رياض المسائل ) دستور داد تا حوزه درسى او را در كربلا اداره كند .
در اين دوران , براى اينكه خود ايشان از بركات تدريس فقه بى بهره نباشد به تدريس شرح لمعه بسنده نمود . و خيلى از شاگردان او كه به درجه اجتهاد رسيده بودند , براى تبريك جستن از كلام و نفس استاد به درس ايشان شركت مى جستند .
تاريخ وفات وحيد
در تاريخ وفات استاد , مورخان اختلاف نظر دارند . در فوائدالرضويه شيخ عباس قمى سال 1206 و در روضات الجنات خوانسارى اصفهانى و خاتمه مستدرك نورى سنه , 1208 , و در رياض الجنه زنوزى 1205 و در مرآت الاحوال 29 شوال 1205 ضبط شده است . در كتاب رجال علامه مامقانى سال 1208 و يا 1216 ضبط گرديده است .
در هر حال اين چهره درخشان علم و فضيلت در شهر كربلا , حيات پر افتخار و سراسر تلاش و كوشش خود را بدرود گفت و در رواق حضرت حسين بن على ( ع ) پايين پاى شهدا مدفون گرديد . عاش سعيدا و مات سعيدا , تغمده الله برحمته و اسكنه الفسيح من جنته و جزاه عن الاسلام و اهله خيرا .
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
دوره هفتم عصر ژرف انديشى در ابحاث اجتهادى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
دوره هفتم از ادوار اجتهاد داراى ويژگيهاى خاصى است كه سبب تمايز اين دوره از ادوار پيشين مى باشد . در اين زمان در مباحث و مسائل اجتهادى تحول چشمگيرى پديد آمد , بگونه اى كه از تدقيق و ژرف انديشى ويژه اى برخوردار گرديد و نيز از جهت دقت در استدلال به تكامل و تطور خود رسيد .
اين مرحله از زمان استادالفقها و المجتهدين شيخ مرتضى انصارى ( م 1281 هق ) شروع شد و تا زمان حضرت امام خمينى ( م 1409 هق ) ادامه يافت .
بنابراين طلايه دار و آغازگر هفتمين دوره يعنى عصر تدقيق در مسائل اجتهادى را بايد فقيه و اصولى بزرگ شيخ اعظم انصارى دانست . وى با اسلوب نوين و آراء دقيق خود روح تازه اى در كالبد اجتهاد دميد و از اينرو به بحثهاى اجتهادى رونق و جلوه خاصى بخشيد .
كتاب اصولى وى به نام فرائدالاصول و معروف به رسائل , و نيز تقريرات اصولى او به نام مطارح الانظار[1]گواه زنده اى بر طرز تفكر و انديشه اوست , زيرا سرشار از نظرات
[1]ـ مقرر شيخ انصارى آية الله ابوالقاسم كلانترى تهرانى بود وى در سال 1292 وفات نمود و در حضرت عبدالعظيم در مقبره ابوالفتوح رازى مدفون شد , مطارح الانظار داراى ويژگيهائى بشرح زير است :
الف ـ ترتيب و تنظيم جالب و نوين .
ب ـ عبارات واضح و روشن و بدون ابهام و پيچيدگى , از اينرو نظرات دقيق و عميق شيخ را بگونه روشن منعكس مى نمايد .
ج ـ اشتمال بر انديشه هاى بزرگ مجتهد قرن سيزدهم كه در اين قرن انديشه هاى اصولى در اوج دقت و گستردگى بوده است .
عميق و دقيق و ظريف و مطالب ارزنده علمى است .
او در رسائل و ديگر كتابهاى خود شيوه نوينى در بحثهاى اجتهادى , به كارگرفته است كه پيش از او سابقه نداشت . وى در اين كتاب برخلاف شيوه علماى پيشين خود , كه بعد از مطرح كردن مسأله بلافاصله دلائل نظريه خود را در آن زمينه بيان مى كردند و نظريه طرف مقابل را رد مى نمودند , او مسائل را با اسلوب و ويژگيهاى خاصى مطرح مى كرد . بجاست به عنوان نمونه برخى از آنها را در اينجا يادآور شويم :
1 ـ نقل آرا و اقوال و دلايل عالمان و دانشيان پيشين در ارتباط با مسأله , اعم از موافق و مخالف به منظور توسعه اذهان طلاب و دانش پژوهان در مبانى اقوال .
2 ـ بررسى و نقد همه زواياى اقوال و آرا و مبانى آنها با دقت و تعمق بر اساس واقع و بدور از تعصب و جمود .
3 ـ ارائه نظرى مستقل در حكم مسأله , بدين گونه كه ابتدا بر اثبات يك نظريه استدلال مى كند و محقق و پژوهشگر مى پندارد كه او آن نظر را برگزيده و خلاف آن را باطل دانسته است ولى بعد همان دلائل را مورد اشكال قرار داده , سپس با استدلال قوى نظريه ديگرى را در همان مسأله ارائه مى دهد , بگونه اى كه پژوهشگر معتقد مى شود كه نظريه دوم را برگزيده و نظريه اول را باطل دانسته است . آنگاه نظريه دوم را نيز با دليل مورد نقد و اشكال قرار مى دهد و سپس نظريه سومى را در حكم مسأله بيان مى كند و با استدلالى عميق آن را برمى گزيند و محقق و پژوهشگر با توجه به دلايل قوى و دقيق او قانع مى شود و آن را قبول مى كند .
اين اسلوب و روش استدلال در ابحاث اجتهادى پيش از شيخ اعظم وجود نداشت و توسط او در كتابهاى اصولى و فقهيى پديد آمده است و فائده آن اين است كه محقق هيچگاه در هنگام نقد و تحليل ابعاد مسأله , گرفتار نقص و اشكال نمى شود .
اين شيوه ابتكارى شيخ در مسائل اجتهادى باعث شگفتى معاصرين وى شد و از آن پس تاكنون بسيارى از عالمان و محققان از اين شيوه و اسلوب پيروى نموده اند .
در هر حال كتاب رسائل , به سبب دارابودن اسلوب و روش نوينى در نقل اقوال و بيان آرا و مبانى و بررسى آنها , از زمان تأليف تاكنون مورد توجه مجتهدان اصولى قرار گرفته و برآن تعليقه ها و حاشيه ها و شرحهاى بسيارى نوشته اند كه اكنون نيازى به بيان آنها نيست .
همچنين از سوى اصوليان بزرگ در حوزه هاى علميه مورد تدريس قرار گرفته و تا به حال ادامه دارد و اين گوياى آن است كه آنان براى آراء و نظرات شيخ اهميت ويژه اى قائلند و حتى يافتن زواياى مطالب دقيق و عميق رسائل و كتابهاى ديگر شيخ انصارى را معيار ارزنده اى براى سنجش توانائى عالمان بر اجتهاد دانسته اند . بسيارى از فقها و مجتهدان گفته اند : هر كس به آراء و نظرات شيخ در فقه اجتهادى آگاهى داشته باشد خود مجتهد است .
استاد كل ميرزاى نائينى ( م 1355 ) ـ بنا به نقل يكى از شاگردانش ـ بارها در كرسى درس مى گفت : (( تحقيقات و شناختهاى اصولى من همه از بركات فهميدن اسرار و زيرو بمهاى آراء و نظرات دقيق شيخ اعظم انصارى است و افتخار مى كنم كه از شاگردان مدرسه شيخ مى باشم . ((
نوآوريهاى شيخ در علم اصول
شيخ اعظم انصارى در مباحث اصولى از طريق برخى از منابع و پايه هاى شناخت , عناوينى را در قالب علمى و فنى ارائه كرده است كه پيش از وى سابقه نداشت و مشكلات زيادى را در مقام استنباط از راه عناصر خاصه آن ( احاديث ) حل نمود .
براى توضيح نوآوريهاى شيخ در علم اصول به نمونه اى مشخص , اشاره مى شود , كه مربوط است به مبحث تعارض ادله , در اين مبحث مسائل گوناگونى مطرح شده از آن جمله مسأله جمع بين ادله متعارض به جمع موضوعى ( عام و خاص , مطلق و مقيد , مجمل و مبين ) , يا جمع حكمى ( نص و ظاهر , اظهر و ظاهر ) و يا تقديم برخى از ادله بر برخى ديگر از جنبه هاى ديگر , اين جمع و تقديم گرچه مى تواند بر اساس نكات متعددى باشد اما اهم آنها چهارنكته است : 1 ـ تخصيص , 2 ـ تخصص , 3 ـ ورود , 4 ـ حكومت .
در تخصيص و تخصص , دو اصطلاح اصولى اند كه پيش از شيخ در بين اصوليان رواج داشته است . ابتكار شيخ انصارى مربوط به دو اصطلاح ورود و حكومت است . به نظر مى رسد قبل از او اين دو اصطلاح با ويژگيهاى خاصى كه دارد مطرح نبوده و در بعض از مباحث كتاب جواهر كه اسمى از حكومت دليل بر دليل و نيز در مباحث رساله اعتقادى شيخ صدوق كه نامى از سلطنت دليلى بر دليل ديگر به ميان مىآيد به عنوان حكومت و ورود اصطلاحى با شرايط و ويژگيهاى خاص نبوده است بلكه بمعناى لغوى آن مى باشند .
شيخ اعظم نخستين كسى است كه اين دو اصطلاح را با ويژگيها و شرايط مخصوص پديد آورد و سپس بين عالمان و دانشيان اصولى شيوع پيدا كرد و امتيازات و ويژگيهاى آنها از تخصيص و تخصص مورد بررسى و بحث قرار گرفت . ابتكار و ابداع شيخ در اين زمينه بدين جهت بود كه وى احساس كرد تخصيص و تخصص نياز فقيه را در شناخت جمع بين ادله متعارضه و يا تقديم بعضى از آنها بر بعضى ديگر كفايت نمى كند , زيرا بر اين باور شد كه برخى ادله اقتضاى تقديم را بر بعض ادله ديگر دارد , در حالى كه آن نه داراى شرايط عنوان تخصيص است و نه داراى شرايط عنوان تخصص , و بدين جهت بود كه پيش از زمان شيخ و پيدايش عنوان حكومت و ورود اصل را در عرض دليل قرار مى دادند , اگر اصل موافقت با دليل داشت , آن دليل ديگر براى حكم مسأله قرار مى گرفت و اگر اصل مخالفت با آن داشت آن را متعارض با دليل مى ديدند از اين رو شيخ انصارى به ابتكار دو اصطلاح ورود و حكومت دست زد و از راه آنها ثابت كرد بين اصل و دليل معارضه وجود ندارد .
حال براى شرح ديدگاه نوين شيخ در مورد حكومت و ورود لازم است اقسام تعارض در ادله مربوط به دو اصطلاح ياد شده را بيان كنيم و سپس موارد آنها را توضيح دهيم .
اقسام تعارض ادله
تعارض ادله به چند گونه انجام مى پذيرد :
1 ـ تعارض ميان دو دليل اجتهادى .
2 ـ تعارض ميان دليل اجتهادى و دليل فقاهتى ( اصل برائت شرعى (
3 ـ تعارض ميان دليل اجتهادى و دليل فقاهتى ( اصل برائت عقلى (
4 ـ تعارض ميان دو دليل فقاهتى ( استصحاب و اصول عقلى . (
5 ـ تعارض ميان دو دليل فقاهتى ( استصحاب و اصول عملى شرعى . (
6 ـ تنافى ميان دو استصحاب .
7 ـ تنافى بين اصول محرزه و اصول غير محرزه .
اكنون به طور فشرده به بيان موارد ياد شده مى پردازيم :
1 ـ تعارض بين دو دليل اجتهادى
چنانچه دو دليل اجتهادى از حيث مدلول با يكديگر تنافى داشته باشند , مى توان