بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 162

غفلت واقع شده و كم كم اهميت خود را از دست مى‌دهد.

2. اعتكاف در مساجد جامع؛ كه بحمد الله تعالى سالها است كه به عنوان يك سنّت حسنه برگزار مى‌شود و واقعاً موقعيت خوبى است. توصيه من به همه اين است كه از اين موقعيت، خوب استفاده كنيد.

3. روزه؛ دركتاب الصوم، در موارد روزه مستحب در جمله اى كوتاه آمده است: «ورجب كله وشعبان كله»[1]و با همين دو كلمه كوتاه، مجموعه روزه هاى ماه رجب و شعبان را به عنوان روزه‌هاى مستحبى اعلام كرده‌اند.[2]

[1]. يستحب من الصوم ... و رجب كله و شعبان كله. (الروضه البهيه فى شرح اللمعه الدمشقيه، ج 1، ص 152 و ديگر كتب فقها)

[2]. قَالَ الصَّادِقُ (ع): إِنَّ فِى الْجَنَّهِ نَهَراً يُقَالُ لَهُ رَجَبٌ أَشَدَّ بَيَاضاً مِنَ الثَّلْجِ وَ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ فَمَنْ صَامَ يَوْماً مِنْ رَجَبٍ سَقَاهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ النَّهَر. (روضه الواعظين و بصيره المتعظين، ج 2، ص 395) در بهشت نهرى است كه نام آن رجب است. آب آن سپيدتر و شفاف‌تر از برف و يخ، و شيرين‌تر از عسل است. هر كس يك روز از رجب را روزه بگيرد، خداوند از آب آن نهر به او مى‌نوشاند.

- عَنْ أَبِى عَبْدِاللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ نُوحاً رَكِبَ السَّفِينَهَ أَوَّلَ يَوْمٍ مِنْ رَجَبٍ فَأَمَرَ مَنْ مَعَهُ أَنْ يَصُومُوا ذَلِكَ الْيَوْمَ وَ قَالَ: مَنْ صَامَ ذَلِكَ الْيَوْمَ تَبَاعَدَتْ عَنْهُ النَّارُ مَسِيرَهَ سَنَهٍ وَ مَنْ صَامَ سَبْعَهَ أَيَّامٍ أُغْلِقَتْ عَنْهُ أَبْوَابُ النِّيرَانِ السَّبْعَهُ وَ مَنْ صَامَ ثَمَانِيَهَ أَيَّامٍ فُتِّحَتْ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّهِ الثَّمَانِيَهُ وَ مَنْ صَامَ خَمْسَهَ عَشَرَ يَوْماً أُعْطِى مَسْأَلَتَهُ وَ مَنْ زَادَ زَادَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَ. (ثواب الأعمال، ثواب صوم رجب، ص 53) حضرت نوح (ع) در روز اول ماه رجب بر كشتى سوار شد و به همراهان خود فرمان داد كه آن روز را روزه بگيرند و فرمود: هر كس اين روز را روزه بدارد، آتش جهنّم به فاصله يك سال از او دور مى‌شود و هر كس هفت روز را روزه بگيرد، درهاى هفتگانه جهنّم به روى او بسته مى‌شود و كسى كه هشت روز را روزه بدارد، درهاى هشتگانه بهشت به روى او باز مى‌گردد و هر كسى كه پانزده روز، روزه بگيرد، حاجتى كه دارد برآورده مى‌شود و كسى كه بيشتر [از اين‌] روزه بدارد، خداوند پاداش او را افزون‌تر خواهد كرد.

- قَالَ أَبِوالْحَسَنِ الكاظم (ع): رَجَبٌ نَهَرٌ فِى الْجَنَّهِ أَشَدُّ بَيَاضاً مِنَ اللَّبَنِ وَ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ مَنْ صَامَ يَوْماً مِنْ رَجَبٍ سَقَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ذَلِكَ النَّهَرِ. (همان) رجب، نام نهرى است در بهشت كه ازشير سپيدتر و از عسل شيرين‌تر است كسى كه يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند متعال از [زلال جارى‌] آن رود به او مى‌نوشاند.

- قَالَ أَبُوالْحَسَنِ الكاظم (ع): رَجَبٌ شَهْرٌ عَظِيمٌ يُضَاعِفُ اللَّهُ فِيهِ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُو فِيهِ السَّيِّئَاتِ مَنْ صَامَ يَوْماً مِنْ رَجَبٍ تَبَاعَدَتْ عَنْهُ النَّارُ مَسِيرَهَ مِائَهِ سَنَهٍ وَ مَنْ صَامَ ثَلَاثَهَ أَيَّامٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّه. (همان) ماه رجب، ماه بزرگى است كه در آن [پاداش‌] حسنات چند برابر است و گناهان [آدمى‌] در آن آمرزيده مى‌شود. كسى كه يك روز در ماه رجب روزه بگيرد، آتش جهنّم به اندازه يك صد سال از او فاصله مى‌گيرد و كسى كه سه روز [در اين ماه‌] روزه بگيرد، بهشت براى او واجب مى‌شود.


صفحه 163

4. انجام اعمال مستحب، خصوصاً در ماه رجب؛ دين‌داران و شب‌زنده‌داران- خصوصاً در ماههاى خاص- توجه بسيارى به اين امور معنوى داشته و از اين فرصتها، به خوبى استفاده كرده‌اند.

كسانى كه اهل عبادت و دعا بودند، حلول اين ماه را به عنوان موقعيتى براى استفاده هاى معنوى مى‌دانستند؛ به همين دليل وضعيت آنان دگرگون مى‌شد و خود را به دعاها و روزه هاى ماه رجب و استغفار و طلب مغفرت از خداوند تبارك و تعالى- كه بنابر روايات در ماه رجب اهميت بسيارى دارد- ملتزم مى‌دانستند.[1]شايد كسى بگويد كه شما طبق مزاج خود، طبابت مى‌كنى و بين ماه رجب و ماه جمادى الثانى مثلًا، هيچ فرقى وجود ندارد و هر دو مانند يكديگرند.

در پاسخ مى‌گوييم: اين‌چنين نيست، ائمه هدى: در لسان روايات نسبت به‌

[1]. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): أَلَا إِنَّ رَجَباً شَهْرُ اللَّهِ الْأَصَمُّ وَ هُوَ شَهْرٌ عَظِيمٌ وَ إِنَّمَا سُمِّى الْأَصَمَّ لِأَنَّهُ لَا يُقَارِبُهُ شَهْرٌ مِنَ الشُّهُورِ حُرْمَهً وَ فَضْلًا عِنْدَ اللَّهِ وَ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّهِ يُعَظِّمُونَهُ فِى جَاهِلِيَّتِهَا فَلَمَّا جَاءَ الْإِسْلَامُ لَمْ يَزْدَدْ إِلَّا تَعْظِيماً وَ فَضْلًا أَلَا إِنَّ رَجَباً شَهْرُ اللَّهِ وَ شَعْبَانَ شَهْرِى وَ رَمَضَانَ شَهْرُ أُمَّتِى. (همان) آگاه باشيد! كه ماه رجب ماه ساكت خداوند است و آن ماه بزرگى است و به اين خاطر «اصمّ» ناميده شده است كه هيچ يك از ماهها نزد خداوند در حرمت و فضيلت به آن نمى‌رسد و مردم جاهليت نيز آن را در دوران خود بزرگ مى‌شمردند و هنگامى كه اسلام آمد، تنها بر عظمت و فضيلت آن افزود. آگاه باشيد! رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امّت من است.


صفحه 164

برخى از ايام، عنايت ويژه‌اى دشته اند؛ از اين رو بايد از اين موقعيت ها، در جنبه‌

تكامل و رشد معنوى خود خيلى استفاده كنيم.

5. دعا به درگاه الهى؛ دعا از پشتوان بسيار محكم قرآنى و روايات ائم معصومين: برخوردار است‌[1]و ما نبايد اين معنا را فراموش كنيم. هميشه و در همه حال- خصوصاً در آن حالاتى كه انسان احساس مى‌كند حال معنوى خوبى برايش پيدا شده است- امور مهمى را از خداوند متعال بخواهد.

يكى از دعاهايى كه لازم است آن را در رأس دعاهاى خود قراردهيد، اين است كه از خداوند متعال بخواهيد، اين جمهورى اسلامىِ نو پا را از شرّ ابرقدرتها حفظ كند، مخصوصاً با اين شرايط حساس كنونى كه درآن قرار داريم؛ ابرقدرت‌هاى دنيا براى كوبيدن ما، بلكه كوبيدن اسلام تصميم قاطعى گرفته‌اند؛ چرا كه متوجه شده‌اند، ايران و انقلاب ريشه بيدارى ديگر مسلمانان و فرياد حق‌خواهى ايشان است و تصميم دارند به هر وسيله‌اى كه شده جلوى رشد ما را بگيرند و نگذارند صداى انقلاب از اين مملكت خارج شود؛ به تصور باطل خودشان قصد دارند جلوى آب را از سرچشمه بگيرند و شجره طيبه را از ريشه قطع كنند.

[1]. (وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونى أَسْتَجِبْ لَكُم). (غافر، آيه 60) پروردگار شما گفته است: مرا بخوانيد تا [دعاى‌] شما را بپذيرم!

- عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِى جَعْفَرٍ (ع): أَى الْعِبَادَهِ أَفْضَلُ؟ فَقَالَ: مَا مِنْ شَىْ‌ءٍ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ يُسْئَلَ وَ يُطْلَبَ مِمَّا عِنْدَهُ وَ مَا أَحَدٌ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِمَّنْ يَسْتَكْبِرُ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لَا يَسْأَلُ مَا عِنْدَه. (كافى، ج 2، ص 466) سدير گويد: به امام باقر (ع) عرض كردم: كدام عبادت بهتر است؟ فرمود: چيزى نزد خداى عز و جل بهتر از آن نيست كه از او درخواست شود و از آنچه نزد او است خواسته شود و كسى نزد خداى عز و جل مبغوض‌تر نيست از آن كس كه از عبادت او سرپيچى كند و آنچه نزد او است درخواست نكند.

عَنْ أَبِى‌عَبْدِاللَّهِ (ع) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: ادْعُ وَ لَا تَقُلْ قَدْ فُرِغَ مِنَ الْأَمْرِ فَإِنَّ الدُّعَاءَ هُوَ الْعِبَادَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يَقُولُ: (إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ). وَ قَالَ: (ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُم). (همان) حماد بن عيسى مى‌گويد: شنيدم از حضرت صادق (ع) كه مى‌فرمود: دعا كن و مگو كار از كار گذشته است؛ زيرا دعا همان عبادت است و خداى عزوجل مى‌فرمايد: «آنان كه از عبادت من تكبر ورزند زود است كه سرافكنده به دوزخ درآيند» (مؤمن، 60 آيه) و نيز فرموده است: «مرا بخوانيد تا اجابت كنم» (اين آيه نيز ابتداى همان آيه پيشين است).


صفحه 165

شما ديده و شنيده‌ايد كه صهيونيست چه شكنجه‌هايى را بر مردم بيچاره و

مسلمان فلسطين اعمال مى‌كند كه تاريخ كمتر نظيرش را ديده است و فلسطينيان هم مبارزه كرده، از خودشان مقاومت نشان مى‌دهند.

بحمدالله تعالى به بركت انقلاب اسلامى، توفيقات بزرگى نسبت به مسائل اساسى اسلام به‌دست آورده‌ايم و خداوند متعال پيروزى‌هاى چشم‌گيرى نصيب ما كرده است؛ كه اميددارم با عنايت الهى اين توفيقات، تكامل پيدا كند و به حدّ كافى و لازم برسد.

امّا برخى افراد به خاطر اين پيروزى‌ها مغرور شده‌اند و مى‌گويند: نظام ما كه نظام اسلام است، ديگر ضرورتى ندارد به مستحبات بپردازيم!

اين طرز فكر باعث شده است مقدارى از مسائل فرعى اسلامى- كه اهميت زيادى نيز دارد-[1]فاصله بگيريم. و شايد بتوان گفت كه متأسفانه خانواده‌ها از امور

[1]. قال الصادق (ع): داوم على تخليص المفروضات (المفترضات) و السنن، فإنهما الاصل، فمن أصابهما و أداهما بحقهما فقد أصاب الكل. (مصباح‌الشريعه، ص 111) پيوسته براى بجا آوردن واجبات و وظايف دينى و مستحبات آن اهتمام كرده وكاملا مراقبت نما كه عبادات تو صحيح و خالص و بى‌عيب باشد ومتوجه باش كه پايه بندگى و اساس سلوك به سوى خداوند همان انجام وظايف واجب و مستحب دينى است و اگر كسى بتواند آن‌گونه كه بايد و شايد اين وظايف و سنن را به جا آورد؛ البته به حقيقت بندگى و به تمام وظايف و آداب عبوديت عمل كرده است.

- عَنْ أَبِى‌عَبْدِاللَّهِ الصَّادِقِ (ع) قَالَ: كَانَ فِيمَا وَعَظَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِهِ عِيسَى بْنَ مَرْيَمَ 7 أَنْ قَالَ لَه يَا عِيسَى ... وَ اجْعَلْ ذِكْرِى لِمَعَادِكَ وَ تَقَرَّبْ إِلَى بِالنَّوَافِلِ. (أمالى الصدوق، المجلس الثامن و السبعون، ص 514) خداوند در پندهاى خود به عيسى بن مريم 8 مى‌فرمايد: اى عيسى! ... يادم را ذخيره معادت كن و با نوافل به من تقرب بجوى.

- قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ (ع) قَالَ: إِنَّ الْقَلْبَ يَحْيَا وَ يَمُوتُ فَإِذَا حَيِى فَأَدِّبْهُ بِالتَّطَوُّع. (بحارالأنوار، ج 75، باب 23، ص 190) دل مى‌ميرد و زنده مى‌شود، وقتى زنده است آن را با عبادت‌هاى مستحب تأديب كن.

- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): قَالَ اللَّهُ: مَا تَحَبَّبَ إِلَى عَبْدِى بِشَىْ‌ءٍ أَحَبَّ إِلَى مِمَّا افْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَحَبَّبُ إِلَى بِالنَّافِلَهِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِى يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِى يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِى يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِى يَبْطِشُ بِهَا وَ رِجْلَهُ الَّتِى يَمْشِى بِهَا إِذَا دَعَانِى أَجَبْتُهُ وَ إِذَا سَأَلَنِى أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ فِى شَىْ‌ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِى فِى مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَنَا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ. (بحارالأنوار، ج 67، باب 43، ص 13) رسول خدا (ص) فرمود: خداوند متعال مى‌فرمايد: بندگان مى‌توانند با انجام واجبات، خود را نزد من محبوب كنند و هر كس واجبات را انجام دهد نزد من از همگان محبوب‌تر است. بنده من مى‌خواهد با انجام مستحبات خود را نزد من محبوب كند و هر گاه من او را محبوب خود قرار دهم در اين هنگام گوش او خواهم شد كه با آن مى‌شنود و ديدگان او مى‌شوم كه با آن خواهد ديد و زبان او خواهم شد كه با آن سخن خواهد گفت. من دست او خواهم شد كه با آن هر چيزى را برمى‌دارد و پاهايش مى‌شوم كه به هر جا مى‌رود هر گاه مرا بخواند اجابت مى‌كنم و اگر از من چيزى بخواهد عطا مى‌كنم و در قبض روح مؤمن همواره مردد هستم، او از مرگ كراهت دارد و من هم نمى‌خواهم او ناراحت گردد.


صفحه 166

معنوى و مستحبات، در حال دور شدن هستند؛ در حالى كه اين امور در زمان طاغوت، از طرف خانواده‌ها رعايت مى‌شد.

پشتوانه حقيقى جوانهاى متعهد و نيروهاى ارزشمند ما، قدرت خداوند تبارك و تعالى است و آن كسى كه ما را به اينجا رسانده، او است؛ به همين جهت مبادا هرگز فكر كنيم كه ديگر نياز ما برطرف شده و به لطف و عنايت خداى متعال وكمك او نياز نداريم.

ما همواره بايد به اين پشتوانه الهى توجه داشته باشيم. بايد بدانيم كه تنها قدرت خداوند تبارك و تعالى است كه از ما پشتيبانى مى‌كند و قدرت او ما فوق همه قدرتها است.[1]به همين دليل از سروران مكرم تقاضاى جدى دارم كه از اين موقعيت چند روزه كاملًا استفاده كنيد، به اين اميد كه با عنايت خداوند تبارك و تعالى و با استمداد از قدرت مطلقه او، بتوانيم با ابرقدرت‌هايى كه برابر اسلام ايستاده‌اند مقابله كنيم و اسلام را در سطح جهان گسترش و توسعه بدهيم.

به حق اين ايّام و اين ماه پر ارزش، به حق مواليد آن كه در دعاى رجبيّه مى‌خوانيم «اللهم انى اسئلك بحق مولودين فى رجب»، به حق اميرالمؤمنين (ع) و به حق مبعث كه در اين ماه واقع مى‌شود، از خداوند متعال كه قدرت مطلقه و ما فوق همه قدرتها است، بخواهيم كه اين جمهورى اسلامى را و همه مسلمان‌ها را به ويژه كسانى را كه گرفتار جاه‌طلبى شده‌اند از شرّ اين توطئه‌ها، نقشه‌ها و

[1]. (يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِم). (فتح، آيه 10) دست خداوند بالاى دست آنان است.


صفحه 167

قدرت‌ها حفظ فرمايد.

از خداوند بخواهيد به قدرت كامله خودش، تمام قدرت‌هايى را كه بر ضد مسلمانان و منافع ايشان است نابود كرده و از بين ببرد ان شاءالله تعالى.

والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته‌


صفحه 168

درس بيست و سوّم‌[1]رابطه معرفت و تقوا

قال أميرالمومنين (ع):

«مَنْ سَكَنَ قَلْبَهُ الْعِلْمُ بِاللَّهِ سَكَنَهُ الْغِنَى عَنْ خَلْقِ اللَّه».[2]

حضرت امير مؤمنان على (ع) در اين روايت، كه ريشه قرآنى دارد مى‌فرمايد: كسى كه قلب خود را ظرف و جايگاه معرفت خداوند متعال كه اساس همه امور است قرار دهد، آرامش پيدا مى‌كند.

(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب).[3]

خداوند متعال براى تبيين اين معرفت الهى مى‌فرمايد: (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُون‌)[4]أى ليعرفون؛[5]يعنى اساس و غايت خلقت، معرفت و شناسايى خداوند

[1]. اين درس در جلسه ششصد و چهل و يكم درس خارج اصول معظم له ايراد گرديده است.

[2]. هر كس علم و معرفت به خداوند در دلش جاى گيرد، در آن قلب، بى‌نيازى از خلق خداوند جاى خواهد گرفت. (غررالحكم، ص 82)

[3]. تنها با ياد خداوند است كه دل‌ها آرامش مى‌يابد. (رعد، آيه 28)

[4]. من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اين‌كه مرا عبادت كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند). (ذاريات، آيه 56)

[5]. عَنْ أَبِى عَبْداللَّهِ (ع) قَالَ: لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِى فَضْلِ مَعْرِفَهِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَا مَدُّوا أَعْيُنَهُمْ إِلَى مَا مَتَّعَ اللَّهُ بِهِ الْأَعْدَاءَ مِنْ زَهْرَهِ الْحَيَاهِ الدُّنْيَا وَ نَعِيمِهَا وَ كَانَتْ دُنْيَاهُمْ أَقَلَّ عِنْدَهُمْ مِمَّا يَطَئُونَهُ بِأَرْجُلِهِمْ وَ لَنُعِّمُوا بِمَعْرِفَهِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ تَلَذَّذُوا بِهَا تَلَذُّذَ مَنْ لَمْ يَزَلْ فِى رَوْضَاتِ الْجِنَانِ مَعَ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ إِنَّ مَعْرِفَهَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ آنِسٌ مِنْ كُلِّ وَحْشَهٍ وَ صَاحِبٌ مِنْ كُلِّ وَحْدَهٍ وَ نُورٌ مِنْ كُلِّ ظُلْمَهٍ وَ قُوَّهٌ مِنْ كُلِّ ضَعْفٍ وَ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ سُقْمٍ ثُمَّ قَالَ (ع): وَ قَدْ كَانَ قَبْلَكُمْ قَوْمٌ يُقْتَلُونَ وَ يُحْرَقُونَ وَ يُنْشَرُونَ بِالْمَنَاشِيرِ وَ تَضِيقُ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِرُحْبِهَا فَمَا يَرُدُّهُمْ عَمَّا هُمْ عَلَيْهِ شَىْ‌ءٌ مِمَّا هُمْ فِيهِ مِنْ غَيْرِ تِرَهٍ وَتَرُوا مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ بِهِمْ وَ لَا أَذًى بَلْ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ دَرَجَاتِهِمْ وَ اصْبِرُوا عَلَى نَوَائِبِ دَهْرِكُمْ تُدْرِكُوا سَعْيَهُم. (كافى، ج 8، ص 231) اگر مردم مى‌دانستند در معرفت و شناخت خداوند چه فضيلتى نهفته است هرگز به رونق زندگى دنيا و نعمتهاى دنيوى كه خداوند به دشمنان خود داده نظر نمى‌كردند و دنياى دشمنان در نگاه ايشان زبون‌تر از چيزى بود كه اينان زير پاى خود لگد مى‌كنند. اين مردم به معرفت و شناخت خداى عزّ و جلّ بهره‌مند هستند و به آن شادكام مى‌باشند مانند شادكامى كسانى كه هميشه در باغهاى بهشت با اولياى خداى متعال به سر مى‌برند. بدرستى‌كه شناخت خداى عزّ و جلّ، انيس هر وحشت، و يار و همدم هر گونه تنهايى و روشنايى بخش هر ظلمتى و نيرو رسان هر ناتوان و درمان هر دردى است، سپس فرمود: همانا پيش از شما مردمى بودند كه كشته شده و به آتش كشيده مى‌شدند و با ارّه تكه تكه شده و زمين با تمام پهناورى‌اش بر ايشان تنگ مى‌شد و تمام اين شرايط آنان را از باورى كه داشتند بر نمى‌گرداند و كسانى كه بر سر آن مؤمنان چنين بلاهايى مى‌آوردند به سبب مطالبه خون يا آزارى كه از آنان مى‌ديدند نبود، بلكه تنها از آن جهت از ايشان انتقام مى‌كشيدند كه به خداوند ايمان داشتند. پس، از پروردگارتان درجات ايشان را طلب كنيد و بر ناگواريهاى روزگار خود شكيبا باشيد تا به پيامدهاى تلاش آنان دست يابيد.

قَالَ ابْنِ عَبَّاسٍ: جَاءَ أَعْرَابِى إِلَى النَّبِى (ص) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! عَلِّمْنِى مِنْ غَرَائِبِ الْعِلْمِ. قَالَ: مَا صَنَعْتَ فِى رَأْسِ الْعِلْمِ حَتَّى تَسْأَلَ عَنْ غَرَائِبِهِ؟ قَالَ الْأَعْرَابِىُّ: وَ مَا رَأْسُ الْعِلْمِ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: مَعْرِفَهُ اللَّهِ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ. فَقَالَ الْأَعْرَابِىُّ: مَا مَعْرِفَهُ اللَّهِ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ؟ قَالَ: أَنْ تَعْرِفَهُ بِلَا مِثْلٍ وَ لَا شِبْهٍ وَ لَا نِدٍّ وَ أَنَّهُ وَاحِدٌ أَحَدٌ ظَاهِرٌ بَاطِنٌ أَوَّلٌ آخِرٌ لَا كُفْوَ لَهُ وَ لَا نَظِيرَ لَهُ فَذَلِكَ حَقُّ مَعْرِفَتِه. (التوحيد للصدوق، باب 40، ص 285)

از ابن عباس نقل شده كه يكى از اعراب خدمت رسول اكرم (ص) رسيد و عرض كرد: يا رسول اللَّه! از نوادر علم چيزى به من بياموز، حضرت فرمود: از اصل علم چه فرا گرفته‌اى كه اكنون از نوادر آن مى‌پرسى؟ اعرابى پرسيد: اصل علم چيست؟ رسول اكرم فرمود: معرفت خداوند و شناختن صفات او. مرد عرب پرسيد: معرفت واقعى و حقيقى خداوند چيست؟ فرمود: شناخت واقعى خداوند اين است كه براى او مانند و همتايى معتقد نباشى و اين‌كه خداوند يكى است و شريكى ندارد، براى او ابتدا و پايانى نيست، در ظاهر و باطن وجود دارد، مانند و همتايى ندارد، هر كس خداوند را اينچنين بشناسد خداوند را به حقيقت شناخته است.

يا رب سببى كه آب حسرت نخورم در جام هوا شراب غفلت نخورم‌

از نعمت معرفت غنى ساز مرا تا نان خسان به زهر منت نخورم‌

يك لحظه اگر نفس تو محكوم شود علم همه انبيات معلوم شود

آن‌صورت غيبى كه جهان طالب اوست در آينه فهم تومفهوم شود


صفحه 169

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة