بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 374

در جهت تعليم و تربيت مردم و جامعه داشت و انديشمندان بزرگى از حوزه درسى او به درجه اجتهاد نايل آمدند . و روزى كه بهبهان را ترك گفت , خبرى از اخباريت در بهبهان نبود .

هجرت وحيد از بهبهان به كربلا

استاد بزرگ وحيد بهبهانى چون مشاهده كرد كه مسلك اخباريت در كربلا داراى تشكيلات و تمركز است لذا در سال 1159 به همراه همه بستگانش بدانجا رفت تا بار ديگر مبارزه اى عميق را عليه اخباريگرى بنيان نهد .

بنا به نوشته تنقيح المقال , ايشان , ابتدا وارد نجف گرديد و در مجلس مدرسان وقت حضور يافت در اين زمان آية الله سيد صدرالدين قمى در نجف اشرف مرجع تقليد اصولى و آية الله شيخ يوسف بحرانى پيشواى اخبارى بود . ولى چون خود را از درس آنان بى نياز يافت به كربلا روى آورد و در آنجا با علماى اخبارى به بحث و مناظره پرداخت . و آنان را مغلوب ساخت و پس از اندك زمانى مردم گروه گروه از اخباريت رويگردان شدند , و به اهل اجتهاد گرويدند . تا آنجا كه بساط اخباريان در اين شهر , همچون بهبهان برچيده گشت .

زمان استقلال وحيد در كربلا

زمانى كه شيخ يوسف بحرانى فوت نمود , استاد كل وحيد بهبهانى استقلال خاصى بدست آورد و در اثر آن مختصر اعتبارى كه براى اخباريها باقى مانده بود از كف دادند .

اگر چه پس از مدتى ميرزا محمد اخبارى دوباره جهتگيرى عليه اجتهاد را آغاز كرد و مى خواست كه جريان اخباريگرى را سامان دهد , ولى با وجود شاگردان نامدار و دانشمند وحيد بهبهانى او نتوانست كارى از پيش ببرد .

غروب آفتاب زندگى استاد كل

در اواخر عمر , ضعف جسمى زيادى به سراغ استاد كل وحيد بهبهانى روى آورده بود , به گونه اى كه ايشان نمى توانست چون سابق داراى كرسى تدريس و مباحثات فراوان باشد . از اين رو به داماد و خواهرزاده خود آية الله سيد على ( صاحب


صفحه 375

رياض المسائل ) دستور داد تا حوزه درسى او را در كربلا اداره كند .

در اين دوران , براى اينكه خود ايشان از بركات تدريس فقه بى بهره نباشد به تدريس شرح لمعه بسنده نمود . و خيلى از شاگردان او كه به درجه اجتهاد رسيده بودند , براى تبريك جستن از كلام و نفس استاد به درس ايشان شركت مى جستند .

تاريخ وفات وحيد

در تاريخ وفات استاد , مورخان اختلاف نظر دارند . در فوائدالرضويه شيخ عباس قمى سال 1206 و در روضات الجنات خوانسارى اصفهانى و خاتمه مستدرك نورى سنه , 1208 , و در رياض الجنه زنوزى 1205 و در مرآت الاحوال 29 شوال 1205 ضبط شده است . در كتاب رجال علامه مامقانى سال 1208 و يا 1216 ضبط گرديده است .

در هر حال اين چهره درخشان علم و فضيلت در شهر كربلا , حيات پر افتخار و سراسر تلاش و كوشش خود را بدرود گفت و در رواق حضرت حسين بن على ( ع ) پايين پاى شهدا مدفون گرديد . عاش سعيدا و مات سعيدا , تغمده الله برحمته و اسكنه الفسيح من جنته و جزاه عن الاسلام و اهله خيرا .


صفحه 376

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 377

دوره هفتم عصر ژرف انديشى در ابحاث اجتهادى


صفحه 378

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 379

دوره هفتم از ادوار اجتهاد داراى ويژگيهاى خاصى است كه سبب تمايز اين دوره از ادوار پيشين مى باشد . در اين زمان در مباحث و مسائل اجتهادى تحول چشمگيرى پديد آمد , بگونه اى كه از تدقيق و ژرف انديشى ويژه اى برخوردار گرديد و نيز از جهت دقت در استدلال به تكامل و تطور خود رسيد .

اين مرحله از زمان استادالفقها و المجتهدين شيخ مرتضى انصارى ( م 1281 هق ) شروع شد و تا زمان حضرت امام خمينى ( م 1409 هق ) ادامه يافت .

بنابراين طلايه دار و آغازگر هفتمين دوره يعنى عصر تدقيق در مسائل اجتهادى را بايد فقيه و اصولى بزرگ شيخ اعظم انصارى دانست . وى با اسلوب نوين و آراء دقيق خود روح تازه اى در كالبد اجتهاد دميد و از اينرو به بحثهاى اجتهادى رونق و جلوه خاصى بخشيد .

كتاب اصولى وى به نام فرائدالاصول و معروف به رسائل , و نيز تقريرات اصولى او به نام مطارح الانظار[1]گواه زنده اى بر طرز تفكر و انديشه اوست , زيرا سرشار از نظرات

[1]ـ مقرر شيخ انصارى آية الله ابوالقاسم كلانترى تهرانى بود وى در سال 1292 وفات نمود و در حضرت عبدالعظيم در مقبره ابوالفتوح رازى مدفون شد , مطارح الانظار داراى ويژگيهائى بشرح زير است :

الف ـ ترتيب و تنظيم جالب و نوين .

ب ـ عبارات واضح و روشن و بدون ابهام و پيچيدگى , از اينرو نظرات دقيق و عميق شيخ را بگونه روشن منعكس مى نمايد .

ج ـ اشتمال بر انديشه هاى بزرگ مجتهد قرن سيزدهم كه در اين قرن انديشه هاى اصولى در اوج دقت و گستردگى بوده است .


صفحه 380

عميق و دقيق و ظريف و مطالب ارزنده علمى است .

او در رسائل و ديگر كتابهاى خود شيوه نوينى در بحثهاى اجتهادى , به كارگرفته است كه پيش از او سابقه نداشت . وى در اين كتاب برخلاف شيوه علماى پيشين خود , كه بعد از مطرح كردن مسأله بلافاصله دلائل نظريه خود را در آن زمينه بيان مى كردند و نظريه طرف مقابل را رد مى نمودند , او مسائل را با اسلوب و ويژگيهاى خاصى مطرح مى كرد . بجاست به عنوان نمونه برخى از آنها را در اينجا يادآور شويم :

1 ـ نقل آرا و اقوال و دلايل عالمان و دانشيان پيشين در ارتباط با مسأله , اعم از موافق و مخالف به منظور توسعه اذهان طلاب و دانش پژوهان در مبانى اقوال .

2 ـ بررسى و نقد همه زواياى اقوال و آرا و مبانى آنها با دقت و تعمق بر اساس واقع و بدور از تعصب و جمود .

3 ـ ارائه نظرى مستقل در حكم مسأله , بدين گونه كه ابتدا بر اثبات يك نظريه استدلال مى كند و محقق و پژوهشگر مى پندارد كه او آن نظر را برگزيده و خلاف آن را باطل دانسته است ولى بعد همان دلائل را مورد اشكال قرار داده , سپس با استدلال قوى نظريه ديگرى را در همان مسأله ارائه مى دهد , بگونه اى كه پژوهشگر معتقد مى شود كه نظريه دوم را برگزيده و نظريه اول را باطل دانسته است . آنگاه نظريه دوم را نيز با دليل مورد نقد و اشكال قرار مى دهد و سپس نظريه سومى را در حكم مسأله بيان مى كند و با استدلالى عميق آن را برمى گزيند و محقق و پژوهشگر با توجه به دلايل قوى و دقيق او قانع مى شود و آن را قبول مى كند .

اين اسلوب و روش استدلال در ابحاث اجتهادى پيش از شيخ اعظم وجود نداشت و توسط او در كتابهاى اصولى و فقهيى پديد آمده است و فائده آن اين است كه محقق هيچگاه در هنگام نقد و تحليل ابعاد مسأله , گرفتار نقص و اشكال نمى شود .

اين شيوه ابتكارى شيخ در مسائل اجتهادى باعث شگفتى معاصرين وى شد و از آن پس تاكنون بسيارى از عالمان و محققان از اين شيوه و اسلوب پيروى نموده اند .

در هر حال كتاب رسائل , به سبب دارابودن اسلوب و روش نوينى در نقل اقوال و بيان آرا و مبانى و بررسى آنها , از زمان تأليف تاكنون مورد توجه مجتهدان اصولى قرار گرفته و برآن تعليقه ها و حاشيه ها و شرحهاى بسيارى نوشته اند كه اكنون نيازى به بيان آنها نيست .


صفحه 381

همچنين از سوى اصوليان بزرگ در حوزه هاى علميه مورد تدريس قرار گرفته و تا به حال ادامه دارد و اين گوياى آن است كه آنان براى آراء و نظرات شيخ اهميت ويژه اى قائلند و حتى يافتن زواياى مطالب دقيق و عميق رسائل و كتابهاى ديگر شيخ انصارى را معيار ارزنده اى براى سنجش توانائى عالمان بر اجتهاد دانسته اند . بسيارى از فقها و مجتهدان گفته اند : هر كس به آراء و نظرات شيخ در فقه اجتهادى آگاهى داشته باشد خود مجتهد است .

استاد كل ميرزاى نائينى ( م 1355 ) ـ بنا به نقل يكى از شاگردانش ـ بارها در كرسى درس مى گفت : (( تحقيقات و شناختهاى اصولى من همه از بركات فهميدن اسرار و زيرو بمهاى آراء و نظرات دقيق شيخ اعظم انصارى است و افتخار مى كنم كه از شاگردان مدرسه شيخ مى باشم . ((

نوآوريهاى شيخ در علم اصول

شيخ اعظم انصارى در مباحث اصولى از طريق برخى از منابع و پايه هاى شناخت , عناوينى را در قالب علمى و فنى ارائه كرده است كه پيش از وى سابقه نداشت و مشكلات زيادى را در مقام استنباط از راه عناصر خاصه آن ( احاديث ) حل نمود .

براى توضيح نوآوريهاى شيخ در علم اصول به نمونه اى مشخص , اشاره مى شود , كه مربوط است به مبحث تعارض ادله , در اين مبحث مسائل گوناگونى مطرح شده از آن جمله مسأله جمع بين ادله متعارض به جمع موضوعى ( عام و خاص , مطلق و مقيد , مجمل و مبين ) , يا جمع حكمى ( نص و ظاهر , اظهر و ظاهر ) و يا تقديم برخى از ادله بر برخى ديگر از جنبه هاى ديگر , اين جمع و تقديم گرچه مى تواند بر اساس نكات متعددى باشد اما اهم آنها چهارنكته است : 1 ـ تخصيص , 2 ـ تخصص , 3 ـ ورود , 4 ـ حكومت .

در تخصيص و تخصص , دو اصطلاح اصولى اند كه پيش از شيخ در بين اصوليان رواج داشته است . ابتكار شيخ انصارى مربوط به دو اصطلاح ورود و حكومت است . به نظر مى رسد قبل از او اين دو اصطلاح با ويژگيهاى خاصى كه دارد مطرح نبوده و در بعض از مباحث كتاب جواهر كه اسمى از حكومت دليل بر دليل و نيز در مباحث رساله اعتقادى شيخ صدوق كه نامى از سلطنت دليلى بر دليل ديگر به ميان مىآيد به عنوان حكومت و ورود اصطلاحى با شرايط و ويژگيهاى خاص نبوده است بلكه بمعناى لغوى آن مى باشند .