المقدس، مسجد جامع هر شهر، تربت پاك معصومين عليه السلام و هر مسجدى كه در هر نقطه جهان ساخته شود، از چنين اهميّتى برخوردار است و هر مسلمانى وظيفه دارد كه حرمت آنها را پاس دارد و در حفظ و آبادانى آنها بكوشد.
در اينجا به اختصار پيرامون برخى از اماكن مقدس اسلامى مطالبى بيان مىكنيم:
الف- مسجدالحرام شريفترين مركز اسلامى طى قرون متمادى، «مسجدالحرام» و خانه خدا- كعبه- است كه قبله حدود يك ميليارد مسلمان است كه همه به سوى آن نماز مىخوانند، به آن عشق مىورزند، حتى بدان سوى مىخوابند و مىميرند. استوارى كعبه نشانه حيات اسلام و مسلمانان است. حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«لا يَزال الدّينُ قائِماً ما قامَتَ الْكَعْبَةُ» «1» تا زمانى كه كعبه پابرجاست، دين، استوار است.
از اين رو، بر هر مسلمانى فرض است كه با داشتن توانايى به سوى اين مركز مقدّس بشتابد و با آداب و احترام خاصى به نيت بندگ خدا گردش بگردد، در مسجد الحرام نماز بگزارد، با دست كشيدن بر «حجرالاسود» به خدا اعلام وفادارى كند و ... در ضمن بداند كه:
- صفا و مروه از شعاير الهى است. «2» - شهر مكّه و حومه آن- كه مسجد الحرام را بسان نگينى گرانقدر در خود جاى داده است- زادگاه پيامبر، على و زهرا عليه السلام و حرم امن الهى و محل نزول بسيارى از آيات قرآن است.
- مقام ابراهيم، حجر اسماعيل، چاه زمزم، حطيم و در مسجد الحرام قرار داد.
- يك ركعت نماز در مسجدالحرام بيش از صد هزار ركعت در جاى ديگر ارزش دارد. «1» - مشعر الحرام، سرزمين عرفات و منا در آنجا قرار دارندكه خود، از شعاير محسوب مىشوند.
- مسجد الحرام، به منزله خانه مردم است كه مسافر مىتواند، نمازش را در آنجا تمام بخواند.
ب- مسجد النبى نسختين اقدام رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از هجرت به مدينه، احداث مسجدى بود كه به نام نامى آن حضرت مشهور شده و عنوان «مسجدالنبى» به خود گرفت، اين مسجد پس از مسجدالحرام مهمترين مسجد در جهان است. طرح و نقشه اين مسجد، از فكر پاك پيامبر، تراوش كرده و معمارى نخستين آن نيز با دست مبارك آن فرزانه يگانه به فرجام رسيده است و قداست خود را نيز از همين راه كسب كرده است، البته حرم مطهّر آن پيامبر بى نظير پس از ارتحالش به مسجد ضميمه شد و بر اهميّتش افزود. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«الصلوة فى مسجدى كالف صلوة فى غيره الا المسجد الحرام » «2» (يك) نماز در مسجد من، مانند هزار نماز در ديگر مساجد- بجز مسجد الحرام- است ج- مسجد كوفه مسجد كوفه- كه در شهرى به همين نام در كشور عراق واقع شده- نيز
از شعاير مهم اسلامى است. امير مؤمنان صلى الله عليه و آله:
«لا تُشَد الرحال الا الى ثلاثة مساجد؛ المسجد الحرام و مسجدالرسول و مسجدالكوفه» «1» كوچ نمىشود مگر به سوى مسجد، مسجدالحرام، مسجد پيامبر و مسجد كوفه.
امام صادق سلام الله عليه نيز فرموده است:
«نِعْمَ الْمَسْجِدُ مَسْجِدُ الْكوُفَةِ؛ صَلَّى فيهِ الْفَ نَبِىٍّ وَ الْفَ وَصِىٍّ ...» «2» مسجد كوفه، مسجد خوبى است؛ هزار پيامبر و هزار وصىّ در آن نمازگزاردهاند.
د- مسج اخلاق فرماندهى و مديريت 92 رعايت حقوق ديگران دالاقصى مسجد الاقصى نيز در ميان شعاير اسلامى از اهميت ويژهاى برخوردار است بطورى كه خداوند، در شب معراج، پيامبر صلى الله عليه و آله را از مسجدالحرام به مسجدالاقصى و از آنجا به آسمانها برد. «3» همچين اين مكان مقدس در نيمه اول دوران رسالت، قبله گاه مسلمانان بود و پس از هجرت، جاى خود را به كعبه سپرد.
اين مسجد با عظمت، پس از تشكيل حكومت غاصب اسرائيل در فلسطين اشغالى، همواره نقطه اميد مظلومان فلسطين و زبانزد مسلمانان جهان بوده است كه اميدواريم در آينده نه چندان دور از چنگال حكومت صهيونيستى نجات يابد.
ه عتبات مقدّسه تربت پاك ذريّه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز در ميان امّت اسلامى- بويژه شيعه- از احترام فراوانى برخوردار است و عاشقان اهل بيت، پروانه وار بر گرد آنها پرسوختهاند و در طول بيش از هزار سال همواره از ان حرمهاى نورانى
اميد و نيرو گرفتهاند، حوزه علميه هزار ساله نجف در پرتو ضريح مطهّر امير مؤمنان عليه السلام، چون مشعلى فروزان فرا روى امّت اسلامى نورافشانى كرده است و انقلابيون سترگ هميشه، از تربت لاله گون شهيدان الهام گرفتهاند و ... «زيارت» درفرهنگ شيعه، شعارى تحرّك زا، اميد آفرين و حماسى است كه «زائر» را به «صاحب مزار» پيوند داده او را بر ضدّ دشمنان اسلامى مىشوراند، از اين رو، ستمگجران، با تمام توان به مقابله با شعار «زيارت» برخاسته، گاه دست «زائر» را بسته، گاه پايش را شكسته وگاه «مزار» را به آب و منجنيق بستهاند تا از شور افرينى اين شعار بكاهند.
و- همه مساجد مسجد هر شهر و محلى خانه مقدس الهى است و از شعاير الهى به شمار مىآيد، احترام مساجد ضرورى است، بايد آباد نگاه نگاه داشته شوند؛ هم با تعمير و نگهدارى و بازسازى و هم با حضور پرشكوه مردم، نيز بايد آلوده شدن مسجد جلوگيرى شود و اگر به نجسات آلوده شد، فوراً تطهير گردد. خوابيدن در مسجد و ورود به مسجد بدون وضو كراهت دارد، هنگام ورود مستحب است پاى راست را مُقدّم بدارد و هنگام خروج پاى چپ را، در آغاز ورود به مسجد، سلام به مسجد، اقامه نماز تحيّت است. آن قطعه زمينى كه وقف مسجد شد ديگر از مسجد بودن خارج نمىشود، «1» اموال مسجد را بايد حفظ و نگهدارى كرد، اشياء متعلق به مسجد را نبايد در غير مسجد مورد استفاده قرار داد، نظافت مسجد وتميز نگهداشتن آن ضروررى است. سخن گفتن از كارهاى دنيايى در مسجد كراهت دارد و اينها همه براى تعظيم و احترام مسجد است.
ايام الله در تاريخ هر ملتى، روزهاى سرنوشت ساز مثبت يا منفى وجود دارد كه خاطره آنها نقطه عطف گذشته آن ملت است، در فرهنگ قرآن، واژه «ايام الله» داراى چنين مفهومى است. خداوند به حضرت موسى عليه السلام فرمان مىدهد:
«و ذَكِّرْهُمْ بِايَّامِ اللِ» «1» روزهاى خدا را به ياد آنها بياور.
ايّام الله براى بنى اسرائيل، روزهاى تلخ گرفتارىدر چنگال فرعونيان بود كه خدا آنان را نجات بخشيد، در اسلام روزهايى چون اعياد بزرگ فطر، قربان، مبعث، غدير، هجرت، مواليد معصومين عليه السلام و ... روزهاى سوگ بزرگ چون رحلت پيامبر، عاشوراى حسينى و ... ايام اللهاند، چنانكه در انقلاب اسلامى نيز پانزده خرداد، هفده شهريور، بيست و دوم بهمن، دوازده فروردين، هفت تير، هشت شهريور، سيزده آبان، چهارده مرداد، و از جمله ايام اللهاند كه بزرگداشت آنان سبب تحكيم و انسجام ملت و شور و تحرّك آنان در راستاى آرمانخواهى اسلام مىگردد. از اين رو، معمار انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى (ره) بر تعظيم آنها چنين تأكيد مىكند؛ انقلاب كرديم كه شعاير اسلام را زنده كنيم،، نه انقلاب كرديم كه شعاير اسلام را بميرانيم. زنده نگه داشتن عاشورا يك مسأله بسيار مهمّ سياسى- عبادى است ...
يك مسألهاى است كه در پيشبرد انقلاب اثر بسزا دارد. «2» و به سخنى ديگر: ايشان علت مُحَدثه و مبّقيه انقلاب اسلامى را همين ايام الله مىدانستند.
احياى شعاير اسلامى به منظور تجسّم عينى اسلام در جامعه، لازم است شعاير اسلامى به همان كيفيتى كه از طرف شارع مقدّس رسيده، حفظ شود و براى احيا و تعظيم هر يك از آنها دولت ملّت اسلامى وظيفهاى بر عهده دارند كه به اختصار شرح مىدهيم:
الف- وظيفه دولتهاى اسلامى مبناى سياست و رهبرى كشورهاى اسلامى بايد بر احيا، اعمال و ترويج شعاير اسلامى استوار باشد؛ زيرا حيات و عظمت جامعه اسلامى به آن بستگى دارد، قران مجيد نيز برخى از اعمال و شعاير اسلامى را در حيطه حكومت و رهبرى جامعه اسلامى قرار داده، مىفرمايد:
«الذين ان مكنا هم فى الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر ...» «1» كسانى (هستند) كه اگر در زمين به آنان قدرت دهيم نماز را بپا مىدارند و زكات مىدهند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند.
از سوى ديگر، مبارزه با مظاهر شرك و بت پرستى نيز وظيفه حكومت اسلامى محسوب مىشود، چنان كه رهبر بزرگ اسلام به تخريب بتخانهها و شكستن بتها، اقدام كرد. به همين جهت، اهل ذِمّه يعنى كفارى كه در پناه اسلام و در كشور اسلامى به عنوان ذِمّى و مُعاهد، زندگى مىكنند، حق تظاهر به كارهاى خلاف شعاير اسلامى نظير تظاهر به روزه خوارى در ماه مبارك رمضان، استعمال مشروبات الكلى و گوشت خوك و يا به صدا درآوردن ناقوس كليساها بدون اجازه دولت اسلامى را ندارند؛ زيرا همه اينها با شعاير اسلامى منافات دارد.
بنابراين جهتگيرى دولت اسلامى بايد در راستاى احيا و ايجاد
مساجد باشد و مسجدها را رونق بخشيد و نيز موظف به پخش اذان از راديو، تلويزيون، مساجد مىباشد. همچننى ترتيب و تنظيم برنامه حجّ و احياى آن، به صورت يك نيروى عظيم الهى در برابر كفر و استكبار، از وظايف دولت اسلامى است و بايد در سياست داخلى خود جايگاه ويژهاى برايش در نظر گيرد. دولت اسلامى بايد جامعه را از تظاهر به روزه خوارى، پاك نموده و در معابر عمومى و ديد مردم، از آن جلوگيرى نمايد و در خارج از كشور اسلامى و در ممالك كفر و شرك نيز بايد، اسلام را تبليغ كرده، آنان را به اسلام و به كارگرفتن قوانين فردى و اجتماعى آن دعوت نمايد.
ب- وظيفه امّت اسلامى چنان كه بيان شد، ترويج و آميختن زندگى مسلمانان با شعاير اسلامى و الهى در مرحله اول، وظيفه حكومت اسلامى و علماى دين است ودر مرحله بعد، وظيفه فرد فرد امت اسلامى است كه شعارهاى الهى را حافظ نموده، آنها را با زندگى فردى و اجتماعى خود بياميزند، به عبارت ديگر، ايجاد زمينه رواج و احياى شعاير اسلامى، وظيفه دولت است مسؤولين كشور بايد زمينه را مساعد كنند، با اين شعارها در جامعه اعمال و احيا شود و در مقابل، امت اسلامى نيز بايد در زنده نگه داشتن آنها بكوشند.
اين امر به اندازهاى مهمّ است كه در فقه اسلام نيستند، سكونت واقامت كنند و در صورت تمكّن، هجرت ازچنين مكانى واجب است. «1» علاوه بر اين، قرآن مجيد، تظيم شعاير اسلامى را نشانه با تقوا بودن دلها دانسته مىفرمايد:
«ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرِ اللَّهِ فَانَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلوُبِ» «2»
آرى كسانى كه شعاير خدا را بززگ مىشمارند، اين كار نشان دهنده تقواى دلهايشان مىباشد.