اين اصولى بزرگ , گو اينكه با همه علم و هوش و انديشه قوى تأليف مبسوطى در علم اصول ندارد , ولى افراد برجسته اى از حوزه درسهاى فقهى و اصولى او بيرون آمدند , از آن جمله شيخ على كاشف الغطاء است كه استاد شيخ اعظم انصارى بوده است .
او در علم اصول , تنها رساله اى به نام كشف القناع عن وجوه حجية الاجماع دارد . اين كتاب بسيار با ارزش و سودمند بوده و همه طرق و مسالك و شيوه هاى قابل طرح درباره اجماع را مطرح كرده و حاوى فروع و مسائل گوناگونى در اين باب است و بدين جهت گفته شده كه بهترين كتاب در زمينه اجماع است .
در هر حال او يكى از نوابغ حوزه عصر خود به شمار مىآمد , تا آنجا كه برخى او را در رديف علامه حلى به حساب آورده اند .
6 ـ سيد محسن اعرجى
آية الله سيد محسن اعرجى ( م 1240 ) يكى از شاگردان مبرز استاد كل وحيد بهبهانى بود . محقق خوانسارى در روضات الجنات درباره ايشان مى نويسد : او از اعاظم روزگار خود به شمار مى رفت و در بحثهاى اصولى محقق بود و در ابحاث فقهى حق مطلب را به گونه شايسته ادا كرده است .
اعرجى بزرگانى را در مدرسه خود تربيت كرده است كه از آن جمله مى توان از سيد عبدالله شبر ( م 1322 ) شيخ محمد تقى اصفهانى ( م 1242 ) و حجة الاسلام شفتى ( م 1260 ) نام برد .
او در شرح بر الوافيه فى علم الاصول مولى عبدالله بن محمد بشروى خراسانى معروف به تونى داشت كه يكى از آن دو به گونه مختصر و ديگرى به گونه مفصل تدوين گرديده بود , اولى را به نام المحصول فى شرح وافية الاصول و دومى را به نام الوافى ناميد .
ميرزاى قمى در كتاب قوانين الاصول خود از كتاب المحصول وى نام برده است . او در فقه نيز كتابى به نام وسائل الشيعه دارد .
7 ـ ملا مهدى نراقى
آية الله ملامهدى نراقى كاشانى ( م 1209 ) از تلاميذ وحيد بهبهانى و شيخ يوسف
بحرانى صاحب حدائق و حاج ملااسماعيل خواجويى بوده است . او داراى تأليفات زيادى است كه از جمله آنها تجريد الاصول است . اين كتاب اگر چه از نظر حجم كوچك , ولى از نظر محتوا و مضمون بسيار بزرگ است .
اين عالم جليل القدر علاوه بر مقام اجتهاد و مرجعيت داراى طبع شعر هم بوده و اشعار جالبى مى سروده است و اشعار او در دو كتاب به چاپ رسيده است . ملامهدى نراقى نخستين عالم بزرگى است كه بعد از وحيد بهبهانى وفات نمود .
8 ـ سيد على طباطبايى
آية الله سيد على طباطبايى ( م 1231 ) شاگرد و داماد و خواهرزاده وحيد بهبهانى , او داراى تأليفات گرانقدر از آن جمله رساله هايى در اصول است , ولى تأليف معروف او كتاب فقهى رياض المسائل است , كه شرح بر مختصر النافع محقق حلى است , اين كتاب از نظر تربيت و تنظيم در اين دوره بى نظير و نخستين كتابى است كه به شكل كامل به جامعه علمى آن عصر عرضه شده و از اين رو مورد شگفتى و استفاده عالمان اين دوره و دوره هاى بعد واقع شد و هنوز هم بعد از گذشتن دو دوره از اهميت آن كاسته نشده و مورد استفاده محققان و فقهاى بزرگ قرار دارد . در اينجا بجاست سخن صاحب جواهرالكلام را درباره آن نقل كنيم , وى در مقدمه آن كتاب گفته است :
(( من كتاب جواهر را به عنوان كتاب مورد مراجعه ديگران ننوشته , بلكه براى خودم به عنوان يادداشت نوشتم , چون در مسافرت مورد پرسش مسائل شرعى قرار مى گرفتم تصميم گرفتم كتابى كه به هنگام نياز مرجع مى باشد بنويسم , اگر قصد داشتم در فقه كتابى بنويسم به سبك رياض المسائل مير سيد على طباطبايى مى نوشتم . ((
در وصاياى شيخ اعظم انصارى به طلاب آمده است : كتاب رياض المسائل سيد على طباطبايى را مورد بحث و بررسى قرار دهيد زيرا شما را در نيل به اجتهاد كمك فراوان خواهد نمود .
9 ـ ميرزاى قمى
آية الله ملا ابوالقاسم گيلانى رشتى معروف به ميرزاى قمى ( م 1231 ) نويسنده كتاب مشهور قوانين الاصول . اين كتاب به مبانى اصول فقه تكامل بخشيد و به گونه
چشمگيرى آنها را پايدار ساخت و در نوع خود از لحاظ جامعيت ترتيب و دسته بندى و تعبيرات , كم نظير و يا بى نظير است , از اين رو عالمان بسيارى بر آن حواشى نوشته و مورد تدريس قرار داده اند . او كتابهاى ديگرى نيز دارد كه دانشيان رجالى آنها را در كتابهايشان يادآور شده اند .
در اينجا يادآور مى شويم كه ميرزاى قمى داراى دو رساله بود : يكى شامل پاره اى از مسائل عبادات و معاملات , و ديگرى شامل همه ابواب فقه به نام جامع الشتات كه مجموعه اى از پرسشها و پاسخهاست . رساله اخير وى از بهترين رساله هاى فقهى است كه ساير رساله هاى پرسش و پاسخ را تحت الشعاع قرار داده است . اين رساله نمايانگر احاطه كامل او به دقايق فقه اجتهادى است . اين رساله از زمان تأليف آن تاكنون مورد نظر فقيهان بوده و به آن اهميت داده و مى دهند و اخير اين كتاب توسط انتشارات كيهان تجديد چاپ شده است .
10 ـ شريف العلماء مازندرانى :
محمد شريف بن حسن على معروف به شريف العلماء مازندرانى ( آملى ) ( م 1245 هـق ) او فقيهى بزرگ و اصولى نكته سنج و مدرس كم نظير در كربلا و از تلاميذ سيد على طباطبايى و سيد محمد مجاهد بوده است . اين اصولى بزرگ و جوان , گو اينكه در علم اصول و قواعد اجتهادى با همه تخصص و تبحرى كه داشت از خود كتابى به يادگار نگذاشته است , درس او در حوزه علميه كربلا در مباحث اجتهادى سرآمد همه درسها و از رونق و شكوه خاصى برخوردار بوده است . بنا به نقل صاحب تكمله امل الامل از شيخ محمد حسن آل يس كه از شاگردان شريف العلماء بود : (( هزار طالب علم در حوزه درس او شركت مى كردند كه در ميان آنها صدها نفر از علماى افاضل بودند . ((
از ميان شاگردان او مجتهدان برجسته اى در فقه و اصول پرورشى يافتند كه از آن جمله است : شيخ اعظم مرتضى انصارى , سعيدالعلماء مازندرانى ( بابلى ) و فاضل دربندى و سيد محمد شفيع جاپلقى و شيخ محمد حسن آل يس و مولى محمد مشهدى صاحب اصول الفقه و سيد ابراهيم قزوينى صاحب ضوابط الاصول كه وى مقرر درس شريف نيز شريف العلماء در اصول ترجيح مى دادند . بعد از رحلت استادش بيشتر از يك سال زنده نبود .
در هر حال او يك كتاب مختصر در علم اصول ( مبحث الفاظ مسأله امر آمر با علم به انتفاء شرط آن ) دارد كه در كتابخانه مدرسه قزوينى در نجف اشرف موجود است . نقل شده كه از او پرسيدند چرا به تأليف كتابى جامع در اصول نمى پردازد , در پاسخ گفت : (( وقتم را به سه قسمت تقسيم نمودم : يك قسمت مربوط به تفكر و تحقيق در مبانى و اشكالات وارد بر آنها و قسمت ديگر مربوط به پاسخ به آن اشكالات و قسمت سوم مربوط به تدريس , بنابراين وقت خالى براى تأليف نمى ماند )) .
در اينجا تذكر يك نكته مناسب است و آن آغاز تدريس خارج است كه به ابتكار او انجام شده است .
نخستين عالم شيعه كه به گونه خارج تدريس كرد شريف العلماء آملى مازندرانى است و پيش از او معمول و رايج نبوده است . و منشأ اين شيوه او شيخ اعظم انصارى صاحب مكاسب و سعيد العلماء مازندرانى ( بابلى ) بوده اند[1], زيرا شيخ انصارى و سيدالعلماء كه هم مباحثه و از شاگردان ممتاز و برجسته شريف العلماء بوده اند در درس شريف زياد اشكال مى كردند و شريف هم پاسخ مى گفت و اين اشكال و پاسخ چون از روى كتابى نبوده , در نتيجه كم كم تدريس شريف العلماء كه از روى كتاب معالم بود از ميان رفت و از آن زمان به بعد ديگر عالمان درس را از خارج مى گفتند و تقرير مى كردند و نه از روى كتاب .
از آن پس در حوزه هاى علمى اماميه , پس از آنكه تلاميذ مراحل سطوح را مى گذراندند , مجتهدان براى آنها اصطلاحا درس خارج تدريس مى نمايند . در درسهاى خارج , علاوه بر متون علمى , از نظرات ديگر علما نيز استفاده شده و آنگاه به مطالب به طور مستقل از خارج مورد تحليل و بررسى و نقد قرار مى گيرد .
[1]ـ و نيز نخستين كسى كه ابحاث خارج را مانند خطيبان بر روى منبر مطرح مى كرده است شريف العلماء بود و كرسى درس او را شيخ اعظم انصارى خريدارى نمود . معروف است كه شيخ انصارى به نجار گفت منبرى براى درس آقا درست كند , در آن زمان چون سيد محمد مجاهد در بين مردم خيلى معروف بود و هنوز شريف العلماء آنقدر معروفيت نداشت نجار گمان برد براى تدريس او مى خواهد ولى شيخ به او گفت مقصودم از آقا , شريف العلماء مازندرانى است . در هر حال منبر براى درس ساخته شد و شريف العلماء بر كرسى رسمى تدريس نمود .
11 ـ ملا احمد نراقى
آية الله ملا احمد نراقى كاشانى استاد شيخ اعظم انصارى ( م 1245 ) . او نيز در اصول كتابى به نام مناهج الاصول تأليف كرد . اين كتاب با عبارات زيبا و شيوه جالب به ابحاث اصولى تكامل و گسترش بخشيده است .
ملا احمد در كربلا در آخرين دور درس وحيد شركت كرده و سپس از محضر آية الله ميرزا مهدى شهرستانى و سيد محمد مهدى بحرالعلوم استفاده مى نمود و پس از طى مراحل تحصيلى به نراق كاشان بازگشت و بعد از درگذشت پدرش ملامهدى مرجع تقليد آن سامان گرديد .
مهمترين تأليفات وى كتاب مستندالشيعه است , زيرا او در اين كتاب در مسائل و بحثهاى فقه اجتهادى روحى تازه دميد و آراى كاملى را ارائه داد .
اين كتاب گواه زنده اى است بر طرز تفكر و هوش و ذوق فقهى وى , زيرا سرشار از نظرات ارزنده و مطالب مفيد است . او در كتاب مستند شيوه نوينى را در مقام استدلال احكام موضوعات و مسائل شرعى به كار بسته است كه واقعا از ويژگيهاى مخصوص او است و پيش از وى سابقه نداشته است .
12 ـ سيد محمد مجاهد
آية الله العظمى سيد محمد مجاهد ( م 1242 ) اين عالم بزرگ نويسنده كتاب مفاتيح الاصول و نيز مناهل است كه كتاب اصولى مفاتيح الاصول او بسيار مفيد و ارزشمند است . وى اقوال و ادله علما در زمينه اصول را در آن مورد بررسى قرار داده است , مفاتيح الاصول حاوى بسيارى از مطالب و مباحث اصولى سودمند است و تاكنون مورد توجه عالمان و انديشمندان قرار داشته است .
وى از تلاميذ ميرزا آية الله بحرالعلوم و استاد آية الله شريف العلماء مازندرانى بوده است .
13 ـ مولا محمد مشهدى
آية الله مولى محمد مشهدى ( م 1257 ) از تلاميذ مبرز سيد على طباطبايى صاحب رياض المسائل و نيز شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء و شريف العلماء مازندرانى بوده و
كتابى ارزشمند در علم اصول به نام اصول الفقه تأليف نموده است . وى در اين كتاب به مبانى اصول استحكام بخشيد , به گونه اى كه تا هم اكنون مورد توجه علما و فقها قرار گرفته است .
14 ـ آية الله كلباسى
آية الله محمد ابراهيم كلباسى اصفهانى ( م 1261 ) او از تلاميذ وحيد و بحرالعلوم بوده است و در زمينه قواعد اصولى و ابحاث اجتهادى سعى و تلاش فراوانى مبذول داشت . از تأليفات معروف وى در اصول كتاب اشارات الاصول است كه جلد اول آن مشتمل بر مبادى لغويه و مباحث الفاظ و جلد دوم آن مشتمل بر مباحث عقلى و شرعى است . بنا به نقلى كه علماى رجال در كتابهايشان نموده اند , تأليف آن 30 سال به طول انجاميد . و نيز رساله اى در بحث صحيح و اعم دارد .
15 ـ آية الله تبريزى
آية الله مولى احمد تبريزى نيز به سهم خود در مباحث اصولى تكامل بخشيد و كتاب ارزشمندى در علم اصول تأليف نمود . كتاب اصول او در 3 جلد قرار دارد , جلد اول از اول مبحث صحيح و اعم است تا آخر مفاهيم و جلد دوم از اول عام و خاص تا آخر مسأله اجماع و جلد سوم آن مشتمل بر اصل برائت و اشتغال است . وى اين كتاب را در بين سالهاى 1268 و 1371 تأليف كرده است .
16 ـ آية الله اصفهانى
آية الله شيخ محمد تقى اصفهانى ( م 1248 ) اصولى بزرگ زمان خود محسوب مى شود , او كتاب مستقلى در علم اصول تأليف نكرد و تنها به شرح معالم الاصول بسنده نمود و بر آن نام هداية المسترشدين فى شرح اصول معالم الدين نهاد , اين شرح نشانگر تبحر بيش از حد و تسلط فوق العاده او در بحثهاى اصولى است .
اين حاشيه از بهترين حواشى بر معالم شناخته شده و بدين جهت مؤلف آن معروف به صاحب حاشيه گرديده است . او با نوشتن اين حاشيه توانست به مبانى اصولى تكامل و تحكم بخشد . در اهميت اين حاشيه همين قدر بس وقتى كه جمعى از شاگردان شيخ
اعظم انصارى به او گفتند چرا كتاب فرائدالاصول مباحث الفاظ ندارد و يا چرا در مباحث الفاظ كتابى تأليف نمى كنيد ؟ او در پاسخ گفت : مباحث الفاظ هداية المسترشدين شيخ محمد تقى كفايت مى كند .
در هر حال او از محضر آية الله سيد محسن اعرجى و سيد على طباطبايى و بحرالعلوم و شيخ جعفر كبير بهره هاى فراوان برد . در درس بحرالعلوم مقرر بود كه گوياى اهميت و فوق العادگى او است . پس از تكميل مراحل درسى و مراجعت به اصفهان مشغول تدريس شد و در مقام تدريس در آن شهر يگانه آن عصر بود و در مجلس درس او طلاب و عالمان بزرگ شركت مى جستند . از جمله برادرش شيخ محمد حسين ( م 1261 ) صاحب كتاب فصول و آية الله سيد حسن مدرس و مرحوم ميرزاى بزرگ شيرازى ( م 1312 ) و . . . او آن مقدار در اصول احاطه داشت كه وقتى كتاب فصول برادرش را به او ارائه دادند بعد از مراجعه مختصر بيشتر مطالب آن را مورد نقد و اعتراض قرار داد و گفت نقصى در اين كتاب نمى بينم مگر يك نقطه كه بايد بر سر صاد فصول قرار گيرد و اين هنگامى بود كه بسيارى از بزرگان اصولى كتاب فصول را بر قوانين الاصول ميرزاى قمى ترجيح مى دادند . البته به عقيده اينجانب جمله شيخ محمد تقى در زمينه كتاب فصول برادرش جنبه شوخى داشته است .
در هر حال او بر اثر استعداد قوى و فوق العاده اى كه داشت نزد اساتيدش بسيار محبوب بود و شيخ جعفر كبير روى علاقه زيادى كه به وى داشت دخترش را براى او تزويج نمود .
17 ـ صاحب جواهر
آية الله العظمى شيخ محمد حسين نجفى ( م 1266 ) او از تلاميذ شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء و شيخ موسى كاشف الغطاء و سيد جواد عاملى صاحب مفتاح الكرامه بود .
صاحب جواهر شيوه استادش شيخ جعفر كبير را در تكميل مباحث فقه اجتهادى دنبال كرد و توفيق چشمگيرى در اين زمينه نصيب او شد . اصوليان و فقيهان بعد از او به اين حقيقت اعتراف نمودند و نيز مجلس درس او داراى شكوه و جلوه خاصى بود و صدها طالب علم در آن شركت مى كردند . از ميان شاگردان او شخصيتهاى مهمى همچون شيخ اعظم , انصارى , شيخ جعفر شوشترى , ميرزا حبيب الله رشتى , شيخ محمد حسن آل يس ,
سيد حسن مدرس اصفهانى , شيخ حسن مامقانى , ميرزا حسين خليلى , آقا حسن نجم آبادى , شيخ عبدالحسين , شيخ العراقين , فاضل ايروانى و . . . برخاستند كه هر يك در تكامل مباحث فقه اجتهادى نقش عمده اى داشتند .
او در ابواب گوناگون علمى داراى تأليفات است , از جمله در اصول , كتاب اصولى او به نقل بعضى از بزرگان نجف اشرف داراى ويژگيهاى زيادى بود , ولى با كمال تأسف اين كتاب كه به خط مؤلف بوده , در زمان خود او بر اثر پيشامدى از بين رفته است .
در هر حال كتاب جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام بيانگر فوق العادگى او در ابحاث اصولى و فقهى است , اين كتاب ارزشمند از جهت قدرت استدلال در اين دوره بى نظير است و نخستين كتاب در شرح شرايع الاسلام محقق حلى مى باشد كه به اين شكل جامع به حوزه هاى علمى عرضه گرديده است . شيخ محمد حسن نجفى با تأليف اين كتاب به مقام پيشاهنگى كاروان محققان اين دوره نايل آمد , زيرا هر تحقيقى كه بعد از كتاب شرايع الاسلام صورت مى پذيرفت مرجع اصلى آن كتاب جواهرالكلام بود , از اين رو , مطالب و بحثهاى آن تا هم اكنون مورد عنايت اهل تحقيق قرار گرفته و با استقبالى كه از آن به عمل آمده بارها به زيور چاپ آراسته گرديده است .
ويژگيهاى كتاب جواهر بدين قرار است :
1 ـ اشتمال بر همه ابواب فقه از طهارت تا ديانت .
2 ـ در برداشتن همه آرا و نظرات عالمان با دلايل و نقد و بررسى آنها .
3 ـ طرح مسائل با اسلوب و شيوه واحد در تمام كتاب .
4 ـ بى نياز نمودن مجتهدان در مقام استنباط از كتابهاى فقهى ديگر .
5 ـ اشتمال بر فروعات نادرى كه در كتابهاى ديگر يافت نمى شوند .
ولى با كمال تأسف اين كتاب با ويژگيهاى مذكور نقايص زيادى از نظر تبويب و تنظيم مطالب و مشخص نشدن فروع از اصول و . . . دارد كه در شماره 27 مجله كيهان انديشه همه آنها را بيان كرده ايم و منشأ وجود آنها اين بوده كه مؤلف , آن را به عنوان كتابى كه ديگران به آن مراجعه كنند ننوشته است .
در پايان بحث نبايد از نظر دور داشت كه در اين دوره علاوه بر علما و محققين و اصوليان مشهور كه ذكر شد فقها و اصوليان ديگرى نيز بوده اند كه از ذكر آنها خوددارى شد .