10 ـ حائرى قمى
آية الله شيخ محمد على حائرى قمى ( م 1358 ) فقيه و اصولى بزرگ نيز در زمينه اصول كتابى به نام مختارالاصول تأليف كرد و بدينوسيله به سهم خويش در تكامل و تدقيق ابحاث اصولى و اجتهادى كوشيد و همچون عالمان اصولى پيش از خود تحقيقات دقيق و استدلالات عميق خود را در عباراتى فشرده بيان داشت .
11 ـ حائرى يزدى
آية الله حاج شيخ عبدالكريم يزدى ( م 1355 ) از شاگردان ميرزاى شيرازى و شيخ فضل الله نورى و آخوند ملامحمد كاظم خراسانى بود و با پيروى از شيوه بحثى شيخ اعظم انصارى به تدقيق و ژرف انديشى پيرامون مسائل اصول و ابحاث اجتهادى و تحكيم قواعد آن پرداخت و سعى فراوان در اين زمينه مبذول داشت و توانست بسيارى از مباحث استدلالى آنها را از نظر دقت و عمق گسترش بخشد و كتابى در اين زمينه بنام الدررالفوائد تأليف و تنظيم نمود كه اين كتاب چون داراى اسلوب جالبى بود از زمان تأليف تا اين زمان مورد استفاده عالمان و دانشوران اصولى بوده است و به آن اهميت داده و مى دهند .
وى پس از بازگشت از حوزه علميه نجف به ايران و توقف كوتاهى در اراك حوزه علميه قم را تأسيس نمود و به تدريس پرداخت و عالمان بزرگى را پرورش داد .
12 ـ اصفهانى
آية الله العظمى شيخ محمد حسين اصفهانى , معروف به كمپانى ( م 1361 ) بدون ترديد در بيشتر علوم بخصوص در علم تفسير و فقه و اصول و حكمت و عرفان و كلام و تاريخ و ادب و شعر و . . . تخصص و تبحرى كم نظير داشت . او بعد از وفات استادش مرحوم آخوند بر كرسى تدريس قرار گرفت و از اين راه توانست به مبانى اصولى محكم و استوار استحكام بخشد و با عباراتى كوتاه , تحقيقات دقيق و گسترده اى را ارائه دهد و نيز توانست با تلاش فراوان صدها فقيه و انديشمند تربيت نمايد و در زمينه اصول كتابى به عنوان نهاية الدرايه در شرح كفاية الاصول كه واقعا مشتمل بر تحقيقات جالب و نيز
كتابى به نام الاصول على نهج الحديث تأليف كرد و آراى دقيق و نظرات موشكافانه خود را در قالب عبارتى كوتاه ولى در عين حال واضح و روشن در آنها بيان داشته است .
13 ـ محمد حسين نائينى
آية الله العظمى شيخ محمد حسين نائينى ( م 1355 ) در سامراء تا سال 1314 از شاگردان سيد محمد فشاركى و سيد اسماعيل صدر و ميرزاى كبير شيرازى بوده و بعد از تاريخ يادشده در نجف اشرف از اعوان و مساعدين آخوند شد و در كارهاى مهم سياسى اجتماعى دينى به او كمك مى كرد و نيز عضو جلسه استفتاء او شد و در نهضت مشروطه با آخوند همكارى كرد و رساله تنبيه الامه و تنزيه الملة را تأليف كرد و در آن دعوت به تشكيل حكومت مشروطه بر اساس مبانى اسلامى نمود و مرحوم آخوند بر آن مقدمه نوشت . بعد از وفات مرحوم آخوند در سال 1329 يكى از مجتهدين بزرگ نجف اشرف محسوب مى گشت و جلسه درس او يكى از پرشكوه ترين جلسات درسى به حساب مىآمد او در مجلس درس آراء دقيق و نظرات موشكافانه خود را در مبانى اجتهادى بيان مى داشته كه عالمان اصولى هنوز به آراى او با ديده تحسين مى نگرند او بتدريج يكى از اصوليان بزرگ شيعه و يگانه عصر خود شد و جلسات تدريس ابحاث اجتهادى او پيوسته مملو از محققان و فضلايى بود كه براى استفاده و كسب فيض در خدمت او حضور داشتند و نوعا مراجع بزرگ و نيز اساتيد مهم حوزه علميه نجف اشرف بيش از نيم قرن از تلاميذ و شاگردان ايشان بوده اند .
14 ـ آقا ضياءالدين عراقى
آية الله العظمى آقا ضياءالدين عراقى ( م 1361 ) نيز همانند شيوه شيخ انصارى در بحثهاى عناصر مشترك اجتهادى و قواعد اصولى تحقيق و تدقيق مى كرد و بعد از وفات استادش مرحوم آخوند بر كرسى تدريس نشست و بتدريج حوزه درسى او يكى از پرشكوهترين محافل درسى در حوزه نجف اشرف محسوب مى گشت زيرا در بحثهاى اصولى مطالب بسيار دقيق و عميق و مستدلى را با عبارت خيلى فشرده مطرح مى كرد و سپس به نقد و تحليل آنها مى پرداخت و در اين زمينه بسيار موفق بود زيرا او با تلاش و كوشش فراوان توانست صدها مجتهد تربيت كند و برخى از آنها از مراجع بزرگ تقليد
شوند . . . او در زمينه علم اصول كتابى به نام المقالات الاصوليه تأليف كرد و آراء و نظرات دقيقى را در ضمن استدلالهاى عميق و متين ارائه داده و بدين جهت از اهميت خاصى برخوردار شد .
در پايان مقام لازم به يادآورى است كه در اين دوره همانگونه كه همگان آگاهى دارند , مراجع بزرگ و عالمان اصولى كم نظيرى در نجف اشرف و قم امثال آيات عظام بروجردى , شاهرودى , حكيم و جز اينها بوده اند كه از راه تدريس و تأليف و تقرير توانستند سهم بسزايى در تكامل و گسترش و دقت در ابحاث اجتهادى و مسائل اصولى داشته و بحثهاى گسترده و مستدلى را مطرح و به نقد و تحليل هاى تازه اى پرداخته و روشهاى نوين و جديدى را در چگونگى استخراج احكام حوادث واقعه از منابع اصلى استنباط پديد آورند , كه به جهت عدم گنجايش از ذكر آنها در اينجا خوددارى شد .
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
دوره هشتم عصر كليت كاربرد اجتهاد با شيوه نوين آن
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
هشتمين دوره از ادوار اجتهاد , دوره كليت كاربرد اجتهاد با شيوه نوين آن در برابر رويدادهاست , اين دوره با همت مجتهد و فقيه برجسته , مجدد قرن امام حاج آقا روح الله خمينى ( نورالله مرقده الشريف )[1409]با تشكيل حكومت اسلامى آغاز و انشاءالله تعالى براى هميشه استمرار خواهد داشت . تكميل ابحاث اين دوره منوط به طرح عناوين زير است :
1 ـ امام خمينى طلايه دار دوره هشتم از ادوار اجتهاد .
2 ـ منابع اجتهاد از ديدگاه امام
3 ـ تعيين ويژگيهاى امام در مقام استنباط احكام الهى از منابع شناخت
4 ـ حكم اجتهاد از ديدگاه امام
5 ـ اجتهاد معتبر از ديدگاه امام
6 ـ تعيين شيوه اجتهادى امام در بين شيوه هاى اجتهادى متداول در طول زمان
7 ـ بررسى مكتب اجتهادى امام و شيوه هاى اجتهادى ديگر از نظر فائده و اثر
8 ـ روش امام در طرح مسائل فقهى
9 ـ نتايج مفيد كار عظيم امام در حوزه فقه اجتهادى
10 ـ شرح پيشينه علمى و اجتهاد براى پيدايش اين دوره
11 ـ قانون تحول اجتهاد به تحول شرائط زمان و مكان از ديدگاه امام
12 ـ دو واژه سنتى و پويا از ديدگاه امام
13 ـ ويژگيهاى و شرايط مجتهد ايدهآل در حكومت اسلامى
14 ـ مسأله تقليد
1 ـ امام خمينى طلايه دار دوره هشتم
با اينكه بيش از چند سال از دوره هشتم از ادوار اجتهاد نمى گذرد حوزه هاى علميه , بلكه جهان اسلام شاهد جنبش فقه اجتهادى مهمى است و مسائل گوناگونى در همه ابعاد فردى , اجتماعى , اقتصادى , سياسى , حقوقى , كيفرى , جزائى رابط بين المللى , و حكومتى در آن مطرح گرديده است , و از آنجا كه طلايه دار آن از يك طرف به والاترين مرتبه استدلال و تحقيق و ژرف انديشى در فقه اجتهادى مجهز بوده و از طرف ديگر به عناصر حكومت اسلامى , از اين رو توانست اجتهاد فقهى را با سبك و شيوه نوينى پديد آورد و به اوج شكوفايى در بعد علمى و عملى رساند و با بكارگيرى آن در همه منابع فردى , اجتماعى و حكومتى به پاسخگويى در برابر همه رويدادها برخاسته و فقه را از ساختار ويژه و درخشنده اى برخوردار نمايد .
امام خمينى اين مجتهد نوانديش و فقيه نوپرداز , رهبر فكر اين دوره در ابحاث اجتهادى محسوب مى شود , كه با نقش سازنده خود و پايدارى در برابر محدوديت كاربردى اجتهاد در منابع و نيز با مقاومت در برابر محصور بودن آن در شيوه هاى چهارگانه رايج و متداول در طول زمان كه شرح آنها زير عنوان (( تعيين شيوه اجتهادى امام )) خواهد آمد فقه را از چهارچوبهاى محصور كننده رها كرد و با تلاش پى گير و كوشش فراوان جو غالب را بر هم زد و با شجاعت علمى و توان فكرى و نيروى انديشه و قوت بيان و سنت تقليد از شيوه هاى اجتهادى رايج و محدوديت به كارگيرى آن را در منابع شناخت در هم شكست و شيوه نوين استنباطى و توسعه به كارگيرى آن را جايگزين آن كرد و با اين كار توانست روح تازه اى در فقه اجتهادى بدمد و دامنه كاربردى فقاهت را توسعه بخشد و در نتيجه فقه را از نظر مصاديق گسترش دهد . امام بر اساس همين شيوه اجتهادى نهضت اسلامى خود را آغاز و به حكومت اسلامى نظرى و ذهنى و تصورى در خارج عينيت بخشيد . او در اين سبك و شيوه اجتهادى كاروان سالار ديگر مجتهدان گرديد و پيش از او در ادوار هشتگانه اجتهاد تحولات ياد شده در فقاهت و كليت كاربردى اجتهاد در همه منابع و پايه هاى شناختى كه مربوط به فرد و جامعه و حكومت است از فرد ديگرى ديده