بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 236

نسبت به تصانيف اين دو عالم بزرگ , اظهار خوش بينى مى كرد , طريقه و روش او در ميان متأخرين اصحاب ما رواج يافت . اين روش بالا گرفت تا اينكه نوبت به علامه رسيد و او در بيشتر تصانيف خود بسيارى از قواعد اصولى معمول در ميان عامه راپذيرفت و بدان ملتزم شد و سپس شهيد اول و دوم نيز از او پيروى نمودند . . . )) .

ويران شدن بنياد اخباريگرى توسط ابن جنيد :

ملا محمد امين استرآبادى ( اخبارى ) حق دارد كه چهره درخشنده مجتهد بزرگ جهان شيعه , ابن جنيد را خدشه دار سازد و بدون حساب او را مورد نكوهش قرار دهد ,زيرا او مى داند كه انديشه هاى اجتهادى بلند اين مجتهد بزرگ چه آثار سوء و ويرانگرى را براى انديشه هاى جامد و خشك آنها به دنبال دارد . و بر همگان واضح است كه براساس همين افكار او و ابن ابى عقيل بوده است كه در زمان استاد كل وحيد بهبهانى ( قدس سره ) بنياد نظريات و انديشه هاى اخباريگرى ويران شد .

علامه محمد باقر خوانسارى در كتاب گرانمايه و ارزشمندش روضات الجنات ( ج 6 , ص 146 ) مى گويد : بنيانگذار اساس اجتهاد , حسن بن على معروف به ابن ابى عقيل عمانى . . . معاصر كلينى بود و پس از او محمد بن احمد بن جنيد اسكافى معاصر شيخ صدوق . عالم بزرگ , شيخ مفيد از هر دوى آنها تعلم ديده و استفاده كرده بود و به آن دو حسن نظر داشت و از شيوه آنها پيروى مى كرد . اين امر از شيخ مفيد به شاگردانش سرايت كرد و افرادى نظير سيد مرتضى و شيخ طوسى و ديگر معاصران آنها درباره عظمت و بزرگى آنان مطالبى نوشتند و به طور اجمالى آثار علمى و آرا و انديشه هاى جاودانى ايشان را در كتابهاى خود ذكر كرده اند , كه از جمله مى توان از علامه حلى نام برد .

عمل ابن جنيد به قياس

ممكن است نسبت عمل به قياس به ابن جنيد از كلام عالم بزرگ مرحوم سيد محمد معد درباره كتاب فقهى او تهذيب الشيعه فى احكام الشريعه سرچشمه گرفته باشد .

ابوجعفر ابن معد كه بعد از شيخ مى زيست در تعريف و تمجيد از كتاب ابن جنيد مى گويد : (( بعد از آنكه اين كتاب در دسترسى من قرار گرفت آن را به گونه دقيق و كامل مورد بررسى قرار دادم و بر اين اعتقاد شدم كه در جهان تشيع , كتابى بهتر و رساتر و


صفحه 237

خوش بيان تر از آن نديده ام , نويسنده در اين كتاب اصول و فروع و مسائل فقهى را به گونه مستوفى مورد بحث قرار داده و مسائل مورد اختلاف را بيان كرده و استدلالهاى شيعه و مخالفين را بازگو نموده است )) .

ممكن است كه جمله اخير در كلام سيد معد , باعث اين انتساب شده باشد , ولى از اين طريق نمى توان چنين نسبتى را به او داد , زيرا بيان نظر مخالفين كه عمل به قياس مى كردند , هرگز بيانگر اين مطلب نيست كه او نيز در مقام استنباط احكام بر طبق قياس فتوا صادر مى كرده , چون مقام بحث و استدلال غير از مقام فتوا و عمل است , چه بسا فقيهى در مقام بحث و استدلال مسأله اى را مطرح نموده و براى اثبات حكم آن ادله اى را ذكر مى كند و حتى گاهى به گونه مسلم , ولى مع ذلك در مقام فتوا و عمل به خلاف آن ملتزم مى شود و اين شيوه همه مجتهدان در ادوار مختلف اجتهاد بوده است .

صاحب روضات الجنات ( در جلد 6 , ص 147 ) مطلبى را از عدة الاصول نقل مى كند كه در آن اگر چه به اسم تصريح نشده است , ولى مى تواند احتمال مذكور را تأييد كند و آن چنين است :

(( از آنجا كه نزد شيعه عمل به قياس در شريعت حرام است , لذا عالمان و دانشيان از آن دورى جستند و هر گاه فرد نادرى هم در برخى از مسائل به عنوان استدلال بر مخالف خود ( نه به عنوان اعتقاد ) به قياس تمسك مى جست , پس از نقل سخن او آن را انكار كرده و از وى تبرى مى جستند . ((

بنابراين نمى توان گفت كه ابن جنيد , قياس را يكى از منابع و پايه هاى شناخت مى دانسته و از راه آن احكام شرعى را براى حوادث واقعه و مسائل تازه استخراج مى نموده است .

عمل ابن جنيد به قياس منصوص العله :

پيش از ورود در اين بحث نخست بايد اقسام قياس را ذكر نمود :

1 ـ قياس منصوص العله .

2 ـ قياس اولويت .

3 ـ قياس تنقيح مناط .

4 ـ قياس تخريج مناط .


صفحه 238

5 ـ قياس تحقيق مناط .

6 ـ قياس مستنبط العله .

7 ـ قياس تشبيه و تمثيل .

شرح يكايك عناوين مذكور را در كتاب منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى بيان نموده ام .

ابن جنيد , اگر چه در برخى از مسائل عمل به قياس كرده , ولى بايد توجه نمود كه به كدام يك از اقسام مذكور آن عمل مى كرده است . آيا قياس تشبيه و تمثيل بوده كه اعتبار ندارد , يا به قياس منصوص العله كه اعتبار دارد و شرح آن خواهد آمد ؟

آرى شاگرد برجسته اش شيخ مفيد از او نقل كرده و رساله اى به عنوان نقض بر آرا و نظرات وى نوشته است و نيز سيد مرتضى در كتاب الانتصار در آخر مسأله جواز حكم مطابق علم خود مى گويد : (( عول ابن الجنيد على ضرب من الرأى و الاجتهاد . . . )) و شيخ طوسى نيز در كتاب فهرست ( ص 267 ) اين مطلب را از او حكايت كرده و نجاشى هم در كتاب رجاليش ( ص 276 ) نقل نموده كه : (( از شيوخ و بزرگان ثقات شنيدم كه مى گفتند او به قياس عمل مى كرد )) و علامه بحرالعلوم در كتاب رجاليش ( ج 3 , ص ( 205 مى نويسد : (( عمل بر طبق قياس از او حكايت شده و جمعى از اعاظم از او نقل نموده اند . ((

در هر حال قياسى كه ابن جنيد بر طبق آن عمل مى كرد قياس منصوص العله بود كه در آن روزگار مانند قياس تشبيه و تمثيل حرام بوده است . و حتى سيد مرتضى در كتاب الذريعه الى اصول الشريعه ( ص 285 ) معتقد بود كه فرقى ميان اين نوع قياس با ساير قياسها نيست و ادله منع از عمل به قياس شامل اين نوع قياس نيز مى شود .

بعدها فقهاى بزرگ و انديشمندان , مانند علامه حلى و صاحب معالم و جز اينها بر اين اعتقاد شدند كه اين نوع از قياس داراى اعتبار است و حتى گروهى از آنان مانند محقق اول صاحب شرايع الاسلام و غير او معتقد شدند كه اصولا تعدى از موارد منصوص العله به ساير مواردى كه علت در آنها موجود است از نوع قياس محسوب نمى شود , بلكه از باب عمل به ظاهر عموم تعليل است و عموم از نوع ظواهر است كه حجيت آنها به بناى عقلا ثابت است , پس تعميم حكم از مورد منصوص العله به ساير مواردى كه داراى علت است از باب اعتبار و حجيت ظهور است , نه از باب قياس .


صفحه 239

ويژگيهاى ابن جنيد در مقام استنباط :

1 ـ اعتماد بر ادله عقلى همانگونه كه در كتاب مختلف علامه و سرائر ابن ادريس اشاره شده . در آن زمان اعتماد بر ادله عقلى در مقام استنباط بين عالمان و معمول و متداول نبوده است .

2 ـ عمل بر طبق قياس منصوص العله .

3 ـ بسنده نكردن بر ظاهر الفاظ نصوص و متون احاديث .

4 ـ تلاش جهت دستيابى به مناط حكم در غير مسائل عبادى , از راه اوصافى كه صلاحيت دارند كه مناط حكم قرار گيرند .

5 ـ داشتن صراحت لهجه و قاطع در بيان آرا و نظرات .

6 ـ به كارگيرى تعبيرات فنى اجتهادى در مقام بيان احكام كه در آن عصر رايج نبود و تنها او بود كه پس از ابن ابى عقيل , آنها را به كار مى گرفت .

اين نوآوريها در آن روزگار كارى بس جسورانه قلمداد مى گشت .

آثار سوء به دنبال تهمت و نوآوريها :

معروف است بر اثر متهم شدن ابن جنيد به عمل بر طبق قياس از مقام بلند و والاى او كاسته و كتابهايش متروك گرديد و مجرد همين يك مسأله , تمام فضايل و خدمات بزرگ و بى نظير او به فقه اجتهادى شيعه ناديده گرفته شد . با اينكه به اعتراف همه محققان اعم از اصولى و اخبارى , وى پايه گذار فقه اجتهادى شيعه بوده است و به همين جهت بود كه در كتابهاى فقهى اجتهادى از او و ابن ابى عقيل تعبير به (( قديمين )) شده و اينكه بعضى پيداشته اند , چون آنان زمان غيبت صغرى را درك كرده اند و به (( قديمين )) شهرت يافته اند توهمى نادرست است , زيرا اگر معيار اين بود مى بايست به همه علماى معاصر ايشان , مانند كلينى و على بن موسى بن بابويه و جز اينها چنين صفتى نسبت داده شود , با اينكه هيچ كس چنين وصفى را بر ديگران اطلاق نكرده است .

در هر حال نگارنده بر اين اعتقاد است كه وجود حوزه اجتهاد به گونه علمى و فنى مرهون تلاش و سعى علمى ابن جنيد است . و نيز نگارنده بر اين عقيده است كه هيچگاه ابن جنيد به قياس تشبيه و تمثيل عمل نكرده و تنها به قياس منصوص العله عمل مى كرده كه در آن زمان مورد منع بوده است ولى بعدها مورد عمل واقع شده است .


صفحه 240

آراى نادر ابن جنيد در اين دوره :

1 ـ عدم اعتبار اذن ولى در صحت نكاح باكره رشيده .

2 ـ واجب شدن بنت مخاص در 25 شتر .

3 ـ عدم جواز اجرام پيش از ميقات حتى با نذر .

4 ـ واجب بودن زكات در غير ظروف آن مانند : زيتون و روغن و عسل , هر گاه در زمينهاى عشريه باشند .

5 ـ ثبوت ربا در معدودات .

6 ـ ارث بردن زن از همه اموال شوهر , منقول و غير منقول از اراضى و غير اينها .

7 ـ معتبر دانستن قياس منصوص العله .

8 ـ عدم حرمت قضاى حاجت در رو به قبله و پشت به قبله .

9 ـ جواز شستن خون با آب دهان ( رياض , ج 1 , ص . ( 20

10 ـ پاك شدن پوست مرده با دباغى .

11 ـ واجب نبودن وضو با غسل اعم از غسل واجب و مستحب .

12 ـ وجوب اعاده اعمال بر مخالف اگر مستبصر شود .

13 ـ وجوب شستن هفت مرتبه ظرفى كه سگ در آن آب خورده و تنها يك مرتبه بايد با خاك باشد .

شيخ مفيد :

ديگر مجتهدى كه تداوم بخش شيوه تدوين ابحاث فقه اجتهادى به گونه علمى و فنى در اين دوره شد , و از برجستگى و جايگاه خاصى برخوردار بود , انديشمند فرزانه مجتهد و عالم بزرگ ابوعبدالله محمد بن نعمان معروف به شيخ مفيد ( 338 ـ ( 413 است .

او نيز مانند استادش ـ ابن جنيد ـ در تدوين فقه اجتهادى كوشش و تلاش نمود و تحولى را در اصول فقه پديد آورد و شيوه ها و عناصر خاصه استنباط را نسبتا تكامل بخشيد , به گونه اى كه عالمان بعد از او اين واقعيت را اعتراف نموده اند .

شيخ طوسى در كتاب فهرست مى گويد : (( شيخ مفيد , فقيهى بود كه در فهم و درك مسائل فقهى بسيار پيشرفته بود )) . و همو مى گويد : (( وى نزديك به دويست جلد كتاب


صفحه 241

كوچك و بزرگ نوشته , او اگر چه همه آرا و نظرات استادش ابن جنيد را نپذيرفت , و برخى نظرات او را مورد نقد قرار داد و حتى در رد او كتابى به نام النقض على ابن الجنيد فى اجتهاده بالرأى نوشت , ولى در اصل شيوه و سبك و طرح ابحاث اصولى به گونه علمى و فنى از او پيروى نمود . او كتابى در علم اصول دارد كه مشتمل بر همه مسائل اصولى است . ((

علامه تهرانى صاحب الذريعه الى تصانيف الشيعه از نجاشى نقل كرده كه كتاب مذكور از او است و همو نيز نقل كرده كه شاگرد وى محقق كراجكى آن كتاب را در كتاب خودش كنزالفوائد درج نمود . ولى بعضى بر اين اعتقادند آن كتابى كه كراجكى در كنزالفوائد از شيخ مفيد درج كرده آن كتابى نيست كه شيخ مفيد در اصول تدوين كرده است , بلكه آن كتابى بود كه كراجكى براى يكى از دوستانش از كتاب مفيد استنساخ كرده بود و آنچه اين نظريه را تأييد مى كند همان چيزى است كه در صدر و ذيل كتاب كنز الفوائد ( ص 186 ) آمده است . در صدر آن مى گويد : اصول فقه را از كتاب شيخ مفيد . . . براى بعضى برادران استخراج نموده ام و نظير اين را در ذيل آن مى گويد :

در هر حال اين كتاب مشتمل بر بيشتر مسائل علم اصول است , از جمله : دلالت امر بر وجوب , اجزاء , اجتماع امر و نهى , واجب تخييرى , مقدمه واجب , ضد , مفهوم و منطوق , عام و خاص , حجيت عقل , عدم حجيت قياس , خبر واحد , اجماع , تعارض اخبار , و مسأله استصحاب .

فتاواى نادر شيخ مفيد :

1 ـ وجوب سه بار شستن ظرفى را كه با آب دهن سگ نجس شده , ولى براى بار اول و سوم با آب و براى بار دوم با خاك . مفيد اين حكم را مختص به آب دهن سگ نمى داند بلكه تعميم مى دهد به هر عضوى از اعضاى آن .

2 ـ ثبوت ربا در معدودات .

3 ـ وجوب اخراج زكات مالى كه وقت وجوب آن رسيده نه پيش از آن و نه بعد از آن .

4 ـ عدم اعتبار اذن ولى در صحت نكاح عقد باكره رشيده .

5 ـ جواز تطهير چيز نجس با آب مضاف در حال اختيار .


صفحه 242

6 ـ كفايت قربانى در صورتى كه گاو باشد از پنج نفر اگر از يك خانواده باشند[1].

7 ـ عدم ثبوت ربا بين مسلمان و كافر ذمى و غير اينها .

8 ـ در رساله عزية ص 50 مى گويد : در تيمم بدل از وضو و غسل واجب است يك بار دستها به زمين زده شود .

9 ـ عدم جواز نماز خواندن در خوابگاه شتران و مراكز آتش .

10 ـ حرام بودن نماز در جاده هايى كه مردم عبور مى كنند .

11 ـ حرام بودن نماز در مراكزى كه شراب درست مى كنند .

12 ـ وجوب تقدم فقيرى كه داراى ثقه و بصيرت و طهارت و ديانت است در مصرف زكات بر فقيرى كه داراى چنين صفاتى نيست .

13 ـ وجوب روزه هاى واجب در سفر , مگر روزه ماه رمضان . ولى مشهور جايز نمى دانند مگر نذر روزه معين و روزه بدل از هدى در حج .

14 ـ بايد مريض هم امساك كند از خوردن و هم قضاى روزه اش را بگيرد در آنجا كه در اثناى روزه در ماه مبارك بعد از خوردن و آشاميدن خوب شود .

15 ـ وجوب استبراى جاريه اى كه در سن حيض هست ولى حيض نمى بيند در مدت سه ماه .

16 ـ وجوب سه سجده بر نمازگزار , در آنجا كه نمازگذار سجده اى را فراموش كند و بعد از ركوع ركعت دوم متوجه شود سجده اول را , قضاى سجده فراموش شده محسوب دارد و دو سجده ديگر بجا آورد نه آنكه سجده فراموش شده را بعد از سلام نماز قضا نمايد .

براى آگاهى بيشتر مى توانيد به كتاب مختلف الشيعه فى احكام الشريعه علامه مراجعه كنيد .

[1]ـ ما در زمينه كفايت يك قربانى براى اهل يك سفره اگر چه بيش از دهها نفر باشند ادله اى داريم كه انشاءالله در جاى مناسب به گونه تئورى و نظرى آن را بيان مى كنيم كه نتيجه اين , كفايت يك قربانى براى هر يك كاروان است اگر چه افراد آن بيش از صد نفر باشند و نيز ادله ديگرى داريم كه با آنها مى توان نظرات ديگرى را ارائه داد .


صفحه 243

سيد مرتضى :

سيد مرتضى ( م 355 ـ 436 ) داراى شيوه خاصى بود , زيرا نه مانند ابن عقيل و ابن جنيد كه بيشتر بر اجتهاد و تفريع و تطبيق تكيه داشته اند بود و نه مانند شيخ مفيد ـ استادش ـ كه بيشتر بر عناصر خاصه استنباط يعنى روايات اعتماد مى كرد .

وى در تمامى علوم , به ويژه كلام و فقه اجتهادى و حديث داراى كرسى استادى بود و جمعى از بزرگان شيعه و سنى نزد وى آموزش ديده اند . او در بسيارى از علوم اعتقادى و فقهى تأليف دارد , از ميان تأليفاتش كتابى است در زمينه اصول فقه و ابحاث اجتهادى كه با عنوان الذريعة الى اصول الشريعه مشهور است .

او در مقدمه اين كتاب گرانقدر و ارزشمندش مى گويد : (( ان هذا الكتاب منقطع النظير فى احاطته بالاتجاهات الاصوليه التى تميز الامامية باستبعاب و شمول , اين كتاب در احاطه و شمولش نسبت به گرايشهاى اصولى اماميه بى نظير است . اين گرايشها مسلك اماميه را به تمام و كمال متمايز مى سازد )) .

سيد مرتضى شيوه استادش شيخ مفيد را در تكميل مباحث اصولى و عناصر مشترك استنباطى در اين كتاب دنبال كرد و نيز توفيق يافت در زمينه هاى اصولى نظريه هاى او را تكامل بخشد , هر كس كتاب يادشده او را مورد بررسى قرار دهد اين نظريه را تصديق خواهد كرد .

برخى نظرات نادر سيد مرتضى :

سيد مرتضى نيز همانند برخى از علماى پيشين زمانش داراى آرا و نظريات و فتاواى نادرى بوده كه بعضى از آنها را در اينجا يادآور مى شويم :

1 ـ عدم اعتبار قياس منصوص العله .

2 ـ عدم حجيت و اعتبار اخبار غير متواتر .

3 ـ عدم اعتبار اذن ولى در صحت عقد براى دختر باكره .

4 ـ برطرف شدن خبث با آب مضاف ( ناصريات مسأله 4 از كتاب طهارت . (

5 ـ برطرف شدن خبث با آب مضاف و يا هر چيز مايع و روان ( مصدر مذكور . (

6 ـ باطل نشدن روزه به سبب فرو رفتن روزه دار در آب .

7 ـ واجب بودن وضو با غسل چه غسل واجب باشد و چه مستحب .