احاديث فقهى تعارض داشته اند .
و ـ تبلور يافتن معيارهاى خاص اجتهادى به صورت كامل در احاديث متعارضه نزد فقيهان اهل تشيع .
ز ـ معين شدن ملاكهاى خاص براى به كارگيرى اجتهاد .
22 ـ پيدايش مجموعه هاى اصولى در زمان تابعين و تابعان آنها :
در اين دوره مجموعه هاى اصولى در ابحاث اجتهادى پديد آمد كه شرح آنها تفصيل و مقام ديگرى مى طلبد .
23 ـ شدت يافتن نزاع بين مكتب رأى و مكتب حديث
در اين دوره نزاع بين مكتب رأى كه مركز آن عراق ( كوفه ) و مكتب حديث كه مركز آن حجاز ( مدينه ) بوده است شدت يافت .
اصحاب رأى كه اهل عراق بوده اند : پيروان ابوحنيفه نعمان بن ثابت و شاگردان او قاضى ابويوسف يعقوب بن ابراهيم كوفى ( م 182 ) و محمد بن حسن شيبانى ( م 189 ) و ابوهذيل زفربن هذيل بن قيس اصفهانى ( م 158 ) و حسن بن زياد لؤلؤى ( 204 ه ( بوده اند و اينان از نظر اينكه در مقام استنباط احكام حوادث واقعه توجه زيادى به قياس و اجتهاد از راه رأى داشته اند بر آنان اطلاق اصحاب رأى شده است .
و اصحاب حديث كه اهل حجاز بوده اند : پيروان مالك بن انس اصبحى ( م 179 ) و سفيان بن سعيد ثورى ( م 161 ) و احمد بن حنبل شيبانى ( م 241 ) و داود بن على ظاهرى اصفهانى ( م 370 ) و يزيدبن هارون و جرير بن عبداالله و وكيع بن جراح بوده اند و اينان چون در مقام استنباط احكام شرعى توجه زيادى به احاديث داشته اند بر آنان اطلاق اصحاب حديث شده است .
گويند ابوحنيفه بعد از استنباط و بيان حكم مى گفت (( هذا رأيى )) اين رأى من است . ولى مالك مى گفت (( هذا ما يقتضيه الحديث )) اين چيزى است كه حديث مقتضى آن است . و اين دو دسته اختلافات بسيارى در مسائل فقه اجتهادى دارند و نيز داراى مناظرات زيادى هستند و كتابهايى مخالف يكديگر تدوين نموده اند ( الايضاح و الملل و النحل ج 1 / ص 361 )
24 ـ پديدار شدن مجموعه هاى حديثى :
در اين دوره , مجموعه هاى حديثى تنها در خصوص احاديث نبوى پديد آمد .
گروهى از نويسندگان تابعان تابعين كتابهايى در خصوص احاديث رسول خدا تدوين نموده اند , از جمله آن كتابها عبارتند از :
جامع عبدالله بن وهب ( م 197 ه ) , مسند طيالسى ( م 204 ) , مسند عبيد الله كوفى ( م 213 ) , مسند عبدالله بن زبير ( م 219 ) , مصنف ابن شبيه ( م 235 ) , مسند اسحاق بن راهويه ( م 238 ) , مسند احمد بن حنبل ( م 241 ) , و نيز جز اينها كه در مصادر بيان گرديده است .
اين كتابها اگر چه تنها احاديث نبوى را مشتمل بود , ولى به گونه منقح و تبويب شده نبود , زيرا مشتمل بر همه احاديث منقول اعم از صحيح و ضعيف بوده است . و ديگر آنكه در مسندها احاديث را بر حسب اسناد و نام محمد ثانى كه آن را از پيامبر روايت كرده اند مانند مسند احمد بن حنبل گردآورى نموده اند .
در مصنفات حديث به ترتيب موضوعها مانند موطأ مالك جمع آورى شد .
تأليف و تصنيف بدين گونه ادامه داشت , تا آنكه دوره جديدى پيش آمد كه آن عبارت از تنقيح و گزيدن احاديث خاص در اين زمان بود كه كتابهاى ششگانه اهل سنت پديد آمد كه عبارتند از :
صحيح بخارى , محمد بن اسماعيل بخارى ( م 194 ـ 256 )
صحيح مسلم حجاج نيشابورى ( م 206 ـ 261 )
سنن محمد قزوينى معروف به ابن ماجه ( م ( 273
سنن ابوداود سليمان بن اشعث سجستانى ( م 275 ) محمد بن عيسى ترمذى ( م 275 يا 279 ) احمد بن شعيب نسائى ( م 302 يا ( 303
كتابهاى حديثى شيعه :
اما در نزد اماميه مجموعه هاى چهارگانه حديثى مهم آنها در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم پديد آمد كه عبارتند از :
كافى محمد بن يعقوب كلينى ( م ( 329
من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق ( م ( 381
دو كتاب تهذيب الاحكام و الاستبصار فى ما اختلف من الاخبار شيخ طوسى ( م 460 . (
البته در زمانهاى بعد , ملا محسن فيض كاشانى ( م 1091 ) همه روايات كتابهاى چهارگانه را مطابق بابهاى فقهى در يك مجموعه جمع نمود و آن احاديثى را كه نياز به شرح داشت به گونه كامل شرح نمود و آن را الوافى نام نهاد .
و پس از او محمد حر عاملى ( م 1104 ) روايات كتابهاى مذكور را با احاديثى كه مورد اعتماد و در كتابهاى ديگر بود به گونه ابواب فقهى جمع نمود و بر آن مجموعه وسائل الشيعه الى تحصيل مسائل الشريعه نام نهاد و پس از او علامه محمد حسين نورى ( م 1320 ) احاديثى را كه از صاحب وسائل الشيعه فوت شده بود استدراك نمود و بر آن نام المستدرك نهاد .
و پس از او محمد باقر مجلسى ( م 1110 ) كتابى عظيم در زمينه اخبار و احاديث تأليف نمود و آن را بحارالانوار ناميده است كه اين مجموعه بيش از صد جلد را به خود اختصاص داده است .
25 ـ پديده اختلاف قاريان در برخى از كلمات قرآن كريم :
در اين دوره , اختلاف قاريان پديد آمد . اين اختلاف , قاريان در كيفيت قرائت برخى از كلمات قرآن اختلاف مجتهدان را در مقام استنباط در آنها به دنبال داشت و مشهور از قراآت در بلاد اسلامى همان قرأات هفتگانه معروف است كه به شرح زير بيان مى شود :
در مدينه منوره قرائت نافع بن ابى نعيم ( م ( 167
در مكه قرائت عبدالله بن كثير ( م ( 120
در بصره قرائت ابى عمير بن علاى مازنى ( م ( 154
در دمشق قرائت عبدالله بن عامر ( م ( 118
در كوفه قرائت ابوبكر عاصم بن ابى نجود ( م 128 ) و در اين زمان قرآن به قرائت او قرائت مى شود .
نيز در آن شهر حمزه بن حبيب زيات ( م ( 165
و نيز در شهر مذكور ابوالحسن على بن حمزه كسائى ( م 179 )
بعد از اين قراآت سه قرائت نيز وجود دارد كه از شهرت كمترى برخوردارند و آنها
عبارتند از :
قرائت ابوجعفر يزيد قعقاع مدنى ( م ( 130
قرائت يعقوب بن اسحاق خضرمى[205]
و قرائت خلف بن هشام بزاز
اين قراآت با قراآت هفتگانه فوق را قراآت عشر ( دهگانه ) مى نامند . بعد از سه قرائت مذكور چهار قرائت ديگرى نيز وجود دارد كه عبارتند از :
قرائت محمد بن عبدالرحمان مكى
قرائت يحيى بن مبارك يزيدى
قرائت محسن بصرى
قرائت سليمان بن مهران
26 ـ زمان پيدايش مذاهب گوناگون :
پيش از ورود در بحث بجاست مقدمه اى كوتاه بيان شود :
متفكران و فقهاى جامعه اسلامى اين حقيقت را پذيرفته اند كه خداوند براى جهانيان احكام و وظائف و قوانينى را معين كرده و از طريق وحى بر پيامبر ( ص ) نازل فرموده و پيامبر , همه آنها را به مردم ابلاغ نموده است . و نيز فقيهان اين حقيقت را قبول دارند كه غرض از تشريع احكام و قوانين اين است كه خداوند را به گونه شايسته مورد پرستش قرار داده و از مزاياى آن به طور مساوى بهره مند شوند . فقها همچنين بر اين اعتقادند كه عصيان فرمانهاى ابلاغ شده , كيفر و عذاب اخروى را در پى خواهد داشت .
اين بينشها و اعتقادات باعث شد كه همه دانشيان مذاهب اسلامى در صدد برآيند كه از راههاى ممكن به احكام ابلاغ شده از طريق وحى در زمينه هاى زندگى مادى و معنوى اعم از فردى , اجتماعى , اقتصادى , سياسى , عبادى , اخلاقى و . . . دست يابند .
طبعا اين مطلب به دوران پس از رحلت رسول خدا اختصاص دارد , چون در دوران حيات و حضور ايشان در جامعه اسلامى , بهترين راه براى شناخت احكام و وظايف دينى اين بود كه مردم بدون هيچ واسطه اى به شخص پيامبر مراجعه مى كردند و مسائل مورد نياز را مى پرسيدند و رسول خدا نيز در بيشتر اوقات با گفتار و يا رفتار خويش و يا با آيه اى از قرآن به آنها پاسخ مى داد .
خداوند در اين باره فرمود :﴿لقد من الله على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين )). ( آل عمران , ( 164
البته گاهى آن حضرت برخى از مسلمانان را براى شناخت احكام و رفع نيازها به بعضى از اصحاب آگاه به مسائل , احاله داده و آنان با مراجعه به اصحاب , پاسخ خود را دريافت مى كردند . گاهى حضرتش نيز برخى از اصحاب خويش را به پاره اى از مناطق مسلمان نشين گسيل مى داشت تا مردم آن مناطق , احكام الهى را از او دريافت نمايند . در اين زمينه به عنوان نمونه از اعزام معاذ بن جبل به يمن مى توان نام برد .
با توجه به آنچه گفتيم , دست و بال مسلمانان در زمان حيات رسول خدا در فراگرفتن احكام شريعت به گونه كامل باز بوده و در اين مقام هيچگاه به مشكل مهمى دچار نمى شدند . زيرا مستقيما يا از زبان رسول خدا و يا از زبان كسى كه او معين مى كرد , احكام الهى و وظايف دينى و قوانين را دريافت مى كردند , و بدون هيچ ترديد و اختلافى , به عنوان حكم خدا بر طبق آن عمل مى كردند .
ولى پس از وفات رسول خدا ( ص ) كه مسلمانان از رسيدن به خدمت او براى دريافت احكام محروم گرديدند , تاريخ نمايانگر اين است كه كثيرى از مسلمانان بدين منظور به قاريان و عالمان از اصحاب در مدينه مراجعه مى كردند و آنان مطابق آنچه از رسول خدا شنيده بودند , پاسخ مى دادند . و هر گاه حكمى را حضرت نشنيده بودند , از راه اجتهاد پاسخ مى گفتند . با اين حساب , مرجع احكام بعد از وفات رسول خدا , عالمان مدينه بوده اند .
فقيهان در مدينه : اكنون بجاست عالمان و فقيهان مدينه را به ترتيب يادآور شويم . از آن جمله :
ابوذر غفارى ( م 31 يا 32 هق (
زيدبن ثابت ( م 56 ه . ق (
عبدالله بن عمر ( م ( 73
و بنابر اين آنچه كه ابواسحاق شيرازى در طبقات الفقهاء مى گويد : آنان هفت تن بوده اند كه به فقهاى سبعه معروفند و عبارتند از :
1 ـ عروة بن زبير ( 74 يا 99 م (
2 ـ سعيد بن مسيب مخزومى ( م 91 يا 92 )
3 ـ ابوبكر بن عبدالرحمان مخزومى ( م ( 94
4 ـ سليمان بن يسار ( م 94 يا 100 يا ( 107
5 ـ عبيدالله بن عتبه , ( م 98 يا ( 99
6 ـ خارجة بن زيد ( م ( 99
7 ـ قاسم بن محمد بن ابى بكر ( م 110 )
آنان در فقه اجتهادى داراى آرا و نظراتى بوده اند كه از اهميت خاصى بر خوردار بوده است و البته اكثر آراى آنها به ما نرسيده , زيرا همه آنها در يك سال ( سال ( 94 وفات نموده اند و آن سال را ( سنة الفقها ) ناميده اند . لازم به ذكر است كه همه آنها از تلاميذ زيدبن ثابت و عبدالله بن عمر بوده , و نيز از بنيانگذاران مدرسه حديث بوده اند و مسئول اين مدرسه و مكتب , سعيدبن مسيب بوده است . فقهاى ديگرى كه شهرت بسزايى نداشته اند عبارتند از :
محمد بن على بن ابى طالب معروف به ابن حنيفه ( م 72 يا 73 يا 80 يا 83 )
ابو سلمة عبد الرحمان بن عوف زهرى ( م 94 يا ( 104
حسن بن محمد حنيفه ( م حدود ( 100
ابوعمر و سالم بن عبدالله ( م 106 يا 108 )
محمد بن مسلم ( م 123 يا 124 يا ( 125
عبدالله بن زكوان ( م 130 يا ( 131
ربيعة بن ابى عبدالرحمان , معروف به ربيعة الرأى ( م ( 136
محمد بن عبدالرحمان معروف به ابن ابى ذؤيب قرشى ( م 158 يا ( 159
عبدالعزيز عبدالله , معروف به ماجشون ( م ( 160
عبدالله , معروف به ابن ابى سيره قرشى ( م ( 172
كثير بن فرقد ( م ( . . .
مالك بن انس اصبحى ( م ( 179
سهل بن ساعدى ( م ( 91
سهل بن سعد ( م ( 91
ابان بن عثمان
و نيز جز اينها كه براى پرهيز از طولانى شدن از ذكر آنها خوددارى مى شود . در اين زمينه به كتابهاى رجالى اهل سنت مراجعه كنيد .
در بلاد ديگر نيز اصحاب رسول خدا مرجع احكام بودند . بعد از رحلت پيامبر , گروهى از اصحاب و يارانش براى تعليم قرآن و احكام به بلاد دور و نزديك هجرت نموده و مردم در موقع نياز , به آنها مراجعه مى كردند و آنان نيز مطابق كتاب خدا احكام را بيان مى نمودند و هرگاه حكم مسأله اى را در آن نمى يافتند , مطابق سنت بيان مى كردند و هر زمان كه در آن نيز نمى يافتند , اجتهاد نموده , حكم آن را بيان مى داشتند . با اين حساب مرجع احكام در مسائل شرعى در بلاد ديگر مانند : مكه , كوفه , بغداد , بصره , يمن , مصر , قيروان , اندلس , نيشابور , خراسان و . . . فقيهان از اصحاب بوده اند .
فقيهان در مكه : فقيهانى كه در مكه مرجع براى بيان احكام بوده اند عبارتند از :
عبدالله بن عباس ( م ( 68
مجاهد بن جبير ( م 100 يا 102 يا ( 104
ابوعبدالله عكرمه ( م 105 )
عطاء بن ابى رياح ( م 114 )
عبدالله بن ابى مليكه ( م ( 119
عمر بن دينار ( م ( 126
عبدالله بن ابى نجيح , معروف به ابويسار ( م ( 139
عبدالملك بن عبدالعزيز بن جريح ( م ( 150
مسلم بن خالد بن سعيد زنجى ( م 179 و يا 180 ) و نيز جز اينها كه نيازى به بيان آنها نيست .
فقيهان در كوفه : فقيهانى كه در كوفه تصدى فتوا را داشتند سه دسته بودند :
دسته اول كه از درخشندگى خاصى برخوردار بوده اند عبارتند از :
عبدالله بن قيس اشعرى ( م 42 يا 52 ) ,
علقمة بن قيس بن عبدالله ( م 62 يا 65 ) ,
مسروق بن اجدع همدانى ( م 62 يا 63 يا 64 ) ,
عبيدة بن عمرو سلماسى مرادى ( م 72 يا 73 يا 92 ) ,
اسود بن يزيد قيس نخعى ( م 74 يا ( 75
شريح بن حارث قاضى ( م 78 , 80 يا 120 ) ,
عبدالله بن ابى اوفى ( م ( 82
و ابراهيم بن يزيد نخعى . آنان از بنيانگذاران مدرسه رأى و از تلاميذ عبدالله بن مسعود بوده اند , مسئول اين مكتب و مدرسه , ابراهيم بن يزيد نخعى بوده است .
دسته دوم : سعيد بن جبير ( م 94 يا ( 96
ابراهيم بن يزيد نخعى ( م 95 ـ 96 ) ,
اسود بن يزيد نخعى ( م 95 ) ,
عامر بن شراحيل , معروف به شعبى ( م 103 يا 104 يا 105 يا 106 يا 107 ) ,
حكم بن عيينه ( م 115 ) ,
حبيب بن ابى ثابت ( م 117 ) ,
حماد بن ابى سليمان ( م 120 ) ,
عبدالله بن شبرمه ( م 144 ) ,
محمد بن عبدالرحمان بن ابى ليلا ( م 148 ) , كه خود پيشواى مذهب بود .
دسته سوم : ابوحنيفه پيشواى مذهب حنفى ( م 150 ) ,
حسن بن صالح ( م 149 ) ,
سفيان بن سعيد ثورى ( 61 يا 62 ) پيشواى مذهب ثورى ,
شريك بن عبدالله همدانى ( م 177 ) .
فقيهان در بغداد : سلمان فارسى ( م 36 هـق ) ,
محمد بن ادريس شافعى ( م 204 ) , پيشواى مذهب شافعى در مذهب قديم ,