ششمين دوره از ادوار اجتهاد , دوره تكامل است كه از زمان استاد كل وحيد بهبهانى ( م 1205 ه ) آغاز و تا زمان شيخ مرتضى انصارى ( م 1281 ه ) ادامه يافت .
حوزه هاى علميه در طول اين دوره , شاهد جنبش و تكامل ابحاث اجتهادى بود . و از آنجا كه اصوليان و مجتهدان اين دوره به تحقيقات كاملى دست , يافته بودند , فقه اجتهادى مطابق شرايط آن زمان به اوج شكوفايى خود رسيد , و اين بدين جهت بوده كه استنباط احكام شرعى حوادث واقعه از منابع و پايه هاى اصلى آن داراى شرايط و ويژگيهاى ذيل بود كه عبارتند از :
1 ـ بررسى اصول و قوانين كلى و مايه هاى اصلى استنباط .
2 ـ بررسى فروع اصول و مصاديق قوانين كلى به گونه كامل .
3 ـ توجه به ابعاد ادله اجتهادى ( كتاب و سنت ) در مواردى كه داراى ادله اجتهادى بود و نيز توجه به ابعاد ادله فقاهتى ( مانند اصول عمليه ) آنجا كه داراى ادله اجتهادى نبود .
4 ـ نقد و بررسى آرا و نظرات و برداشتهاى عالمان پيشين از منابع اجتهادى .
مجتهدان , پس از طى مراحل ياد شده , فروع تازه را به اصول پايه بازگشت داده و قوانين كلى را بر مصاديق خارجى آنها منطبق مى ساختند .
اين دوره , همه مزاياى دوره هاى پنجگانه پيشين اجتهاد را دارا بود , و بدين جهت است كه اين مرحله تأثير بسزايى در پيشرفت و تكامل اجتهاد داشت , به گونه اى كه
عالمان اصولى و فقيهان كنونى نيز هنوز از تحقيقات مفيد و ارزنده آنها بهره مى بردند . اينك عالمان اين دوره را به اختصار يادآور مى شويم :
1 ـ وحيد بهبهانى
طلايه دار اين دوره , مجدد قرن سيزدهم , استاد كل , آية الله علامه آقا محمد باقر وحيد بهبهانى است كه در سالهاى 1173 تا 1205 مرجعيت و زعامت شيعيان به عهده او بود . مقام علمى , حسن اداره و تدبير و استعداد فوق العاده و ذوق خاص وحيد در آن عصر زبانزد خاص و عام بود , به گونه اى كه او را از نوادر جهان اسلام به شمار آورده و نقطه عطف مهمى در تحول بحثهاى اصولى و اجتهادى محسوب مى گشت .
وحيد بهبهانى با تلاش فراوان و ارائه نظرات جالب و پوياى اجتهادى خود توانست سهم مهم و مؤثرى در دگرگونى و رشد و تكامل مسائل اجتهادى داشته باشد .
او در تدريس از قدرت فوق العاده اى برخوردار بود و در كرسى درس جولان خاصى داشت و با مهارت شگفت انگيزى اصول فقه را در فروع مختلف پياده مى كرد , و بدين جهت بود كه صدها مجتهد كم نظير را تربيت كرد , و آنان نيز به سهم خود در تكامل و گسترش بحثهاى اجتهادى تأثير بسزايى داشتند . تربيت يافتگان مكتب اصولى وحيد در بيشتر شهرها حضور داشته و در حفظ مكتب اجتهادى او كوشا بودند . از جمله شاگردان معروف او عبارتند از آيات عظام :
سيد محمد مهدى بحرالعلوم ( م . ( 1212
شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء ( م 1228 ) در نجف .
سيد على طباطبايى ( م 1231 ) در كربلا .
سيد محسن اعرجى ( م 1240 ) در كاظمين .
ميرزاى قمى ( م 1233 ) در قم .
ميرزا مهدى خراسانى ( ش 1218 ) در مشهد .
شيه محمد ابراهيم كلباسى ( م 1261 ) در اصفهان .
ملا مهدى نراقى كاشانى ( م 1245 ) در كاشان .
ميرزا يوسف مجتهد ( م 1242 ) در تبريز .
سيد دلدار على نصير آبادى ( م 1235 ) در هند .
البته غير از عالمان ياد شده وحيد بهبهانى شاگردان ديگرى نيز داشته است كه هر كدام داراى موقعيت اجتماعى خاص بوده اند .
وحيد بهبهانى متن معالم الاصول معروف را تدريس مى كرد , و هر گاه نظرى بر خلاف داشت , در حاشيه آن مى نوشت . علامه محمد حسين كرهرودى ( م 1314 ) از شاگردان ميرزاى شيرازى نقل كرده كه وحيد حدود بيست بار متن معالم را تدريس نمود و هر بار حاشيه جديد خود را بر آن مى نگاشت . وى سپس مى گويد : من در شهر بروجرد نوزده نوع از آن حواشى را ديده ام .
علامه وحيد علاوه بر حواشى معالم , داراى تأليفات زيادى در فقه , اصول , احكام , رجال , حديث و غيره است از آن جمله : الاجتهاد و الاخبار , تعليقات رجالى , شرح مفاتيح فيض , فوائد حائرى و رساله هاى عملى .
اكنون بجاست نتايج مفيد كار عظيم استاد بزرگ وحيد را به گونه اختصار در اينجا يادآور شويم :
1 ـ بررسى كامل راويان اخبار و احاديث كه بدين وسيله بسيارى از احاديثى كه بر اساس مسائل فقه اجتهادى در ابواب گوناگون بود تصحيح شد و در نتيجه تحول آشكارى در مقام استنباط پديد آمد .
2 ـ حاكم شدن اجتهاد و انسداد باب اخباريگرى و ظاهرگرايى كه در آن عصر رايج بود . بسيارى از عالمان آن عصر در مقام استنباط به تحول ملاكات احكام و تغيير ويژگيهاى درونى يا بيرونى موضوعات عصر و زمان توجهى نداشتند و بيش از اندازه در مقام بيان احكام بر ظاهر احاديث بسنده مى كردند . در اين هنگام وحيد ظاهرگرايى را در مقام استنباط كه ساليان دراز بر بسيارى از حوزه هاى علميه حاكم بود محكوم كرد و طرفداران آن را از صحنه خارج و ميدان را براى مجتهدان خالى ساخت .
وى ميرزا محمد اخبارى نيشابورى را كه يكى از بزرگترين رجال مكتب اخبارى بود مغلوب خود ساخت و نيز عالمان مكتب اخبارى را از كربلا كه مركز اصلى آنان بود راند . بايد دانست اين تحول و مبارزه به سادگى انجام نپذيرفت , بلكه با سعى و كوشش طاقت فرسا و با تحمل فراوان وى در برابر توهينهايى كه به او شد , انجامپذيرفت[1]
[1]ـ ما عوامل پيدايش اخباريگرى , مبارزه عليه اخباريگرى , عوامل بازگشت اجتهاد توسط طلايه دار اين دوره وحيد بهبهانى را در آخر ابحاث اين دوره بيان مى كنيم .
3 ـ در مسير تكامل قرار گرفتن فقه اجتهادى كه در نتيجه ارائه طرح شيوه اجتهادى متكامل با نتايج ياد شده انجام شد و فقه اجتهادى با سعى و تلاش وحيد بهبهانى پا به مرحله جديدى گذارد و روح تازه اى در كالبد آن دميده شد تشخيص ارزش اين خدمت اجتهادى بى نظير از حيطه تصور بيشتر عالمان
خارج است , تنها مجتهدين دورانديش و آگاه به ارزش كار او وقوف دارند , زيرا اگر او در برابر ظاهرگويان قيام نمى كرد و مكتب اجتهادى را تجديد نمى نمود امروز اثرى از اجتهاد و تقليد و فقه اجتهادى در ميان نبود .
در اينجا مناسب است نكته اى را يادآور شويم و آن اينكه استاد كل وحيد بهبهانى در اواخر عمر از مرجعيت كناره گيرى كرد و مسأله تقليد را به مبرزترين شاگرد خود ارجاع داد[1].
يكى از مراجع بزرگ تقليد نجف اشرف براى اينجانب نقل كرد كه وحيد بعد از احساس ضعف در مقام استنباط , از شيخ جعفر كبير تقليد نمود و نيز به دليل استحباب مذاكره علم , شرايع الاسلام و محقق حلى را تدريس مى كرد .
در هر حال نخستين كسى كه به انگيزه دينى بر خلاف مصلحت خود و اولاد و اطرافيان و اصحابش اظهار نظر كرد وحيد بود . در زمينه اين كارهاى وحيد كه بيانگر تدين كامل اوست و نيز درباره اولاد و اصحاب متدين او مطالبى وجود دارد كه قصد داشتم آنها را به گونه مفصل و يا لااقل به گونه گذرا بيان كنم , ولى روى جهاتى از نشر آنها فعلا خوددارى گرديد .
2 ـ بحرالعلوم
آية الله العظمى سيد محمد مهدى بحرالعلوم در بحثهاى اصولى و مسائل اجتهادى بسيار تخصص داشت و از شاگردان ممتاز وحيد بهبهانى بوده است . علل درخشندگى او در اين دوره عبارت است از :
[1]ـ براى كناره گيرى علامه وحيد بهبهانى از مرجعيت , دلائل گوناگونى ذكر شده است : برخى گفته اند به دليل عدم تمكن بر استحضار كافى به مبانى و پايه هاى اصلى استنباط بوده كه بر اثر ضعف و پيروى بر ايشان عارض شده بود . و يا به دليل اينكه صلاحيت بيشترى در امر تقليد براى بعضى از افاضل شاگردانش ديده بود و يا به دليل ديگر .
الف ـ شهرت به فضل در دوران تحصيل ,
ب ـ توجه و عنايت خاص وحيد به او ,
ج ـ موقعيت و مقام اجتماعى و خانوادگى ,
د ـ شايستگيهاى فكرى و معنوى ,
استاد كل وحيد هنوز زنده بود كه بحرالعلوم تصدى زعامت شيعيان را آغاز كرد و نيز كرسى تدريس را به عهده گرفت , در مجلس درس وى صدها طالب علم شركت مى كردند . از ميان شاگردان او شخصيتهايى بزرگ برخاستند كه آنان نيز در تكامل و گسترش ابحاث اجتهادى نقش بسزايى داشته اند . بجاست نام برخى از آنها را در اينجا يادآور شويم :
شيخ احمد نراقى صاحب مستندالشيعه ( م ( 1245
شيخ محمد ابراهيم كلباسى اصفهانى , صاحب اشارة الاصول ( م ( 1261
شيخ محمد تقى اصفهانى , صاحب حاشيه معالم الاصول ( م ( 1248
شيخ مير على طباطبايى , صاحب رياض المسائل ( م ( 1231
سيد محمد جواد عاملى , صاحب مفتاح الكرامه ( م ( 1226
سيد محمد مجاهد , صاحب مفاتيح الاصول و مناهل ( م ( 1242
( براى آگاهى بيشتر در اين باره مراجعه كنيد به مقدمه جلد اول رجال بحرالعلوم , صفحه 67 ـ . ( 70
براى بحرالعلوم بيش از 30 تأليف در علوم مختلف در مقدمه كتاب رجالى او ذكر نموده اند و در آنها دو كتاب اصولى به چشم مى خورد : يكى الفوائد الاصوليه و دومى الدرة البهيه فى نظم بعض المسائل الاصوليه .
3 ـ شيخ جعفر كبير
مجتهد بزرگ شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء ( م 1228 ) نويسنده كتاب كشف الغطاء عن متهمات الشريعه الغراء , وى نيز از تلاميذ علامه وحيد بود و هنوز استادش در قيد حيات بود كه زمزمه جانشينى وى به جاى وحيد بهبهانى در امر تقليد آغاز گرديد .
استحضار او در هر مسائل اصولى و ابحاث اجتهادى زبانزد خاص و عام و در زمينه
تكميل و گسترش ابحاث اصولى و فقه اجتهادى سهم زيادى نصيب او شد . صحت ارزش و اعتبار آثار او بيش از كسانى بود كه در اين زمينه سابقه داشتند , همچنين او قواعدى در كتاب خود مطرح كرد كه پيش از او ديده نشده است . و بهترين شاهد آن كتاب كشف الغطاء اوست كه هر كسى آن را مورد مطالعه قرار دهد اين نظر ما را تصديق مى كند . در اين كتاب قواعد و اساس اجتهاد و استنباط براى نسلهاى آينده به وديعت نهاده شده است .
مرحوم شيخ اعظم انصارى درباره او چنين گفته است : اگر فردى قواعد اصولى را كه شيخ در اول كشف الغطاء مطرح ساخته به اتفاق بداند از نظر من مجتهد است . اهميت ويژه اى كه شيخ انصارى در مكاسب براى مبانى اجتهادى شيخ جعفر قايل بوده است براى هيچ كس حتى براى اساتيد خود مانند صاحب جواهر و ديگران قايل نبوده است . لذا در مكاسب ديده مى شود كه از او به عنوان بعض اساطين , و از صاحب جواهر به بعض معاصرين تعبير مى كند . او هنگامى كه نظرات كاشف الغطاء را مطرح مى كند بسيار محتاطانه آنها را در مورد بررسى قرار مى دهد و سعى مى كند كه نظريه او را تأييد كند ولى در برابر آرا و نظرات صاحب جواهر اين گونه نيست .
و نيز غير از شيخ انصارى عالمان بزرگ ديگرى اهميت ويژه اى براى قواعد اجتهادى او قايلند كه براى ديگران چنين ويژگى را قايل نيستند . عالمان رجالى نيز مانند عالمان فقهى و اصولى آنگونه كه براى او در آثارشان اهميت قايلند براى ديگران قايل نيستند .
مرحوم شيخ عباس قمى در كتاب الكنى و الالقاب به نقل از شيخ نورى در مستدرك در وصفش مى گويد : او از آيات شگفت خداست كه انديشه ها از درك و زبانها از وصف وى قاصر است .
شيخ جعفر كبير علاوه بر اينكه در عصر خود از جهت تبحر در استخراج احكام الهى از پايه هاى اصلى استنباط بى نظير بود , در تدريس و بيان احكام نيز از جلوه خاصى برخوردار بود و بدين جهت از حوزه درس او بزرگانى مانند صاحب جواهر و حجة الاسلام شفتى صاحب مطالع الانوار و شيخ محمد ابراهيم كلباسى صاحب اشارة الاصول و سيد صدر الدين عاملى و شيخ محمد تقى اصفهانى صاحب حاشيه معالم برخاسته اند كه هر كدام در گسترش و تكامل فقه اجتهادى نقش عمده اى داشته اند .
همانگونه كه قبلا گفتيم استاد كل وحيد بهبهانى در اواخر عمر از مرجعيت
كناره گيرى كرد و مردم را به مبرزترين شاگردش ارجاع داد , برخى از عالمان عصرش از كلام وحيد اينگونه برداشت نموده بودند كه مقصود او آية الله سيد على طباطبايى صاحب رياض المسائل خواهر زاده و داماد اوست , ولى برخى ديگر مقصود او را كاشف الغطاء دانسته اند و منشأ برداشت اول اين بود : زمانى كه براى او مسأله شرعى مطرح مى شد مى فرمود به آقا سيد على مراجعه كنيد . و ديگر فوق العادگى او در امر تدريس و تأليف بود كه بعضى او را در اين ابعاد او نوادر محسوب مى داشتند . و منشأ برداشت دوم ملاكات و ويژگيهايى بود كه در شيخ جعفر وجود داشت . بجاست برخى از ويژگيهاى او را يادآور شويم :
الف ـ شهرت فوق العاده ايشان به فضل و علم , به گونه اى كه در حوزه نجف اشرف مشار با لبنان بود و سر آمد تلاميذ وحيد بهبهانى به شمار مىآمد و اين شهرت هم اكنون نيز پس از گذشت دو قرن از رحلت او همچنان به قوت خود باقى است .
ب ـ گواهى وحيد بهبهانى به مراتب علمى و فقاهتى او در مناسبتهاى مختلف , پيش از اينكه از مرجعيت كناره گيرى كند .
ج ـ اعتقاد بحرالعلوم به علميت فراوان او , در مقدمه رجال بحرالعلوم صفحه 41 آمده است : بحرالعلوم بعد از وفات استاد كل وحيد , شيخ جعفر كبير را براى فتوا و تقليد تعيين نمود و در مناسبتهاى مختلف بر اين امر تأكيد فراوان داشته و حتى به تمام بستگانش دستور داد كه از شيخ جعفر تقليد نمايند و اين خود بيانگر نهايت اعتقاد وى به شيخ از نظر علمى و تقوا بوده است .
د : بعد از وفات وحيد , بحرالعلوم كارها را بين علماى مهم در نجف اشرف تقسيم كرد , بدين گونه كه براى تقليد و بيان احكام شرعى شيخ جعفر كبير را و براى امامت در نماز جماعت استاد بزرگ فقه و اصول شيخ حسين نجف را[1]و براى قضاوت شيخ شريف محى الدين را معين كرد و براى خود نيز تدريس و اداره شئون مسلمانان را در نظر گرفت .
يكى از ويژگيهاى مهم شيخ جعفر اين بود كه وى عالم بسيار شجاعى بود , نوشته اند كه اهالى نجف اشرف در هر پيش آمدى به او مراجعه مى كردند , از آن جمله محاصره نجف
[1]ـ اعتقاد بحرالعلوم به شيخ حسين نجف بيش از اندازه است . او و شيخ جعفر كبير و شريف محى الدين و بيشتر عالمان آن زمان نجف اشرف در نماز جماعت او در مسجد هندى شركت مى جستند و بحر العلوم آرزو مى كرد كه شيخ حسين نجف بر جنازه او نماز بخواند
.
از طرف فرقه وهابيها بود . در برخى پيشآمدها شيخ شخصا سلاح پوشيد و با دشمن پيكار نمود , معروف است كه خانه شيخ مركز مهمات و اسلحه و نيز جايگاه مدافعان بوده است .
4 ـ سيد جواد عاملى
آية الله سيد جواد عاملى ( م 1226 ) از شاگردان وحيد بهبهانى و بحرالعلوم و كاشف الغطاء و شيخ حسين نجف بوده و در اين دوره در مباحث اجتهادى تلاش فراوانى مبذول داشت و در نتيجه از درخشندگى خاصى در حوزه هاى علميه برخوردار گرديد .
مجلس درس او از شكوه خاصى برخوردار بود . از ميان شاگردان او افراد برجسته اى همچون صاحب جواهر , سيد صدرالدين عاملى و شيخ محمد على هزار جريبى و . . . برخاستند كه هر كدام بخصوص صاحب جواهر در تكامل مبانى فقهى و مباحث اجتهادى نقش عمده اى داشته اند .
كتاب مهم فقهى او مفتاح الكرامه گواه زنده اى بر تبحر علمى و احاطه او بر آرا و اقوال مجتهدان است . او در اصول شرحى بر وافية الاصول فاضل تونى و حاشيه بر تهذيب الاصول علامه حلى و تعليقه اى بر كتاب معالم الاصول دارد .
ويژگيهاى سيد جواد عاملى را مى توان بدين شرح برشمرد :
الف ـ حافظه قوى . در اعلام الشيعه آمده است : زمانى كه وى در قم بود ميرزاى قمى براى آگاهى از اقوال و آراى فقيهان به او مراجعه مى كرد .
ب : شجاعت فوق العاده , هنگامى كه نجف اشرف مورد محاصره وهابيها قرار گرفت او از پيشگامان در مقام دفاع بود و در اين زمينه نيز رساله اى نوشته است .
ج : مقرر درسهاى سيد على طباطبايى و شيخ حسين نجف و كاشف الغطاء حوزويان مى دانند اين عنوان فقط براى كسى حاصل مى شود كه داراى حافظه و استعداد قوى باشد بخصوص آنكه در چند درس مقرر باشد .
5 ـ آية الله كاظمى
آية الله شيخ اسدالله دزفولى معروف به كاظمى , صاحب مقابس الانوار ( م 1234 ) و از تلاميذ مرحوم بحرالعلوم و كاشف الغطاء و سيد على طباطبايى است .