بنده به او عطا فرمايد، ده بدى را از او دور سازد و زمينه شفاعت ده نفر را در قيامت برايش فراهم كند.
د- بهشت و رحمت الهى و در نهايت، انسان مشكل گشا به سبب اين خصلت نيكوى انسانى، مشمول لطف و رحمت الهى قرار گرفته، به بهشت برين وارد خواهد شد.
همان حضرت مىفرمايد:
«من فرج عن اخيه كربة من كرب الدنيا نظر الله اليه برحمة فنال بها الجنة ...» «1» هر كسى يكى از مشكلات دنيوى برادرانش را حل كند، خداوند با ديده رحمت به او بنگرد كه در سايه آن به بهشت الهى نايل آيد.
پرسش 1- مشكل گشايى چيست و مشكل گشا كيست؟
2- سيره معصومين (ع) درباره مشكل گشايى به طور خلاصه توضيح دهيد.
3- رفع نياز و حل مشكل ديگران در چه صورتى ارزشمند است؟
4- وظيفه مؤمنان آزاده در حل مشكل خود چيست؟
5- در روايات براى مشكل گشايى چه پاداشهاى ذكر شده است؟
پرهيز از شتابزدگى شتابزدگى با عجله معناى اقدام به كار پيش از فراهم شدن موعد (و شرايط مقدمات) آن است. «1» در مقابل عجله، «تأنى» و «تثبّت» قرار دارد كه به معناى درنگ و سنجش همه جانبه كار است. «2» نكوهش شتابزدگى تجربه، خرد و دين بر زشتى، زيانبارى و محكوميت عجله اتفاق نظر دارند و به نكوهشى آن پرداختهاند؛ راغب اصفهانى، منشأ شتابزدگى را هوا و هوس دانسته است «3» و هر گونه هواپرستى نيز از نظر شرع و عقل، محكوم است.
امير مؤمنان (ص)، شتابزدگى را برخاسته از حماقت دانسته، مىفرمايد:
«من الحمق العجلة قبل الامكان» «4» شتاب پيش از اكان (انجام كار) از ابلهى است.
رسول اكرم (ص) نيز منشأ تأنّى و عجله را چنين بيان مىند:
«الاناة من الله و العجلة من الشيطان» «1» تأنّى از ناحيه خداوند و شتابزدگى از ناحيه شيطان است.
واضح است كه شيطان، دشمن قسم خورده انسان است و همه پيشنهادها و وسوسههاى او به طور قطع به زبان آدمى است. به همين دليل يك مدير و فرمانده مؤمن و رحمانى، بايد تلاش كند گرفتار اين خصلت شيطانى نشود و همهئ كارهاى خود را با دورانديشى، تدبّر وتأنّى، شروع كند و به پايان برد و هيچ كارى را با عجله انجام ندهد.
فرجام شتابزدگى خصلتهاى شيطانى به طور قطع، مفسدهانگيز و زيان آفرين اند و هر يك از آنها علاوه بر اينكه خود، زشت و نكوهيدهاند، پيامدهاى ناهنجارى را نيز سبب مىشوند كه زبر زشتى آنها مىافزايد، برخى از پيامدهاى عجله كارى را در زير مىخوانيد:
1- ندامت كارهايى كه بدون تدبّر و فكر و انديشه، شروع شود، به طور معمول به شكست و بدفرجامى مىانجامد و پشيجمانى به بار مىآورد، چنانكه فرصتهاى طلايى و امكان انجام دوباره كار را نيز از دست مىدهد؛ امام على (ع) مىفرمايد:
«اياك و العجل فانه عنوان الفوت و الندم» «2» از شتابزدگى بپرهيز كه سرآغاز از دست رفتن (فرصت) و پشيمانى است.
2- ناكامى تعجيل و شتابزدگى، سبب مىشود كه آدمى، همه جوانب كار را نسنجد و از اين طريق، برخى از اسباب موفقيت را از دست مىدهد و در نتيجه به پيروزى مورد نظر دست نمىيابد و ناكام مىماند. به تعبير امير مؤمنان (ع)
قل ما ننجح حيلة العجول» «1» طرّاحى شتابگر، بسيار كم به پيروزى مىرسد. 3- لغزش و هلاكت بى تدبيرى و شتاب، در بسيارى از امور سبب مىشود كه شتابگر، برخى از موانع و لغزشگاهها را مشاهده نكند وهنگام عمل، گرفتار آنها شود و در نتيجه بلغزد يا به هلاكت افتد. همان حضرت مىفرمايد:
«كثرة العجل تزل الانسان» «2» فراوانى شتابزدگى، انسان را مىلغزاند.
و «هل من عجل الا هلك» «3» كمتر كسى ست كه شتابزده باشد و دچار هلاكت نشود.
4- غم و اندوه شادابى و نشاط از ضروريات زندگى آدمى است و هيچ عقل سليمى از غم و غصه طرفى نمىبندد و نبايد آدمى با دست خود شادى و نشاط زندگى را به اندوه و حزن تبديل كند. يكى ازاساب اين پرنده ناخواسته، شتابزدگى در كارهاست. امام على (ع) در اين باره نيز مىفرمايد:
«العجل قبل الامكان يوجب الغصة» «4» شتابزدگى پيش از امكان (كار) سبب اندوه مىگردد.
سرعت عمل برخلاف شتابزدگى سرعت عمل و اقدام به جا و مناسب، امرى پسنديده است.
سرعت عمل، به معناى پيشى گرفتن درامرى است كه همه مقدمات و شرايط آن فراهم آمده است. در چنين مواردى نبايد فرصت را از دست داد و كار ضرورى و لازم- در صورت فراهم بودن زمينهها- هر چه زودتر انجام پذيرد، پسنديدهتر است. قرآن مجيد، در كارهاى خير، دستور به سرعت و سبقت مىدهد و مىفرمايد:
«.. فاستبوا الخيرات ...» «1» در نيكىها از يكديگر، پيشى بگيريد.
امير مؤمنان (ص)، خواستگاه شتابزدگى و تأنّى در كار پسنديده را يكى دانسته و به طور حتمى آنها را محكوم كرده، مىفرمايد:
«من الخرق الاجلة قبل الامكان و الانات بعد اصابة الفرسة» «2» شتاب پيش از به دست آوردن فرصت و تأنّى بعد از يافتنفرصت، از ابلهى است.
بنابراين روايت شريف، انسان خردمند همانطور كه نبايد به خصلت نكوهيده شتابزدگى آلوده گردد، لازم است از خصلت زيباى سرعت عمل در كار نيك و كراهاى آماده اقدام برخوردار باشد و به قول معروف؛ «در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست» نكوهش سستى و كاهلى، بيكارى، تسويف (كار امروز را به فردا افكندن)، نيز تا حدودى به سرعت عمل ارتباط پيدا مىكند.
پيشگيرى از شتابزدگى براى پيشگيرى از شتابزدگى، راههاى متعددى وجود دارد از جلمه:
1- عبرت آموزى انديشه وتفكر در فرجام گذشتگان و شكست خوردگان و عبرت گرفتن از آنان، سبب هشيارى و پرهيز از شتابزدگى مىگردد. امير مؤمنان (ع) در نامهاى خطاب به امام مجتبى (ع) مىنويسد:
«پسرم، من گرچه با پيشينيان نزيستهام، اما در كارهايشان نظر كردهام و دراخبارشان
انديشيدم و اخلاق فرماندهى و مديريت 150 سرعت عمل ص : 143 در آثارشان گرديدم تا اينكه گويى يكى از آنان شدم بلكه آنقدر بر زواياى زندگى آنها مسلط شدم كه گويا با نخستين و آخرين آنها زندگى كردهام، در نتيجه، صفاى آن را از تيرهاش و سودش را از ضرررش باز شناختم ...» «1» 2- رايزنى:
مشورت و رايزنى با انسانهاى خردمند و مجرب، غرور وشتاب را مىشكند و نقش تعرير كنندهاى در اين باره ايفا مىكند و با رفع محدوديت فكرى و اطلاعاتى زمينه شتابزدگى را نابود مىسازد. همينطور، مشورت، افكارديگران را به مدد مىخواند ودر واقع، فكر و انديشه آنان را در كار مورد نظر، شركت مىدهد چنانكه امام على (ع) مىفرمايد:
«من شاور الرجال شاركها فى عقولها» «2» هر كس با مردان مشورت كند، در انديشه آنان، سهيم شده است.
3- تمرين تأنّى:
تعمل و انديشه در هر كارى، لازمه خردمندى است و اگر چنين روحيهاى در كسى نبياشد يا ضعيف باشد، بايد در فكر ايجاد و تقويت آن برآيد تا به چنين زيور اخلاقى، آراسته گردد. براى دستيابى بدين منظور، تلقين و تنرين تأنى و انديشه پيرامون كار مورد نظر تا حدّ زيادى مشكل گشا است.
امير مؤمنان (ع) در اين مورد نيز چنين رهنمود مىدهد:
«قَرِّر ثُمَّ اقطع و فكر ثم انطق و تبين ثم اعمل» «3» اندازه بگير سپس ببُر، بينديش آنگاه سخن گو و آگاه شو سپس اقدام كن.
4- سنجش و گزينش آدمى بايد بر اساس توانايى و امكانات خود، كار و مسؤوليت بپذيرد، در اين صورت
مىتواند با خاطرى آسوده، وقت كافى، امكانات لازم و دقت عمل مناسب، دست به كار شود و از عهده آن به خوبى برآيد. رهنمود دلنشين امام على (ع) در اين باره نيز چنين است:
«رحم الله امرء عرف قدره و لم يتعد طوره» «1» خدا رحمت كند كسى را كه قدر خويش را بشناسد و پاى از مرزش فراتر ننهد! حكمت و عدالت نيز چنين اقتصا مىكند كه مدير، مسؤول و فرمانده، هيچ گاه در پذيرش مسؤوليت، راه افراط و تفريط را بنمايد، به اين معنا كه نه شكسته نفى كند و كمتر از توان و كارآيى خويش مسؤوليت بپذيرد و نه جاه طلب و بلند پرواز باشد و بيش از توانايى خود مسؤوليت بپذيرد در صورت اول، دچار كم كارى، ركود، رخوت و هدر دادن توانايى احساس حقارت مىشود و در صورت دوّتم گرفتار فرسايش نيرو، شتابزدگى، بى دقّتى و مانند آن خواهد شد.