بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 402

كتابى به نام الاصول على نهج الحديث تأليف كرد و آراى دقيق و نظرات موشكافانه خود را در قالب عبارتى كوتاه ولى در عين حال واضح و روشن در آنها بيان داشته است .

13 ـ محمد حسين نائينى

آية الله العظمى شيخ محمد حسين نائينى ( م 1355 ) در سامراء تا سال 1314 از شاگردان سيد محمد فشاركى و سيد اسماعيل صدر و ميرزاى كبير شيرازى بوده و بعد از تاريخ يادشده در نجف اشرف از اعوان و مساعدين آخوند شد و در كارهاى مهم سياسى اجتماعى دينى به او كمك مى كرد و نيز عضو جلسه استفتاء او شد و در نهضت مشروطه با آخوند همكارى كرد و رساله تنبيه الامه و تنزيه الملة را تأليف كرد و در آن دعوت به تشكيل حكومت مشروطه بر اساس مبانى اسلامى نمود و مرحوم آخوند بر آن مقدمه نوشت . بعد از وفات مرحوم آخوند در سال 1329 يكى از مجتهدين بزرگ نجف اشرف محسوب مى گشت و جلسه درس او يكى از پرشكوه ترين جلسات درسى به حساب مىآمد او در مجلس درس آراء دقيق و نظرات موشكافانه خود را در مبانى اجتهادى بيان مى داشته كه عالمان اصولى هنوز به آراى او با ديده تحسين مى نگرند او بتدريج يكى از اصوليان بزرگ شيعه و يگانه عصر خود شد و جلسات تدريس ابحاث اجتهادى او پيوسته مملو از محققان و فضلايى بود كه براى استفاده و كسب فيض در خدمت او حضور داشتند و نوعا مراجع بزرگ و نيز اساتيد مهم حوزه علميه نجف اشرف بيش از نيم قرن از تلاميذ و شاگردان ايشان بوده اند .

14 ـ آقا ضياءالدين عراقى

آية الله العظمى آقا ضياءالدين عراقى ( م 1361 ) نيز همانند شيوه شيخ انصارى در بحثهاى عناصر مشترك اجتهادى و قواعد اصولى تحقيق و تدقيق مى كرد و بعد از وفات استادش مرحوم آخوند بر كرسى تدريس نشست و بتدريج حوزه درسى او يكى از پرشكوهترين محافل درسى در حوزه نجف اشرف محسوب مى گشت زيرا در بحثهاى اصولى مطالب بسيار دقيق و عميق و مستدلى را با عبارت خيلى فشرده مطرح مى كرد و سپس به نقد و تحليل آنها مى پرداخت و در اين زمينه بسيار موفق بود زيرا او با تلاش و كوشش فراوان توانست صدها مجتهد تربيت كند و برخى از آنها از مراجع بزرگ تقليد


صفحه 403

شوند . . . او در زمينه علم اصول كتابى به نام المقالات الاصوليه تأليف كرد و آراء و نظرات دقيقى را در ضمن استدلالهاى عميق و متين ارائه داده و بدين جهت از اهميت خاصى برخوردار شد .

در پايان مقام لازم به يادآورى است كه در اين دوره همانگونه كه همگان آگاهى دارند , مراجع بزرگ و عالمان اصولى كم نظيرى در نجف اشرف و قم امثال آيات عظام بروجردى , شاهرودى , حكيم و جز اينها بوده اند كه از راه تدريس و تأليف و تقرير توانستند سهم بسزايى در تكامل و گسترش و دقت در ابحاث اجتهادى و مسائل اصولى داشته و بحثهاى گسترده و مستدلى را مطرح و به نقد و تحليل هاى تازه اى پرداخته و روشهاى نوين و جديدى را در چگونگى استخراج احكام حوادث واقعه از منابع اصلى استنباط پديد آورند , كه به جهت عدم گنجايش از ذكر آنها در اينجا خوددارى شد .


صفحه 404

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 405

دوره هشتم عصر كليت كاربرد اجتهاد با شيوه نوين آن


صفحه 406

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 407

هشتمين دوره از ادوار اجتهاد , دوره كليت كاربرد اجتهاد با شيوه نوين آن در برابر رويدادهاست , اين دوره با همت مجتهد و فقيه برجسته , مجدد قرن امام حاج آقا روح الله خمينى ( نورالله مرقده الشريف )[1409]با تشكيل حكومت اسلامى آغاز و انشاءالله تعالى براى هميشه استمرار خواهد داشت . تكميل ابحاث اين دوره منوط به طرح عناوين زير است :

1 ـ امام خمينى طلايه دار دوره هشتم از ادوار اجتهاد .

2 ـ منابع اجتهاد از ديدگاه امام

3 ـ تعيين ويژگيهاى امام در مقام استنباط احكام الهى از منابع شناخت

4 ـ حكم اجتهاد از ديدگاه امام

5 ـ اجتهاد معتبر از ديدگاه امام

6 ـ تعيين شيوه اجتهادى امام در بين شيوه هاى اجتهادى متداول در طول زمان

7 ـ بررسى مكتب اجتهادى امام و شيوه هاى اجتهادى ديگر از نظر فائده و اثر

8 ـ روش امام در طرح مسائل فقهى

9 ـ نتايج مفيد كار عظيم امام در حوزه فقه اجتهادى

10 ـ شرح پيشينه علمى و اجتهاد براى پيدايش اين دوره

11 ـ قانون تحول اجتهاد به تحول شرائط زمان و مكان از ديدگاه امام

12 ـ دو واژه سنتى و پويا از ديدگاه امام


صفحه 408

13 ـ ويژگيهاى و شرايط مجتهد ايدهآل در حكومت اسلامى

14 ـ مسأله تقليد

1 ـ امام خمينى طلايه دار دوره هشتم

با اينكه بيش از چند سال از دوره هشتم از ادوار اجتهاد نمى گذرد حوزه هاى علميه , بلكه جهان اسلام شاهد جنبش فقه اجتهادى مهمى است و مسائل گوناگونى در همه ابعاد فردى , اجتماعى , اقتصادى , سياسى , حقوقى , كيفرى , جزائى رابط بين المللى , و حكومتى در آن مطرح گرديده است , و از آنجا كه طلايه دار آن از يك طرف به والاترين مرتبه استدلال و تحقيق و ژرف انديشى در فقه اجتهادى مجهز بوده و از طرف ديگر به عناصر حكومت اسلامى , از اين رو توانست اجتهاد فقهى را با سبك و شيوه نوينى پديد آورد و به اوج شكوفايى در بعد علمى و عملى رساند و با بكارگيرى آن در همه منابع فردى , اجتماعى و حكومتى به پاسخگويى در برابر همه رويدادها برخاسته و فقه را از ساختار ويژه و درخشنده اى برخوردار نمايد .

امام خمينى اين مجتهد نوانديش و فقيه نوپرداز , رهبر فكر اين دوره در ابحاث اجتهادى محسوب مى شود , كه با نقش سازنده خود و پايدارى در برابر محدوديت كاربردى اجتهاد در منابع و نيز با مقاومت در برابر محصور بودن آن در شيوه هاى چهارگانه رايج و متداول در طول زمان كه شرح آنها زير عنوان (( تعيين شيوه اجتهادى امام )) خواهد آمد فقه را از چهارچوبهاى محصور كننده رها كرد و با تلاش پى گير و كوشش فراوان جو غالب را بر هم زد و با شجاعت علمى و توان فكرى و نيروى انديشه و قوت بيان و سنت تقليد از شيوه هاى اجتهادى رايج و محدوديت به كارگيرى آن را در منابع شناخت در هم شكست و شيوه نوين استنباطى و توسعه به كارگيرى آن را جايگزين آن كرد و با اين كار توانست روح تازه اى در فقه اجتهادى بدمد و دامنه كاربردى فقاهت را توسعه بخشد و در نتيجه فقه را از نظر مصاديق گسترش دهد . امام بر اساس همين شيوه اجتهادى نهضت اسلامى خود را آغاز و به حكومت اسلامى نظرى و ذهنى و تصورى در خارج عينيت بخشيد . او در اين سبك و شيوه اجتهادى كاروان سالار ديگر مجتهدان گرديد و پيش از او در ادوار هشتگانه اجتهاد تحولات ياد شده در فقاهت و كليت كاربردى اجتهاد در همه منابع و پايه هاى شناختى كه مربوط به فرد و جامعه و حكومت است از فرد ديگرى ديده


صفحه 409

نشده است . كار او نمايانگر اين است كه تفكر فقهى و شيوه اجتهادى در مكتب وى به حدى رسيده بود كه توانايى برخورد و به نقد كشيدن تفكر فقهى و شيوه هاى چهارگانه اجتهادى مجتهدان پيشين را در طول تاريخ داشت .

من بر اين اعتقادم كه تا رسيدن به هدفهاى والاى شيوه اجتهادى امام و گسترش آن , راه طولانى و گردنه هاى صعب العبور در پيش است و طى آن نيازمند تبيين ويژگيها و فوايد آن به طور مداوم از طرف آگاهان و برداشتن سدهاى منفى ذهنى و خارجى از سر راه آنست . با اين وصف , جاى بسى خوش وقتى است كه مى بينيم برخى از انديشمندان , عالمان و فضلاى عميق حوزه علميه به اهميت آن پى برده و با شوق و شعف و با تلاش فراوان براى درك ويژگيها و فوائدى كه دارد آن را مورد ملاحظه و بررسى دقيق قرار داده و مى دهند . و نيز به لطف خداوند مى بينيم برخى از صاحب نظران و فقيهان بر اساس ضوابط و شرايط آن , در ابحاث اجتهادى خود در حال تلاش اند و من مطمئن هستم كه در آينده نزديك شيوه نوين اجتهادى امام نقش خود را در حوزه هاى اجتهادى بتوسط صاحب نظران آگاه ايفاء خواهد كرد .

2 ـ منابع اجتهاد از ديدگاه امام

امام راحل همانند مجتهدان ديگر اماميه منابه اجتهاد را در كتاب و سنت و اجماع و عقل منحصر مى دانست و در اين جهت با ديگر مجتهدان اماميه فرق و تفاوتى نداشت و نيز مانند عالمان پيش از خود منابع ظنى مانند استحسان , مصالح مرسله , قاعده استصلاح , مذهب صحابى , شريعت سلف , و عرف را فى حد نفسه و به عنوان منبع تشريع نپذيرفت , و از قياس , تشبيه و تمثيل در مقام استنباط دورى جست . آرى او قياس منصوص العلة را مانند مجتهدين ديگر در مقام استنباط به عنوان پايه شناخت پذيرفت , ولى برخلاف آنها بر اين بينش و اعتقاد بود كه اصولا نقدى از موارد منصوص العلة به ساير مواردى كه علت درآنها موجود است از باب قياس نمى باشد , بلكه از باب عمل به ظاهر عموم تعليل است و عموم از نوع ظاهر بشمار مىآيد كه حجيت آنها به بناى عقلا ثابت شده است . بجا و مناسب است برخى از مواردى را كه براى منصوص العلة ذكر كرده اند در اينجا يادآور شويم :

الف ـ حكم در مثال معروف : ( لا تشرب الخمر لانه مسكر ) , حرمت آشاميدن خمر است