بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 138

«ايما مؤمن نفس عن مؤمن كربة و هو معسر يسر الله له حوائجه فى الدنيا و الاخرة» «1» هر مؤمنى، از مؤمن گرفتارى، مشكلى را حل كند، خداوند نيازمنديهاى او را در دنيا وآخرت، برآورده سازد.
ب- شادى روح‌ امام رضا (ع) مى‌فرمايد:
«من فرج عن مؤمن فرج الله قلبه يوم القيامة» «2» هر كسى در كار مؤمنى گشايش حاصل كند، خداوند در روز قيامت، قلبش را شاد فرمايد.
امام صادق (ع) نيز مى‌فرمايد:
«من نفس عن مؤمن كربة نفس الله عنه كرب الاخرة و خرج من قبره و هو ثلج الفؤاد» «3» كسى كه مشكل مؤمنى را بگشايد، خداوند مشكلات آخرتش راحل كند و با دلى خنك (و شاد) از قبرش خارج شود.
ج- درجات عالى‌ پيامبر اكرم (
اخلاق فرماندهى و مديريت 145 سرعت عمل ص : 143 ص) مى‌فرمايد:
«من اغاث اخاه المؤمن حتى يخرجه من هم و كربة و ورطة كتب الله له عشر حسنات و رفع له عشر درجات و اعطاه ثواب عتق عشر نسمات و دفع عنه عشر نقمات و اعد له يوم القيامة عشر شفاعات» «4» هر كس به فرياد برادر مؤمنش برسد و او را از يك غم و مشكل وگرفتارى نجات دهد، خداوند ده حسنه برايش بنويسد، مقامش را ده درجه بالا برد، پاداش آزاد كردن ده‌


صفحه 139

بنده به او عطا فرمايد، ده بدى را از او دور سازد و زمينه شفاعت ده نفر را در قيامت برايش فراهم كند.
د- بهشت و رحمت الهى‌ و در نهايت، انسان مشكل گشا به سبب اين خصلت نيكوى انسانى، مشمول لطف و رحمت الهى قرار گرفته، به بهشت برين وارد خواهد شد.
همان حضرت مى‌فرمايد:
«من فرج عن اخيه كربة من كرب الدنيا نظر الله اليه برحمة فنال بها الجنة ...» «1» هر كسى يكى از مشكلات دنيوى برادرانش را حل كند، خداوند با ديده رحمت به او بنگرد كه در سايه آن به بهشت الهى نايل آيد.



صفحه 140

پرسش‌ 1- مشكل گشايى چيست و مشكل گشا كيست؟
2- سيره معصومين (ع) درباره مشكل گشايى به طور خلاصه توضيح دهيد.
3- رفع نياز و حل مشكل ديگران در چه صورتى ارزشمند است؟
4- وظيفه مؤمنان آزاده در حل مشكل خود چيست؟
5- در روايات براى مشكل گشايى چه پاداشهاى ذكر شده است؟



صفحه 141

پرهيز از شتابزدگى‌ شتابزدگى با عجله معناى اقدام به كار پيش از فراهم شدن موعد (و شرايط مقدمات) آن است. «1» در مقابل عجله، «تأنى» و «تثبّت» قرار دارد كه به معناى درنگ و سنجش همه جانبه كار است. «2» نكوهش شتابزدگى‌ تجربه، خرد و دين بر زشتى، زيانبارى و محكوميت عجله اتفاق نظر دارند و به نكوهشى آن پرداخته‌اند؛ راغب اصفهانى، منشأ شتابزدگى را هوا و هوس دانسته است «3» و هر گونه هواپرستى نيز از نظر شرع و عقل، محكوم است.
امير مؤمنان (ص)، شتابزدگى را برخاسته از حماقت دانسته، مى‌فرمايد:
«من الحمق العجلة قبل الامكان» «4» شتاب پيش از اكان (انجام كار) از ابلهى است.
رسول اكرم (ص) نيز منشأ تأنّى و عجله را چنين بيان مى‌ند:



صفحه 142

«الاناة من الله و العجلة من الشيطان» «1» تأنّى از ناحيه خداوند و شتابزدگى از ناحيه شيطان است.
واضح است كه شيطان، دشمن قسم خورده انسان است و همه پيشنهادها و وسوسه‌هاى او به طور قطع به زبان آدمى است. به همين دليل يك مدير و فرمانده مؤمن و رحمانى، بايد تلاش كند گرفتار اين خصلت شيطانى نشود و همهئ كارهاى خود را با دورانديشى، تدبّر وتأنّى، شروع كند و به پايان برد و هيچ كارى را با عجله انجام ندهد.
فرجام شتابزدگى‌ خصلت‌هاى شيطانى به طور قطع، مفسده‌انگيز و زيان آفرين اند و هر يك از آنها علاوه بر اينكه خود، زشت و نكوهيده‌اند، پيامدهاى ناهنجارى را نيز سبب مى‌شوند كه زبر زشتى آنها مى‌افزايد، برخى از پيامدهاى عجله كارى را در زير مى‌خوانيد:
1- ندامت‌ كارهايى كه بدون تدبّر و فكر و انديشه، شروع شود، به طور معمول به شكست و بدفرجامى مى‌انجامد و پشيجمانى به بار مى‌آورد، چنانكه فرصت‌هاى طلايى و امكان انجام دوباره كار را نيز از دست مى‌دهد؛ امام على (ع) مى‌فرمايد:
«اياك و العجل فانه عنوان الفوت و الندم» «2» از شتابزدگى بپرهيز كه سرآغاز از دست رفتن (فرصت) و پشيمانى است.
2- ناكامى‌ تعجيل و شتابزدگى، سبب مى‌شود كه آدمى، همه جوانب كار را نسنجد و از اين طريق، برخى از اسباب موفقيت را از دست مى‌دهد و در نتيجه به پيروزى مورد نظر دست نمى‌يابد و ناكام مى‌ماند. به تعبير امير مؤمنان (ع)



صفحه 143

قل ما ننجح حيلة العجول» «1» طرّاحى شتابگر، بسيار كم به پيروزى مى‌رسد. 3- لغزش و هلاكت‌ بى تدبيرى و شتاب، در بسيارى از امور سبب مى‌شود كه شتابگر، برخى از موانع و لغزشگاه‌ها را مشاهده نكند وهنگام عمل، گرفتار آنها شود و در نتيجه بلغزد يا به هلاكت افتد. همان حضرت مى‌فرمايد:
«كثرة العجل تزل الانسان» «2» فراوانى شتابزدگى، انسان را مى‌لغزاند.
و «هل من عجل الا هلك» «3» كمتر كسى ست كه شتابزده باشد و دچار هلاكت نشود.
4- غم و اندوه‌ شادابى و نشاط از ضروريات زندگى آدمى است و هيچ عقل سليمى از غم و غصه طرفى نمى‌بندد و نبايد آدمى با دست خود شادى و نشاط زندگى را به اندوه و حزن تبديل كند. يكى ازاساب اين پرنده ناخواسته، شتابزدگى در كارهاست. امام على (ع) در اين باره نيز مى‌فرمايد:
«العجل قبل الامكان يوجب الغصة» «4» شتابزدگى پيش از امكان (كار) سبب اندوه مى‌گردد.
سرعت عمل‌ برخلاف شتابزدگى سرعت عمل و اقدام به جا و مناسب، امرى پسنديده است.



صفحه 144

سرعت عمل، به معناى پيشى گرفتن درامرى است كه همه مقدمات و شرايط آن فراهم آمده است. در چنين مواردى نبايد فرصت را از دست داد و كار ضرورى و لازم- در صورت فراهم بودن زمينه‌ها- هر چه زودتر انجام پذيرد، پسنديده‌تر است. قرآن مجيد، در كارهاى خير، دستور به سرعت و سبقت مى‌دهد و مى‌فرمايد:
«.. فاستبوا الخيرات ...» «1» در نيكى‌ها از يكديگر، پيشى بگيريد.
امير مؤمنان (ص)، خواستگاه شتابزدگى و تأنّى در كار پسنديده را يكى دانسته و به طور حتمى آن‌ها را محكوم كرده، مى‌فرمايد:
«من الخرق الاجلة قبل الامكان و الانات بعد اصابة الفرسة» «2» شتاب پيش از به دست آوردن فرصت و تأنّى بعد از يافتن‌فرصت، از ابلهى است.
بنابراين روايت شريف، انسان خردمند همانطور كه نبايد به خصلت نكوهيده شتابزدگى آلوده گردد، لازم است از خصلت زيباى سرعت عمل در كار نيك و كراهاى آماده اقدام برخوردار باشد و به قول معروف؛ «در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست» نكوهش سستى و كاهلى، بيكارى، تسويف (كار امروز را به فردا افكندن)، نيز تا حدودى به سرعت عمل ارتباط پيدا مى‌كند.
پيشگيرى از شتابزدگى‌ براى پيشگيرى از شتابزدگى، راه‌هاى متعددى وجود دارد از جلمه:
1- عبرت آموزى‌ انديشه وتفكر در فرجام گذشتگان و شكست خوردگان و عبرت گرفتن از آنان، سبب هشيارى و پرهيز از شتابزدگى مى‌گردد. امير مؤمنان (ع) در نامه‌اى خطاب به امام مجتبى (ع) مى‌نويسد:
«پسرم، من گرچه با پيشينيان نزيسته‌ام، اما در كارهايشان نظر كرده‌ام و دراخبارشان‌


صفحه 145

انديشيدم و اخلاق فرماندهى و مديريت 150 سرعت عمل ص : 143 در آثارشان گرديدم تا اينكه گويى يكى از آنان شدم بلكه آنقدر بر زواياى زندگى آنها مسلط شدم كه گويا با نخستين و آخرين آنها زندگى كرده‌ام، در نتيجه، صفاى آن را از تيره‌اش و سودش را از ضرررش باز شناختم ...» «1» 2- رايزنى:
مشورت و رايزنى با انسان‌هاى خردمند و مجرب، غرور وشتاب را مى‌شكند و نقش تعرير كننده‌اى در اين باره ايفا مى‌كند و با رفع محدوديت فكرى و اطلاعاتى زمينه شتابزدگى را نابود مى‌سازد. همينطور، مشورت، افكارديگران را به مدد مى‌خواند ودر واقع، فكر و انديشه آنان را در كار مورد نظر، شركت مى‌دهد چنانكه امام على (ع) مى‌فرمايد:
«من شاور الرجال شاركها فى عقولها» «2» هر كس با مردان مشورت كند، در انديشه آنان، سهيم شده است.
3- تمرين تأنّى:
تعمل و انديشه در هر كارى، لازمه خردمندى است و اگر چنين روحيه‌اى در كسى نبياشد يا ضعيف باشد، بايد در فكر ايجاد و تقويت آن برآيد تا به چنين زيور اخلاقى، آراسته گردد. براى دستيابى بدين منظور، تلقين و تنرين تأنى و انديشه پيرامون كار مورد نظر تا حدّ زيادى مشكل گشا است.
امير مؤمنان (ع) در اين مورد نيز چنين رهنمود مى‌دهد:
«قَرِّر ثُمَّ اقطع و فكر ثم انطق و تبين ثم اعمل» «3» اندازه بگير سپس ببُر، بينديش آنگاه سخن گو و آگاه شو سپس اقدام كن.
4- سنجش و گزينش‌ آدمى بايد بر اساس توانايى و امكانات خود، كار و مسؤوليت بپذيرد، در اين صورت‌