درس چهل وپنجم[1]روحانى الگو
اگر بخواهيم يكى از روحانيون شيعه را- كه مورد تأييد حضرت بقيه الله الاعظم [و بزرگان شيعه است- نام ببريم چه كسى است؟
گذشته از امام بزرگوار كه يك مرد استثنايى در تاريخ است در ميان روحانيان- فردى كه مىتواند براى ما الگو باشد و مورد نظر و رضايت امام زمان [است، شهيد بزرگوار استاد مطهرى (ره) است.
بىترديد، اين شهيد بزرگ از نظر مقام علمى و آشنايى با مسائل مختلف اسلامى[2]معارف اسلام را به خوبى درك كرده بود؛ و انصاف اين است كه واژه «اسلام شناس» را، كه بسيار والاتر از عنوان «فقيه و متكلم» است، در مورد او به كار ببريم.[3]«اسلامشناس» يك معناى بسيار غنى و پر محتوايى است كه هم مسائل و زواياى گوناگون را در بر مىگيرد و در تاريخ كمتر كسى را مىتوان پيدا كرد كه اين
[1]. سيرى كامل در اصول فقه، ج 4، ص 592.
[2]. عن أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: كَمَالُ الْمُؤْمِنِ فِى ثَلَاثِ خِصَالٍ: تَفَقُّهٍ فِى دِينِهِ وَ .... (بحار الأنوار، ج 1، باب 1، ص 162) كمال مؤمن در سه خصلت است: درك مسائل دينى، ....
[3]. عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ: قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً فَقَّهَهُ فِى الدِّين (بحار الأنوار، ج 1، باب 6، ص 217) هرگاه خداى عزوجل به بنده اراده خير كند او را داناى در دين گرداند.
عنوان براو منطبق باشد و به او «اسلامشناس» گفته شود.
ايشان در مقام عمل هم تا آخرين لحظه با بيان و قلمش از اسلام دفاع كرد. خداوند متعال بيش از بيان خوب، به او قلم خوب عنايت كرده بود، به طورى كه وقتى انسان نوشتههاى اين مرد بزرگ را مطالعه مىكند، پى مىبرد كه ايشان سخت ترين مسائل علمى و فلسفى را با عبارتى قابل فهم و پر معنا براى اقشار مختلف جامعه مطرح كرده است.
به يقين، كسانى كه اين مرد بزرگ را به شهادت رساندند، عظمت شخصيت او را بهتراز ما درك كرده و فهميده بودند كه اگر چنين انسان اثرگذارى از جامعه گرفته شود چه محروميتهايى را در پى خواهد داشت.
به هر حال، چنين شخصيتى بايد بعد از أئمه هدى: و امام زمان [براى ما الگو و اسوه باشد. هم ما بايد از نظر آشنايى با اسلام و خدمت به آن، يك مطهرى باشيم و چنين شخصيتى داشته باشيم.
وقتى سالگرد گرامى داشت چنين شخصيتهايى فرا مىرسد، آنچه بيش از هر چيز ديگر اهميت دارد، اين است كه ببينيم آنان چگونه به اين موقعيت رسيدند؟
«اخلاص، احساس وظيفه، تحمل مرارتهاى زندگى و داشتن روحيه طلبگى»
ما نيز از آنان درس بگيريم و سعى كنيم راه و روش آن بزرگان را در زندگى شخصىمان پياده كنيم.
بايد در مورد اين شخصيت بزرگوار از تمام جهات (اعتقادى، اخلاقى، عبادى، اخلاص، اسلامشناسى، تحمل مرارتها و رنجها و ...) به ايشان تأسى كرد و ايشان را به عنوان يك اسوه معرفى كرد.
اگر اين بزرگان را الگوى خود قرار داده و مانند آنان عمل كنيم، مطمئن باشيم كه مورد رضاى امام زمان [خواهيم بود.
زمانى كه روحانيت با دانشگاه ارتباطى نداشت و رفتن به دانشگاه براى او بسيار سنگين و دشوار بود، ايشان به خاطر انجام وظيفه سعى كرد به دانشگاه راه پيداكند، اگرچه در دانشگاه مسئوليت رسمى نداشته باشد.
با اين كه مدرك ليسانس و دكترا و امثال اينها را نداشت ولى كم كم به خاطر
پشتوانه علمى خوبى كه از آن برخوردار بود، مورد توجه و استفاده دانشجويان قرار گرفت و در دانشگاه موقعيت پيدا كرد و همين امر، زمينهاى شد تا در مبازره، دانشگاه با مردم همگام شود.
ر ايشان به وظيفه خود عمل نمىكرد، دانشگاه در مقابل حوزه و روحانيت قرار داشت و كسى به خواب هم نمىديد كه يك روز ميان حوزه و دانشگاه رابطهاى برقرار شود، چه رسد به اين كه بحث اتحاد حوزه و دانشگاه مطرح گردد.
اميدوارم خداوند متعال اين شخصيت بزرگوار و امام عزيز را- كه اين شخصيت بزرگوار در دامان او تربيت شد- با اوليا و ائم هدى: محشور فرمايد و به ما هم توفيق عنايت كند كه راه و روش ايشان را ادامه دهيم و در همان راهى گام برداريم كه آنان گام نهادند و به نتايج مطلوب رسيدند.
والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته
درس چهل و ششم[1]جامعيت استاد و شاگرد الگويى براى اهل علم
كنگر هزار شيخ مفيد (ره)، نشان داد كه شخصيتهاى علمى جهان تشيع، اگرچه زندگىشان مربوط به هزار سال قبل است ولى نه تنها ميان مسلمانان جهان، بلكه ميان فرق مختلف مسيحى، بودايى و ... شناخته شده اند؛ به طورى كه اين فرقه ها مطالعات، مقالات و سخنرانىهايى دربار شيخ بزرگوار مفيد (ره) داشتهاند. در جلس اختتاميه اين كنگره مطلبى را گفتم كه به نظرم رسيد آن را براى شما هم بيان كنم.
هدف از برگزارى اين كنگره ها اين است كه ما شخصيّت بزرگان خود را به عنوان اسوه و الگويى مناسب به جامعه معرفى كنيم. شيخ بزرگوارى به نام مفيد، در عمر هفتاد و پنج يا حداكثر هفتاد و هفت ساله خود چه آثار و بركاتى براى عالم تشيع و اسلام داشته است به طورى كه ما امروز به او افتخار مىكنيم و حقاً هم بايد افتخار كرد.
نكته جالبى كه مخصوصاً در زندگى ايشان وجود دارد، جامعيّت ايشان است، به طورى كه در بسيارى از فنون و علوم اسلامى بلكه در تمامى آنها تخصص داشته است.
وقتى به فقه و فقاهت مىرسيد، فقيهى متبحر و به تمام معنا بود، هنگامى كه به مسائل كلامى مىرسيد، يك متكلم در بالاترين مرتبه از آشنايى با علم كلام بود،
[1]. اين درس در جلسه پانصد و نود و دوم درس خارج اصول معظم له ايراد شده است.
همينطور در تاريخ، رجال، تفسير و مسائل و فنون مختلف اسلامى تخصص داشت.
ما نبايد تصور كنيم كه بدون سعى و تلاش و بدون رنج و زحمت مىتوان به اين جامعيت دسترسى پيدا كرد. وقتى زندگى شيخ مفيد (ره) تعالى را- كه واقعاً هم خواندنى است- مطالعه مىكنيم، مىبينيم ايشان گرفتار چه مشكلاتى بوده است. از طرف فرقههاى مختلف گرفتارىهاى بسيارى- مانند چندين مرتبه تبعيد- براى ايشان پيش آمد، اما هيچ كدام از اين امور نتوانست سد راه تعليم و تعلم ايشان شود.
علت اين كه شيخ بزرگوار طوسى (ره) از بغداد- كه وى در آن شهر شاگرد شيخ مفيد (ره) بوده- به نجف انتقال پيدا كرد، اين بود كه آن فرقههاى مخالف، تمام زندگى و خانه و كتابخان او را آتش زدند وشيخ طوسى (ره) مجبور شد- با اين كه بغداد، مركز علم و حوزه هاى علميه بود- به نجف هجرت كند و حوزه علميه نجف را پايهگذارى كند؛ به طورى كه پس از هزار سال، هنوز آثار و بركات اين حوزه را مشاهده مىكنيم.
انسان وقتى در زندگى شيخ طوسى (ره) دقت مىكند، پى به جامعيت او مىبرد؛ در علم تفسير، كتاب تبيان را نوشته كه بسيار مفصّل، دقيق، ادبى و مشتمل بر تحقيقات بسيارى است؛ در علم فقه تأليفات متعدد، با كيفيتهاى گوناگون دارد؛ در علم رجال، كتاب فهرست و رجال شيخ معروف است؛ در باب كلام، كتاب الشافى سيد مرتضى را تلخيص كرده كه سه جلد است و هر جلد حدود هشتصد صفحه دارد، و همچنين است در علم اصول و فنون مختلف اسلامى ديگر.
برادران! بحمدالله تعالى تعداد افراد حوزه ما از نظر كميّت، بسيارخوب است، اما اين كه در آينده خروجى اين حوزه، چيست؟ اين به تصميم، سعى و تلاش من و شما بستگى دارد. حوزه نمىتواند مجتهد بسازد، اين من و شما هستيم كه با سعى و تلاش خودمان، مىتوانيم مجتهد شويم، مجتهد بسازيم و براى آينده اسلام يك افتخار و خدمتگزار باشيم. مبادا به جاى اين كه افتخار روحانيت باشيم، آبروى آن را ببريم!
والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته
درس چهل و هفتم[1]جديت در تحصيل علم
ما بايد عنايت بيشترى به كارهاى طلبگى و تحصيل خود داشته باشيم.
بحمدالله تعالى به بركت انقلاب اسلامى، اكثر مردم از طريق رسانهها و مطبوعات در جريان همه امور هستند و حتى به اين حد اكتفا نمىكنند و مسائل را پى گيرى و اخبار را بررسى مىكنند كه فوايد زيادى را در پى دارد؛ البته اين كه انسان تمام وقتش را يا وقتهاى اساسى خود را صرف بحثهاى سياسى كند نيز صحيح نيست.
در حالات امام بزرگوار (قدس) نقل مىكنند كه ايشان به دليل كسالت قلبى مجبور بودند روزى دو- سه نوبت در حياط منزل پيادهروى كنند؛ ايشان زمان پيادهروى را در اوقاتى كه اخبار مهم راديو پخش مىشد قرار داده بودند. ايشان يك راديويى در دستشان بود و ضمن پيادهروى به اخبار نيز گوش مىكردند و در جريان مسائل روز قرار مىگرفتند.
درست است كه بايد با مسائل روز، مرتبط و آشنا بود؛ اما نه به اين معنا كه بهترين وقت صرف اين امور شود. وظيفه يك طلبه و محصل پرداختن به مسائل تحصيلى-، اعم از مطالعه، نوشتن، مباحثه، تدرس و تدريس- است، شدت اهتمام يك طلبه بايد در رابطه با اين امور باشد.
[1]. اين درس در جلسه درس سيصد و سى و هفتم درس خارج اصول معظم له ايراد گرديده است.
البته، اگر يك وقت- خداى ناكرده- يك قضيه مهمى پيش آيد كه بايد اخبار آن را تعقيب كند، در آن زمان خاص براى مدت محدودى وظيفه چيزى ديگر است؛ اما در شرايط عادى، وظيفه اساسى ما اهتمام به مسائل علمى و مسائلى است كه در رشد علمى و آينده ما نقش دارد.
درست است كه حوزه هاى علميه- به ويژه حوزه علميه قم- توسعه پيدا كرده است، ولى متأسفانه حوزه علميه نجف با آن قدمت و سابقه، گرفتار بلاى عجيبى شده است كه اميدوارم خداوند متعال به حق آن مرد بزرگ الهى كه آن حوزه مقدس در جوار مرقد مطهر ايشان است، مولى الموحدين اميرالمؤمنين على (ع)، كسانى را كه آن مسائل را در آنجا به وجود آوردهاند هرچه زودتر ريشه كن كند و عذاب دنيا را قبل از عذاب آخرت به آنان بچشاند. مثلًا اين مرد[1]به علت جنون و جاه طلبى، گرفتاريهاى عجيبى براى اسلام و مسلمانان چه در ايران، چه در عراق و چه در كشورهاى ديگر به وجود آورده است.
با توجه به اين كه آثار و بركات بسيارى، مانند كتابهاى فقهى و اصولى ما مثل كتاب جواهر- كه افتخار شيعه است-، كتابهاى شيخ انصارى، مرحوم آخوند و بزرگان ديگر، همه از آن حوزه مقدسه است، به همين جهت وظيفه ما به خاطر اين مشكل و اين ضربه، بزرگى كه به حوزه مقدس نجف و اسلام وارد آمده سنگينتر شده است. حال چه بايد كرد؟ بايد نشست و نگاه كرد؟!
ضمن اين كه بايد از راههاى مختلف براى حل اين مشكل راهى پيدا كرد؛ راه حل فعلى آن جبران علمى است، و در حال حاضر جبران علمى به دست من و شما است، يعنى بر من و شما لازم است كه بيشتر از گذشته درس بخوانيم، زحمت بكشيم و به مسائل علمى بپردازيم تا يك بُعد و جهت آن مصيبت تا حدى جبران شود.
در اين شرايط بايد اهتمام ما به مسائل علمى بيش از سابق باشد تا بتوانيم خودمان را براى آينده حوزه و مسلمانها و ملتهايى كه به اسلام توجه پيدا كردهاند آماده كنيم. مىدانيد كه در خيلى از كشورها مسجد تأسيس شده است. در آذربايجان شوروى همه مساجد به حالت اول بازگشته و مساجدِ تازهاى در حال احداث است
[1]. منظور معظم له همانطور كه اشاره كردهاند صدام ملعون مىباشد.
و مردم آنجا به مسائل ايران و روحانيت توجه پيدا كردهاند.
خلاصه اينكه بايد من و شما جوابگوى آنان باشيم و اگر مسامحه كنيم وهابيت آنها را به دام مىاندازند. وهابيت عقايد منحرف خود را به عنوان اسلام به خورد آنان مىدهند، پس سعى كنيم خودمان را هرچه بيشتر و بهتر براى خدمت به اسلام و مسلمانان آماده كنيم و با توجه و درك مسئوليت بيشتر، با علاقه و عنايت، به درسها ادامه دهيم- ان شاء الله تعالى-.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته