ حِجَّهٍ وَ اعْتَمَرَ عَشَرَهَ آلَافِ عُمْرَهٍ وَ أَعْتَقَ عَشَرَهَ آلَافِ رَقَبَهٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ (ع). (جامع الأخبار، فصل 23، ص 49) هركس به فرزندش قرآن كريم بياموزد گويى ده هزارحج و ده هزار عمره انجام داده و ده هزار بنده از نسل اسماعيل (ع) آزاد كرده است ....
- قَالَ النَّبِى (ص): إِذَا قَالَ الْمُعَلِّمُ لِلصَّبِىِّ: قُلْ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ فَقَالَ الصَّبِىُّ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» كَتَبَ اللَّهُ بَرَاءَهً لِلصَّبِى وَ بَرَاءَهً لِأَبَوَيْهِ وَ بَرَاءَهً لِلْمُعَلِّمِ مِنَ النَّار. (جامع الأخبار، فصل 25، ص 42) هر گاه معلّم به كودك بگويد: بگو: بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، و كودك بگويد: بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، خداوند براى كودك و پدر و مادر او و براى معلّم برائتى [از آتش] خواهد نوشت.
- قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ (ع): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيَهُمُّ بِعَذَابِ أَهْلِ الْأَرْضِ جَمِيعاً حَتَّى لَا يُحَاشِى مِنْهُمْ أَحَداً إِذَا عَمِلُوا بِالْمَعَاصِى وَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ فَإِذَا نَظَرَ إِلَى الشِّيبِ نَاقِلِى أَقْدَامِهِمْ إِلَى الصَّلَاهِ وَ الْوِلْدَانِ يَتَعَلَّمُونَ الْقُرْآنَ رَحِمَهُمْ فَأَخَّرَ ذَلِكَ عَنْهُم. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 39) هنگامى كه اهل زمين مرتكب گناهان و نافرمانىها مىشوند خداوند اراده مىكند همگى آنان را عذاب كند بهطورى كه هيچ يك از ايشان را [سالم و] بيرون نگذارد؛ ولى وقتى پيرمردانى را كه به سوى نمازها قدم برمىدارند واطفالى را كه قرآن ياد مىگيرند مشاهده مىفرمايد به ايشان رحم مىكند، پس عذاب را به تأخير مىاندازد.