حضرت كاظم (ع) نز به تفقّد مسكينان مدينه مىپرداخت و شبانه پول و كالا به آنان مىرساند به گونهاى كه ندانند اين اموال از سوى چه كسى بوده است. «1» از سوى ديگر مؤمنان آزاده بايد سعى كنند در مرحله اوّل حلمشكل خويش را از خدا بخواهند كه مشكل گشاى حقيقى اوست واگر به ناچار بايد به بندگان او رجوع كرد، پيش هر كس و ناكسى، دست نياز دراز نكنند بلكه حاجت خويش را به كريمان وجوانمردان، عرضه كنند، تا هم زودتر به مقصد برسند و هم حرمت و آبرويشان محفوظ بماند. از اين رو رسول اكرم (ص) به امير مؤمنان (ع) سفارش مىكند كه چنين دعا كند «اللهم لا تحجونى الى شرار خلقك» «2» خدايا مرا به بندگان بدِ خويش محتاج نكن! سخنسراى شيراز را در اين مقام، نكتهاى جالب است:
مرا حاجى اى شانه عاج داد كه رحمت بر اخلاق حجاج باد شنيدم كه بارى سگم خوانده بود كه از من به نوعى دلش مانده بود بينداختم شانه كاين استخوان نمىبايدم، ديگرم سگ بخوان «3» پاداش گره گشايى خصال و اعمال نيك، علاوه بر حسن ذاتى به طور قطعى آثار ارزشمندى نيز در پى دارد كه زيبايى آنها را دوچندان مىكند ويك خوبى سبب خوبيهاى ديگر مىشود، در اينجا برخى از دستاوردهاى گره گشايى را از لابه لاى كلمات حكيمانه معصومين عليهم السلام، مرور مى كنيم:
الف- گره گشايى امام صادق (ع) مىفرمايد:
«ايما مؤمن نفس عن مؤمن كربة و هو معسر يسر الله له حوائجه فى الدنيا و الاخرة» «1» هر مؤمنى، از مؤمن گرفتارى، مشكلى را حل كند، خداوند نيازمنديهاى او را در دنيا وآخرت، برآورده سازد.
ب- شادى روح امام رضا (ع) مىفرمايد:
«من فرج عن مؤمن فرج الله قلبه يوم القيامة» «2» هر كسى در كار مؤمنى گشايش حاصل كند، خداوند در روز قيامت، قلبش را شاد فرمايد.
امام صادق (ع) نيز مىفرمايد:
«من نفس عن مؤمن كربة نفس الله عنه كرب الاخرة و خرج من قبره و هو ثلج الفؤاد» «3» كسى كه مشكل مؤمنى را بگشايد، خداوند مشكلات آخرتش راحل كند و با دلى خنك (و شاد) از قبرش خارج شود.
ج- درجات عالى پيامبر اكرم (
اخلاق فرماندهى و مديريت 145 سرعت عمل ص : 143 ص) مىفرمايد:
«من اغاث اخاه المؤمن حتى يخرجه من هم و كربة و ورطة كتب الله له عشر حسنات و رفع له عشر درجات و اعطاه ثواب عتق عشر نسمات و دفع عنه عشر نقمات و اعد له يوم القيامة عشر شفاعات» «4» هر كس به فرياد برادر مؤمنش برسد و او را از يك غم و مشكل وگرفتارى نجات دهد، خداوند ده حسنه برايش بنويسد، مقامش را ده درجه بالا برد، پاداش آزاد كردن ده
بنده به او عطا فرمايد، ده بدى را از او دور سازد و زمينه شفاعت ده نفر را در قيامت برايش فراهم كند.
د- بهشت و رحمت الهى و در نهايت، انسان مشكل گشا به سبب اين خصلت نيكوى انسانى، مشمول لطف و رحمت الهى قرار گرفته، به بهشت برين وارد خواهد شد.
همان حضرت مىفرمايد:
«من فرج عن اخيه كربة من كرب الدنيا نظر الله اليه برحمة فنال بها الجنة ...» «1» هر كسى يكى از مشكلات دنيوى برادرانش را حل كند، خداوند با ديده رحمت به او بنگرد كه در سايه آن به بهشت الهى نايل آيد.
پرسش 1- مشكل گشايى چيست و مشكل گشا كيست؟
2- سيره معصومين (ع) درباره مشكل گشايى به طور خلاصه توضيح دهيد.
3- رفع نياز و حل مشكل ديگران در چه صورتى ارزشمند است؟
4- وظيفه مؤمنان آزاده در حل مشكل خود چيست؟
5- در روايات براى مشكل گشايى چه پاداشهاى ذكر شده است؟
پرهيز از شتابزدگى شتابزدگى با عجله معناى اقدام به كار پيش از فراهم شدن موعد (و شرايط مقدمات) آن است. «1» در مقابل عجله، «تأنى» و «تثبّت» قرار دارد كه به معناى درنگ و سنجش همه جانبه كار است. «2» نكوهش شتابزدگى تجربه، خرد و دين بر زشتى، زيانبارى و محكوميت عجله اتفاق نظر دارند و به نكوهشى آن پرداختهاند؛ راغب اصفهانى، منشأ شتابزدگى را هوا و هوس دانسته است «3» و هر گونه هواپرستى نيز از نظر شرع و عقل، محكوم است.
امير مؤمنان (ص)، شتابزدگى را برخاسته از حماقت دانسته، مىفرمايد:
«من الحمق العجلة قبل الامكان» «4» شتاب پيش از اكان (انجام كار) از ابلهى است.
رسول اكرم (ص) نيز منشأ تأنّى و عجله را چنين بيان مىند:
«الاناة من الله و العجلة من الشيطان» «1» تأنّى از ناحيه خداوند و شتابزدگى از ناحيه شيطان است.
واضح است كه شيطان، دشمن قسم خورده انسان است و همه پيشنهادها و وسوسههاى او به طور قطع به زبان آدمى است. به همين دليل يك مدير و فرمانده مؤمن و رحمانى، بايد تلاش كند گرفتار اين خصلت شيطانى نشود و همهئ كارهاى خود را با دورانديشى، تدبّر وتأنّى، شروع كند و به پايان برد و هيچ كارى را با عجله انجام ندهد.
فرجام شتابزدگى خصلتهاى شيطانى به طور قطع، مفسدهانگيز و زيان آفرين اند و هر يك از آنها علاوه بر اينكه خود، زشت و نكوهيدهاند، پيامدهاى ناهنجارى را نيز سبب مىشوند كه زبر زشتى آنها مىافزايد، برخى از پيامدهاى عجله كارى را در زير مىخوانيد:
1- ندامت كارهايى كه بدون تدبّر و فكر و انديشه، شروع شود، به طور معمول به شكست و بدفرجامى مىانجامد و پشيجمانى به بار مىآورد، چنانكه فرصتهاى طلايى و امكان انجام دوباره كار را نيز از دست مىدهد؛ امام على (ع) مىفرمايد:
«اياك و العجل فانه عنوان الفوت و الندم» «2» از شتابزدگى بپرهيز كه سرآغاز از دست رفتن (فرصت) و پشيمانى است.
2- ناكامى تعجيل و شتابزدگى، سبب مىشود كه آدمى، همه جوانب كار را نسنجد و از اين طريق، برخى از اسباب موفقيت را از دست مىدهد و در نتيجه به پيروزى مورد نظر دست نمىيابد و ناكام مىماند. به تعبير امير مؤمنان (ع)
قل ما ننجح حيلة العجول» «1» طرّاحى شتابگر، بسيار كم به پيروزى مىرسد. 3- لغزش و هلاكت بى تدبيرى و شتاب، در بسيارى از امور سبب مىشود كه شتابگر، برخى از موانع و لغزشگاهها را مشاهده نكند وهنگام عمل، گرفتار آنها شود و در نتيجه بلغزد يا به هلاكت افتد. همان حضرت مىفرمايد:
«كثرة العجل تزل الانسان» «2» فراوانى شتابزدگى، انسان را مىلغزاند.
و «هل من عجل الا هلك» «3» كمتر كسى ست كه شتابزده باشد و دچار هلاكت نشود.
4- غم و اندوه شادابى و نشاط از ضروريات زندگى آدمى است و هيچ عقل سليمى از غم و غصه طرفى نمىبندد و نبايد آدمى با دست خود شادى و نشاط زندگى را به اندوه و حزن تبديل كند. يكى ازاساب اين پرنده ناخواسته، شتابزدگى در كارهاست. امام على (ع) در اين باره نيز مىفرمايد:
«العجل قبل الامكان يوجب الغصة» «4» شتابزدگى پيش از امكان (كار) سبب اندوه مىگردد.
سرعت عمل برخلاف شتابزدگى سرعت عمل و اقدام به جا و مناسب، امرى پسنديده است.
سرعت عمل، به معناى پيشى گرفتن درامرى است كه همه مقدمات و شرايط آن فراهم آمده است. در چنين مواردى نبايد فرصت را از دست داد و كار ضرورى و لازم- در صورت فراهم بودن زمينهها- هر چه زودتر انجام پذيرد، پسنديدهتر است. قرآن مجيد، در كارهاى خير، دستور به سرعت و سبقت مىدهد و مىفرمايد:
«.. فاستبوا الخيرات ...» «1» در نيكىها از يكديگر، پيشى بگيريد.
امير مؤمنان (ص)، خواستگاه شتابزدگى و تأنّى در كار پسنديده را يكى دانسته و به طور حتمى آنها را محكوم كرده، مىفرمايد:
«من الخرق الاجلة قبل الامكان و الانات بعد اصابة الفرسة» «2» شتاب پيش از به دست آوردن فرصت و تأنّى بعد از يافتنفرصت، از ابلهى است.
بنابراين روايت شريف، انسان خردمند همانطور كه نبايد به خصلت نكوهيده شتابزدگى آلوده گردد، لازم است از خصلت زيباى سرعت عمل در كار نيك و كراهاى آماده اقدام برخوردار باشد و به قول معروف؛ «در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست» نكوهش سستى و كاهلى، بيكارى، تسويف (كار امروز را به فردا افكندن)، نيز تا حدودى به سرعت عمل ارتباط پيدا مىكند.
پيشگيرى از شتابزدگى براى پيشگيرى از شتابزدگى، راههاى متعددى وجود دارد از جلمه:
1- عبرت آموزى انديشه وتفكر در فرجام گذشتگان و شكست خوردگان و عبرت گرفتن از آنان، سبب هشيارى و پرهيز از شتابزدگى مىگردد. امير مؤمنان (ع) در نامهاى خطاب به امام مجتبى (ع) مىنويسد:
«پسرم، من گرچه با پيشينيان نزيستهام، اما در كارهايشان نظر كردهام و دراخبارشان