بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 97

1- گناه كبيره است: امام باقر عليه السلام ضمن شماره كردن گناهان كبيره مى‌فرمايد، «وَ حَبْسُ الْحُقوقِ مِنْ غَيْرِ عُسْرٍ» «1» نپرداختن حقوق مردم با وجود توانايى «گناه كبيره است.» 2- سبك شمردن دين است؛ رعايت حقوق با بسيارى از احكام دين رابطه مستقيم دارد كه اگر كسى آنها را مراعات نكند در واقع، مسائل دينى را ناديده انگاشته است. به همين دليل، حضرت صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
من عظم دين الله عظم حق اخوانه و من استخف بدينه استخف باخوانه» «2» هر كس دين خدا را تعظيم كند، حقوق برادران را نيز، بزرگ دارد و هر كس دين او را سبك بشمارد، [حقوق‌] برادرانش را نيز سبك مى‌شمارد.
3- سبب خوارى است؛ امام صادق عليه السلام فرمود:
«تَرَكُ الْحُقُوقِ مَذَلَّةٌ» «3» پايمال كردن حقوق، سبب خوارى است.
4- بركت روزى را مى‌برد؛ به قول معروف «خداوند در جاى حقّى نشسته است» و هرگز راضى نمى‌شود عده‌اى سهل انگار يا بد انديش، حقوق بندگانش را به عمد پايمال كنند. از اين رو به نحوى آنان را گوشمالى مى‌دهد و بردن بركت از روزى آنها يك نوع آن است. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
«مَنْ حَبَسَ عَنْ اخهِ الْمُسْلِمِ شَيئاً مِنْ حَقِّهِ حَرَّمَ اللَّهُ علَلَيْهِ بَرَكَةَ الرِّزْقِ الَّا انْ يَتوُبَ» «4» هر كس چيزى از حقوق برادر مسلمانش را از او باز دارد، خداوند بركت روزى را بر او حرام مى‌كند، مگر اينكه توبه كند.
5- در روز قيامت از آن بازخواست مى‌ش اخلاق فرماندهى و مديريت 104 حيطه كاربرد ص : 102 ود؛ رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:



صفحه 98

«انَّ احَدَكُمْ لَيَدَعُ مِنْ حُقوُقِ اخيهِ شَيْئاً فَيُطالِبُهُ بِهِ يَوْمَ الْقِيامِةِ فَيُقْضى‌ لَهُ وَ عَلَيْهِ» «1» همانا يكى از شما چيزى از حقوق برادرش را ترك مى‌كند و او حقش را در روز قيامت از يو طلب مى‌كند و در آنجا به نفع طلبكار و زيان بدهكار، حكم خواهد شد.
6- سبب ورود به دوزخ است؛ ضايع كننده حقوق مردم، در صورتى كه توبه نكند و بر كار زشت خويش اصرار ورزد، به دست خود سرنوشتش را تباه ساخته و فرجام خويش را در دوزخ قرار داده است؛ پيشواى ششم در اين باره مى‌فرمايد:
هر كس، مؤمنى را از حقش باز دارد، خداوند او را در روز قيامت، پانصد سال سر پا نگه مى‌دارد و در اين مدت، عرق [از بدن او] جريان دارد، سپس جارچى از سوى خداى بزرگ اعلام مى‌كند «اين ستمگرى كه حق خدا را ادا نكرده است» آن گاه مدت چهل سال ديگر توبيخ مى‌شود و در نهايت به دوزخ مى‌رود! «2»


صفحه 99

پرسش‌ 1- انواح حقوق را نام ببريد.
2- برخى از ارزش‌هاى اداى حقوق را بنويسيد.
3- كاربرد عملى رعايت حقو را توضيح دهيد.
4- برخى از عواقب پايمان كردن حقوق ديگران را بنويسيد.



صفحه 100

غيرت دينى‌ واژه «غيرت» به طور عموم و مطلق به معناى رشك و حسد نسبت به ناموس و حفظ و حراست او از نامحرم ات و تركيب‌هاى «غيرت دينى، غيرت ملّى، غيرت سياسى» و مانند آن كه در زبان فارسى كاربرد دارد، به مفهوم حفاظت از دين، ملّت و سياست از گزند دشمنان است. واژه‌هاى «مروّت، جوانمردى، و حميت» معنايى نزديك به غيرت دينى و سياسى دارند، چنان كه غيرت به معناى حميت و تعصّب در دين نيز به كار رفته است، «1» گرچه حميت و تعصّب اگر به خاطر دين نباشد، ناپسند و محكوم است. امام سجاد عليه السلام فرمود:
هر حميت و تعصّبى در دوزخ است، جز تعصب حمزه كه به خاطر پيامبر صلى الله عليه و آله بود.
به هر حال، منظور ازغيرتِ دينى اين است كه مسلمانان- به ويژه كارگزاران و دولتمردان- نسبت به مسائل دينى، ترويج و اجراى معارف و احكام اسلامى، حاكميت دينى و ... حساسيت داشته باشند. اگر اتفاقاتى كه رخ داده يا در حال رخ دادن است، مطابق با اصول كلّى اسلام و انقلاب است، آن را تأييد كنند و يارى نمايند و اگر مسأله‌اى بر خلاف اسلام و انقلاب و به زيان مسلمانان است، در برابر آن عكس العمل نشان دهند، محكومش كنند ودر حد توان، از پيدايش يا پويش ان جلوگيرى كنند و ...



صفحه 101

جايگاه بحث‌ مسلمانان با پذيرفتن دين مقدس اسلام، با خدا پيمان دو طرفه بسته‌اند كه همديگر را يارى كنند. «1» يكى از وظايف مؤمنان، پشتيبانى مالى، جانى و زبانى از اسلام است.
نخستين وظيفه، «خمس و زكات» و دومين آن «جهاد» نام دارد و مى‌توان پشتيبانى زبانى را هم جهاد زبانى يا نمايش غيرت دينى نام نهاد و معتقد شد كه هر كس با زبان 7 قلم، هنر، شعار دادن، تظاهرات و مانند آن حرمت اصول اسلامى را در صحنه‌هاى مختلف پاس دارد، «مجاهد فى سبيل الله» است؛ زيرا به وصيت امير مؤمنان صلى الله عليه و آله عمل كرده است كه فرمود:
«الله الله فى الجهاد باموالكم و انفسكم و السنتكم فى سبيل الله» «2» خدا را، خدا را در جهاد با ثروت، جان و زبانتان در راه خدا [در نظر داشته باشيد.] در يك تقسيم بندى، امر به معروف ونهى از منكر، تبليغ اسلام، حمايت از كشورهاى اسلامى و مسلمانان، مقابله با شركت و كفر، اقامه حدود الهى، حفظ حرمت مقدسات، و مانند آن در مقوله غيرت دينى، جاى مى‌گيرد، همان گونه كه برخورد فيزيكى با دشمن داخلى و خارجى، يعنى جهاد، نيز اوج غيرتمندى يك مسلمان است كه عزّت و سرافرازى مسلمانان در برابر دشمن به نمايش مى‌گذارد. در اين زمينه قرآن مجيد براى به جوش آوردن غيرت مسلمانان، گرفتارى و درماندگى مسلمانان مقيم مكه را به رخ مهاجران و انصار مى‌كشد تا در صدد طرّاحى نقشه آزادسازى آنان از چنگال‌هاى ستم قريش برآيند، از اين رو، مى‌فرمايد:
«وَ مالكم لا تقاتلون فى سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها و اجعل لنا من‌


صفحه 102

لدنك وليا واجعل لنا من لدنك نصيرا» «1» چرا در راه خدا و مردان و زنان و كودكانى كه [به دست ستمگران‌] تضعيف شده‌اند، پيكار نمى‌كنيد؟ همان افراد [ستمديده‌اى‌] كه مى‌گويند: «پروردگارا، ما را از اين ديار [مكّه‌] كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر و از طرف خود براى ما سرپرستى قرار ده و از جانب خود، براى ما ياورى تعيين فرما.
و نيز ياد وخاطره شهيدِ ارجمندى را جاودانه ساخته كه در برابر مظلوميّت و حقّانيت موسى عليه السلام و ستمگرى و نادانى فرعونيان ساكت ننشست و خود را به صحنه رويارويى دو جبهه كفر و ايمان رساند و با تمام وجود از حق دفاع كرد و سرانجام به ست اهل باطل به شهادت رسيد؛ او «مؤمن آل فرعون» است كه با داشتن مقام و موقعيت در دستگاه فرعونى، به آيين موسى عليه السلام ايمان آورد، ولى آن را كتمان كرد، تا اينكه غيرت دينى‌اش به جوش آمد و به حمايت مراد خويش همّت گماشت. «2» حيطه كاربرد بدون ترديد، مسلمانان بايد همواره هشيارى وآگاهى خويش را نسبت به مسائل دينى و سياسى حفظ كنند و ملّتها و دولتهاى اسلامى، خود را در برابر جهان اسلام مسؤول بدانند و در غم و شادى يكديگر شريك باشند، در حل مشكلات خود بكوشند و همديگر را در همه زمينه‌هاى اجتماعى يارى رسانند. رسول گرامى اسلام همه مسلمانان را در برابر عزّت و غيرت خود را به رخ ديگران بكشند. آن حضرت در خطبه‌اى در «حجةالوداع» ايراد كرد و آخرين پيام‌هاى خويش را به گوش مسلمانا سراسر ميهن رساند، فرمود:
«الْمُؤْمِنوُنَ اخْوةٌ تَتَكافى‌ دِماؤُهُمْ وَ هُمْ يَدٌ عَلى‌ مَنْ سِواهُمْ» «3»


صفحه 103

مؤمنان [يكپارچه‌] برادرند، خون هايشان تلافى مى‌شود و آنان در برابر دشمنانشان يك دست (گره خورده) اند.
حتى مسلمانان را موظّف كرد كه غيرت انسانى خويش را به آن سوى مرزهاى اسلام نيز گسترش دهند و مستضعفان جهان را- با هر مرامى كه هستند- تحت پوشش بگيرند و از آنان در برابر ستمگران- در هر جا كه هستند- حمايت كنند، از آن رو، فرمود:
«... مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنادى‌ يا لَلْمُسْلِمينَ يُحْبِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ» «1» هر كس صدا دادخواهى مردى را بشنود- كه مسلمانان را به يارى مى‌طلبد- و به او پاسخ مثبت ندهد، مسلمان نيست. در ميان مسائل اسلامى، امور متعددى وجود دارد كه ارتباط مستقيم باغيرت دينى و سياسى دارد و شارع مقدّس، پيروان دين حريف را به واكنش مناسب در برابر ناهنجارى‌هاى اجتماعى و فرهنگى فرا مى‌خواند، ازجمله مسلمانان بايد در برابر جريانات و پديده‌هاى زير، واكنش سريع و كوبنده نشاند دهند:
1- شورشيان داخلى‌ چنين كسانى كه در فرهنگ اسلامى «بغاة» خوانده مى‌شوند، مستحقّ سركوبى و خشونت هستند، تا دوباره به اجتماع مسلمانان بازگردند و فرمان رهبر عادل را گردن نهند و بر همه ملّت فرض است كه با تمام قدرت در برابر شورشيان بايستد و هرگز با آنان مسامحه و مشامات نكنند.
2- بدعتگذاران‌ بدعت يعنى كسى سخن يا روشى را كه صاحب شريعت، آن را نگفته و بدان عمل نكرده در دين وارد كند. «2» مسلمانان وظيفه دارند، با هر بدعتگذارى بشدّت برخورد كنند و اجازه ندهند كه بيّادان و سياست بازان، ايده‌هاى شيطانى خود را در قالب دين به خورد مردم بدهند. اين وظيفه به اندازه‌اى حسّاس و حياتى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله‌


صفحه 104

فرمود:
«اذا ظهرت البدع فى امتى فليظهر العالم علمه فمن لم يفعل فعليه لعنة الله» «1» هر گاه بدعت‌ها در ميان امّت من بروز كند، بر شخص داناست كه دانش خويش را بروز دهد؛ اگر چنين نكند، لعنت خدا بر او باد.
3- شايعه سازان‌ شايعه، پديده شوم و ناهنجارى است كه امنيّت اجتماعى و آرامش روحى مردم را مختل مى‌كند، از اين شايعه ساز، شايعه پراكن و شايعه‌پذير، هر سه محكومند و بايد جلو اق اخلاق فرماندهى و مديريت 110 رابطه عزت و ايمان ص : 110 دام نامعقول آنان گرفته شود و مسلمانان، به هر نحو ممكن با آن مقابله كنند. بطور مثال، قرآن با شيعه ناموسى عليه يكى از بانوان صدر اسلام، بشدّت برخورد كرده، دست اندركاران آن را با عبارات؛ «عذاب عظيم»، «إفك مبين» و «بهتان عظيم» تهديد و تعبير نموده و از مسلمانان، گله مى‌كند كه چرا تحت تأثير شايعه سازان قرار گرفته ودر برابر آنان، موضعگيرى اصولى نكرده‌اند. «2» 4- تهاجم فرهنگى‌ بى‌بند و بارى، لاابالى‌گرى و تبهكارى، كم و بيش در هر جامعه‌اى يافت مى‌شود و هيچ جامعه‌اى نمى‌تواند ادعاى پاكى و بى آلايش مطلق كند، ولى گاه، بزه و تباهى، فساد و فحشا، قلم و بيان و ... بسان حربه‌اى در دست دشمن قرار مى‌گيرد و از اين راه در صددبراندازى تضعيف و ضربه زدن بر مى‌آيد. در چنين مواردى بر ملّت و دولت اسلامى است كه دشمن را در نيل به اهداف شيطانى اش ناكام سازند و غيرت مسلمانى خود را به منصه ظهور رسانند.
5- اهانت به مقدّسات‌ در داخل و خارج مملكت اسلامى، افراد وگروه‌هاى بدسرشت، نادان و مغرضى يافت مى‌شوند كه بريا تشنّج آفرينى، جريحه دارد كردن احساسات مردم يا هر دليل‌