بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 394

1 ـ شيرازى

آية الله العظمى شيرازى ( م 1312 ) نخستين مجتهدى بود كه از شيخ اعظم انصارى در شيوه اجتهادى پيروى كرد و مسائل اجتهادى را بگونه دقيق مورد بررسى قرار داد و بدين جهت يكى از استوانه هاى علمى و بزرگترين پيشواى مذهبى در اين دوره محسوب مى شد .

ميرزاى شيرازى در زمان خود عهده دار رياست دينى بود و هيچيك از مجتهدان زمانش مانند او از اقتدار و امكانات فراوان در جهت حفظ حوزه هاى علميه و احياى آنچه از مذهب به فراموشى سپرده شده بود بهره مند نبودند . وى همچنين در بحثهاى اجتهادى از توانايى بخصوصى برخوردار بود و با مهارت فراوان اصول فقه اجتهادى را در فروع و شاخه هاى مختلفش پياده مى كرد و قواعد كلى را بر مصاديق آنها منطبق مى نمود . از اين رو در زمان حيات استادش حوزه درسى او يكى از پرشكوهترين محافل درسى نجف اشرف به حساب مىآمد . ميرزا در سامراء شيوه خاصى را در تدريس داشت و هنگامى كه مسأله اى را در حوزه درسش مطرح مى كرد , طلاب و فضلا با سرو صداى فراوان ابعاد آن را مورد بررسى قرار مى دادند تا آنجا كه به بن بست مى رسيدند . ميرزا همه گفته هاى را گوش مى داد آنگاه با بيانى آرام , نكته دقيق مسأله را بيان مى كرد و همه مى پذيرفتند . اين شيوه تدريس معروف شد به شيوه تدريس سامراء .

ويژگيهاى ميرزاى شيرازى

1 ـ شهرت فوق العاده به فضل , بگونه اى كه در حوزه علميه نجف مشار بالبنان و سرآمد تلاميذ شيخ انصارى محسوب مى گشت و شيخ عنايت خاصى به او داشت . و بنا به سخن معروف هر گاه از بيان مسأله اى در درس فارغ مى شد مى گفت : اينك ببينيم ميرزا چه مى گويد و يا اگر ميرزا در درس اشكال مى كرد شيخ شاگردانش را به سكوت دعوت مى نمود و مى فرمود (( ان جناب الميرزا يتكلم )) , پس از تمام شدن سخن ميرزا , اشكال او را براى شاگردان تقرير مى كرد . گاهى مى فرمود : من درس را براى سه نفر مى گويم . ميرزاى شيرازى , ميرزاى رشتى و شيخ حسن تهرانى نجم آبادى .

2 ـ تصريح مكرر شيخ به اجتهاد او در مجلس درس .


صفحه 395

3 ـ داشتن ديد وسيع و نظر بلند و هوش خاص و مديريت قوى .

4 ـ برخوردارى از حسن اخلاق و اجتماعيات كامل .

5 ـ شركت در درسهاى علماى بزرگ در اصفهان بيش از سفر به نجف مانند علامه شيخ محمد تقى اصفهانى صاحب هداية المسترشدين در شرح معالم الاصول و فقيه سيد حسن بيد آبادى و شيخ محمد ابراهيم كرباسى صاحب الاشارات فى الاصول و بدين جهت از آراء و نظرات اجتهادى آنان بگونه كامل آگاهى داشت .

6 ـ برخوردارى مجلس تدريس او در اصفهان از رونقى خاص و شركت تعداد زيادى از طلاب و فضلا در آن .

7 ـ پس از رحلت شيخ اعظم انصارى , ميرزا 51 سال داشت كه مرجع تقليد بيشتر شيعيان شد و پس از درگذشت آية الله العظمى سيد حسين كوه كمره اى كه مرجع تقليد عده اى از اهالى آذربايجان بود , ميرزاى شيرازى مرجع تقليد عام شيعيان گرديد و در اين زمان بود كه فتواى تحريم تنباكو را صادر كرد كه باعث شكست شركت انگليسى ( رژى ( گشت . ميرزا از ابتداء ورودش به نجف اشرف در درس مرحوم صاحب جواهر و شيخ حسن كاشف الغطاء شركت كرد و تا زنده بودن آنها از محضر آنها مستفيض مى شد و پس از آن ملازم درسهاى شيخ اعظم انصارى گرديد .

ميرزاى شيرازى بر اثر اشتغالات بسيار و نبودن وقت كافى , تأليفاتش كم بوده است و تنها در اصول فقه رساله اى در مسأله اجتماع امر و نهى دارد .

و نيز تقريرات درسهاى ايشان در اصول كه به قلم آية الله ملاعلى روزدرى به رشته تحرير درآمده اخيرا چاپ شده است . اين تقريرات داراى مزايايى است كه بطور اختصار به آنها اشاره مى شود :

1 ـ آگاهى كامل مؤلف آن از آراء و نظرات شيخ اعظم انصارى , و اين بدين جهت بود كه وى از شاگردان مبرز شيخ بوده است .

2 ـ بهره مندى از عباراتى جالب و بيانى روان و خالى از ابهام و پيچيدگى و لذا آراء و نظرات اصولى ميرزا بگونه خيلى واضح منعكس شده است .

3 ـ بيان برخى از آراء اصوليان متأخر از ميرزا و معاصران وى .


صفحه 396

2 ـ نجم آبادى

ديگر مجتهدى كه تداوم بخش شيوه شيخ اعظم انصارى , در مسائل اجتهادى بود آية الله العظمى شيخ حسن نجمآبادى ( م 1284 ) است . او يكى از شاگردان مبرز شيخ اعظم انصارى و از اعاظم فقهاء در دوره هفتم است كه اجتهاد و تبحرش در علوم اسلامى مسلم بوده و از جمله كسانى است كه نقش بسزايى در تدقيق و ژرف انديشى مسائل اجتهادى داشت .

نامبرده از درخشندگى خاصى در حوزه نجف اشرف و در مجلس درس شيخ انصارى برخوردار بوده و از جمله سه نفرى است كه شيخ فرموده بود كه درس را براى آنها مى گويم .

شهرت و آوازه فضل و دانش و تقواى مجتهد بزرگ نجمآبادى باعث شد كه پس از وفات شيخ بيشتر عالمان بر تعيين وى براى زعامت و مرجعيت تقليدى اتفاق نمايند , ولى او از شدت ورع و تقوا اين مطلب را نپذيرفت و گفت : من چون در مقام استنباط احكام از منابع داراى وسوسه مى باشم از اين رو نمى توانم مرجعيت را تصدى كنم و لذا مردم را در امر تقليد به ميرزاى شيرازى ارجاع داد همانگونه كه ميرزا حبيب الله رشتى مردم را در امر تقليد به ميرزا ارجاع داده است , و اين ارجاع بدين جهت بود كه او را اصلح مى دانستند .

3 ـ كوه كمره اى

آية الله سيد حسن كوه كمره اى ( م 1299 ) از رجال بزرگ و نامدار مباحث اجتهادى بوده و از محققان ارزشمند علم اصول در اين دوره محسوب است .

او در كربلا از تلاميذ شريف العلماء و آية الله سيد ابراهيم قزوينى صاحب ضوابط الاصول بود و در نجف اشرف در اوائل ورودش در درس شيخ على كاشف الغطاء و شيخ محمد حسن صاحب جواهرالكلام شركت كرد و ادامه داد تا آنكه آنها وفات نمودند و بعد از وفات صاحب جواهر تنها ملازم درس شيخ اعظم انصارى بود و تا شيخ زنده بود در درس او شركت مى كرد . پرورش روح اجتهادى و تكوين شخصيت فقهى ايشان مرهون درس او بوده است . كوه كمره اى از مقررين درس او بود و شيخ بسيار به او عنايت داشت و


صفحه 397

حتى برخى از مسائل احتياطى به او ارجاع مى داد .

در هر حال بعد از شيخ انصارى امر تدريس به او و ميرزاى رشتى محول گرديد كه چهره هاى برجسته اى از درسهاى آنان برخاستند .

بعد از رحلت شيخ مردم قفقاز و بيشتر اهالى آذربايجان از او تقليد نمودند . از تأليفات او يك دوره تقريرات استادش در فقه و اصول است كه متأسفانه بر اثر خوانا نبودن خط استنساخ آنها امكان پذير نبود و بدين جهت در دسترس چاپ و نشر قرار نگرفت .

4 ـ گيلانى رشتى

آية الله العظمى ميرزاى حبيب الله گيلانى رشتى ( م 1312 هـق ) نيز مانند استادش شيخ انصارى با دقتها و موشكافيهاى علمى خود به بحثهاى اجتهادى حيات تازه اى بخشيد . بعد از شيخ انصارى كرسى تدريس در نجف اشرف به وى منتقل شد و در مجلس درس او نه تنها طالبان علم و فضلا , بلكه بسيارى از عالمان بزرگ شركت مى كردند و از آن مجتهد بزرگ و سرچشمه علم و تقوا بهره مند مى گشتند . و از ميان شاگردان او عالمان بزرگى برخاستند كه هر كدام در تدقيق مباحث اجتهادى سهم بسزايى داشتند .

در هر حال ميرزاى رشتى در ابحاث اجتهادى داراى تحقيقات بسيار عالى بود و در هر مطلبى كه وارد مى شد آن را با دقت و ژرف انديشى و با عبارات بسيار جالب مورد بررسى قرار مى داد . بهترين شاهد بر اين مدعا كتاب ارزشمندش بدايع الافكار است كه در اصول فقه تنظيم شده و واقعا از عهده مطالب مهم مطرح شده در آن برآمده و دقيقا آنها را مورد بررسى قرار داده است و به همين دليل آن زمان و همواره مورد توجه عالمان و محققان بزرگ بوده و خواهد بود .

در اينجا بجاست در مورد مرحوم گيلانى به چند مطلب اشاره شود :

1 ـ او يكى از شاگردان مبرز و كم نظير شيخ اعظم انصارى بود و شيخ به او توجه خاصى داشت , و گاهى مى گفت : من درس را براى او و آقا حسن نجمآبادى و تهرانى و ميرزا محمد حسن شيرازى مى گويم :

عالمان بزرگ حوزه نجف اشرف و فضلاى درس شيخ انصارى بر اين اعتقاد بودند كه آنچه شيخ از قواعد اصولى و مباحث اجتهادى مى داند ميرزاى رشتى نيز بگونه كامل از آنها آگاهى دارد . جمله معروف : علم شيخ انصارى را ميرزاى رشتى به ارث برده است ,


صفحه 398

گوياى همين معنا مى باشد .

2 ـ نقل شد كه مى فرمود : شيخ انصارى در سه چيز ممتاز بود : علم , سياست , تقوا .

سياست او به ميرزاى شيرازى و علم او به من رسيد و تقوايش را با خود برد . اوقاتى كه برخى از شاگردانش به او گفتند تو خيلى مانند شيخ با تقوا هستى , مى گفت من كجا و شيخ استاد كجا .

3 ـ ويژگيهاى گيلانى رشتى موجب شد كه بيشتر مردم بعد از آنكه شيخ حسن نجمآبادى تهرانى مرجعيت را بعد از شيخ انصارى بدليل داشتن وسوسه

در مقام استنباط نپذيرفت اينگونه فكر كنند كه مرجعيت عام به وى منتقل خواهد شد ولى با اين وصف چون ميرزاى شيرازى در آن عصر اصلح و داراى سياست و مديريت خاص بود لذا عالمان بزرگ او را براى مرجعيت برگزيدند و ميرزاى رشتى هم به اين جهت اعتراف داشت و لذا خود او مرجعيت ميرزاى شيرازى را مورد تأييد قرار داد . ما در زمينه اصلح و اعلم مطالبى داريم كه در دوره آتى بيان مى كنيم .

4 ـ او مجتهدى بود عامل , وارسته , متقى و متواضع و به علت زهد كم نظير و پرهيز از شهرت طلبى هيچگاه به دنبال عناوين و مقامات ظاهرى دنيا نمى رفت و حتى از پذيرفتن سهم امام ( عليه السلام ) خوددارى مى كرد .

5 ـ او داراى تأليفات زيادى است كه عالمان و دانشيان رجالى آنها را در كتابهايشان يادآور شده اند .

5 ـ استرآبادى

آية الله شيخ محمد حسن شريعتمدار استرآبادى ( م 1318 ) , از تلاميذ شيخ اعظم انصارى و از نوابغ عصر خود در ابحاث اجتهادى به حساب مىآمد .

استرآبادى در سن 23 سالگى به درجه اجتهاد رسيد و تاريخ اجازه اجتهاد وى از استادش شيخ انصارى در سال 1276 بوده است . او كتابى نيز در اصول فقه به نام ينابيع العقول فى علم الاصول در سه مجلد تأليف كرد و از اين طريق به ابحاث اصولى گسترش بخشيد .


صفحه 399

6 ـ ميرزا محمد حسن آشتيانى

آية الله حاج ميرزا محمد حسن آشتيانى ( م 1319 ) نيز يكى از شاگردان مبرز و نامدار شيخ اعظم انصارى بود . تقريرات دروس وى را مى نوشت و سپس براى طلاب تقرير مى كرد . آشتيانى نخستين كسى است كه تحقيقات شيخ را منتشر نمود .

وى بعد از رحلت استادش به تهران مراجعت كرد و جلسه تدريس او در تهران از رونقى خاص برخوردار بود و بدين جهت طلاب و فضلا از هر سوى در جلسه درس وى شركت نمودن و از تحقيقات ارزنده او بهره مند مى شدند . آشتيانى علاوه بر دقت و موشكافى كه در بحثهاى اجتهادى داشت داراى ذوق خاص و بيان نيكو بود و بدين جهت او را در تدريس بر همه علماى عصرش ترجيح مى دادند . از تأليفات او در اصول فقه همان حاشيه بر رسائل است كه به نام بحرالفوائد تأليف كرد و داراى تحقيقات عالى و مطالب ارزنده مى باشد و از مشهورترين حواشى است كه بر رسائل شيخ تأليف گرديده است .

7 ـ آخوند خراسانى

آية الله العظمى محمد كاظم خراسانى ( م 1329 ) , از رجال بزرگ اين دوره بوده است كه در تحقيق مبانى اصولى بر پايه هاى متين و با عباراتى كوتاه كوشش كرده و كتاب كفاية الاصول از جهت ژرف نگرى در استدلال و دقت در تحقيق و تلخيص در مطالب و ايجاز در كلام شاهد سبكى نوين و شيوه اى بديع است .

در اين كتاب آراء و نظرات جالبى ارائه شده است كه تاكنون مورد نظر عالمان و مجتهدان است و در طول ساليان دراز از اهميت آن كاسته نشده است و بدين جهت از زمان تأليفش تا به حال توجه عالمان بزرگ را به خود جلب كرده و عالمان و فرزانگان بر آن شرحها و تعليقه ها و حواشى بسيارى نوشته اند و آن را نيز مورد تدريس قرار دادند . ولى بايد دانست اين كتاب به عنوان متن آموزشى حوزه ها تدوين نشده است , مطالب آن همان بحثهاى درس خارج اصولى است كه مرحوم آخوند در زمان تدريس طرح نموده است و آن بحثها با فرازو نشيب هايى كه دارد و بدون تنظيم و تبويب مطالب آن براساس سير منطقى و با مشخص نشدن اصول مسائل از فروع و خلاصه با همه ابهامهايى كه دارد جمعآورى و چاپ شده است و بايد هر چه زودتر مسئولان حوزه درصدد چاره جويى آن برآيند .


صفحه 400

در اينجا بجاست برخى از ويژگيهاى آخوند را بيان كنيم :

1 ـ بعد از وفات ميرزاى شيرازى , بر كرسى تدريس نشست . او از قدرت خاصى در مجلس درس برخوردار بود . با بيانى رسا به تنقيح قواعد اصول و مبانى اجتهادى مى پرداخت , و بدين جهت بود كه بيش از يك هزار مجتهد در درس او تربيت شده اند , و هنگامى كه به زندگانى مراجع بزرگ تقليد جهان تشيع بعد از آخوند نظر مى افكنيم مى بينيم آنان از شاگردان او بوده اند .

2 ـ شهرت و آوازه بلند موقعيت علمى او در ابحاث اجتهادى بسيار شايع بود .

3 ـ او از تلاميذ مرحوم ميرزاى شيرازى بود ولى در عين حال در برخى از مسائل حدود يك هفته بين وى و استادش اختلاف مى شد و مطالبى را از طرفين در زمينه آن ابراز مى داشتند تا اينكه ميرزا با تواضع كه از عظمت روحى و پاكى وى حاكى بود در ميان طلاب و فضلاء اعلام مى كرد نظر ملامحمد كاظم درست و مطابق با قاعده است . اين كار ميرزا باعث شده بود كه او بيش از حد مورد احترام واقع شود . جالب توجه اينكه جمعى از شاگردان ميرزا از جمله آخوند درب خانه ميرزا را مى بوسيدند .

8 ـ ابوترابى

آية الله سيد عبدالعلى معروف به سيد ابوتراب ( م 1346 ) , از فقيهان و اصوليان بزرگ اين دوره محسوب مى شود . او داراى دو اثر در اصول بود يكى بگونه مفصل كه همه ابواب اصول را داشت و ديگرى بگونه مختصر كه مشتمل بر امهات مسائل اصول از مباحث الفاظ تا تعادل و تراجيح بود او در تأليفات خود نظرات دقيق و عميقى را در ابحاث اصولى در ضمن عبارتى جالب و كوتاه داشته و در اين زمينه بسيار موفق بوده است .

9 ـ كاظمى

آية الله ابومحمد حسن بن سيد هادى كاظمى ( م 1354 ) نويسنده كتاب حدائق الوصول الى علم الاصول نيز در اين دوره به سهم خويش در بحثهاى اصولى تلاش و كوشش كرد و در نتيجه كتاب ياد شده را تنظيم و تأليف نمود كه در حوزه هاى علميه مورد استفاده قرار گرفته و مى گيرد .


صفحه 401

10 ـ حائرى قمى

آية الله شيخ محمد على حائرى قمى ( م 1358 ) فقيه و اصولى بزرگ نيز در زمينه اصول كتابى به نام مختارالاصول تأليف كرد و بدينوسيله به سهم خويش در تكامل و تدقيق ابحاث اصولى و اجتهادى كوشيد و همچون عالمان اصولى پيش از خود تحقيقات دقيق و استدلالات عميق خود را در عباراتى فشرده بيان داشت .

11 ـ حائرى يزدى

آية الله حاج شيخ عبدالكريم يزدى ( م 1355 ) از شاگردان ميرزاى شيرازى و شيخ فضل الله نورى و آخوند ملامحمد كاظم خراسانى بود و با پيروى از شيوه بحثى شيخ اعظم انصارى به تدقيق و ژرف انديشى پيرامون مسائل اصول و ابحاث اجتهادى و تحكيم قواعد آن پرداخت و سعى فراوان در اين زمينه مبذول داشت و توانست بسيارى از مباحث استدلالى آنها را از نظر دقت و عمق گسترش بخشد و كتابى در اين زمينه بنام الدررالفوائد تأليف و تنظيم نمود كه اين كتاب چون داراى اسلوب جالبى بود از زمان تأليف تا اين زمان مورد استفاده عالمان و دانشوران اصولى بوده است و به آن اهميت داده و مى دهند .

وى پس از بازگشت از حوزه علميه نجف به ايران و توقف كوتاهى در اراك حوزه علميه قم را تأسيس نمود و به تدريس پرداخت و عالمان بزرگى را پرورش داد .

12 ـ اصفهانى

آية الله العظمى شيخ محمد حسين اصفهانى , معروف به كمپانى ( م 1361 ) بدون ترديد در بيشتر علوم بخصوص در علم تفسير و فقه و اصول و حكمت و عرفان و كلام و تاريخ و ادب و شعر و . . . تخصص و تبحرى كم نظير داشت . او بعد از وفات استادش مرحوم آخوند بر كرسى تدريس قرار گرفت و از اين راه توانست به مبانى اصولى محكم و استوار استحكام بخشد و با عباراتى كوتاه , تحقيقات دقيق و گسترده اى را ارائه دهد و نيز توانست با تلاش فراوان صدها فقيه و انديشمند تربيت نمايد و در زمينه اصول كتابى به عنوان نهاية الدرايه در شرح كفاية الاصول كه واقعا مشتمل بر تحقيقات جالب و نيز